آمريكا و اسراييل مخالفان تجهيز ارتش لبنان با سلاح ايراني هستند(1)

بيروت - ايرنا- «اميل لحود» رئيس جمهوري اسبق لبنان تاكيد كرد كه آمريكا و اسراييل مخالف دريافت سلاح از ايران توسط لبنان هستند.

وي در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار ايرنا در بيروت تصريح كرد، اسرائيل و آمريكا براي ممانعت از فراهم كردن تجهيزات پيشرفته براي ارتش لبنان از طرف ايران فشار وارد مي كنند.
لحود خاطر نشان كرد، كساني كه مي گويند ما نبايد از ايران سلاح بگيريم چون ممكن است با اين سلاح به ديگران حمله كنيم، دروغ مي گويند، چون لبنان تاكنون به هيچ كشوري تجاوز نكرده و آن ها بودند كه به خاك ما تجاوز مي كردند.
رئيس جمهوري اسبق لبنان همچنين درباره حضور آوارگان سوري در لبنان نيز گفت، اكنون مشكلي كه لبنان دارد اين است كه آمريكا مي خواهد كه اين آوارگان در كشور ما بمانند تا بتوانند در هر زماني كه خواست توسط آنها فتنه به پا كند.
لحود با تاكيد بر اين كه وزير خارجه آمريكا به لبنان مي آيد تا از مسئولان لبناني چنين چيزهايي بخواهد ، ادامه داد، «مايك پمپئو» همچنين به لبنان مي آيد تا اعتماد به نفس دوستان خود را بالا ببرد، ولي بايد بداند كه ما بسيار قوي تر از آن ها هستيم.
فرمانده اسبق ارتش لبنان در ادامه تصريح كرد ، جنبش حزب الله لبنان اكنون تبديل به يك نيروي بين المللي شده و ما توسط اين نيروها در همه جا پيروز مي شويم، به خصوص در سوريه كه رييس جمهوري و رهبري مثل «بشار اسد» دارند.
اميل لحود يكي از شخصيت هاي سياسي و نظامي مسيحي لبنان در سال هاي اخير است كه به خاطر برخي ويژگي هاي شخصيتي مدارج ترقي را بسرعت در اين كشور طي كرد.
وي بعد از فرماندهي ارتش لبنان (1998) به عنوان رئيس جمهوري اين كشور 9 سال (24 نوامبر 1998 تا 23 نوامبر 2007) انجام وظيفه كرد.
احترام ويژه به مقاومت و خانواده هاي شهداي لبناني مقاومت ، قاطعيت و شفافيت در صحبت با صداي بلند مانند يك فرمانده نظامي با وجود 83 سال سن، ميهن پرستي ، انجام روزانه 3 ساعت شنا در سواحل لبنان و تاكيد بر توجه به تعاليم خانوادگي مانند حمايت از افراد ميهن پرست براي دفاع از وطن و عدم سركوب آنان را مي توان در صحبت با وي در اولين مرحله پي برد.
در اولين تماس تلفني براي مصاحبه خبرنگار ايرنا با آن موافقت كرد و قرار بر انجام آن در عصر يك روز بهاري در طبقه هفدهم پنت هاووس ' آقاي رئيس ' در منطقه اشرفيه بيروت شد.

** مخالفان دريافت سلاح از ايران دروغ مي گويند
لحود گفت: كساني كه مي گويند ما نبايد از ايران سلاح بگيريم چون ممكن است با اين سلاح به ديگران حمله كنيم، دروغ مي گويند چون لبنان تاكنون به هيچ كشوري تجاوز نكرده و آن ها بودند كه به خاك ما تجاوز مي كردند.
من به ياد دارم در سال 1996 ميلادي بعد از جنگ «خوشه هاي خشم» يك هيات ايراني به لبنان آمد و به ما گفتند كه مي خواهند به ما كمك كنند و من فرمانده ارتش بودم و به آن ها خوشامد گفتم.
در سال 2006 ميلادي نيز براي امدادرساني به جنوب لبنان آمدند، در حالي كه ديگران از عربستان و كشورهاي خليج فارس براي بازسازي لبنان پول مي گرفتند و اين پول ها ناپديد مي شد.
به جلسه كابينه دولت رفتم و گفتند كه كمك هاي مالي به مبلغ 8 ميليارد دلار به لبنان آمده است، گفتم كه بر اساس قانون اين اموال بايد به كابينه دولت ارائه تا بررسي شود كه آيا مي توانيم اين هديه ها را قبول كنيم يا خير. به من مي گفتند كه مي توانم آن ها را در اينترنت ببينم، گفتم كه اينترنت دولت نيست و بايد آن ها را به اينجا بياوريد.
نتيجه اين شد همه به جز حزب الله و «يعقوب الصراف» با «فواد سنيوره» موافق بودند و 8 ميليارد دلار ناپديد شد.

