۲۷ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۶
کد خبر 83280217
۰ نفر
ترامپ به دنبال مذاكره و معامله با ایران است

تهران- ایرنا- «امیر موسوی» كارشناس مسایل استراتژیك گفت: معتقدم ترامپ دنبال مذاكره است او اهل معامله است و اگر در نهایت روند ناكامی او در پیگیری فشارها علیه ایران ادامه یابد و شرایط گفت‌وگو مهیا شود، از این اقدام استقبال می‌كند. البته شرایط ایران مهم است كه بپذیرد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا در راستای ایفای رسالت آگاهی بخشی به انعكاس برجسته ترین گزارش های روزنامه های مختلف با عناوینی چون «ترامپ به دنبال مذاكره و معامله با ایران است، بحران بیكارای فارغ‌التحصیلان، درس از سیل گمیشان و آق‌قلا، پرش تاریخی بورس به ابركانال، ممنوعیت نام «كوروش»، از واقعیت تا تكذیب، فراتر از مویه، چماق فتنه برای حذف رقیب نباشد، پرستاران آهسته می میرند!، دولت به دنبال راهكاری دیگر و بازگشت سیاسی تختی» پرداخته است در ادامه به بازتاب گزیده ای از این مطالب می پردازیم:

** ترامپ به دنبال مذاكره و معامله با ایران است
روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «ترامپ به دنبال مذاكره و معامله با ایران است» در گفت وگو با امیر موسوی كارشناس مسایل استراتژیك و دیپلمات سابق ایران آورد: پس از اقدام امریكا مبنی بر قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی این كشور و اقدام متقابل جمهوری اسلامی در تروریست خواندن نیروهای ارتش امریكا و سنتكام در خاورمیانه تنش‌ها میان تهران و واشنگتن بالا گرفته است. این برای اولین بار بود كه امریكا یك نیروی نظامی رسمی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار می‌داد.

امیر موسوی درباره این اقدام و تبعات آن بر مواجهه میدانی نیروهای نظامی ایران و امریكا در منطقه گفت: قرار دادن نام سپاه در فهرست تحریم‌های امریكا را باید از منظر تحولات جاری منطقه و تقابل نیروی محور مقاومت با نیروهای ائتلافی امریكا و اسرائیل در خاورمیانه بررسی كرد. در این چارچوب برخلاف آنچه رژیم اسرائیل از زمان معاهده كمپ دیوید دنبال می‌كرد یعنی خواهان این بود كه همه كشورهای اطراف فلسطین اشغالی سازشكار بوده و ارتش‌هایشان ضعیف و تابع نقشه‌های امریكا و اسرائیل حركت كنند، روند تحولات بر پایه این هدف پیش نرفت.

وی درباره هدف امریكا از این فشارها افزود: معتقدم ترامپ دنبال مذاكره است او اهل معامله است و اگر در نهایت روند ناكامی او در پیگیری فشارها علیه ایران ادامه یابد و شرایط گفت‌وگو مهیا شود، از این اقدام استقبال می‌كند. البته شرایط ایران مهم است كه بپذیرد و من فكر می‌كنم جمهوری اسلامی ایران این آمادگی را دارد كه اگر فضا منطقی شود و امریكا شرایط معقول را بپذیرد مذاكره كند. امریكا در نهایت ناچار به گفت‌وگو با «ایران» می‌شود چنان كه وزیر خزانه‌داری امریكا بعد از تحریم سپاه گفت می‌خواهیم با ایران گفت‌وگوی عادلانه داشته باشیم.

** بحران بیكاری فارغ‌التحصیلان
روزنامه «ابتكار» در گزارشی با عنوان «بحران بیكاری فارغ‌التحصیلان» نوشت: بیكاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در حال تبدیل شدن به یك بحران در كشور است و روز‌به‌روز هم شاهد افزایش جمعیت آنها هستیم؛ موضوعی كه به نظر می‌رسد قبل از رسیدن به هشدار باید فكری برای آن شود.

