۲۱ فروردین ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۶
کد خبر 83272324
۰ نفر
بانوان سیل زده آستین بالا زدند

تهران- ایرنا- وقتی بیل به زمین كوبیده می شود تا گِل ها را از خانه بیرون ببرد، همه فكر می كنند كه دستان تنومند و قوی یك مرد پشت این بیل است كه چنان با قدرت خاك و گِل را بیرون می اندازد اما همیشه این طور نیست اینجا دست های یك زن است كه در كنار مردان بیل می زنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، زنی كه در مناطق سیل زده ایستاده است. دلش فقط خانه اش را می خواهد خانه ای كه تا سقف پوشیده از گِل است، گِلی كه خشك شده است و دستانی پر زور و قدرتمند می خواهد یا وسیله ای كه بتواند این همه گِل را از خانه خارج كند. حجم سیل و فرو رفتن خانه ها در زیر گِل به حدی است كه بسیاری از مرم شهرهای مختلف سیل زده به ویژه زنان در لرستان مجبورند خودشان این كار را انجام دهند.
گِل و خاكی كه خانه اش را پوشانده است هم قد زن است، چاره ای جز این ندارد كه خاك را بیرون بیندازد. مانند برخی سیل زده ها نیست كه هیچ چیز از زندگیش باقی نمانده است امید دارد كه ستون های خانه هنوز پابرجا است، اگر چه اسباب و اثاثیه ای برایش نمانده است و سیل همه چیزش را برد اما امیدوار است با تكیه بر ستون های خانه، دستان توانمندش و امیدی كه به خدا دارد، دوباره چراغ خانه اش را روشن كند.
غرق در خاك و گِل است اما دست از كار نمی كشد تا خانه اش را تمیز كند، مانند روز اول نمی شود اما چنان بیل را در خاك فرو می برد كه انگار چندین سال است كه كار ساختمانی و كارگری كرده است. می خواهد سرپناهی داشته باشد.
سیل در پلدختر و معمولان حالا به گِل های انباشته و سفت شده، تبدیل شده است. در گلستان همچنان دریایی از آب در جریان است و خوزستان نیز بسیاری از شهرهایش زیر آب است، همه نیازمند یاری هستند، در میان این همه مشكلات، باز هم زنان پیشقدم هستند. زنانی كه در هر عرصه ای بوده اند و این بار سیل نیز نیازمند دستان گرم آنها برای یاری رساندن است.
زنان دیگری كه تا زانو و برخی تا كمر در گل فرو رفته اند چنان تلاش می كنند تا گِل را از خانه بیرون كنند كه گویی سال های سال برای ساختن، بیل و كلنگ در دست گرفته اند. بانوان آق قلا و گمیشان و خوزستان كه هنوز آب میهمان ناخوانده زندگیشان است، نیز هر روز بخشی از آب را از خانه بیرون می اندازند اما حجم آب به حدی است كه دوباره بازگشت دارد. انگار تلاش بیهود می كنند.
آنان نیز مانند دیگر سیل زده ها، برای بازسازی و بازگشت به خانه تلاش دارند، اما چون همچنان آب در زندگی شان جریان دارد، نمی توانند در خانه سكونت داشته باشند و در بخش های مختلف و جاهای امن اسكان دارند.
كبری یكی از این زنان است كه در آبی گِل آلود و كثیف ظرف هایش را می شوید. زنی دیگر فرشی را كه از سیل برایش باقیمانده روی سنگ هایی كه آنجا چیده است پهن كرده است تا بشوید اما آیا این همه گِل، لابه لای تار و پود فرش را می توان شست.
وی كه همه دار و ندار زندگی اش را از دست داده است و تا زانو در گِل و لای فرو رفته است، نظاره گر وسایلی است كه از بین رفته است و دیگر ندارد. زندگی از هم پاشیده است. كانون گرم خانواده ای كه دیگر نمانده و ترس همه وجودش را فرا گرفته است. روزهای گرم سال در راه است و این منطقه گرمسیر در لرستان را بدون هیچ امكاناتی را باید چگونه بگذراند.
شیر زنان لر، مازندرانی، عرب خوزستان و گلستانی ها، پا به پای مردان ایستاده اند؛ شب و روز در حال تلاش برای پاكسازی خانه هایی هستند كه یا زیر آب است یا گِل و خاك سطح آن را پوشانده است. هیچ ابایی از كار سخت ندارند و استوار همپای مردان، زندگی شان را سامان می دهند. همه این زنان و مردان دلشان می خواهد كه بار دیگر گرمای خانه را احساس كنند.
دهها تُن خاك شهرهای گرفتار سیل را اسیر خود كرده است، دست سیل چنان سیلی محكمی به برخی از خانه ها زده است كه به این راحتی ها ستون هایش استوار نمی شود. اما دل زنان و مردان این سرزمین چنان قوی است كه با وجود اینكه هیچ چیز از زندگی شان باقی نمانده است، اما دلشان گرم است. امید دارند. امیدی كه شاید برای آنهایی كه آب خانه هایشان را برده است، زندگی جدید و نو می سازد.
زنان با تمام وجود در میان گِل و لای، زندگی را ادامه می دهند، در میان این همه خاك، به دلیل قطعی آب، هر آنچه كه از زندگی شان باقیمانده است را شست و شو می كنند، زندگی سختی است و ادامه دارد در هر شرایطی زندگی باید كرد.
