بایدهایی برای رسیدن به آموزش عالی مطلوب-5(پایانی)

تهران- ایرنا- استاد رشته جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همراه كردنسیاستگذاری علمی كشور با منطق درونی علم، در خدمت گرفتن بروكراسی از سوی دانشگاه، فاصله گذاری با قدرت و قرار گرفتن افراد شایسته در مدیریت های دانشگاهی را باید های ضروری برای بهبود نهاد علم دانست.

دكتر سید جواد میری می گوید: ما برای برون رفت از وضعیت نامطلوب در حوزه نهاد علم و دانشگاه چاره ای نداریم جزء اینكه چند باید را بپذیریم. باید هایی از جمله؛ مدیریت دانشگاه باید مبتنی بر امر آكادمیك باشد نه امر بروكراتیك، بین قدرت و آكادمی فاصله گذاری شود چرا كه قرار نیست دانشگاه در خدمت نهاد سیاسی قرار بگیرد، قرار دادن مدیرانی در جایگاه های بالای نظام آكادمیك كه سلسه مراتب واقعی آكادمیك را طی كرده باشند، توجه به سیاست های گذاری های مبتنی بر منطق درونی علم در حوزه علمی كشور.
در چهار قسمت قبلی مصاحبه با میری به ماهیت علوم انسانی و شكل گیری علوم انسانی مدرن و همچنین سیر ورود این علم به ایران پرداخته شده. در این چهار بخش همچنین به عواملی كه منجر به تلاش نخبگان ایرانی برای ورود مفاهیم جدید به جامعه ایرانی شده و همچنین اثرات این مفاهیم در اندیشه علامه نائینی اشاره شده است.
در بخش سوم مصاحبه، میری به نقد هایی كه به علوم انسانی غرب وارد می شود پاسخ داده است. میری صحبت هایی كه در مورد ایدئولوژیك بدون علوم انسانی غربی می شود را حرف هایی كلی می داند كه جایی در محافل آكادمیك ندارند.
در بخش چهارم مصاحبه، این استاد دانشگاه بر لزوم وجود نحله های مختلف فكری در مراكز دانشگاهی ایران اشاره می كند و می گوید: شرط بقای هر نظام سیاسی این است كه نحله های مختلف بتوانند در آن فعالیت كنند تا از این طریق نقد ها اصولی و اساسی بر آن ساختار وارد شود تا آن ساختار بتواند خود را باز تولید كند.
وی همچنین در نسبت دانشگاه با نهاد قدرت هم معتقد است كه نهاد قدرت باید به حمایت از ساحت دانشگاه بپردازد و در محتوای علمی دخالت و نظارت اعمال نكند.
در بخش پنجم و پایانی مصاحبه گروه دانشگاه ایرنا با میری، مشخصا به نهاد علم و دانشگاه در ایران پرداخته شده است. میری معتقد است هنوز اجتماعات علمی در ایران شكل نگرفته اند و دلیل شكل نگرفتن این اجتماعات را هم جناح بازی و سیاسی كاری در نهادهای علمی كشور می داند.
میری جامعه شناس 48 ساله و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است كه در حوزه مطالعات زبانی و قومی شناخته شده تر از حوزه های مطالعاتی دیگر است. اما او در حوزه علوم انسانی هم به صورت تخصصی به مطالعه پرداخته است كه انتشار كتاب روایت های موازی در علوم انسانی نتیجه این تلاش علمی اوست . آثاری مختلفی به زبان فارسی و انگلیسی از میری منتشر شده است.

قسمت آخر و پنجم گفت وگوی خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا با این جامعه شناس به این شرح است:

** ایرنا: در سوالات قبلی مطرح شد كه علوم انسانی در ایران در جایگاه خودش قرار ندارد و در غرب بر عكس این امر تحقق یافته است. شاید برای برخی مبهم باشد كه دقیقا علوم انسانی در غرب چه جایگاهی دارد كه در ایران ندارد. یا به بیان بهتر علوم انسانی در غرب چه كاركردی را بر عهده گرفته است كه علوم انسانی در ایران آن را بر عهده نگرفته است؟

