۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۲
کد خبر 83288244
۰ نفر
انتخابي پيچيده به نام «شغل»

تهران- ايرنا- از روزگاران دور، دقيقا از زماني كه انسان زيستن اجتماعي را برگزيد، «شغل» هم به عنوان يكي از مفاهيم پايه‌اي در جامعه شكل گرفت. اگر در عصر پارينه سنگي، شغل براي انسان‌ها تعريفي فراتر از شكارچي، كشاورز و جادوگر قبيله نداشت، امروز در دنيا بيش از 15 هزار شغل وجود دارد.

هر چند آمار دقيقي از تعداد مشاغل موجود در ايران وجود ندارد و بيشتر آمارهاي اشتغال به تعداد موقعيت‌ هاي شغلي ايجادشده يا نرخ بيكاري مربوط مي‌شود، بر اساس برخي گفته‌ هاي مسئولان، در ايران تنها 3 هزار نوع شغل وجود دارد. اين بدان معني است كه بيش از 12 هزار نوع شغل اصلا در ايران وجود ندارند. موضوعي كه بررسي دقيق آن و برنامه ‌ريزي براي ايجاد برخي از اين شغل‌ها، مي‌تواند در بهبود آمار بيكاري مثمرثمر باشد.

تعريف شغل در جامعه و اقتصاد زيربحث ‌هاي فراواني دارد. مسائلي مثل اجباري و داوطلبانه بودن، مدت زمان كار، تكرار فعاليت، مدت زمان اشتغال، تخصص و ... در تعريف از شغل نقش ويژه دارند. همچنين درآمد هم به عنوان يكي از اصلي‌ترين محورهاي مرتبط به شغل شناخته مي‌شود. با اين حال تعريف شغل در آمارهاي اشتغال موضوعي قراردادي است كه مي‌تواند بنا به شرايط تغيير كند. چنان كه در دوره دولت ‌هاي هشتم و نهم، تغيير اين تعاريف با انتقادهاي فراوان همراه بود و تنها به منظور بهبود آمار نرخ بيكاري دانسته شد.

هفته اول ارديبهشت در ايران به عنوان «هفته مشاغل» يا «هفته آشنايي با مشاغل» نامگذاري شده و هدف از اين نامگذاري هم اجراي برنامه‌ هايي به منظور آشنايي دانش ‌آموزان مدارس با شغل‌هاست تا شايد بتوانند بر اساس علاقه خود، زمينه شغلي خويش در آينده را انتخاب كرده و حتي بر اساس آن نياز خود به تحصيلات دانشگاهي يا كسب آموزش ‌هاي فني و رشته مورد نظرشان را بسنجند. هر چند شايد فيلم ‌هاي خارجي بسياري ديده باشيد كه پدر و مادرهاي دانش‌آموزان در يك مدرسه، براي معرفي شغل خود به همكلاسي‌هاي فرزندشان به مدرسه مي‌روند، يا حتي افرادي از خارج مدرسه توسط معلم و مسئولان مدرسه براي توضيح درباره زمينه شغلي ‌شان به كلاس‌هاي درس دعوت مي‌شوند، اما اين رويه در ايران كمتر به چشم مي‌خورد.

در واقع با وجود هفته‌ اي به عنوان مشاغل، برگزاري برنامه ‌هايي بر محور آن در مدارس ايران چندان جدي گرفته نشده است. عمده فعاليت ‌هاي مربوط به اين هفته نيز به مدارس كار و دانش و فني-حرفه‌اي مربوط مي‌شود و شايد همين باعث شده است كه افق ديد دانش ‌آموزان دوره‌ هاي نظري، هميشه روي مشاغلي مثل پزشكي، مهندسي و وكالت متمركز باشد.

شايد هر از چندگاهي، ليست‌ هايي از پردرآمدترين مشاغل حال يا آينده، مشاغل در معرض انقراض و سخت‌ترين شغل ‌هاي جهان و ... ديده‌ايد. اين ليست ‌ها اگر چه ممكن است بر اساس بررسي‌هاي مرجع اعلام آن‌ ها نسبت به يكديگر متفاوت باشند، اما براي برخي راهنماي انتخاب شغل محسوب مي‌شوند. با اين حال بايد اين نكته را در نظر گرفت كه مثلا پردرآمدترين شغل ‌هاي دنيا، الزاما در يك كشور خاص پردرآمدترين نيستند. علاوه بر اين، اين كه شغلي به طور كلي پردرآمد محسوب شود، معني‌اش اين نيست كه همه صاحبان آن شغل همان درآمد مطرح شده را دارند. در واقع به طور كلي، شرايط سنجش يك شغل، پيچيده‌تر از چيزي است كه در نگاه اول به نظر مي‌رسد.

اما نگاه ايراني‌ ها به مقوله شغل چگونه است؟ حسن روحاني، رئيس‌جمهوري ايران، چند ماه پيش به شكل گلايه اين نكته را مطرح كرده بود كه بسياري از ايراني‌ها، شغل را به معني كار دولتي مي‌دانند و انتظار دارند كه فرزندانشان استخدام دولتي شوند. در واقع اين باور نزد بخش بزرگي از جامعه وجود دارد كه تنها اشتغال دولتي را شغل محسوب مي‌كنند. اين موضوع البته دلايل خاص خود را دارد. امتيازهاي ويژه مشاغل دولتي – و البته به طور كلي حاكميتي – در كنار امنيت شغلي، درآمد پايدار و روند ارتقاي مشخص، امروز و فردايي امن و روشن براي شاغلان ايجاد مي‌كند.

