واگذاری سرای محلات به بخش خصوصی؛ ایده‌ سازنده یا خطای استراتژیك؟!

تهران- ایرناپلاس- چند وقتی است صحبت‌هایی از واگذاری سرای محلات به بخش خصوصی شنیده می‌شود؛ ایده‌ای كه برخی آن را باعث نابودی مدیریت محلی می‌دانند و برخی دیگر می‌گویند می‌تواند به كارآمدتر شدن سرای محلات كمك كند.

نزدیك 20 سال از شروع كار شورایاری‌ها و در كنار آن‌ها سرای محلات، با هدف تقویت مشاركت شهروندان تهرانی در ساماندهی امور پایتخت می‌گذرد. با این حال، آنچه تا امروز واضح بوده این است كه این نهاد نتوانسته به جایگاه و اهدافی كه در اساسنامه اولیه آن تعریف شده، برسد و همچنان مناسبات و ساختار این نهاد محلی مشخص نیست.

موضوع قابل ‌تأمل دیگر این است كه اگرچه قرار بوده سرای محلات به‌صورت مجزا به بهبود محلات و انجام فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و خدماتی اقدام كند، اما امروز عملاً به‌جز این‌كه به‌ بخشی از ساختار عریض و طویل شهرداری تبدیل و در آن ادغام شده، توفیق چندانی نداشته است. به عبارت دیگر، مدیریت محله‌ كه قرار بود با آغاز به كارش باری از دوش مدیریت شهری تهران بردارد، خود به باری سنگین برای شهرداری تبدیل شده است. اگرچه مهدی شیرزاد، سرپرست ستاد مدیریت محله شهر تهران در گفت‌وگو با ایرناپلاس مطرح شدن ایده واگذاری سرای محلات به بخش خصوصی و ان‌جی‌او‌ها را تأیید می‌كند و آن را به نفع مدیریت شهری می‌داند، اما می‌گوید همه چیز به شورای شهر بستگی دارد و آن‌ها باید در این باره تصمیم بگیرند.

**ادغام مدیریت محلی در شهرداری، خطای استراتژیك است

محمدحسین بوچانی، كارشناس شهری است و در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید: ادغام شدن غیررسمی سرای محلات و ساختار آن‌ها در شهرداری، زمینه ساز مسائل جدی برای مدیریت شهری است كه در اكثر شهر‌های كشور به‌ویژه تهران وجود دارد و یكی از دلایلی است كه باعث شده سهم مصارف هزینه‌ای شهرداری‌ها افزایش پیدا كند.

بوچانی ادامه می‌دهد: سال‌ها پیش در تهران فضا‌هایی به نام فضای مدیریت محلی به راه افتاد تا از مشاركت مردم و ساكنان محله برای اداره شهر تهران استفاده شود. در حالی كه در چارچوب مدل اولیه این تصمیم، قرار نبود شورایاری‌ها و سرای محلات در پیكره شهرداری ادغام شوند. بلكه قرار بر این بود این‌ها كمك كنند تا مدیریت شهری در یك محل یا در یك منطقه شهری از مشاركت مردم و ذی‌نفوذان آن منطقه برای رفع نارسایی‌های خدمات شهری و موضوعات فرهنگی و اجتماعی استفاده كند. در واقع هدف این بود كه شهروندان مسائل و مشكلات محله را خودشان رفع كنند و قرار شد شهرداری هم ابتدا نقش تسهیل گری داشته باشد و به‌تدریج همه چیز را به ساكنان محل واگذار كند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، این بود كه این ساختار‌ها در امتداد شهرداری قرار گرفتند و امروز به‌عنوان بخشی از شهرداری تلقی می‌شوند.

به اعتقاد بوچانی این موضوع یك خطای استراتژیك بود و ادامه این روند واقعاً امكان‌پذیر نیست. این‌كه ما بیاییم فضایی را به‌عنوان سرای محله ایجاد كنیم و بعد بگوییم مصارف نگهداشت و هزینه آن را باید شهردار منطقه یا شهرداری مركز تقبل كند، با توجه به محدودیت منابعی كه وجود دارد، میسر نیست. حتی اگر فرض را بر این بگذاریم كه شهرداری محدودیت منابع ندارد هم روش غلطی است. ادغام این نهاد در شهرداری غلط است.

