۲۹ اسفند ۱۳۹۷،‏ ۸:۲۱
کد خبر: 83249477
T T
۰ نفر
«نو اصولگرایی» علیه اصولگرایی

تهران-ایرنا- طرح «نواصولگرایی» قالیباف اگرچه با واكنش منفی اصولگرایان سنتی مواجه شده ولی این ایده تاكنون از قالب شعار خارج نشده و كلی گویی مندرج در مرامنامه نواصولگرایی علمیاتی شدن آن را با ابهام مواجه كرده است.

به گزارش ایرنا، به تازگی واژه ای وارد ادبیات سیاسی ایران شده كه با تجربه گرفتن از ناكامی سیاست ورزی جریان اصولگرا خواستار بازنگری در رفتار و رویكرد آن است. اگر چه «امیر محبیان» یكی از تحلیلگران جناح راست خود را نخستین فردی می داند كه از این ایده در نقد اصولگرایی استفاده كرده است ولی استفاده همه گیر از نواصولگرایي به مواضع قالیباف پس از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری بر می گردد.
در انتخابات ریاست جمهوری پس از كنار كشیدن قالیباف به نفع حجت الاسلام و المسلمین «ابراهیم رییسی» و شكست نامزد اصولگرایان؛ شهردار پیشین تهران یك ماه پس از انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، در 31 تیرماه 1396 در نامه ای خطاب به «جوانان انقلابی و دلسوز ایران» با انتقاد از «كنشِ جریانِ اصول‌گرایی» از ایده نواصولگرایی سخن گفت. ایده ای كه قرار است نه به عنوان جریان سومی بلكه با نقد درون جریانی، در قالب اصولگرایی به مطالبات جدید جامعه را با حفظ آرمان ها پاسخ دهد.
قالیباف در بخشی از این نامه «خودانتقادی» و تغییر را نه ضعف بلكه نشانه قوت دانست و با انتقاد از اصولگرایی خطاب به جوانان انقلابی، نوشت: «شما امیدوارانه، فعالانه و آتش ‌به ‌اختیار وارد صحنه شده، منتظرِ اقداماتِ از بالا به پایین در جریانِ اصول‌گرایی نباشید؛ زیرا تحلیلِ رفتارهایِ پس از انتخاباتِ برخی دوستان نشان می‌دهد تصمیم‌گیری در این مورد در رأسِ جریان همچنان دچارِ اختلال است.»
دلخوری قالیباف، ریشه در عملكرد جمعیت نیروهای انقلاب اسلامی (جمنا) به عنوان بزرگ ترین ائتلاف اصولگرا در تعیین نامزد اصلی اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری داشت. انتقاداتی كه در ماه های اخیر به شكل پراكنده از طرف نزدیكان قالیباف به نحوی بیان شده است. به طور مثال «محسن پیرهادی» دبیركل جبهه پیشرفت و عدالت با بیان شفاف نبودن فرآیند انتخاب نامزدها و عدم پاسخگویی به نیازهای اصولگریان در جمنا گفت: «اگر اصولگرایان در جمنا بخواهند در لاك قدیمی خودشان قائل به تغییر نباشند جامعه از آنها عبور خواهد كرد و سرمایه اجتماعی شان را ازدست خواهند داد.»
«محمد عبدالهی» یكی از تحلیلگران نواصولگرا نیز درباره علل كنار گذاشتن قالیباف از نامزدی اصولگرایان، می نویسد: «(قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری) برای اولین بار شجاعانه از اصولگرایان غش دار سخن گفت. چنانكه باوجود كارشناسان بی طرف، حذف ناگهانی قالیباف از رقابت های انتخاباتی با لابی و فشار همین دسته از اصولگرایان 4 درصدی در دقیقه نود رقم خورده است، آن هم درست در همان بازه زمانی كه قالیباف علیه اصولگرایان لیبرال لب به افشا گشوده بود. قالیباف توسط همان جماعتی از اصولگرایان حذف شد ...[كه] در بازار مكاره شان، اصول و اصولگرایی صرفا برای آنها حكم كالایی را برای ارتزاق خودشان، فرزندانشان و نوادگانشان را بازی می كند ولاغیر.»
عبدالهی اظهارات تند خود را اینطور ادامه می دهد: «قالیباف با ایثار مثال زدنی خود در كناره گیری از انتخابات 96 به نفع نامزد دیگر اصولگرا، مهم ترین چهره ای است كه برادری خود و دلسوزی وصف ناپذیرش برای پیروزی جبهه انقلاب را اثبات كرده است. او علیرغم محبوبیت بیشتر در بین طیف های خاكستری جامعه، از انتخابات به كنار گذاشته شد و خیل عظیم هوادارانش همچنان بغض ناشی از انصراف او را در گلو دارند... قالیباف در نامه نواصولگرایی، پروژه ای خطیر را كلید زده است كه حاشیه امن 'خان های اصولگراپندار' را برهم خواهد زد.