اما همه اين جور فكر نمي‌كنند. برخي اين اشتغال كم‏ريسك را دوست ندارند و درآمد بالاتر در مدت كوتاه‏ تر را علي‌رغم برخي ريسك‌هاي احتمالي در مشاغل ديگر ترجيح مي‌دهند. عده‌اي هم دوست دارند براي خودشان كار كنند يا حتي كارآفرين باشند و ديگران برايشان كار كنند. شرايط بازار نشان مي‌دهد كه مشاغل واسطه‌اي و خدماتي نيز بيش از مشاغل توليدي طرفدار دارند.

منبع: روزنامه ابتكار؛ 1398.02.03
گروه اطلاع رساني**9117**9131

ناهيد كه سال‌هاست معلمي مي‌كند و به عنوان مشاور نيز در مدارس فعاليت كرده است، درباره تفاوت‌هاي نگاه دانش‌آموزانش به مقوله اشتغال در طول سال‌هاي گذشته مي‌گويد: «واقعيت اين جاست كه هنوز هم براي والدين و هم براي دانش‌آموزان، مشاغل معروف جالب توجه‌ترند. در واقع مثلا دانش ‌آموزان رشته تجربي اغلب خودشان را در لباس سفيد پزشكي تصور مي‌كنند و نهايتا به دندانپزشكي و داروسازي رضايت دهند.

يا بچه‌هاي رياضي رشته‌هاي شاخص مهندسي مثل برق، عمران، معماري، كامپيوتر و مكانيك را به بقيه رشته‌هايي كه حتي خيلي‌هايشان را نمي‌شناسند ترجيح مي‌دهند». وي ادامه مي‌دهد: «در سال‌ هاي اخير تلاش‌ هاي زيادي شده است كه بچه‌ها را با مشاغل ديگر آشنا كنند. در مدارس غيرانتفاعي يا مدارسي كه به آينده دانش ‌آموزان اهميت بيشتري مي‌دهند، آزمون‌ ها و مشاوره‌ هاي مهارت و استعداد سنجي هم انجام مي‌شود و با سنجش بازار كار فعلي و پيش‌ بيني بازار كار آينده، به دانش‌آموزان پيشنهاداتي مي‌شود. با اين حال بر اساس آن چه ديده‌ام، اين اقدامات هم هر چند در مواردي كارساز است، اما بسياري هم هستند كه روي نگاه كلاسيك خود به شغل پافشاري مي‌كنند».

اين معلم باسابقه ادامه مي‌دهد: «بچه‌ها همچنين به شغل اعضاي نزديك خانواده‌شان همچون پدر، مادر، خواهر، برادر، دايي، عمو و ... نيز توجه ويژه دارند. موفق بودن افراد در شغلشان البته الزاما با معيارهاي منطقي سنجيده نمي‌شود. مثلا اين كه بچه تصور كند فردي درآمد خوبي دارد و مي‌تواند آنچه را بچه هميشه دوست داشته اما آن را نداشته، به راحتي بخرد، شايد باعث شود كه به نظرش شغل خوبي داشته باشد. در واقع معيارهاي جذابيت شغلي براي بچه‌ها با بزرگترها فرق مي‌كند، اما بايد در نظر گرفت كه اين علاقه، حتي بر اساس جنبه‌هاي كاذب، مهم‌ترين محرك كودكان در انتخاب شغل و موفقيت در آن است».

ناهيد تصريح مي‌كند: «براي اين كه فرزندانمان را در انتخاب شغل كمك كنيم، اول بايد دست از آن نگاه سنتي به شغل برداريم و بپذيريم كه دايره مشاغل از چند شغل محدود ذهن ما بسيار وسيع ‌تر است. دوم اين كه بچه ‌ها را مجبور به پذيرش شغلي كه ما دوست داريم نكنيم، بلكه به علايق، استعدادها و توانايي ‌هاي بچه‌ها هم توجه داشته باشيم. سوم اين كه فقط امروز مشاغل را نبينيم، بلكه خودمان يا با كمك مشاوران بسنجيم كه اين شغل‌ها چه آينده‌اي دارند. گاهي شغلي تنها در فاصله رسيدن يك بچه از ميانه مدرسه تا پايان دانشگاه شرايط متفاوتي را تجربه مي‌كند. در نهايت يادمان باشد كه سعي كنيم به جاي ابراز نظر انتزاعي، بچه‌ها را واقعا با انواع مشاغل آشنا كنيم و جنبه ‌هاي خوب و بد و شيريني ‌ها و سختي‌هايش را كنار هم براي او بگوييم تا بتواند بر اساس علاقه و استعدادش بهترين تصميم را بگيرد. مسلما كسي كه با در نظر گرفتن اين مسائل شغلي را انتخاب كند، هم در شغل و زندگيش موفق‌تر خواهد بود و هم فرد مفيدتري براي جامعه خواهد شد».

منبع: روزنامه ابتكار؛ 1398.02.03
گروه اطلاع رساني**9117**9131