۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۱۷
کد خبر 83288218
۰ نفر
سران انقلاب‌هاي عربي در پشت‌پرده هستند

تهران- ايرنا- هشت سال پس از بهار عربي موج ديگري در شمال آفريقا وزيدن گرفته است. تجربه تحولات قبلي -كه با دخالت قدرت‌هاي غربي و دنباله‌روهاي منطقه‌اي، مسير انقلاب‌ها را تغيير داد- مي‌گويد گمانه‌زني درباره سرنوشت انقلاب مردم در الجزاير، سودان يا مراكش خيلي زود است.

تا اينجاي كار حداقل در سودان انقلاب مردم با روي كار آمدن نظاميان منحرف شد. كمك سه ميليارد دلاري عربستان و امارات نيز به تثبيت كودتاگران كمك كرده است. هنوز كسي نمي‌داند رهبران اين انقلاب‌ها چه كساني هستند و چه مختصاتي را براي آينده كشورهايشان ترسيم كرده‌اند. در اين زمينه با سيدهادي سيدافقهي، كارشناس مسائل خاورميانه و شمال آفريقا گفت‌وگو كرده‌ايم.

او معتقد است رهبران قيام هنوز در پشت‌پرده هستند و عمده شعارهاي انقلاب، شعارهاي مدني است. او مي‌گويد جريان‌هاي اسلام‌گرا نيز سعي مي‌كنند شعارهاي مدني همچون مردم‌سالاري و آزادي طرح كنند. اين كارشناس مسائل خاورميانه و شمال آفريقا از نقش امارات و عربستان با پشتيباني و چراغ سبز آمريكا و اتحاديه اروپا مي‌گويد و معتقد است آمريكا پس از شكست طرحش در غرب آسيا، به دنبال تامين منافعش در شمال آفريقاست. متن اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.

**شمال آفريقا در چند ماه گذشته شاهد اتفاقات و التهابات جديدي بوده است، در الجزاير عبدالعزيز بوتفليقه رئيس‌جمهور اين كشور بر اثر اعتراضات مردم استعفا داده و از سوي ديگر عمر البشير رئيس‌جمهور سودان نيز با كودتا توسط نظاميان از كار بركنار شده است. اين تحولات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
اين اتفاقات و تحولات در چند كشور شمال آفريقا جدا از يكديگر نيستند و باهم مرتبطند. اين تحولات از دو منظر قابل بررسي است؛ اول آنكه آمريكا قصد داشت يك‌سري طرح و برنامه‌هايي را در غرب‌ آسيا پياده كند كه كرد، اما با شكست مواجه شد. اين مساله را ترامپ به‌صراحت اعلام كرد كه ما در غرب آسيا هفت‌تريليون دلار هزينه كرده‌ايم ولي شكست خورده‌ايم. البته آمريكا برنامه‌هايش براي گسترش نفوذ و تسلط بر ثروت‌هاي خدادادي شمال آفريقا و غرب آسيا را ادامه خواهد داد. اين نيست كه بگوييم اگر در يكي دو جا شكست خورده است از اين مناطق دست مي‌كشد و برنامه‌هايش را تعطيل مي‌كند، اين را در نظر داشته باشيد. مساله دوم حاكمان اين كشورها هستند كه عملكردشان موفقيت‌آميز نبوده است چه در سودان، چه در الجزاير، چه در ليبي.

مدت زمان زيادي است كه اين حكام قدرت را در دست دارند. به‌مرور زمان سيستم اداري و مالي اين كشورها دچار فسادهاي وحشتناكي شده‌اند و ساختار قبيلگي و هزارفاميلي بر آنها حاكم است. اين بازتاب دارد و بازتاب منفي‌اش در مسائل سياسي، اجتماعي و معيشت مردم تاثير‌گذار است. حالا ما با دو معادله در شمال آفريقا مواجهيم؛ در معادله اول آمريكا مي‌خواهد كمي جابه‌جايي در طرح‌هايش انجام دهد و برخي طرح‌هايش را از غرب آسيا كه در آن شكست خورده است به شمال آفريقا منتقل كند، همزمان مردم شمال آفريقا هم با رژيم‌هاي فاسد اين منطقه درگير شده‌اند.