**نواصولگرایی چیست؟
نواصولگرایي با طرح این كه اصولگرایی برای به حاشیه رانده نشدن نیازمند پوست اندازی و نو شدن است خواهان تغییر نگاه سنتی و ابزاری این جریان به جامعه و سیاست و كنار گذاشتن شیخوخیت و توجه به جوانان انقلابی است.
این جریان جدید بر مبنای سه شاخص «مردم باوری»، «اسلام ناب» و «نوگرایی» در پی پاسخ به مطالبات جدید جامعه با حفظ آرمان های انقلاب اسلامی است كه باوجود آنها اصولگرایی نتوانسته آن را برآورده و از سطح آرمان به واقعیت نزدیك كند.

**واكنش اصولگرایان به نواصولگرایی
طرح ایده نواصولگرایي و ضرورت پوست اندازی جریان اصولگرا با واكنش های مثبت و منفی برخی كنشگران سیاسی مواجه شد بطوری كه شخصیت هایی از جناح مقابل مانند «شهیندخت مولاوردي» و «محمود صادقی» هم از ضرورت «اصلاحِ اصلاحات» و «نواصلاح طلبی» سخن به میان آوردند.
اگرچه نواصولگرایي همچنان به شكل ایده باقی مانده و به قالب گفتمان تحول خواه در سپهر سیاسی اصولگرایی در نیامده است ولی طرح این موضوع از همان ابتدا با واكنش سرد اصولگرایان سنتی مواجه شد.
به طور مثال، «محمد رضا باهنر» دبیركل جامعه اسلامی مهندسین در واكنش به این موضوع گفت؛ نمی دانم این مانیفست چه هست ولی كلیت تصویب نواصولگرایی را تبریك می گویم و آن را گام مثبتی می دانم اما این كه آیا این می تواند منشور یا مانیفست باشد و این كه اصولگرایان روی این مانیفست وحدت می كنند، باید منتظر آینده باشیم.
مرحوم «محمد نبی حبیبی» دبیركل پیشین حزب موتلفه اسلامی درباره نواصولگرایی گفت: با صراحت می‌گویم بنیان‌های اصولگرایی هیچگاه تغییر پیدا نمی‌كنند. قالیباف خود باید درباره نواصولگرایی پاسخ دهد.
«امیررضا واعظ آشتیانی» از فعالان اصولگرا هم در این باره بیان كرد: مانیفست نواصولگرایی چیز جدیدی در درون خود نداشت.
«محمد مهاجری» روزنامه نگار اصولگرا نیز با بیان این كه مانیفست نواصولگرایی حرف تازه‌ای ندارد، اظهارداشت؛ تنها مزیت نواصولگرایی بیان ضعف‌های اصولگرایان است.
همچنین «حسن بیادی» دبیركل جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی در این باره گفت: بسیاری از كسانی كه داعیه مدیریت جامعه اصولگرایی را در سردارند به‌ ناحق و از روي جهل دچار یك توهم در قدرت و دانایي شده‌اند. بدین معنا كه فكر می‌كنند از میزان درك بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند و تصمیم‌گیری نهایی را از آن خود می‌دانند و جایگاه خود را به‌عنوان كفیل و وصي مردم تلقي می‌كنند.
وی افزود: اصولگرایان با تغییر در نیت و رفتار از بسیاری اشتباهات خود از جامعه بزرگ سیاسی و اصولگرایی عذرخواهی به عمل‌آورند.
محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت احمدی نژاد نیز در این خصوص گفت: كسانی كه می خواهند كلمه نو را به اصولگرایی اضافه كنند، تلاش دارند اصولگرایی را آن طور كه خودشان می خواهند، تعریف كنند.
وی تاكید كرد: مشكل از كلمه اصولگرایی كه نو یا كهنه شود، نیست. كسانی كه دنبال املاك نجومی رفته و به نام اصولگرایی تمام كرده اند، آنها نمی توانند دم از اصولگرایی بزنند.

