موسویان:استراتژی امنیتی آمریكادرخاورمیانه علیه خواست مردمی است

مادرید - ایرنا - «سید حسین موسویان» پژوهشگر دانشگاه پرینستون و عضو سابق گروه مذاكره كننده هسته ای در مقاله ای در المانیتور با مقایسه استراتژی امنیتی آمریكا و ایران در خاورمیانه، استراتژی آمریكا را علیه خواست مردمی و استراتژی ایران را محبوب مردمی دانست.

به گزارش روزشنبه ایرنا، موسویان ادامه داد :سردار جعفری فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مصاحبه اخیر خود اعلام كرد كه ایران به آموزش صدهزار نیروی داوطلب مردمی در كشورهای عراق و سوریه در زمینه انتقال تجربه و دانش نظامی كمك كرده تاآنها بتوانندازارتش های ملی این دو كشورحمایت كنند. وی همچنین اظهار داشت كه استراتژی ایران در مقابله با تروریسم داعش موثرتر از آمریكا واقع شده باوجودی كه در این راستا آمریكا بودجه هنگفتی در مقایسه با ایران هزینه كرده است.
پژوهشگر دانشگاه پرینستون افزود:قدردانی ازتلاش ایران درمبارزه با تروریسم داعش در سفر رسمی رئیس جمهور ایران به عراق كه توجه جهانیان را جلب كرد، به وضوح قابل مشاهده بود. دیدار رئیس جمهور روحانی در عراق و استقبال كم سابقه مقامات عراقی از ایشان در قیاس با سفر اخیر ترامپ رئیس جمهوری آمریكا به این كشور، قابل تامل است. در پایان دسامبر 2018، ترامپ به صورت مخفیانه به عراق سفر كرد وهواپیمای وی در تاریكی شب در یكی از پایگاهای آمریكا در عراق فرود آمد بدون آنكه مقامات عراقی از او استقبال رسمی كنند. رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس پارلمان عراق حاضر به دیدار با او نشدند.
وی خاطرنشان ساخت:از سوی دیگر، سفر رئیس جمهور روحانی به بغداد از پیش اعلام شد و هواپیما در روز روشن در بغداد فرود آمد و مقامات عالی رتبه عراقی ازوی به گرمی استقبال كردند و با تمام مقامات عالی رتبه عراق و نیز بالاترین مقام های مذهبی ازجمله آیت الله العظمی سیستانی ملاقات داشت. علل این تفاوت های آشكار در سفر دو رئیس جمهور ریشه در دو استراتژی متفاوت منطقه ای این دوكشور دارد.
موسویان تصریح كرد:برخی از تحلیلگران درمنطقه خاورمیانه و فراتر ازآن معتقدند انقلاب اسلامی سال 1357درایران،نقطه عطفی است كه بسیاری ازتحولات خاورمیانه تحت تاثیرآن اتفاق افتاده است. شاید یكی از ویژگی های برجسته ایران پس از انقلاب، روابط تلخ و متلاطم با آمریكا بوده است. بسیاری از تحلیگران جهانی استدلال كرده اند كه شواهد كافی وجود دارد كه در برخی موارد مهم، به طور سیستماتیك همگرایی و همسویی در منافع ایران و آمریكا وجود دارد. به عنوان مثال، رژیم طالبان در افغانستان و رژیم صدام حسین درعراق، هر دو دشمن مشترك آمریكا و ایران بودند. درحال حاضر نیز آنها مبارزه با داعش و شبكه های گسترده گروه های تروریستی مانند القاعده، النصره و بوكوحرام را به عنوان اولویت های اصلی امنیت ملی می دانند.
به گفته این دیپلمات سابق ایرانی ، بااین وجود، این سوال مطرح می شود كه چرا چنین همگرایی وهمسویی در منافع امنیتی و ملی، زمینه ساز بهبود روابط دوجانبه ایران و آمریكا نشده است؟.به طورقطع یك پاسخ به این سوال مربوط به كوته بینی وتنگ نظری درسیاست های خارجی آمریكا نظیر حمایت مستمر از متحدانی در منطقه می شود كه باعث و بانی تروریسم درمنطقه هستند.مستندات موثق حاكی ازحمایت مالی و تداركاتی عربستان سعودی ازسازمان های تروریستی مانند القاعده،النصره و داعش است كه باعث تقویت و گسترش افكار افراطی وتروریستی شده است. به عبارت دیگر منابع مالی و مغزشویی ایدئولوژیكی گروه های تروریستی مستقیما از طرف متحدین خود آمریكا در منطقه صورت می گیرد. بنابراین حمایت نظامی وسیاسی آمریكا از متحدانی صورت می گیرد كه با ایجاد جنگ های فاجعه بار مانند حمله به یمن مسئول ایجاد بی ثباتی در منطقه هستند.
