حكایت سیلاب و سمن؛ سمن ها در سیل اخیر چه كردند؟_عبدالصمد محمودی*

تهران- ایرنا- معمولا زمانی كه بحرانی در یك كشور یا منطقه اتفاق می افتد سازمان های مردم نهاد(NGO)از جمله سازمان هایی هستند كه در این مواقع در كنار دولت ها و سازمان ها تخصصی و امدادی دیگر به مدیریت بحران كمك می كنند.

در واقع این سازمان ها به دلیل دانش تخصصی و توان تشكل یابی و تقسیم كار بالایی كه دارند قادرند بیشترین كارآمدی را در بازگرداندن شرایط نرمال به منطقه بحران زده داشته باشند. اما مهمتر از همه اینها حس اعتماد و اقدام به مشاركت بالایی است كه شهروندان مدنی به فراخوان های این NGOها در طول سالیان پ‍‍یدا كرده اند. حسی كه می تواند باعث ساماندهی اوضاع بحرانی از منظر مالی روانی و اجتماعی- بلافاصله پس از بحران- شود. اما سوال این است كه چرا در طی بحران های طبیعی و انسانی اخیری كه در كشور ما اتفاق افتاده، سمن های ما چنان كه باید و شاید نتوانسته اند كه حضور موفق و همه جانبه(قابل انتظاری) در این سوانح داشته باشند؟! آیا این امر صرفا ریشه در علل بیرونی(بیرون از كنترل سمن ها) دارد؟ یا اینكه خودِ آن ها(بجز تعداد معدودی از آن ها) نیز چندان كه باید و شاید نتوانسته اند در حوزه كاری خویش موفق عمل كنند؟
بر كسی پوشیده نیست كه كار در سمن ها یك امر داوطلبانه و غیرانتفاعی است و در نتیجه پیوستن به آن ها و فعالیت مستمر در آن ها نیازمند نوعی ایثارگری است. اما با وجود یك فرهنگ دینی و سنتی قوی در حوزه كمك به همنوع، خیلی در این زمینه بویژه در هنگامه بحران خوب عمل نمی كنیم. چرا؟! می دانم كه بخشی از پاسخ به این سوال را می توان در كم توانی اقتصادی مردم و سمن ها و عوامل خارج از كنترل و نظارت اعضای آن ها از جمله فشارها و محدودیت های فراقانونی جست اما بر این باورم كه این تنها علت نیست و بخش عمده ای از آن به ریشه در عوامل درونی دارد. از جمله این دلایل درونی را می توان اینگونه برشمرد:
1-عمدتا سمن های ما در كشور از نوع 'خیریه های سنتی' هستند؛ به طور مثال در یكی از استان های بزرگ كشور حدود 80 درصد از سمن های استان از نوع خیریه های سنتی هستند. گرچه اساسا ماهیت كار یك سمن از نوع بخشش بدون منت محسوب می شود و به همین سیاق می توان كلیه اقدامات سمن ها در هر حوزه ای را خیریه ای شمرد. اما این بخشش در خیریه های ما عمدتا سنتی و معطوف به خرید كالاهای اساسی، خرید جهیزیه و یا كمك های نقدی به مستمندان و نیازمندان است. این در حالی است كه در بیشتر كشورهای دنیا عمده كمك های خیریه ای معطوف به توانمندسازی جمعیت تحت پوشش و یا توانمندسازی سیستم های بهداشتی آموزشی اجتماعی یا محیط زیستی می شود. همچنین قابل ذكر است كه در بسیاری از كشورهای دنیا شاهد رشد بسیار بالای سمن های تخصصی هستیم. سمن هایی كه كار آن ها حمایت از میراث فرهنگی، حقوق بشر، بهداشت، آب سلامت، صلح، كارگران و عدالت و آزادی و... است. چه بسا در برخی از این كشورها عِدّه و عُدّه این نوع سمن ها بیش از خیریه هاست.
2-شبكه سازی بین سمن ها در ایران بسیار كم است. به عبارت دیگر، متاسفانه در ایران به دلیل پایین بودن میزان كارجمعی سمن ها با یكدیگر و البته برخی محدودیت های شناختی آن ها از اهمیت این مساله و برخی محدودیت های فراقانونی، امكان شبكه سازی بین سمن های فعال ملی و استانی فعال در یك یا چندین حوزه تخصصی از جمله بهداشت، محیط زیست و... بسیار پایین است و این امر امكان همرسانی تجربیات سمن ها با یكدیگر و انباشت تجربه و امكانات برای بسیج و البته تقسیم در مواقع ضروری از جمله بحران ها را می گیرد. بد نیست اشاره شود كه «شبكه تغییرات آب و هوا»(Climate change Network) یك سازمان مردم نهاد متشكل از 365 سمن از كشورها و مناطق مختلف دنیاست و شامل گروه های بسیار معروفی چون «گروه صلح سبز»، «دوستان زمین»، «صندوق جهانی حیات وحش» است. این شبكه بر خود می بالد كه بیش از 20 میلیون عضو در سراسر جهان دارد.