**نواصولگرایی همچنان یك ایده است
اگرچه قالیباف در نامه خود از ضرورت تغییری سخن گفته است كه خود را نه محور، بلكه صدای آن دانسته است ولی منتقدان با پوپولیستي خواندن تحركات وی، او را به شوریدن علیه پدرخوانده های اصولگرا با بهره گیری از الگوی رفتاری «احمدی نژاد» متهم می كنند. برخی دیگر اقدامات شهردار پیشین تهران را واكنشی احساسی به برگزیده نشدن در سه انتخابات ریاست جمهوری می دانند. او با پیش كشیدن ضرورت تغییر در رویكرد جریانی كه تمایلی به بازنگری در سیاست های خود ندارد با بازتعریف سازمان رای اصولگرایی، در پی آزمودن خود در انتخابات آینده ریاست جمهوری است.
از سوی دیگر، انتشار مانیفست نواصولگرایي توسط نزدیكان قالیباف در جمعیت پیشرفت و عدالت در نهم مهرماه 97 به جای پاسخ به پرسش ها، سوالات جدیدی را بوجود می آورد. بطور مثال، یكی از اهداف نواصولگرایي پاسخ به خواست جوانان انقلابی و طبقات متوسط عنوان شده است اما با مرور اجمالی این مانیفست نخستین چیزی كه به ذهن خطور می كند، این است كه این مرامنامه چیزی جز «جارگونی» از ایده آل ها و كمال مطلوب های اصولگرایی نیست.
شعاری بودن و «كلی گویی» نهفته در اجزای این مرامنامه باعث شده است، تدوین كنندگان آن نتوانند تعریف روشنی از برخی مفاهیم ارائه كنند. بطوری كه برای فهم هركدام از كلیدواژه ها به ناچار باید به اظهارات حلقه فكری نزدیك به قالیباف رجوع كرد برای مثال محمد صالح مفتاح عضو شورای مركزی جمعیت پیشرفت و عدالت به شكل شعاری «مردمی كردن اقتصاد» را كوتاه كردن دست افراد زالوصفت یا 4 درصدی ها از اقتصاد می داند.
اگر چه در این مرامنامه مبحثی تحت عنوان «آزادی های اجتماعی در چارچوب مبانی دینی» وجود دارد ولی همچنان روشن نبودن ابعاد حقوق و آزادی اجتماعی و فردی شهروندان به عنوان عمده ترین مطالبه طبقات شهری از نقاط ضعف این مانیفست محسوب می شود كه پاسخ روشنی به آن داده نشده است.
درمجموع می توان گفت نواصولگرایی از ایده به گفتمان تبدیل نشده و به گفته تدوین كنندگان آن همچنان «در حال شدن» است و بررسی عملكرد و ارزیابی آن زود است اما باید دید باوجود بی توجهی اصولگرایان سنتی، این ایده قابلیت عملیاتی شدن دارد یا خیر.
سیام**3202**1336