عمر البشير از ابتدا با كودتا در سودان روي كار آمد و حكومت منتخب صادق المهدي را سرنگون و حدودا بيش از 30 سال بر سودان حكومت كرد. البشير در دوران زمامداري‌اش بخشي از سودان را به صهيونيست‌ها و مسيحيان جنوب اين كشور واگذار كرد. ناحيه جنوب سودان منطقه‌اي سرشار از نفت، طلا، اورانيوم، الماس و منابع آبي است. جنگ‌هاي خانگي در منطقه دارفور و قتل‌عام مردم مسلمان آنجا در غرب سودان، تغيير رويكرد در سياست خارجي، قطع رابطه با ايران، غلتيدن در محور آمريكا و عربستان‌سعودي و ارتجاع عرب و شركت در قتل‌عام مردم مظلوم يمن. سربازان عمر البشير كه در كشتار مردم مسلمان دارفور نقش دارند و نيروهاي ويژه‌اش هنوز در يمن در حال قتل‌عام مردم هستند.

مردم در مقابل اين مفاسد قيام كرده‌اند كه قيامي خودجوش است. حالا كم‌كم شخصيت‌ها و اتحاديه‌هاي معترض در حال نشان دادن خودشان هستند، اما عمده تحركات هم در الجزاير و هم در سودان در حال حاضر تقريبا شبيه هستند. شكل اعتراضات و شيوه و سازوكارهايي كه مردم سودان و الجزاير در پيش گرفته‌اند شبيه هم ديگر است؛ بنابراين آمريكا مي‌خواهد طرح خودش را پياده كند. آمريكا آمده تا نظاميان را تقويت كند. عربستان و امارات را نيز موظف كرده از اين طرح و تقويت نظاميان حمايت كنند.

مردم كشورهاي شمال آفريقا هم اين مساله را متوجه شده‌اند و دارند مقاومت مي‌كنند. براي كنترل خشم مردم سودان هيات حاكمه اين كشور آمد يك حركت نمايشي خيلي طنزگونه‌ را انجام داد. وزير دفاع عمر البشير آمد گفت من وي را دستگير و محاكمه مي‌كنم... تو خودت وزير دفاع البشير هستي مگر مي‌تواني او را بگيري و محاكمه‌اش كني؟!

در ادامه اعتراضات بن‌عوض را برداشتند و آقاي ديگري را گذاشتند كه او نيز از همين باند و گروه آقاي البشير است. پس هدف از اين جابه‌جايي مهره‌هاي نظامي، حفظ تسلط و نفوذ آمريكا، عربستان و امارات در اين منطقه است. در سودان مردم هنوز به اعتراضات خودشان ادامه مي‌دهند كه بگويند ما حكومت نظاميان را قبول نمي‌كنيم. در ابتدا اعلام كردند نظاميان دوسال حكومت را در سودان در دست خواهند داشت و پس از اين دوسال قول داده‌اند كه حكومت را با يك شيب ملايم به غيرنظاميان واگذار كنند. مردم فريب اين حركت نظاميان را نخوردند و با حكومت دوساله نظاميان مخالفت كردند و در حال مقاومت هستند.

**سوالي در اينجا پيش مي‌آيد. آيا آمريكايي‌ها كه در غرب آسيا شكست خورده‌اند، خاكريزهايشان را به شمال آفريقا منتقل كرده‌اند تا دوباره عمليات تازه‌اي شكل دهند و به صورت فعال طرح‌هايشان را دنبال كنند يا در شمال آفريقا نيز مانند غرب آسيا در حال دفاع هستند؟
آمريكايي‌ها كه در غرب آسيا شكست خورده‌اند در حال انجام يك خانه تكاني هستند ولي فعلا تصميم نگرفته‌اند صددرصد از غرب آسيا بروند. فعلا طرح‌هايشان را جابه‌جا كرده‌اند؛ يعني هرچه طرح در غرب آسيا اجرا كرده‌اند با شكست مواجه شده است حالا رفته‌اند و مي‌خواهند روي منطقه شمال آفريقا كار كنند. منطقه شمال آفريقا با غرب آسيا از جهات گوناگون فرهنگي، مردم، تاريخ، منطقه جغرافياي و... متفاوت است.