3-متاسفانه سمن های ما بدلیل ضعف دانشی و البته توان پایین در گستراندن عمق دامنه و نفوذ اجتماعی خود به توده های مردم، قادر نیستند به اعضای افتخاری و داوطلب خود به صورت سالانه چندان بیفزایند. مسلما بخش اعظمی از این مساله به عدم توان گفتمان سازی آن ها در حیطه كار تخصصی خود به مردم بر می گردد. از 528 سمن مورد بررسی در یكی از استان های بزرگ كشور مشخص شد كه تنها 20 تا از آن ها توانسته بودند كه به صورت سالانه كمتر از نیم درصد به اعضای افتخاری یا جمعیت تحت پوشش خود در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته بیفزایند. قابل توجه است كه تعداد اعضای افتخاری این 528 تشكل، برابر با تنها دو دهم درصد از كل جمعیت استان بود.
4-عدم اطلاع سمن ها از تجربه همتایان داخلی و خارجی خود؛ متاسفانه بسیاری از این سمن ها بدلیل عدم ارتباط با همتایان داخلی و خارجی خود و البته عدم مطالعه متون و تجربیات دیگران، قادر به درانداختن طرحی نو در حوزه تخصصی خود نیستند. برخی اوقات نیز مشاهده شده كه حتی قادر به انجام كارهای مشابه در منطقه مورد پوشش خود نبودند و به نوعی ركود و انفعال دچار شده بودند. به طوری كه پس از مدتی به دلیل عدم فعالیت، لغو مجوز می شدند. قابل تامل است كه به دلیل همین ضعف و البته برخی موارد دیگر، در همین استان بزرگ كشور در طول این سال ها حتی یك سمن بعنوان 'سمن ملی' وجود نداشت. یعنی ما با برندی چون جمعیت امام علی(ع) یا خیریه محك و... روبرو نبودیم و چنین سمنی در طول این سال ها رشد نكرده بود.
5-عمده سمن ها اطلاعات دقیقی از منطقه و محدوده مورد پوشش خود ندارند و این امر ابتكار عمل را از آن ها می گیرد. به طور مثال برخی از سمن های فعال در حوزه زنان سررپرست خانوار یا كودكان بی سرپرست و... هنوز نمی دانستند كه در محدوده عملشان چند زن یا كودك بی سرپرست وجود دارد؟ چندتا از آن ها تا الان تحت پوشش قرار گرفته بودند؟ چه نیازها و احتیاجاتی دارند؟ چه شغل یا درآمدی در آن منطقه وجود دارد كه این زنان می توانستند بخشی از آن را از طریق آموزش تخصص از آنِ خود كنند؟ و... . این در حالی است كه داشتن یك پایگاه اطلاعاتی جامع از جمعیت و منطقه تحت پوشش و آموزش های لازم آن ها و... حداقل چیزی است كه یك سمن باید داشته باشد تا بتواند در مواقع موردنیاز به صورت موثر عمل كند.
6-پایین بودن تعداد اعضای زن در تشكل ها؛ در همین استان مورد بررسی تنها نیم درصد از جمعیت زنان، عضو تشكل های استان بودند. این در حالی است كه رقم مردان در همین استان حدود 3 تا 4 برابر آن بود(گرچه در قیاس با جمعیت كل، جمعیت مردان متشكل نیز بسیار پایین بود). باید توجه داشت كه در جامعه ما بخش عمده ای از جمعیت آسیب پذیر، زنان هستند و تنها با زنانی آموزش دیده و متشكل می توان اوضاع این طیف از جامعه را سامان بهتری داد.
به این موارد می توان موارد متعدد دیگری اضافه كرد، اما نكته مهم این است كه متاسفانه كُمَیت مان در این زمینه می لنگد و این امر زمانی بیشتر رخ می نمایاند كه حادثه ای چون سیلاب اخیر یا زلزله كرمانشاه و... اتفاق بیفتد. آن زمان است كه در می یابیم كه چقدر ما در این زمینه ضعیف عمل كردیم و كم توجه بودیم، آنگاه كه دولت و نهادهای رسمی، خود، از توان چندانی برای كمك رسانی و ساماندهی سریع بحران (در حین و پس ازآن) از ابعاد مختلف برخوردار نیستند و از سمن هایی كه از قدرت بسیج امكانات و انباشت تجربه و دانش با تقسیم كار مشخص برای جذب كمك ها و كمك رسانی داشته باشند نیز خبری نیست.
.....................................................................................................
*دكترای ارتباطات