۲۵ اسفند ۱۳۹۷،‏ ۹:۳۷
کد خبر: 83244715
۰ نفر
شاهرود و ميامي، خاستگاه بزرگان عرفان و ادب

شاهرود- ايرنا- شرق استان سمنان مهد پرورش عالمان و بزرگاني است كه در حوزه عرفان و ادب خوش درخشيده و جهانيان را به خواندن و انديشيدن در آثار خود وادار كردند.

به گزارش ايرنا، شاهرود و ميامي زادگاه مفاخر و سردمداران ادب و عرفان مشرق زمين است. سرزميني كه در همسايگي خراسان بزرگ قرار گرفته و در طول تاريخ اين 2 خطه در حوزه فرهنگ و ادبيات از يكديگر تأثيرات بسياري را پذيرفته اند. شاهرود در ميانه مسير تهران به مشهد قرار گرفته و درست از همين جاست كه با عبور از اين محور خطي غرب به شرق مي توان گام به گام با برخي از بزرگان و سرمايه هاي معنوي اين كشور آشنا شد.
از بايزيد بسطامي، شيخ ابولحسن خرقاني، شيخ حسن جوري، ابن يمين فريومدي، شيخ عماد الدين و شيخ جلال الدين در شاهرود و ميامي گرفته تا عطار و خيام در نيشابور همه در گوشه اي از تاريخ پرفراز و شيب اين سرزمين نقشي تعيين كنده داشته و بر غناي تار و پود فرهنگ اين مرز و بوم افزوده اند.
*** بايزيد بسطامي
ابويزيد طيفور پسر عيسي پسر آدم سروشان بسطامي ملقب به سلطان العارفين، آنگونه كه از شواهد بر مي آيد در نيمه نخست قرن دوم هجري و در واپسين سال حكومت امويان در محله موبدان شهر بسطام چشم به جهان گشود.
گفته مي شود جد بايزيد شخصي به نام موبد بسطامي، والي قومس و از بزرگان عصر خود بوده است. سروشان، پدربزرگ بايزيد هم از زرتشتيان بسطام بوده كه پس از ورود اين دين الهي به ايران، مسلمان شده است. بايزيد علاوه بر زيستن در خانواده اي زاهد و عالم، خود نيز از حافظان و استادان علوم اسلامي به شمار مي رود.
اين بزرگ مرد عرصه عرفان، نخستين بازگو كننده فلسفه ايران باستان بوده است. عشق عرفاني در نزد بايزيد جايگاهي والا داشته و تفكراتش را علاوه بر گفته هايش مي توان در سروده هاي عطار، مولانا و سنايي نيز جست و جو كرد.
از بايزيد مناجات ها و سخناني در زمينه هاي گوناگون به جاي مانده از جمله: ' پرسيدند كه بنده به درجه كمال كي رسد؟ گفت: چون عيب خود بشناسد و همت از خلق بردارد، آنگه كه حق او را بر قدر همت وي و به قد دوري او از نفس خود، به خويش نزديك گرداند. '
آرامگاه بايزيد بسطامي در مجموعه اي تاريخي با همين نام در شهر بسطام و در جوار امام زاده محمد (ع) فرزند امام جعفر صادق (ع) قرار دارد.
*** شيخ ابوالحسن خرقاني
در سال 352 هجري قمري در روستاي خرقان از توابع شاهرود و در 23 كيلومتري شمال بسطام زاده شد. شيخ خرقان يكي از بزرگترين و معروف ترين مريدان بايزيد است كه خود شاگرداني چون خواجه عبدالله انصاري را تربيت كرده است. بزرگاني مانند ابوسعيد ابوالخير، ناصرخسرو و ابن سينا نيز در زمره افرادي هستند كه به ديدار بوالحسن رفته و مقام معنوي وي را ستوده اند.
آوازه معنويات شيخ ابوالحسن خرقاني حتي سلطان محمود غزنوي را نيز به ديدار او كشانده تا نزدش كسب فيض كرده و اندكي نصيحت شود.
' هر كه در اين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد كه هرآن كس كه به درگاه باريتعالي به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد. ' اين معروف ترين جمله از شيخ است كه به تنهايي مي تواند بازگو كننده تمام روحيات و افكار و عقايد اين عارف نامي و گرانقدر باشد.
همچنين از وي نقل شده است: ' برهمه چيز كتابت بود، مگر بر آب . اگر گذر كني بر دريا ، از خون خويش كتابت كن تا آن كز در پي تو درآيد داند، كه عاشقان و مستان و سوختگان رفته اند... '
آرامگاه شيخ ابوالحسن خرقاني بر روي تپه اي در شمال روستاي قلعه نو خرقان قرار گرفته است.
*** ابن يمين فريومدي
امير محمود پسر يمين الدوله طغرايي شيعه مذهب و از طايفه خرده مالكان و مستوفي در سال 685 هجري قمري در روستاي فرومد شهرستان ميامي ديده به جهان گشود.
ابن يمين از معروف ترين قطعه سرايان زبان فارسي بود كه در اشعارش از مضامين اخلاقي و اجتماعي بهره مي برد. وي علاقه اي ويژه به مولي الموحدين حضرت اميرالمومنين (ع) داشت.
وي پيش از واقعه سربداران نزد مغولان در خراسان مستوفي گري مي كرده و در جنگ كريتيان اسير شد. ابن يمين در آن زمان نسخه ديوان اشعار خود را از دست داد و پس از مدتي نيز خود را به ديار سربداران رساند.
او بيشترين قطعات اخلاقي را در 20 سال پاياني عمرش سروده است.
ابن يمين فريومدي در سال 769 چشم از جهان فروبست. آرامگاه او در روستاي فرومد ميامي در كيلومتر 180 جاده شاهرود- مشهد قرار گرفته است.
شعر زير يكي از سروده هاي اوست:
شرف مرد به علم است و كرامت به سجود
نيست بي علم و عمل هيچ كسي را مقدار
هركه را هست حسب گر نسبي نيست چه باك
بي هنر را چه شرف از نسب خويش و تبار
اما برشمردن نامداران اين ديار به هين جا ختم نمي شود. كم نيستند عالمان و بزرگاني كه برخي نام و نشاني از خودبه جاي گذاشته و خواندن آثار و ديدار از آرامگاه آنان براي مردم ميسر است؛ در برابر پرشمارترند آن هايي كه در نهايت گمنامي درپيچ و تاب هزارتوي تاريخ از يادها رفته و جز اطلاعاتي بسيار اندك از آنان چيزي به يادگار نمانده اما رد پاي حضورشان براي اهل فن به راحتي قابل تشخيص است.
7359/6167