آمريكا به دنبال حفظ منافع كنوني‌اش و جبران شكست در غرب آسياست. آمريكا مي‌خواست بر سوريه، عراق و يمن مسلط شود زيرا اين سه كشور سرشار از نفت، گاز و موقعيت‌هاي اقتصادي بودند و در هر سه كشور هم طبق اعتراف ترامپ طرح‌هايشان شكست‌خورده است. در يمن تا حدود زيادي نتايج مشخص شده ولي در عراق و سوريه قطعا طرح آمريكا شكست‌خورده است. گرچه ما نمي‌توانيم نسبت به حضور نيروهاي نظامي آمريكا در عراق چشم‌پوشي كنيم ولي طرح‌شان ناكام ماند. آنها در نظر داشتند با داعش هم بر سوريه و هم بر عراق مسلط شوند و ايران را محاصره و منابع منطقه را غارت كنند. اين شكست باعث شد آنها به دنبال اجراي طرح‌هايشان در منطقه‌اي ديگر بروند.

منابع نفتي ليبي از مرغوب‌ترين نوع نفت جهان است. اين كشور موقعيت استراتژيكي در كرانه‌هاي جنوبي درياي مديترانه دارد و هركسي در آنجا مستقر شود بر بخشي از مديترانه مسلط شده است و مي‌تواند پايگاه‌هاي دريايي و هوايي در اين كشور احداث كند. در سودان كه منطقه بسيار مهمي است منابع سرشاري از نفت، گاز، طلا و اورانيوم وجود دارد و اين كشور ذخاير و معادن زيادي دارد اما دولت سودان برنامه‌اي براي بهره‌برداري از آنها ندارد و فساد مالي و اداري موجود در اين كشور نيز مانع از اين شده است كه مردم سودان بتوانند از اين ثروت‌هاي خدادادي بهره‌مند شوند. آمريكا دنبال اين است كه منافعش در مصر، تونس و مغرب را حفظ كند و [در كنار آن] با كسب نفوذ در كشورهاي ديگر در شمال آفريقا، خسارت‌هايي را كه در غرب آسيا متحمل شده، جبران كند. البته آمريكا در شمال آفريقا رقبايي جدي‌ [مثل چين و اروپا ]دارد و نمي‌تواند به‌سادگي طرح‌هاي خودش را در آنجا پياده كند.

**يارگيري‌ها در شمال آفريقا به چه صورتي است؟ چه گروه‌هايي در اين اعتراضات حضور دارند؟ اين يارگيري‌ها در عرصه بين‌المللي به چه شكلي است؟
يارگيري آمريكايي‌ها در عرصه داخلي اين كشورها يك يارگيري سنتي و ديرينه است. آمريكا بيشترين ظرفيت‌هاي نفوذي خودش را در سازمان‌هاي نظامي، اطلاعاتي و امنيتي ايجاد مي‌كند. مساله دوم در ارتباط با يارگيري خارجي آمريكا در شمال آفريقا اين است كه آمريكا در اينجا يك‌سري يار-رقيب دارد كه كشورهاي اروپايي هستند. يار-رقيب يعني درست است من با شما همسو هستم ولي اين همسويي تا زماني است كه منافع‌مان با يكديگر به تناقض، تضاد و درگيري نكشد. هم‌اكنون آمريكا و اتحاديه اروپا در يك جنگ تمام‌عيار تجاري، بازرگاني و گمركي با يكديگر قرار دارند.

درخصوص همين مساله ليبي كه هنوز درگيري‌ها بين ارتش ملي به فرماندهي خليفه حفتر [مورد حمايت مصر، فرانسه، عربستان و امارات] و نيروهاي دولت رسمي فايز [سراج مورد حمايت قطر و تركيه] ادامه دارد. در اين درگيري‌ها هر طرفي يك يار-رقيب دارد و يك يار. به عربستان و امارات نمي‌شود گفت يار-رقيب؛ آنها يار يا شايد نوكرند، آمريكا به اينها دستور مي‌دهد و [ به دنبال آن] امارات از انتهاي خليج‌فارس، در شمال آفريقا دخالت مي‌كند. واقعا امارات اين قدرت را دارد؟ عربستان سعودي كه الان خودش در يمن گير كرده است اين توان را دارد كه در شمال آفريقا با اين وضوح دخالت كند؟ اين دخالت‌ها با حمايت آمريكا و چراغ سبز اتحاديه اروپاست.