**میری: سوال گسترده است و با یك كلمه آری و نه نمی شود به این سوال جواب داد. اما برای اینكه این سوال را با یك بحث مبنایی تری جواب دهم به طرح این پرسش می پردازم كه دولت و حاكمیت چگونه باید در ساحت علوم اجتماعی مداخله كند؟ آیا در این ساحت باید سازمان علم را تقویت كند یا محتوای علوم را تعیین و تكلیف كند؟ كاری كه ساختار در ایران انجام می دهد این است كه به جای اینكه سازمان علم را تقویت كند یعنی به عنوان مثال بودجه را افزایش بدهد، ساختارها را درست كند و.. در محتوای علم ورود می كند كه مطالب و مقالات باید این گونه نوشته شود و برخی مطالب نباید نوشته شد و برخی گزاره ها نباید نقد شود و... در حالی كه این امور به دولت مربوط نمی شود. برای اینكه زمانی كه اجتماعات علمی شكل بگیرند ابزار ساختار رسمی برای نظارت بر این اجتماعات قدرت و زور نیست بلكه نقد است. نقد و ارزیابی اجتماعات علمی هم از طریق مقاله نوشتن و كتاب نوشتن صورت می گیرد نه از طریق نظارت هایی كه توسط نهادهای خارج از نهاد دانشگاه اعمال می شود.

برای اینكه بحث خودم را ملموس كنم مثالی می زنم. در همین پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی شورای پژوهش وجود دارد تا طرح های تحقیقاتی و پژوهشی را ارزیابی كند. در این شورا روسای تمام پژوهشكده ها مثل پژوهشكده علوم سیاسی، ادبیات عرب و...حضور دارند. علاوه بر این ها رئیس پژوهشگاه و دو مشاور او هم حضور دارند. در این شورا در مورد طرح هایی پژوهشی تصمیم گیری می كنند. یعنی وقتی یك طرح جامعه شناسی مطرح می شود حداقل بخشی از این افراد تخصصی در حوزه جامعه شناسی ندارند كه بخواهند ارزیابی كنند. اما كسی نیست از این دوستان بپرسد كه مگر در قرن بیست و یكم با این همه گستردگی رشته ها كسی می تواند ادعای تخصص در چند رشته را داشته باشد؟ مگر امروز كسی می تواند حتی ادعا تخصص در همه شاخه های یك رشته را داشته باشد؟ ولی این ها این ادعا را دارند. این باعث می شود كه اجتماعات علمی شكل نگیرد و تحقیقات علمی به یك امر بروكراتیك تقلیل پیدا می كند.

در غرب، ژاپن و آمریكا یكی از نمودهای اجتماعات علمی مجلات علمی است كه شكل گرفته اند به طوری كه شما می بینید مجله ای 150 سال قدمت دارد و این مجله سالی چند بار چاپ می شود. در ایران ما همچین مسئله ای را نداریم و مقاله در ایران تبدیل به باند بازی شده است هر كسی برای خودش باند و مجله مخصوص به خود را دارد و مقالات خارج از باند خود را چاپ نمی كند. و این ها مبتنی بر اجتماعات علمی نیستند و مبتنی بر امر بروكراتیك و رابطه سالاری است كه نسبتی با علم ندارند.

**ایرنا: نهاد دانشگاه در ایران امروزه با چه چالش ها و مشكلاتی مواجه است؟

**میری: نهاد دانشگاه در ایران با چالش های مختلفی روبرو هست اما به نظر من بزرگترین چالش نهاد علم در ایران در دوران كنونی، تقلیل پیدا كردن امر آكادمیك به امر بروكراتیك است. منطق امر بروكراتیك با منطق امر علمی منطبق نیست و این باعث شده است امر آكادمیك و نهاد دانشگاه در ایران در وضعیت طفیلی و حاشیه ای قرار بگیرند. به عبارت بهتر وجود دانشگاه و بود و نبود دانشگاه ممكن است در موازنه قدرت اثر گذار باشد اما در موزانه علمی هیچ نقشی ندارد و این نوع دانشگاه ممكن است در دهه آینده بلاموضوع شود. یعنی احساس كنیم نبود دانشگاه بهتر از بودن آن هست.

**ایرنا: خب شما نقد ها را مطرح كردید. نقدهایی كه كم و بیش در فضای علمی و رسانه ای كشور مطرح می شود. راه حل های شما برای رسیدن به دانشگاه مطلوب و برون رفت از وضعیت فعلی كه منتقد آن هستید چیست؟

**میری: ما برای برون رفت از وضعیت فعلی چاره ای نداریم جزء اینكه چند تا باید را بپذیریم.

یكی از این باید ها این است كه مدیریت دانشگاه باید مبتنی بر امر آكادمیك باشد نه امر بروكراتیك، امر بروكراتیك باید در خدمت نظام دانشگاهی باشد و این چرخه نباید برعكس شود.

باید دوم این است كه باید بین قدرت و آكادمی فاصله گذاری شود. قرار نیست دانشگاه در خدمت نهاد قدرت باشد و باید فاصله داشته باشد تا بتواند نقد كند.

