۲۶ اسفند ۱۳۹۷،‏ ۱۰:۵۸
کد خبر: 83246099
۰ نفر
صلح و مدارا – حسن سلامی*

واقعیت این است كه ما ظرف هشت سال در دولت های نهم و دهم چه در حوزه مناسبات داخلی یعنی در مواجهه با شهروندان، منتقدان و مخالفان و چه درعرصه ی سیاست خارجی یعنی با كشورهای منطقه و جهان به شكل منطقی و با صلح و مدارا رفتار نكردیم.

اما در فضای به وجود آمده پس از انتخابات خرداد 92 بیان عبارات دقیقی چون 'نرمش قهرمانانه' رهبری، 'انعطاف اسلامی' هاشمی رفسنجانی، 'ترویج مدارا' ی خاتمی و 'اعتدال و تعامل سازنده' ی روحانی، نشانگر تغییر رویكرد، راهبرد و تاكتیك در قبال مشكلات و مسایل مهم حوزه های سیاست داخلی و خارجی بود.
در این 2 حوزه كه عرصه ی مذاكره و داد و ستد است اگر نرمش و انعطاف، صلح و آشتی، تعامل و اعتدال نداشته باشیم به تدریج می شكنیم و قادر نخواهیم بود در درازمدت به امنیت و منافع ملی به شكل حداكثری دست یابیم.
در تاریخ اسلام، سُنّت نبوی و سیره ی ائمه ، صلح حدیبیه و صلح امام حسن (ع) و در تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران، پذیرش قطعنامه ی 598 و پایان جنگ تحمیلی از طرف امام خمینی (ره) را می توان سه نمونه و مصداق 'صلح و مدارا' دانست.
به نظر خردمندان، معنای منطقی صلح و مدارا این است كه ما آن چه را اصولا قبول نداریم می پذیریم. در مدارا، ممكن است میل اصلی به اعتراض، مخالفت و مقاومت وجود داشته باشد اما این میل، آزادانه و مختارانه در درون سركوب می شود؛ بخاطر تامین حداكثری امنیت و منافع ملی . به این معنا، صلح و مدارا مبتنی بر نوعی 'خودداری' و خویشتن داری است.
عامل اصلی صلح و مدارا، دولت و حاكمیت است. این عامل یعنی دولت، هم مخالف مخالفان و منتقدان و اپوزیسیون است و هم مخالف شكنجه و تبعید و زندان كردن و سركوب آنها است و چون مخالفت دوم او، شدیدتر از مخالفت اول است نتیجه ی عمل او 'صلح و مدارا ' است. از این رو، صلح و مدارا عملی عقلانی است.
صلح و مدارا، عملی اخلاقی نیز هست. از نظر اخلاقی و ارزشی، معیار و ملاك عمل صلح آمیز، 'خودداری از اِعمال امیال شخصی' است. در چارچوب همین مفهوم اخلاقی، صلح و مدارا بخصوص نسبت به عقیده مخالف، یكی از اركان عمل عادلانه به شمار رفته است و اهل صلح و مدارا معتقدند كه نباید افراد و گروه های مختلف اجتماعی، مذهبی و سیاسی را به خاطر عقایدشان مورد آزار قرار داد.
صاحبنظران عرصه ی دین و اندیشه ی سیاسی، میان «صلح و تسلیم' تفاوت قایل شده اند. صلح و مدارا، تحمل از روی آزادی و اختیار است. صلح از موضع قدرت صورت می گیرد حال آن كه تسلیم از موضع ضعف انجام می شود. برای نمونه دولت یا حاكمیت، قدرت سركوب دارد اما سركوب نمی كند. در مقابل، اتباع یك حكومت غیرمردمی، آن را صرفا 'تحمل' می كنند و تسلیم اند چون قدرت تغییر حكومت را ندارند.
صاحبنظران معتقدند كه صلح و مدارا بر حسب موضوع آن، انواع گوناگونی دارد:
الف- صلح و مدارای عقیدتی یعنی تساهل نسبت به وجود و بیان یا تبلیغ عقاید مذهبی و عقاید سیاسی.
ب- صلح و مدارای سازمانی به معنای شناسایی حق تاسیس احزاب، حق گردهمایی و تظاهرات مسالمت آمیز صاحبان عقاید مخالف .
ج- صلح و مدارای هویتی یعنی اِعمال مدارا و تساهل نسبت به ویژگی هایی كه اختیاری نیست مانند ملیت، جنسیت، نژاد، طبقه، فرهنگ و دارندگان این ویژگی ها.
د- صلح و مدارای رفتاری مثل تساهل نسبت به شیوه ی لباس پوشیدن یا روابط خصوصی و خانوادگی.
در زمان حاضر یكی از مهم ترین وظایف ما و یكی از مهم ترین نقش ها و كاركردهای مثبت گروه های زیر، ترویج صلح و مدارا در موضوع های مختلف فوق الذكر و مبارزه با «خشونت» است كه نقطه ی مقابل صلح است.
الف: دانشگاهیان و روحانیان رسمی و غیر رسمی ، فقیهان جوان ژرف اندیش و ژرف بین و مراجع شجاع تقلید نه تنها باید به لحاظ نظری پدیده ی صلح سیاسی را تایید و پدیده ی خشونت سیاسی را رد كنند كه در برابر ِ رواج خشونت در جامعه و حكومت نیز سكوت ننمایند و حامی تصویب و اجرای قوانینی در این ارتباط باشند و چهره یی مهربان و منطقی از اسلام و احكام اسلامی عرضه كنند.
ب: منابع متعدد اطلاع رسانی و مردمی به ویژه خبرگزاری ها و مطبوعات موجب جریان آزاد اطلاعات در جامعه بشوند تا از این طریق صلح ترویج و جلو اِعمال خشونت سیاسی گرفته شود. دست اندركاران حكومتی حتا اگر عدالت شخصی هم داشته باشند در اثر برخورداری از قدرت و جلوه ها و اهرم های آن ، ممكن است پایشان بلغزد و آرام آرام در رویارویی (مواجهه) با رقیبان و منتقدان از جاده ی صلح و انصاف خارج شوند و ممكن است در مقابل ترویج خشونت سیاسی در جامعه، سكوت كنند. از این رو آگاهی مردم و نظارت قانونی و افشاگری مطبوعاتی بهترین ضمانت است .
ج: مجلسیان، اندیشه ی دفاع از صلح و حق و حقوق شهروندان داشته باشند. در نظام مردم سالاری و در جمهوری اسلامی ، تنها شكل مجلس مهم و مطرح نیست بلكه روح و محتوای آن و نگرش و ذهنیت نمایندگان مهم تر است . به اعتقاد یك صاحب نظر اگر ما مجلسی داشته باشیم كه نمایندگانش به جای «ذهنیت حقی» ، فقط «ذهنیت تكلیفی» داشته باشند، در این صورت از این مجلس قانون صلح طلب و قانون مردم سالار (دمكراتیك) به دست نمی آید.
مجلس می تواند با تصویب طرحی ، ساز و كار ترویج صلح و رفع خشونت سیاسی و جلوگیری از خشونت در تجمعات و در زندان ها را از طریق تعیین مصادیق خشونت، افراد متخلف (خشونت طلبان) و كیفر و مجازات آنان را معلوم و مشخص كند و به فرایند صلح در جامعه مدد رساند.
• پژوهشگر و روزنامه نگار

سرخط اخبار پژوهش