بنابراين يارگيري آمريكا يك يارگيري سنتي است. [علاوه‌بر اين آمريكا] يك يار پنهان نيز دارد كه آن نفوذ، مو‌ج‌سواري و دور زدن انقلاب‌هاي مردمي است. [اين] همان پديده‌اي است كه در سال 2011 تحت عنوان بيداري اسلامي از تونس شروع شد و سپس به ليبي، مصر و يمن رفت اما متاسفانه مردم به اهدافي كه مي‌خواستند نرسيدند و از شعارهايشان كه عمدتا اسلامي بود، نتيجه‌اي نگرفتند. امروز در سودان و در الجزاير چند ميليون آدم به سطح خيابان‌ها مي‌آيند ولي يك نفر شعارهاي اسلامي نمي‌دهد، [چرا؟] زيرا ديدند ضربه خورده‌اند و آمريكا آنها را دور زده و وجهه اسلام‌گرايان را خراب كرده است.

اما امروز مردم به دنبال تحقق عدالت و دموكراسي حقيقي‌ و بحث شفافيت و كوتاه كردن دست ژنرال‌ها هستند. آمريكا نيز مي‌خواهد با نفوذ دوباره در اين اعتراضات و ايجاد ان‌جي‌او‌هاي مصنوعي و جريان‌سازي در فضاي مجازي خواست‌هاي مردم را دور بزند. اين ابزارها، ياران پنهان آمريكا در داخل اين كشورهاي شمال آفريقا هستند.

**گفتيد مردم كشورهاي شمال آفريقا از گروه‌هاي اسلام‌گرا رويگردان شدند. در حال حاضر چه گروه‌هايي با چه گرايش‌هايي به ميدان آمده‌اند آيا نقش گروه‌هاي اسلامي به صفر رسيده است يا آنها نيز در سطوحي حضور دارند.
[گروه‌هاي اسلام‌گرا] حضور دارند ولي ادبيات‌شان را عوض كرد‌ه‌اند زيرا شعارهايشان در موج اول اعتراضات 2011 به جايي نرسيد. هم‌اكنون دولت‌هاي سودان و الجزاير شعار اسلامي مي‌دهند و مي‌خواهند مردم را فريب دهند درحالي كه خود مردم در سطح خيابان‌هاي الجزاير، سودان و تونس ديگر شعار اسلامي نمي‌دهند. مردم در حال حاضر شعار دموكراسي، آزادي‌خواهي، آزادي‌بيان، آزادي‌مطبوعات و انديشه مي‌دهند و بيشتر جامعه مدني را مطرح مي‌كنند.

جريانات اسلام‌گرا بين مردم هستند ولي فهميده‌اند ديگر آن شعارهاي اسلامي را مردم پيگيري نخواهند كرد. گروه‌هاي اسلام‌گرا نوع شعارهايشان را عوض كرده‌اند و در ميان مردم حضور دارند. در تونس راشد الغنوشي و جريان اخوان‌المسلمين پس از فرار ديكتاتور بن‌علي بر كشور مسلط شد و نيمي از پارلمان و نخست‌وزيري دست‌شان بود و رئيس‌جمهور هم‌پيمان با خودشان منصف المروزقي را آوردند ولي شكست خوردند و عقب‌نشيني كردند. در مصر نيز همينطور حدود يك‌سال اخوان‌المسلمين مجلس را قبضه و مطبوعات را خفه كرد، ولي بعد از آن عليه‌شان كودتا شد و آنها هم شكست خوردند. بنابراين الان نوع و ادبيات عوض شده است اما اسلام‌گراها همچنان در صحنه هستند.
**اخوان هم حضور دارد؟
بله، حضور دارد ولي نوع بيان و كليدواژه‌هايشان را عوض كرده‌اند. البته در سودان اخوان متهم است، زيرا عمر البشير در ابتدا با حمايت اخواني‌ها روي كار آمد و در ليبي نيز بسياري از گروه‌هايي كه اسلحه دارند و با نيروهاي خليفه حفتر مي‌جنگند اخواني هستند. در تونس راشد الغنوشي اخواني است اما ديگر شعارهاي اسلامي نمي‌دهد. او علنا آمد و گفت ما دين را در سياست دخالت نمي‌دهيم، ما به‌عنوان حركت جبهه النهضه يك حزب اسلام‌گرا هستيم ولي مشاركت‌مان در حيات سياسي ايدئولوژيك نيست. ما بر اساس قواعد دموكراتيك در دولت و مجلس مشاركت سياسي خواهيم داشت.