عضو پیشین گروه مذاكره كننده هسته ای ادامه داد:اما دلیل مهمتردرمورد عدم بهبود روابط ایران وآمریكا این است كه آمریكا منافع ملی خود را در سرمایه گذاری روی دولت های متحد در خاورمیانه می بیند كه به مخالفت با خواست ملتها منجرشده است. این نوع نگرش سابقه تاریخی نیز دارد. از تلاش در سرنگونی دولت منتخب دكتر مصدق در سال 1332 كه صنعت نفت ایران را ملی كرد، تا حمایت از رژیم های دیكتاتوری در منطقه مثل شاه ایران، سران عربستان سعودی، حسنی مبارك مصر وبن علی درتونس، آمریكا پیوسته منافع ملی خود را درحمایت از دولت های غیر دمكراتیك دانسته است.
موسویان نوشت: از سوی دیگر، ایران سرمایه گذاری روی ملت ها و نه فقط دولتها را به عنوان استراتژی موثر خود تعریف كرده، همان سیاستی كه از اوایل انقلاب در داخل خود كشور آغاز و اجرا كرد. در جنگ تحمیلی رژیم صدام كه در ابتدا با كمبود منابع انسانی در ارتش ملی ایران توام بود، به دستور امام خمینی (ره)،نیروهای مردمی بسیج به عنوان ارتش 20 میلیونی مردمی به دفاع از تمامیت ارضی كشور به پا خواستند.
وی خاطرنشان ساخت:ایرانیان از تمامی طبقات اجتماعی و ادیان و مذاهب مختلف اما با گرایش های ملی، داوطلبانه برای دفاع از كشور خود علیه متجاوز برخاستند.طی چهاردهه گذشته، این مدل نیز درسایرنقاط منطقه تكرار شده است. در اوایل دهه 60حزب الله لبنان باكمك و آموزش نیروهای ایرانی برای حفظ تمامیت ارضی لبنان ومقابله با تجاوزات اسرائیل شكل گرفت. در عراق نیز بعد ازظهور یك گروه تروریستی و اشغالگر بنام داعش، بر اساس فتوای مرجع عالی قدر آیت الله سیستانی، نیروی بسیج مردمی حامی دولت متشكل از دهها هزار نفر از مردم عادی شكل گرفت. از این رو، تكیه به نیروهای مردمی برای مقابله با تهدیدهای امنیت ملی در منطقه، از مدل بسیج در ایران الهام گرفته شده است.
پژوهشگر مذكور تصریح كرد:اكنون آمریكا در روابط خود با بغداد و نیروی بسیج مردمی عراق مشكل دارد زیراآنها روابط خوبی با ایران دارند.با وجودی كه آمریكا نقش موثر نیروی بسیج مردمی عراق دربازپس گیری خاك عراق ازداعش را مورد تحسین قرار داده، در عین حال آنها را تهدیدی برای خود تلقی می كند. پنتاگون تصریح كرده كه بنای مقابله با نیروی بسیج مردمی عراق را ندارد و لذا بنظر می رسد كه آنها را مورد حمله قرار نخواهد داد چون پایگاه مردمی در عراق داشته و از امید های آینده عراق هستند.
به نوشته موسویان، مطمئنا حمایت ایران از گروه های مردمی تشكیل دهنده مبارزه با تروریسم در منطقه تنها به شیعیان محدود نمی شود. ایران همچنین از گروه مقاومت سنی مذهب مثل حماس در فلسطین نیز حمایت می كند. ایران حتی در قضیه فلسطین، كه بزرگترین منبع بحران های خاورمیانه است،خود رابامردم فلسطین متحدكرده است كه همچنان به مقاومت در برابر تجاوزات اسرائیل ادامه می دهند.مقاومت مردمی فلسطین به عنوان یك موضوع انسانی در دنیا مطرح است و از حمایت مردم نه فقط در جهان اسلام بلكه درسراسر دنیا برخوردار است.
وی افزود:متحدان ایالات متحده در منطقه یعنی اكثر كشورهای عربی خلیج فارس ومصر به ظاهر از فلسطین حمایت می كنند، اما در پشت صحنه، روابط پنهان ونزدیكی با اسرائیل برقراركرده اند.به تازگی گزارش های معتبرومستند ابعاد وسیعی از روابط مخفی آنها با اسرائیل را فاش كرده است. درعین حال گروه های محبوب مردمی یعنی حماس فلسطین،حزب الله لبنان و نیروهای بسیج عراقی ازحمایت بسیاری از كشورهای منطقه و خارج از منطقه برخوردارند.
موسویان تصریح كرد:به طور خلاصه، ایران و آمریكا دو استراتژی متفاوت در خاورمیانه را دنبال می كنند.آمریكا فقط سرمایه گذاری روی دولتهای منطقه را دردستوركار داشته درحالیكه ایران علاوه بر تلاش برای حفظ روابط حسنه با دولتها، تعامل با ملتها را دردستور كار داشته و سعی نموده كه نیروی های مقاومت مردمی از دل ملتها شكل گیرند. این دو استراتژی مختلف پیامدهای مهمی در روابط آمریكا و ایران درمنطقه داشته و موجب عدم روابط دیپلماتیك بین دوكشور شده است. تا زمانی كه آمریكا صدای مردم را نادیده بگیرد، با جنبش های مردمی مقابله كند و خواست های به حق ملت های خاورمیانه مانند فلسطینی ها را نادیده بگیرد، شاهد تشدید احساسات منفی درمنطقه علیه خود خواهد بود.
اروپام *5*491**1590