** درخواست پمپئو از لبنان براي حفظ آوارگان سوري
رييس جمهوري سابق لبنان در باره سفر وزير خارجه آمريكا به بيروت گفت: من از «ميشل عون» رييس جمهوري لبنان به دليل موضع گيري هاي خوب او براي بازگشت آوارگان سوري به كشورشان تشكر كردم، اما مشكل از او نيست و مشكل از «ميشل سليمان» رييس جمهوري سابق بود كه قبول كرد اين آوارگان به لبنان بيايند.
اكنون مشكلي داريم. آمريكا مي خواهد آوارگان سوري در لبنان بمانند تا بتوانند در هر زماني كه خواست با استفاده از آنان فتنه ديگري به پا كند. وزير خارجه آمريكا به لبنان مي آيد تا از مسئولان لبناني چنين چيزهايي بخواهد.
من به مسئولان لبناني مي گويم كه من رييس جمهوري نبودم و فرمانده ارتش بودم و توانستم از وارد شدن آوارگان به لبنان جلوگيري كنم. ما قبول نمي كنيم كسي وارد خاك ما بشود بدون اينكه گذرنامه او را ببينيم، دو ميليون نفر به لبنان آمدند و ما گذرنامه هاي آن ها را نديديم.

** حزب الله اكنون يك نيروي بين المللي است
لحود افزود: «حافظ اسد» (رييس جمهوري فقيد سوريه) مي خواست كه در بيروت مسئولان وطن دوستي باشند كه از لبنان محافظت كنند و لبنان به عنوان يك نقطه قوت براي سوريه حساب شود، چنانچه اسرائيل نتواند از اين كشور وارد سوريه شود. اين اتفاقات رخ داده و من به همين دليل مي گويم كه حزب الله تبديل به يك نيروي بين المللي شده و ما توسط اين نيروها در همه جا پيروز مي شويم به خصوص در سوريه كه رييس جمهوري و رهبري مثل اسد دارند.
ما نتايج وجود حزب الله را اكنونن حس مي كنيم و اسرائيل مي خواهد كه اين جنگ همچنان ادامه داشته باشد، چون مي خواهد قبل از خروج آمريكايي ها يك توافق نامه ببندد.

** دو جريان منطقه اي، يكي حامي مقاومت و ديگري وابسته به آمريكا
فرمانده سابق ارتش لبنان گفت: تاريخ اكنون خودش را تكرار مي كند، در منطقه جرياني هست كه وابسته به آمريكا، كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و اروپا است و جرياني وجود دارد كه به مقاومت و ممانعت ايمان دارد و اين جريان در لبنان و سوريه و عراق هستند. مرز لبنان فقط با سوريه نيست، بلكه با تمامي كشورها و آمريكا است. قبل از بحران سوريه تك قطبي در جهان حاكم بود و كسي نبود كه بعد از سقوط شوروي روبروي آمريكا بايستد.