**اعتراضات شمال آفريقا پس بيشتر در دست روشنفكران است؟
نه، مردم و عوام هم هستند. تظاهرات خودجوش است.

**يعني اعتراضات بي‌سر است؟
در حال حاضر خودجوش است و كم‌كم سرها نيز خودشان را نشان خواهند داد، زيرا اگر زود اعلام كنند سران انقلاب را مي‌زنند. به همين دليل [سران انقلاب] در پشت‌پرده هستند. براي مثال در الجزاير گروه‌هاي صنفي و اتحاديه‌هاي صنفي پيشرو هستند.

**اتحاديه‌هاي صنفي يك عنوان عام است. به‌طور ملموس چه اصنافي هستند؟
حقوقدانان در الجزاير مرتب بيانيه مي‌دهند و مردم را به تظاهرات دعوت مي‌كنند. بايد منتظر ماند و ديد اينها چه كساني هستند. اصناف مختلفند، ولي جرياني ديگر به‌عنوان يك جريان سياسي وجود ندارد و بيشتر مي‌خواهند وانمود كنند مردم در اين قيام هستند. مي‌گويند ما جزء لايه‌هاي مردم هستيم؛ عده‌اي وكيل دادگستري، پزشك، خبرنگار بدون‌مرز و اصناف بازار در اين قيام حضور دارند. اينها در قالب‌هاي حزبي، ايدئولوژيك سياسي و تشكيلاتي كلاسيك تقسيم‌بندي نمي‌شوند.

**سعي دارند چهره‌اي غيرمذهبي را از خود نشان بدهند؟
اشتباه نشود اينها ضدمذهبي نيستند. شعارهايي كه سال 2011 پيرامون اسلام و حكومت اسلامي سر داده شد، ديگر مطرح نشده؛ نه در سودان شنيده شده است و نه در الجزاير. جاب‌الله كه خودش رهبر يك جنبش اسلامي است، هم‌اكنون عضو شوراي رهبري قيام‌هاي مردمي است اما هيچ‌گاه شعارهاي اسلامي نداده. طرفدارانش در خيابان شعارهاي اسلامي نمي‌دهند بلكه شعارهاي آزادي‌خواهي، عدالت و مبارزه با فساد را مطرح مي‌كنند. چنين شعارهايي براي مردم عامي گيراتر است. مردم نمي‌گويند اسلام‌گراها بد هستند، ولي مي‌گويند آنها آمدند ولي نتوانستند كاري انجام دهند. حالا مردم آمده‌اند خودشان مسير حكومت‌شان را مشخص كنند و هركسي و هر گروهي هم كه مي‌خواهد مي‌تواند بيايد و خودش را عرضه كند؛ در انتخابات شركت كند و وارد حكومت شود.

**جايگزين گروه‌هاي اسلامي در اين اعتراضات چه گروه‌هايي هستند؟
گروه‌هاي اسلامي در صحنه‌اند و ميدان را خالي نكرده‌اند ولي رويكردشان «مدني» است. منظورم از رويكرد مدني، رويكرد «ليبرال» نيست. رويكرد ليبرال يعني جدايي دين از سياست و جدايي ارزش‌ها از دنياي مردم. در آفريقا اين‌ [گرايش‌ها] نيست. خيزش و شعارها هم‌اكنون عمومي، آزادي‌خواهانه و عدالت‌خواهانه است. اسلام‌گرايان نيز مي‌توانند همين شعارها را مطرح كنند، وقتي گروه‌هاي اسلام‌گرا بتوانند از مردم راي بگيرند و در حاكميت مشاركت كنند، دوباره برمي‌گردند شعارهاي اسلامي‌شان را تكرار يا همان شعارهاي اسلامي را در قالب نوين مطرح مي‌كنند، براي جواب اين سوالات بايد منتظر مراحل بعدي اعتراضات باشيم.

منبع: روزنامه فرهيختگان؛ 1398،02،03
گروه اطلاع رساني**2059**9131