اخیرا حبیب‌الله كشت‌زر، نماینده بهبهان در مجلس شورای اسلامی، بیكاری را معضل اصلی كشور توصیف كرد و گفت: «اكنون با معضلی بزرگ‌تر از بیكاری روبه‌رو هستیم و آن چالش، فارغ‌التحصیلان بیكار دانشگاهی است. در حال حاضر بیش از 25 هزار بیكار در حوزه انتخابیه‌ام وجود دارد كه بیشتر آنان تحصیل‌كردگان دانشگاهی هستند». مطرح شدن این مسئله نشان می‌دهد كه وضعیت به نسبت سال‌های گذشته حساس‌تر شده است و ما با سیل عظیمی از بیكاران دارای مدرك دانشگاهی روبه‌رو هستیم.

وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و استاد دانشگاه، عامل بیكاری تحصیل‌كرده‌های دانشگاهی را شكاف عظیم میان نظام آموزشی و كاری اقتصاد ایران می‌داند و در‌‌این‌باره می‌گوید: مسئله اساسی اقتصادی ایران این است كه بین نظام آموزش و نظام كار ایران یك شكاف عمیق وجود دارد. من معتقدم دانشگاه عملا به یك نهادی برای صدور مدرك تبدیل شده است. وی می‌افزاید: بازار كار ما دارای شكاف عمیقی با نظام آموزشی است، به عبارتی دیگر نظام آموزشی در مسیر خودش حركت می‌كند و نظام كار هم در مسیر دیگری ادامه می‌دهد و هیچ ارتباط سازمان‌یافته‌ای میان آنها مشاهده نمی‌شود.

** درس از سیل گمیشان و آق‌قلا
روزنامه «اعتماد» در گزارشی با عنوان «درس از سیل گمیشان و آق‌قلا» در گفت وگو با علی گلكاریان دكتری آبخیزداری از دانشگاه تهران و استادیار دانشكده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه فردوسی مشهد، می نویسد: بارش باران‌های سیل‌آسا در گذشته سابقه داشته و در حال حاضر نیز امكان تكرار آنها با شرایط جدید اقلیمی كاملا قابل انتظار است بنابراین باید با یك برنامه‌ریزی دقیق و در فازهای كوتاه، میان و بلندمدت اقداماتی را برای حفظ و احیای مناطق بالادست جهت به حداقل رساندن روان‌آب‌های سریع از طریق كنترل و نفوذ بارش انجام داد. تكنیك‌های متعددی برای استحصال آب باران وجود دارد كه می‌توان با یك برنامه‌ریزی دقیق و اجرای صحیح آنها، حجم قابل قبولی از بارش‌ها را ذخیره و در زمان مناسب مورد استفاده قرار داد.

بدیهی است در كلیه امور افراط و تفریط پسندیده نیست. این روزها افراد مختلف و از دیدگاه‌های متفاوتی به موضوع سیل پرداخته‌اند، تصمیم‌گیری‌های هیجانی در این زمینه معمولا نه تنها مشكل را حل نكرده بلكه در بسیاری از موارد به مشكلات موجود نیز می‌افزاید، از جمله این موارد داغ شدن بحث سدسازی است. همان‌گونه كه قبلا نیز عرض كردم در كشورهای پیشرفته دنیا ساخت سدهای بزرگ تنها در شرایط خاص و با ارایه دلایل محكم انجام می‌‌شود. اینجانب به‌طور كلی با ساخت سد مخالف نیستم اما اخذ تصمیمات هیجانی و تصمیم بر توسعه‌های نامتوازن هیچ كمكی به طبیعت كشور نمی‌كند.

رعایت حریم رودخانه‌ها و لایروبی منظم آنها توان طبیعی آنها را در تخلیه سیلاب‌های احتمالی حفظ كرده و خطرات سیل را كاهش می‌دهد. انجام مطالعات آبخیزداری شهری در كلیه شهرهای در معرض سیل و اجرای اقدامات پیشنهاد شده در این مورد جهت كنترل و مدیریت روان آب‌های شهری ضروری است.