** شروع بحران سوريه از سال 2005
لحود افزود: شروع بحران سوريه در سال 2011 نبود و ما شروع آن را در سال 2005 ديديم . بعد از سال 2005 ميلادي يك دوره جديدي شروع شد و ما تا آن زمان با «رفيق حريري» اختلافاتي داشتيم و اين اختلافات شخصي نبود و اختلافاتي مبنايي بود، چون او به مقاومت عقيده نداشت و ما از سال 1989 ميلادي به آن اعتقاد داشتيم.
در بعد اقتصادي او مي خواست كه لبنان يك گذرگاه باشد و آب و برق را بخرند و همه چيز را در لبنان خصوصي سازي كند و چيزي براي مردم نماند. تبعيت او در آن زمان از عربستان و كشورهاي خليج فارس و ايالات متحده آمريكا و فرانسه «ژاك شيراك» بود.
من از بعد راهبردي و استراتژيك سخن مي گويم. ما معتقد بوديم كه قدرت لبنان در قدرتش است و آن ها معتقد بودند كه قدرت لبنان در ضعف آن است. اين اختلافات به سياست كشيده شد و در نهايت در سال 2004 پايان يافت به رغم اينكه همه جهان از جمله آمريكا و غرب مي خواستند كشوري مقاوم به نام لبنان را از بين ببرند و لبنان را به زماني بازگردانند كه قدرت آن در ضعف آن بود. ولي قطعنامه هايي كه صادر كردند از جمله قطعنامه 1559 نتوانستند كاري انجام دهند.
حريري يك تاجر بود و دنبال بهترين قيمت ها مي گشت. بعد از تمديد دوره رياست جمهوري من هنگامي كه نتوانست كاري انجام دهد، روزي پيش من آمد و گفت كه هركاري كه مي خواهي برايت انجام خواهم داد، رسانه ها در اين خصوص چيزي نمي گويند. در آن زمان موضوعات بسيار مهمي مثل بيمه عمر و حقوق بشر پيگيري مي شد همانگونه كه اكنون نام آن ها را زياد مي شنويم.
آن زمان قضيه واسطه مردمي مطرح بود كه در همه كشورهاي پيشرفته جهان وجود دارد و آن اين است كه مردم ديگر نياز نيست براي مطالبه حقوق خود به روساي طوايف و مذاهب بروند، بلكه پيش واسطه مردمي (وسيط الجمهوريه) مي روند و حقوق خود را مطالبه مي كنند. مثلا اگر يك قاضي بود كه نمي خواست پرونده شما را دادرسي كند يا اگر كسي مثلا حق شما را خورده بود.

** آمريكا براي هر اقدامي در منطقه نظر اسراييل را مي خواهد
وي تاكيد كرد: متاسفانه جريان هاي سياسي مخالف ما در لبنان گمان مي كنند كه مي توانند مباني استراتژيك لبنان را تغيير دهند. اين جريان آمريكايي است كه پشت سر آن اسرائيل ايستاده است. آمريكا در خاورميانه براي هر اقدامي نظر اسرائيل را مي خواهد. اسرائيل بر آمريكا منت دارد و رييس جمهوري آمريكا به جز با كمك لابي صهيونيستي نمي تواند رييس جمهوري شود. رييس جمهوري آمريكا هميشه رضايت اسرائيل را مي خواهد.
آن ها بر اين اساس مي خواستند كه اين وضعيت را در لبنان تغيير دهند كه ترور فاجعه آميز رفيق حريري اتفاق افتاد و با اين ترور مي خواستند حكومت را در لبنان تغيير دهند و متاسفانه نزديك ترين ها به من ترسيدند و پيمان چهارجانبه تشكيل دادند. گروه هاي سياسي مخالف با اين موضوع اين چنين برخورد كردند كه مي توانند از ترور حريري برداشت سياسي كنند و ما طوري رفتار كرديم كه انگار ترسيده ايم.
در آن زمان با شبكه تلويزيوني فرانسوي «ال سي اي» مصاحبه كردم. در اين مصاحبه چيزي را گفتم كه اكنون هم مي گويم. من چرا بايد حريري را بكشم با اينكه همه خواسته هاي مرا برآورده كرد.

** جنايت تكفيري ها با حمايت هاي اسراييل و آمريكا
لحود افزود: مجري برنامه از من پرسيد چه كسي حريري را كشت . به او گفتم كه دشمنان ما او را كشتند. پرسيد دشمنان ما چه كساني هستند، گفتم كه اسرائيل و تروريست ها، اين مصاحبه در سال 2005 اجرا شد. از من پرسيد اسرائيل به تروريست ها چه ربطي دارند، در جواب گفتم كه در اين سال ها به اين پي بردم كه تكفيري ها اگر پشتيباني اسرائيل و آمريكا و حمايت مالي كشورهاي عربي براي تحريك آنان نبود، اكنون در منطقه وجود نداشتند. تكفيري ها به نيابت از اسرائيل جنايت هاي خود را انجام مي دهند و در لبنان فتنه به پا مي كنند.