باید سوم به به مسئله مدیریت دانشگاه در ایران مرتبط است. علم شی و ابژه نیست بنابراین مدیریت یك سوپرماركت با دانشگاه خیلی متفاوت است اگر ما توانستیم مدیرانی در نظام آكادمیك بیاوریم كه این ها سلسه مراتب آكادمیك را طی كرده باشند نه سلسه مراتب صوری كه فرد سی سال مدیر است، استاد تمام هم هست، صد تا پابان نامه هم رهنمایی كرده و دهها مقاله هم نوشته است كه در یك نظام آكادمیك علمی همچین امری امكان پذیر نیست. بنابراین فرد باید سلسه مراتب را طی كرده باشد و دانشگاه را هم به خوبی بشناسد.

اتفاقا در اروپا كسانی كه مدیر دانشگاه می شوند از نظر علمی ممكن است خیلی برجسته نباشند و ادعایی هم ندارند اما امر بروكراتیك را خوب می فهمند و بروكراسی را در خدمت دانشگاه قرار می دهد. اما در ایران ما تلاش می كنیم همه خوبی ها را با هم داشته باشیم. می خواهیم هم سردار، هم استاد، هم آیت الله و.. باشیم یعنی همه خوبی ها را با هم داشته باشیم و هیچ كدام را نداریم.

گام بعدی این است كه ما به سیاست های گذاری های مبتنی بر منطق درونی علوم باور داشته باشیم و هنوز باور نداریم. بنابراین با دانشگاه مطلوب دربهترین حالت 50 سال فاصله داریم. یعنی انحطاطی كه امروز جامعه آكادمیك ما و به پیوست آن جامعه ما را فرا گرفته ما را در یك وضعیتی قرار داده كه حتی وضعیت منحط خودمان را نمی فهمیم و فكر می كنیم در حال پیشرفت هستیم. می گوییم هزاران مقاله و مجله داریم. اما نمی گوییم كدام یك از این مقالات و مجلات توانسته بگوید راه برون رفت از مشكلات كشور چیست؟ كدام یك از این مقالات توانسته اند دلایل اینكه اقتصاد ما به این روز درآمده است را تبیین كنند؟ چرا مقالات ما با نبض جامعه در ارتباط نیست؟

چرا حرف های اندیشمندان تاثیری بر روی هسته قدرت ندارد؟ این حس استغنای قدرت از كجا به وجود می آید؟ آیا پول نفت است یا اینكه مسئولان ما فكر می كنند به ملكوت وصل هستند؟ این پرسش بزرگی است این حس از كجا می آید؟ چرا ساختار های ما خودشان را از علم بی نیاز می دانند؟

**ایرنا: آقای دكتر این وضعیت دانشگاه باعث نخواهد شد از دانشگاه اعتبار زدایی شود؟

**میری: یكی از اساتید آلمانی جلوی دانشگاه تهران رفته بود و بحث مقاله فروشی را دیده بود می گفت اگر در آلمان مقابل دانشگاهی این اتفاق بیفتد رئیس دانشگاه را اخراج می كنند. اما شما می بینید كه رئیس دانشگاه تهران و حتی وزیر علوم این وضعیت را مشاهده می كنند و اقدامی انجام نمی دهند. خب به نظر شما با این وضعیت از دانشگاه اعتبار زدایی نمی شود؟ معلوم است اعتبار زدایی می شود چرا كه این بساط، بساط دانشگاه نیست، حقه بازی است. حرمت امام زاده را متولی آن باید نگه دارد وقتی دانشجو مقاله می نویسد و استاد اسم خود را بدون كم ترین كاری پای مقاله می زند این دانشگاه اعتبار خواهد داشت؟

در غرب دانشجو یك پارگراف استفاده كند و منبع ندهد دانشجو را از دانشگاه اخراج می كنند. در این جا برخی دانشجویان دكتری ما با پایان نامه نوشتن زندگی خود را می گذرانند. این اقدامات وهن نظام آكادمیك است. چرا پیام نور، آزاد، دانشگاه علمی كاربری و... تاسیس شده است؟ تقاضا زیاد بود خوب همه را زیر نظام ارزیابی وزارت علوم قرار بدهید تا این اتفاق های وهن آمیر نیفتد. چرا كسی كه به عنوان مثال در ارمنستان دكتری می گرد وزارت علوم او را به عنوان هیات علمی استخدام می كند اما مثلا مدرك دانشگاه آزاد را قبول ندارد؟

**9487**1601**