** پرش تاریخی بورس به ابركانال
روزنامه «دنیای اقتصاد» در گزارشی با عنوان «پرش تاریخی بورس به ابركانال»، آورد: شاخص كل بورس تهران طی معاملات روز گذشته به روند صعودی خود ادامه داد و با جهشی پنج كانالی، سقفی جدید در كارنامه تاریخی این بازار ثبت كرد. ورود پول‌های تازه، ارزش معاملات خرد سهام را به بیشترین مقدار در 6 ماه اخیر رساند و با غلبه بر دیگر عوامل اثرگذار، زمینه رشد 5722 واحدی شاخص سهام و ورود این نماگر به ابركانال 200 هزار واحدی را فراهم كرد. با احتساب این میزان رشد، بازدهی شاخص كل بورس تهران از ابتدای سال و طی 13 روز معاملاتی به 13 درصد رسید.

برخلاف تصور عمومی كه عبور سهام از محدوده فعلی را به‌خاطر برخی گذشته‌نگری‌های عموما تكنیكال محتمل نمی‌دانست، قدرت نقدینگی توانست فضا را با محرك‌های بنیادی هماهنگ كند. به این ترتیب نه‌تنها شاهد عبور از مرزهای روانی شاخص سهام بودیم، بلكه دیروز حدود 90 درصد از نمادهای بورسی در محدوده سبز تابلو به معاملات خود پایان دادند. با این حال، رشد‌های دسته‌جمعی و پرشتاب گروه‌های بورسی می‌تواند هشداری برای معامله‌گرانی باشد كه بدون توجه به عیار ارزندگی سهام به صف خریداران می‌پیوندند. بنابراین به‌منظور جلوگیری از هیجانی شدن فضای معاملات و پایداری دوره رونق باید تفكیك سهام بر مبنای معیارهای تحلیلی مدنظر فعالان بورسی و به‌ویژه تازه‌واردها قرار گیرد.

**ممنوعیت نام «كوروش»، از واقعیت تا تكذیب
روزنامه «مردم سالاری» با درج تیتر «ممنوعیت نام «كوروش»، از واقعیت تا تكذیب» می نویسد: هنگامی كه پدران و مادران ایرانی برای گزینش نام «كورش» برای پسران تازه متولدشده‌شان به تارنمای سازمان ثبت احوال كشور مراجعه می‌كنند و از بخش «درخواست انتخاب نام» نام «كورش» را وارد می‌كنند با پیام «امكان درخواست این نام وجود ندارد» روبه‌رو می‌شوند. جست‌وجوی نام كورش با املای دیگرش «كوروش» نیز دستاوردی جز این ندارد. هرچند پس از ساعاتی سازمان ثبت احوال این خبر را تكذیب كرد، اما گزارش خبرنگار «مردم سالاری آنلاین» نشان می‌داد كه كورش تنها نامی بود كه در سایت ثبت احوال ثبت نمی‌شد!

صبح دیروز، دوشنبه، سازمان ثبت احوال در پاسخ به پرسش خبرنگار «مردم‌سالاری آنلاین» در مورد اینكه چرا امكان انتخاب نام «كورش/ كوروش» در تارنمای سازمان برای نامگذاری پسران وجود ندارد گفت كه سازمان ثبت احوال امروز در اطلاعیه‌ای این موضوع را توضیح خواهد داد. ساعتی بعد، اعلام شد هیچ منعی برای انتخاب نام كورش وجود ندارد و شاید مشكل از سامانه باشد! این درحالی است كه «مردم‌سالاری آنلاین» در گزارش خود با انتشار تصاویری از تارنمای سازمان ثبت احوال نشان داد كه امكان انتخاب نام «كورش/ كوروش» وجود ندارد. سازمان ثبت احوال در حالی این موضوع را به مشكل فنی نسبت داده كه مشخص نیست چرا تنها امكان انتخاب نام «كورش/ كوروش» در تارنما وجود ندارد و مشكل فنی صرفا برای این نام ایجاد شده است؟!

** فراتر از مویه
روزنامه «همدلی» در گزارشی با عنوان «فراتر از مویه» نوشت: نگاه جنسیتی به سوانح طبیعی و دیدگاه آسیب‌پذیری بیشتر زنان نسبت به مردان، به ویژه در وقایع طبیعی باعث شده است كه بسیاری نقش زنان را در شرایط بحران و اضطرار نادیده بگیرند و ضمن قربانی دانستن آنان، نقش‌شان را در قالب‌های كلیشه‌‌ای مانند «مویه» و «سوگواری» كردن محدود كنند.