**فاصله گرفتن سرای محلات از مأموریت اصلی خود

نكته بعدی كه این كارشناس شهری به آن اشاره می‌كند این است كه اساساً سرای محلات از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته و لازم است كه یك بار برای همیشه شرح وظایف و اختیارات سرای محلات و هدف از تشكیل این ساختار‌ها مورد واكاوی قرار گیرد. بوچانی می‌افزاید: قرار نبود شهرداری جای بخش خصوصی بنشیند. قرار بود در سرای محلات فعالیت یا خدماتی كه بخش خصوصی در فرهنگسرا‌ها یا آموزشگاه‌ها ارائه می‌كند، انجام شود.

به گفته او با نگاهی به اساسنامه اولیه این نهاد محلی متوجه می‌شویم كه نباید آن‌ها به‌عنوان بخشی از ساختار اجرایی شهرداری تلقی شوند، اما امروز عملاً به نحوی ادغام شده و در بلاتكلیفی به سر می‌برند و از هدف بنیادین خود فاصله گرفته‌اند. بنابراین لازم است این موضوع دوباره مورد بازنگری قرار گیرد.

**شورای شهر باید سریع‌تر تعیین تكلیف كند

در این میان، مهدی شیرزاد، سرپرست ستاد مدیریت محله شهر تهران هم در گفت‌‎وگو با ایرناپلاس تصدیق می‌كند كه سرای محلات به لحاظ حقوقی جایگاه چندان روشن و واضحی ندارد. به گفته او همین موضوع، مسائل مختلفی را برای مدیریت شهری ایجاد كرده كه یكی از آن‌ها كه در حال حاضر مطرح است، بحث شكایت برخی از پرسنل سرا‌های محله به دلیل نداشتن بیمه تأمین اجتماعی است.

شیرزاد می‌افزاید: به همین دلیل لازم است مدیریت شهری و اعضای محترم شورای شهر هر چه سریع‌تر راجع به تعیین تكلیف سرای محله تصمیم‌گیری كنند. البته موضوعات و مسائل دیگری همچون سیاستگذاری محله، مدیریت محله، نسبت آن با شورایاری و هیئت امنا، بحث نحوه بهره‌برداری از سرای محلات، مكانیسم جبران خسارت و ... نیز وجود دارد و همه این‌ها باعث می‌شود چنین ساختاری كه نزدیك به 20 سال از شروع به كارش می‌گذرد، همچنان كارایی لازم را نداشته باشد.

**تشكیل تیم كارشناسی

شیرزاد با تأكید بر اینكه این مسائل، مدیریت شهری را به‌شدت گرفتار كرده است می‌افزاید: ظرف ماه‌های گذشته در دبیرخانه ستاد مدیریت محله، تیم حقوقی خبره و كارشناسی تشكیل شد و سناریو‌های مختلفی مورد بحث قرار داده و تقریباً همه حالات ممكن را بررسی كردند. مواردی مثل این‌كه سرای محلات به بخش خصوصی واگذار شود تا سرای محله توسط پرسنل شهرداری اداره شوند. در واقع، گزینه‌های مختلفی مطرح بوده و این‌ها توسط تیم تخصصی كارشناسی شده است.

با این حال، شیرزاد می‌گوید در نهایت این اعضای شورای شهر هستند كه باید راجع به این موضوع تصمیم بگیرند. سرپرست ستاد مدیریت محله شهر تهران در پاسخ به این سؤال كه بهترین راه‌حلی كه این تیم كارشناسی به آن رسیده‌اند چیست، می‌گوید: این تیم كارشناسی به جمع‌بندی رسیده و پیشنهاداتی دارد، ولی با توجه به پراكندگی نظرات اعضای محترم شورا در این باره واقعاً هیچ‌كدام از این سناریو‌ها را نمی‌توان به‌عنوان جمع‌بندی نهایی و قطعی تلقی كرد؛ بنابراین ما باید منتظر بمانیم كه شورای شهر چه تصمیمی می‌گیرد. ما این موضوع را در سطح مدیریت ارشد شهرداری و شورای شهر در حال پیگیری هستیم. الان هیچ جمع‌بندی قطعی وجود ندارد كه این فضا و این امكانات تمام و كمال بخواهد در اختیار ان‌جی‌او‌ها یا بخش خصوصی قرار گیرد.