یكی از زنان آسیب دیده از این سیل در لرستان كه خانه اش را به طور كامل آب برده است، می گوید: زندگی در شرایط سخت امروز گریبان همه سیل زده ها را گرفته است اما چیزی كه دردناك تر است نبود خانه برای آنهایی است كه سیل خانه شان را برده است. حتی در برخی از مكان ها سیل زمین افرادی كه در ساحل رودخانه زندگی می كردند برده است و آنها زیر آسمان خدا هیچ چیزی ندارند.
و كه خود را ناهید معرفی می كند، می گوید: زنان شهرهای غربی و جنوبی ایران در دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی همیشه پیشگام بوده اند، امروز هم كه سیل زندگی خیلی از مردم را نابود كرده است، ما به یاری هم می شتابیم تا دردهای آنها كمتر شود اما چه باید كرد كه مشكلات و خسارات ناشی از سیل بسیار فراوان و گاهی جبران ناپذیر است.
این زن كه در معمولان از توابع پلدختر است، می گوید: وقتی خانه و وسایلت را همه با هم آب ببرد، دیگر یعنی چیزی نداریم. زندگی در این شرایط اقتصادی یعنی نبودن. من برای خودم ناراحت نیستم نگرانیم برای فرزند پسر 18 ساله ام است كه این وضعیت را نمی تواند تحمل كند. ما چون در شرایط سخت زندگی كرده ایم آستانه تحمل بیشتری داریم. انتظار ما كمك به این فرزندان ماست.
خدیجه یكی از این زنان با حسرت به اطراف نگاه می كند، با بغضی در گلو و نوحه هایی غم انگیز كه از گلویش خارج می شود چنان برای زندگی و همه وسایل و خانه اش كه از دست رفته است گریه می كند، كه انگار عزیزی را از دست داده است و در نهایت می گوید: زندگی ام رفت. او اما همچنان امید دارد و پا به پای همسر و پسرش به دیگر سیل زده ها كمك می كند و آنها را تنها نمی گذارد.
شهرها ویران و در گل نشسته است. زنی كه تمام وسایل زندگی اش را آب برده با گریه می گوید: احساس می كنیم «خودمان را هم آب برده است». این چه بلایی بود كه به سرمان آمد. نمی دانیم كجا برویم و نمی دانیم كجاییم. هیچ چیز برایمان باقی نمانده حتی قاشقی برای غذا خوردن نداریم.
اینها همه دردهایی است كه زنان سیل زده بیان می كنند اما استوار ایستاده اند چون می دانند زندگی جریان دارد و باید پس از این همه مشكلات و نابسامانی ها و با وجود همه نداشته هایشان، زندگی كنند.
سكینه بانویی كه در استان گلستان سرپرست خانوار است می گوید: زندگی در شرایط سخت، سخت است اما شرایط ما بحرانی است چون من بدون هیچ سرپرستی همه زندگی ام را از دست داده ام، توقع كمك و یاری از سوی هموطنان دارم. دستمان را بگیرید چون این شرایط بسیار طاقت فرسا و مشكل است.
مریم بانویی دیگر فقط برای دختر نوعروسش گریه می كند كه همه جهیزیه دخترش كه تازه ازدواج كرده است آب خراب كرده است، او با تلاش شبانه روزی همه جهیزیه دخترش را از زیر آب و خاك و گِل خارج می كند اما حیف كه دیگر این اثاثیه زندگی قابل استفاده نیست، چون تلویزیون، یخچال و همه وسایل برقی آنها سوخته است.
عمق فاجعه سیل به حدی است كه زنان بیشتر از مردان تلاش می كنند تا زندگی شان را از میان این همه آب، خاك و گِل نجات دهند اما با این همه تلاش شاید روزها و ماهها طول بكشد كه به حداقل امكانات زندگی برگردند. اما این زنان و مردان پا به پای هم سعی می كنند كه دیگر بار شهرشان را بسازند و زندگی را به جریان بیندازند.
دل همه برای مردم سیل زده می تپد تا جایی هم كه می توانند برای كمك به آنها تلاش می كنند اما در این میان صحبت های یك مرد با همسرش پس از دیدن وسایل زندگی اش در سیل دل خیلی ها را به درد آورد. او در این كلیپ می گوید: «دستم به خانه نمی ‌رسه. نگاه كن زودپز قشنگِ قدیمیت رفت. جهازت بود. ببین. بمیرم واسه كتریت. به جون تو غصه این چیزا رو می‌خورم و كاری از دستم ساخته نیست و آب داره بالاتر میاد»
برخی از زنان كه خود سیل زده هستند در مكان هایی دیگر به جمع آوری كمك های مردمی برای دیگر سیل زده ها كمك می كنند. دلشان برای دیگر مردم سیل زده هم به درد می آید، بحران است دیگر همه باید كنار هم باشند تا شاید بتوانند دردی از آلام هم كم كنند.
در دیگر شهرهای كشور كه بحران سیل كمتر است، زنان در گروه های چندین نفره یا مشغول جمع آوری كمك یا بسته بندی كمك های مردمی هستند تا در این شرایط بحرانی گامی برای كمك به سیل زدگان بردارند. جشن نیكوكاری شروع شده است و زنان در جلوی صف ایستاده اند.
اجتمام *7268 * 3063