یك جامعه شناس با بیان این كه نقش زنان در بحران‌ها به دلیل توزیع نابرابر جنسیتی نادیده گرفته شده است، گفت: واقعیت این است كه زنان به دلیل مجموعه‌ای از عوامل كه بیانگر روندهای بنیادین اجتماعی اسـت، مسـتعد آسـیب‌ هستند. طبیعی است كه زن بـودن بـه خـودی خـود آسیب پذیری خاصی ایجاد نمی‌كند، اما این روندهای بنیادین اجتماعی و آن ساختارهای مشـكل دار گذشته موجب آسیب پذیری خاص زنان می‌شود. در واقع ریشـه اصـلی آسـیب‌پـذیری بیشـتر زنـان در برابـر حوادث طبیعی ساختارهای اجتماعی و بنیادهای ارزشی است. بنیادهایی كه براساس رویكـرد مردانه شكل گرفته و تمام مولفه‌های ساختاری آن بـا تولید قالب‌های كلیشه‌ای زمینه آسیب‌پذیری زنان در برابر سوانح را فراهم و تقویت می‌كنند.

فرناز آزادی با اشاره به نقش زنان سیل زده در مدیریت بحران خانواده و اجتماع خود گفت: در سیل اخیر در استان‌های مختلف، شاهد بودیم كه زنان ضمن این كه بار سنگینی بر دوش داشتند و احتمال می‌رفت حال خودشان هم خوب نباشد، اما با این حال پابه پای مردان خانواده و گاه حتی بیشتر از آنان در سروسامان دادن اوضاع زندگی‌شان مشاركت داشتند.

** «چماق فتنه» برای حذف رقیب نباشد
روزنامه «آرمان» با بازتاب عنوان ««چماق فتنه» برای حذف رقیب نباشد» در گفت‌وگو با محمدصادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب آورده است: سایت‌های دلواپسان در گزارشی با اشاره به‌نظرات جدید سعید حجاریان، فعال سیاسی اصلاح‌طلب این جریان سیاسی را به زمینه‌سازی برای آنچه فتنه می‌خواند، متهم كردند. یكی از این سایت‌های اصولگرا با اشاره به طرح «مشاركت مشروط» حجاریان نوشت: «حجاریان در واقع مشغول ارائه این دستور به ستاد اصلاحات است كه در صورت بروز فتنه اقتصادی سران این جریان سر خود را پایین بگیرند و به‌نوعی با به راه انداختن بازی «كی بود، كی بود، من نبودم» بر عدالت‌خواهی تاكید كنند تا طوفان تمام شود. دقت شود كه در بالا، كدهای تاكید حجاریان و دوستانش مبنی بر دادن گِرای خیابان به مردم ارائه شد و همین چهره‌ها بوده‌اند كه طی هفته‌های اخیر با آهنگی تندتر اصرار دارند صبر مردم تمام شده، مردم مثل سیل در خیابان‌ها به راه می‌افتند و مشكلات كشور منفجر شده است.»

محمدصادق جوادی حصار در این باره می گوید: وقتی سایتی چنین ادعایی می‌كند، باید دلیل و مدرك و برهانی داشته باشد و نمی‌تواند به‌صرف چند خط نوشته خود، كسی را متهم به فتنه‌انگیزی و توطئه كند. به‌نظر می‌رسد اینها صرفا جوسازی و فعالیت تبلیغاتی بوده و مردم نباید اسیر این‌گونه بازی‌های روانی شوند. فتنه تعریف دارد و نمی‌توان به هر مساله‌ای كه خوشایند ما نیست تعریف فتنه داد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند كه فتنه جدال بین دو جریان است در شرایطی كه تشخیص حق و باطل مشكل باشد. از روز اول اصولگرایان ما و امثال ما را محكوم می‌دانستند و معتقد به مجرم‌بودن ما بودند. پس این مساله چگونه فتنه نامیده می‌شود وقتی از ابتدا مجرم و محكوم آن مشخص است؟ در پیشگاه جامعه حقایق روشن است و جامعه خود بهترین داور در این‌گونه مسائل است. بنابراین باید گفت این جریان به‌دنبال عوامفریبی و استفاده از ابزار فتنه‌انگاری برای اهداف بعدی خود است. نزد برخی اصولگرایان كلمه «فتنه» تبدیل به چماقی برای حذف جریان رقیب شده و جریان اصلاحات نباید خود را درگیر این بازی كند.