**استفاده از ظرفیت سمن‌ها به نفع شهر است

با این حال، شیرزاد نظر شخصی خود در این مورد را این‌گونه بیان می‌كند: این‌كه ما می‌توانیم از ظرفیت سمن‌ها یا تشكل‌های مردمی برای فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی شهر تهران استفاده كنیم هم خیلی خوب است و هم مطلوب به نظر می‌آید و هم این‌كه یك ضرورت برای مدیریت شهری است. در یك شهر با جمعیت بیش از هشت و نیم میلیونی مثل تهران، مدیریت شهری نمی‌تواند تصدی‌گرایانه و متمركز عمل كند و فعالیت فرهنگی و اجتماعی شهر را سامان دهد. ما حتماً به نیرو‌های داوطلب، ان‌جی‌او‌ها و سمن‌ها احتیاج داریم، ولی این اتفاق باید با سازوكار مشخصی انجام شود.

به اعتقاد او حداقل چیزی كه می‌توان گفت: این است كه سیاستگذاری در حوزه فرهنگی و اجتماعی شهر تهران قابل واگذاری به غیر نیست و تا حدی وظیفه حاكمیتی است و نمی‌تواند این وظیفه را به بقیه محول كرد. البته شهرداری هم در چارچوب مناسباتی كه با دولت، وزارت ارشاد و وزارت كشور، شورای اجتماعی كشور و شورای حل اختلاف و مجموعه نهادها و دستگاه‌های حاكمیتی دارد، شرح وظایف مشخصی دارد و نمی‌تواند وظایف ذاتی خودش را كه یكی از آن‌ها سیاستگذاری در برخی مسائل فرهنگی و هنری هست، تمام و كمال به غیر واگذار كند. حداقل اینكه تا امروز به این سیاق عمل شده، مگر این‌كه اعضای شورا تصمیم دیگری بگیرند.

شیرزاد ادامه می‌دهد: به‌طور كلی مطمئناً قرار نیست تصمیم‌گیری و فعالیت‌ها در حوزه فرهنگی و اجتماعی شهر تهران به ان‌جی‌او‌ها یا سمن‌ها واگذار شود و فقط از پتانسیل آن‌ها در این حوزه باید بهره گرفت. چون سیاستگذاری را نمی‌توان واگذار كرد، می‌توان با مشورت با آن‌ها از پتانسیل كارشناسی آن‌ها در فرآیند‌های تصمیم‌سازی استفاده كنیم، ولی تصمیم نهایی باید مدیریت شهری در ذیل مصوبه شورا انجام شود.

**تقویت هویت محلی

او با تأكید بر اینكه با كارآمد شدن فعالیت شورایاری‌ها و سرای محلات هویت محلی تقویت می‌شود، می‌افزاید: ما قطعاً مشكلاتی در حوزه مدیریت محلات و شورایاری‌ها داشتیم و باید تلاش كنیم آن‌ها را رفع كنیم. ولی موضوع این است كه ایده شورایاری، ایده قابل دفاع و درخشانی بوده و اگر انحرافی صورت گرفته، باید تلاش شود تا به ریل اصلی برگردد. من فكر می‌كنم به هر حال در هر زمینه‌ای كه با كمك و مشاركت مردم و با دخیل كردن آن‌ها در تصمیم‌سازی‌ها و حتی اجرای برنامه‌ها فعالیتی را پیش بردیم، نتیجه مثبت گرفتیم و من چشم‌انداز این عرصه را روشن می‌دانم.

البته به گفته او، محله‌گرایی در تضاد با بحث حقوق شهروندی نیست. در واقع بحث این است كه در ایده شورایاری و مشاركت مردم از تمام ظرفیت‌های موجود در محله بهره بگیریم و نباید شرایط به‌گونه‌ای باشد كه شورایاری در انحصار یك طیف و قشر یا صنف خاص باشد. شورایاری متعلق به تمام ساكنان محله است و از هر قشر و صنف و سنی می‌توانند در شورایاری مشاركت داشته باشند.

گزارش از الهام كاظمی