** ايجاد مثلث طلايي از سال 1991 در لبنان
رييس جمهوري سابق لبنان اضافه كرد: اسرائيل در آن زمان خاك ما را در جنوب لبنان اشغال كرده بود و من به آن ها مي گفتم كه اسرائيل بايد از خاك ما بيرون برود تا بتوانيم در رابطه با اين موضوع صحبت كنيم. تا هروقت كه اسرائيل خاك ما را اشغال كرده است ، ما بايد به مردم براي آزادسازي خاكشان از اشغال كمك كنيم و از آن زمان بود كه مثلث طلايي در سال 1991 مطرح شد در حالي كه من اصلا هيچ رابطه اي با حزب الله نداشتم و آن ها را نمي شناختم.
من آن ها را به عنوان جزوي از ملت لبنان مي شناختم كه مي خواهند به مناطق خودشان بازگردند و من به عنوان فرمانده ارتش ملي بايد به آن ها كمك مي كردم . در آن زمان دستور دادم كه ارتش از مقاومت براي انجام عمليات خود عليه اسرائيل حمايت كند، ولي در عين حال به ارتش دستور دادم كه مبادا پايگاه ها را به آن ها بدهيد همانگونه كه نيروهاي فلسطيني پايگاه هاي ارتش لبنان را در سابق گرفته بودند.
در آن زمان بود كه مثلث طلايي ملت و ارتش و مقاومت به وجود آمد و بعد از آن بود كه قدرت مقاومت بيشتر شد و متاسفانه اين را جز عده كمي از مردم لبنان نمي دانند.
در سال 1993 يك اجماع جهاني براي پايان دادن به فعاليت حزب الله ايجاد شد و اين درست بعد از آن بود كه مقاومت در جنوب لبنان يك عمليات مهم عليه اسرائيل انجام داد و مي خواستند در جنگ «حسابرسي» حزب الله لبنان را از بين ببرند، ولي كسي درباره اين موضوع سخن نمي گويد.
در سال 1993 ميلادي از عالي ترين سطح نظامي يعني شوراي عالي دفاع لبنان تصميمي گرفته شد كه عليه حزب الله عمليات انجام دهند. همه لبناني ها كه بعضي از آن ها نيز اكنون با مقاومت هستند با اين تصميم موافق بودند و حزب الله تنها بود و من رابطه اي با آن ها نداشتم.
بعد از انتخاب رفيق حريري به عنوان نخست وزير لبنان در شوراي امنيت قطعنامه اي صادر شد و در آن هنگام اسرائيل جنگ حسابرسي را شروع كرده بود.
رفيق حريري به سوريه رفت چون مي ترسيد در لبنان بماند و يك هفته در آن كشور ماند چون جنگ حسابرسي در جنوب يك هفته به طول انجاميد و من در جنوب بودم.
رفيق حريري با من تماس گرفت و گفت كه مي خواهد يك تصميمي از سوريه را به من ابلاغ كند. يعني هم شوراي امنيت و هم شوراي عالي دفاع لبنان و هم سوريه اين تصميم را گرفته بودند.
وي بعد از پايان جنگ حسابرسي از سوريه بازگشت تا اين تصميم را به من ابلاغ كند. به من گفت كه بايد حزب الله را با گلوله هاي آتش نابود كنيد. در جواب به او گفتم كه اين ها از مردم لبنان هستند و مي خواهند به روستاهاي خود در جنوب لبنان بازگردند و من آن ها را شخصا نمي شناسم، ولي مي خواهم به آن ها كمك كنم و اگر راضي نيستيد مي توانيد كسي غير از من را براي فرماندهي ارتش انتخاب كنيد.

** مخالفت با اقدام عليه حزب الله در سال 1993
اين سياستمدار لبناني گفت: چرا من به رفيق حريري چنين گفتم. چون از خانواده خود ياد گرفته بوديم هيچ كاري را كه وجدان ما از آن راضي نباشد، انجام ندهم. به من گفت كه شخص ديگري را براي فرماندهي ارتش انتخاب خواهيم كرد. روز بعد دستگاه هاي امنيتي كه مسئول نيروهاي بين المللي و فرمانده نيروهاي بين المللي بودند، قبل از من به دفترم رفته بودند و جلسه گذاشته بودند و نقشه را براي از بين بردن حزب الله را آماده كرده بودند.
به «ميشيل الرحباني» رييس شعبه دوم گفتم كه اين نقشه را از ميز من بردارند. به من گفت كه دستور آن آمده و نمي دانست كه حريري روز قبل از آن تصميم سوريه را به من ابلاغ كرده بود. به من گفت كه شوراي امنيت و سوريه تصميم گرفته اند و تا پانزده دقيقه ديگر دستور آن از لبنان صادر مي شود و بايد براي از بين بردن اين گروه هاي مسلح به جنوب برويم. به او گفتم كه كس ديگري را به عنوان فرمانده ارتش براي اين كار انتخاب خواهند كرد و من با اين تصميم مخالفت كردم.