**پرستاران آهسته می میرند!
روزنامه «آفتاب یزد» در گزارشی با عنوان «پرستاران آهسته می میرند» می نویسد: بارها درباره حقوق نابرابر پرستاران نسبت به دیگر اركان حوزه سلامت صحبت شده اما هنوز هم پرستاران از مشكلات زیادی رنج می‌برند و این مشكلات به قدری برای آن‌ها غیر قابل تحمل است كه خیلی از آن‌ها عطای خدمت به مردم كشورشان را به لقای آن فروخته و حالا در كشور دیگری مشغول به فعالیت هستند! مهاجرت پرستاران یكی از موضوعاتی است كه در سال‌های اخیر بارها مطرح شده اما همچنان رسیدگی به آن صورت نگرفته است. با این كه دانش آموختگان پرستاری در كشور ما كم هستند اما از همین تعداد كم هم خیلی‌ها در حال مهاجرتند!

نیره دهقان یك پرستار بازنشسته است، او در رابطه با مشكلات و دلایل مهاجرت پرستاران می‌گوید: «من بعد از سال‌ها كار در بیمارستان به تازگی بازنشسته شده ام، بار‌ها در زمان خدمت، مخصوصا زمانی كه هنوز ازدواج نكرده بودم به مهاجرت فكر كردم و حتی یك بار هم تا پای مهاجرت رفتم! می‌خواستم به دبی بروم، شنیده بودم كه شرایط درآمدی پرستاران در این كشور خوب است چون زندگی با حقوق پرستاری بسیار سخت است، من می‌دانستم كه شرایط كاری در آن كشور هم مثل كشور خودمان مشكل است اما شرایط حقوقی در بیمارستان‌های دبی باعث می‌شد كه ناخواسته به رفتن فكر كنم. قرار بود با یكی از پزشكان بیمارستانمان به دبی بروم و چون آن پزشك خودش سهام دار بیمارستانی در دبی بود شرایط برایم خیلی راحت تر می‌شد، بعد از آن ازدواج كردم و همین موضوع باعث شد از مهاجرت منصرف شوم! بعد از آن باز هم بار‌ها به مهاجرت فكر كردم اما مشكلات زندگی مشترك هر بار مانع این كار شد. وقتی در كشور خودمان برای ما ارج و قربی قائل نیستند و درآمد چشمگیری هم نداریم برای چه باید بمانیم؟»

**دولت به دنبال راهكاری دیگر
روزنامه «جهان صنعت» در گزارشی با عنوان «دولت به دنبال راهكاری دیگر» نوشت: طبق گزارشی كه وزرا در مجلس ارائه دادند میزان خسارت حاصل از سیل حدود 30 تا 35 هزار میلیارد تومان برآورد شده است‌. این رقم در حالی مطرح می‌شود كه برخی نمایندگان آن را خسارت ابتدایی می‌دانند و می‌گویند این رقم تا چند روز آینده به 50 تا 55 هزار میلیارد تومان می‌رسد‌. اكنون با پیش‌بینی افزایش میزان خسارت، كار مسوولان برای تامین این خسارت سخت‌تر شده است مخصوصا آنكه رهبر معظم انقلاب فعلا اجازه برداشت از صندوق توسعه ملی را ندادند.

تاكنون راهكارهای مختلفی در جهت حمایت از سیل‌زدگان پیش‌بینی شد‌. برخی پرداخت خسارت سیل‌زدگان مربوط به شركت‌های بیمه‌ای را پیشنهاد داده بودند‌. برخی راهكار تامین خسارات را از صندوق تامین خسارت مربوط به مدیریت بحران دانستند‌. در این میان عده‌ای گفتند این اعتبارات برای پرداخت خسارات مردم كفاف نمی‌دهد و برای پرداخت بقیه خسارت مردم یا باید دولت لایحه متمم بودجه ارائه دهد و با جابه‌جایی ردیف‌های بودجه، بخشی از درآمدهای خود را به پرداخت خسارت مردم اختصاص دهد یا از صندوق توسعه ملی برداشت كند‌. راه دیگری كه برخی نمایندگان پیشنهاد داده بودند این بود كه به دولت اجازه داده شود اوراق مشاركت منتشر كند و به سیل‌زدگان اختصاص دهد و در سال‌های آینده این اوراق را تسویه كند‌. البته پیشنهاد‌های پرحاشیه‌ای نیز توسط نمایندگان داده شد. برخی افزایش قیمت حامل‌های انرژی را برای تامین منابع در این خصوص مطرح كرده بودند هرچند این پیشنهاد به جایی نرسیده و تبدیل به طرح نشده است‌.

** بازگشت سیاسی تختی
روزنامه «شرق» در گزارشی با عنوان «بازگشت سیاسی تختی» آورد: نوستالژی «غلامرضا تختی» به چه كار امروز ما می‌آید؟ گفت‌وگوی «شرق» با صادق زیباكلام بر سر همین مساله است. اگر زیباكلام توصیه به تماشای فیلم «غلامرضا تختی» می‌كند، بیش از شخصیت تختی یا وجوه زیباشناختی فیلم، به بحث تاریخی آن نظر دارد كه مقایسه تطبیقی با وضعیت موجود را ممكن كرده است. ریشه‌های تاریخی وضع كنونی ما را می‌توان در دوران تختی بازشناخت. فیلم «غلامرضا تختی» ساخته بهرام توكلی، با روایت سرگذشت این اسطوره ملی به‌نوعی بازگشت به آن آرمان‌هاست كه هنوز امكان زندگی انسانی و قهرمانانه وجود دارد؛ اما واقعیت‌های موجود جامعه چیز دیگری است. از این منظر می‌توان گفت این فیلم از یك فقدان پرده برمی‌دارد و حامل حلقه مفقوده‌ای است كه در شرایط كنونی ما وجود دارد؛ اینكه منفعت و نفع شخصی بر همه افكار آرمان‌خواهانه و سیاست و اقتصاد ما حاكم است. گفت‌وگو با صادق زیباكلام كه در این سال‌ها سیر تحولات تاریخی ایران را رصد می‌كند، زوایای دیگری از فیلمِ «غلامرضا تختی» را آشكار می‌‌كند كه تا حد بسیاری مغفول مانده است و آن امكان بازخوانی وضعیت سیاسی-اجتماعی كنونی از خلال روایت سرگذشت تراژیك تختی است.

صادق زیبا كلام استاد دانشگاه و فعال سیاسی در این باره گفت: می‌توانیم چشم‌هایمان را ببندیم و فرض كنیم در زمان تختی زندگی می‌كنیم. یعنی كسی كه آن خصوصیات را دارد، الان دچار معضلات سیاسی و اجتماعی از ناحیه دولت و مردم است. شما این را می‌بینید كه تختی با اینكه یك شخصیت سیاسی نیست و اصلا سواد سیاسی زیادی ندارد و اصلا شخصیت سیاسی نیست، گرچه در فیلم ارتباط او با مصدق و آیت‌الله طالقانی و جبهه ملی را می‌بینیم، اما همه می‌دانیم او آدم سیاسی نبوده چراكه سطح دانش و سواد سیاسی تختی در حدی نبود كه بگوییم وارد این حوزه‌ها شده.

معذالك فیلم به درستی نشان می‌دهد این فرد چقدر از ناحیه دولت تحت فشار بوده. نمی‌توانسته به استادیوم و باشگاه برود و اجازه نمی‌دادند مربی شود. این آدم را از همه‌چیز ساقط می‌كند و در فیلم به درستی نشان داده شده است. تختی همراه دولت نبود. این یك جنبه است كه چرا بین زمانه تختی و زمانه ما شباهت وجود دارد. وی همچنین ادامه داد: خیلی از شرایط جامعه ما درحال‌حاضر به‌دلیل ناكامی‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غیرطبیعی است؛ بنابراین خیلی از چیزهایی كه الان هستند شاخصه‌های درست و صحیح رفتار اجتماعی نیستند.

پژوهشم**9280**2002**9131