** اولين ديدار با حافظ اسد در سوريه و حمايت هاي او
لحود اضافه كرد: «جميل السيد» معاون ارتش لبنان دو ساعت بعد از آن به سوريه رفت تا درباره اين موضوع پرس و جو كند. نزد «ابو وائل محمد ناصيف» رفت و با حافظ اسد رييس جمهور سوريه حرف زد و بعد از آن با من تماس گرفت و گفت كه اسد مي خواهد با من آشنا شود.
براي اولين بار به سوريه رفتم و از من استقبال كردند. من اين ها را مي گويم كه بفهميد شروع مقاومت چگونه بود. از من استقبال خوبي كردند و من را به شام و ناهار دعوت كردند و تا روز بعد در سوريه ماندم تا با حافظ اسد رييس جمهوري سوريه ديدار كنم. من و اسد دو ساعت در آن جلسه گفت و گو كرديم و درباره روابط سوريه و لبنان سخن گفتيم و او به من گفت كه مردم سوريه و لبنان يك ملت اما در دو كشور هستند.
از من پرسيد چرا تصميمي كه از سوي لبنان و سوريه و شوراي امنيت گرفته شد را اجرا نكردم. به او گفتم كه به من اجازه بدهيد تا تربيت خود را به او بگويم. پدرم به من مي گفت دو چيز از زندگي من هم مهم تر است، وجدان و عزتم . به او گفتم كه من نمي توانم عليه هموطنان لبناني خود عمليات نظامي انجام بدهم چون اسرائيل در خانه آن ها نشسته است و اگر اين كار را كردم ، پس من عزت و وجدانم را از دست خواهم داد و اگر اين كار را كردم بهتر است كه بميرم. خنديد و گفت كه از اين موضوع مطلع نبود و گفت من يك تيم به لبنان فرستادم تا با آن ها تفاهم كنند. خدام و شهابي و غازي كنعان در اين تيم بودند و به من گفت كه من بهترين كار را انجام دادم و در كنارم خواهند ايستاد.

** تصميم براي نابودي حزب الله در سال 1993 قطعي بود
فرمانده سابق ارتش لبنان تاكيد كرد: تاكيد مي كنم در سال 1993 اگر ديدار من با حافظ اسد پيش نمي آمد، حتما مي خواستند من را بركنار كنند و شخص ديگري را براي فرماندهي ارتش انتخاب كنند و دو ساعت بعد از آن براي از بين بردن حزب الله عمليات خود را شروع مي كردند و حزب الله در آن زمان نه سلاح داشت و نه موشك.
بعد از اين ديدار برعكس چيزي كه مي خواستند، اتفاق افتاد. در لبنان مطلع شدند كه حافظ اسد از من براي باقي ماندن در فرماندهي ارتش پشتيباني مي كند. بعد از سال 1993 هنگامي كه در جنگ پيروز شديم همه آن ها به طرف مقاومت آمدند، دليل آن هم اين است كه در سال 1996 بعد از جنگ خوشه هاي خشم همه آن هايي كه مي خواستند حزب الله را از بين ببرند، طرف حزب الله را گرفتند از جمله رييس جمهوري و رييس مجلس.

** امكان استفاده اسراييل از آوارگان نفوذي عليه امنيت لبنان
لحود افزود: اجازه دادند كه هزاران آواره از سوريه به لبنان بيايند. هيچ كس حتي يك گذرنامه از آن ها نديد و حتما بين آن ها تروريست هايي بودند كه از قفقاز و به نام آواره به لبنان آمدند. بين اين همه آواره حتما تروريست وجود دارد و اگر اسرائيل بخواهد مي تواند از آن ها براي ايجاد مشكلات در لبنان استفاده كند.
خاورم*1436**1651