تغییرات جمعیتی برنامه ریزی نشده مشكل آفرین است

تهران-ایرنا- استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران گفت: تغییرات جمعیتی برنامه ریزی نشده تقریبا یكی از علل كلیدی در همه مشكلات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، شهلا كاظمی پور جمعیت شناس و عضو هیات علمی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در همایش «تمدن انسانی، جمعیت و صلح» گفت: جمعیتی كه با موانع جدی مواجه است، خود موجب درگیری و مسأله می شود.
كاظمی پور در این همایش كه به همت گروه علمی تخصصی صلح انجمن جامعه شناسی ایران و با مشاركت انجمن جمعیت شناسی ایران در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد ، در ابتدای سخنان خود ضمن اشاره به زیاد نبودن منابع تحقیقی درباره ارتباط بین جمعیت و صلح، تعریفی از تمدن ارائه داد و گفت: «تمدن، شهری گری یا مدنیت از كلمه لاتین شهرنشین بودن مشتق می شود. كلمه متمدن شدن اساساً به معنی شهرنشین شدن است.
«ویل دورانت نیز تمدن را نظمی اجتماعی می داند كه در نتیجه وجود آن خلاقیت فرهنگی شكل می گیرد. انسان در مراحل رشد خود از غارنشینی تا یكجانشینی، ابتدا روستانشینی را تجربه كرد و پس از طی دوران و بر اثر انباشت و تجمع تولید و مبادله كالا آرام آرام به سمت اسكان بزرگتر و آفرینش شهر روی آورد. از همین رو نتیجه مطالعات من این است كه فرهنگ مقدم بر تمدن است. مهمترین شرط و مؤلفه تمدن ایجاد شهرها و اسكان مردم در آنهاست. فرهنگ هایی كه انقلاب شهری در آنها به وقوع پیوسته باشد.»
استاد دانشگاه تهران اضافه كرد: «همچنان كه تجمع جمعیت و اسكان آنها در شهرها موجب تمدن می شود، تمدن ها هم در جمعیت تاثیرگذارند. همانطور كه نخستین جوامعی كه باروی را كاهش دادند، آنهایی بودند كه روشنفكری را تجربه كرده و متمدن تر شده بودند. به تعبیری بین زندگی طولانی و پیشرفته بودن رابطه وجود دارد. یا اینكه كاهش مرگ و میر هم باعث توسعه است و هم نتیجه آن.
كاظمی در بخش دوم سخنان درباره صلح اشاره كرد: صلح در ادبیات قدیم پارسی به معنای آشتی و به معناهای مقابل جنگ آمده است. اما در دوران معاصر این مفهوم گسترش یافته است. به این معنی كه صلح شرایط آرام، بی دغدغه، خالی از تشویش، كشمكش و ستیز تعریف شده است. به گفته اسپینوزا صلح به معنی نبود جنگ نیست. مفهوم صلح را با آتش بس نباید اشتباه گرفت. صلح به معنای پایان مناقشه و نفی جنگ است. كانت هم در كتاب صلح ماندگار خود می نویسد، صلح آرمانی یا ماندگار محصول وضعیتی است كه در آن دولت ها با پذیریرش نظام مردم سالار به قوانین جهان گستر دست می یابند. در مفهوم جدید، صلح به معنای مجموعه ای از شرایط آرام، ایده آل برای همه افراد بشر است.
استاد جمعیت شناس دانشگاه تهران افزود: مفهوم صلح به دو گونه تقسیم بندی می شود. صلح منفی و صلح مثبت. صلح منفی به معنای عدم برخورد نظامی و جنگ است. ولی اساس صلح مثبت مبارزه با فقر، گرسنگی، تبعیض و گسترش عدالت بشری، بخشودگی و از خودگذشتگی است.
كاظمی پور در بخش سوم سخنان خود اظهار كرد: رشد جمعیت مسأله نیست، بلكه رشد بی رویه جمعیت مسأله است. رشدی كه تناسبش با منابع و امكانات به هم می خورد. به عنوان مثال بزرگی جمعیت جوان به عنوان تورم در میانه هرم جمعیتی و بالاتر بودن جایگاه مردها بر زن ها باعث بروز اغتشاشات و درگیری های اجتماعی می شود. این وضعیت همچون آتشی زیر خاكستر، فرصت مناسبی برای فرصت طلبان است.
«اصولا تغییرات جمعیتی برنامه ریزی نشده یكی از علل كلیدی در تقریبا همه مشكلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. در كشورهایی كه رشد جمعیت سریعتر از رشد امكانات و بسترهای لازم باشد، افزایش سطح فقر، بیماری، كار كودكان، برده داری، یأس و خشونت قومی و ملی و موقعیت طلایی برای فرصت طلبی فرصت طلبان در بهره گیری از این نیروهای فقیر از جمله نتایج آن است. جمعیت شناس دیگری از همین رو می گوید كه انقلابی ترین پدیده زمان ما رشد جمعیت است.»
وی افزود: « البته شهروندان تحصیلكرده، سالم و با سعه صدر بالا هستند كه می توانند نقش به مراتب بهتری برای توفیق دولت ها باشند. پس دولت ها نباید لزوما به دنبال رشد جمعیت باشند، كه جمعیت دیگر قدرت نیست. بلكه همچون اروپا بیشتر كیفیت جمعیت مدنظر است. همچنانكه جمعیت انبوهی كه با موانع جدی روبرو است و دچار تنگنا و فقر باشد، خود موجب درگیری و مسأله می شود.
«پژوهشگران هم به این نتیجه رسیده اند كه كشورهایی كه میانگین سنی آنها بالا است (یعنی سنی كه در آن نصف جمعیت كمتر و نصف جمعیت بیشتر از آن عدد میانه است، عددی كه در سال 1365 برای كشور ما شانزده سال بود، زمانی كه جوانترین جمعیت در دنیا را داشتیم. ولی در زمان كنونی حدود 30 سال است.) و نسبت كمتری از آنها را جوانان تشكیل می دهند صلح آمیز ترین كشورها هستند. چرا كه انسان ها با افزایش سن محافظه كار تر می شوند. همچنین تحقیقات نشان داده است كه همپای افزایش جمعیت تعداد افراد دچار فقر مطلق هم افزایش یافته است.»
كاظمی در این زمینه ادامه داد: این مساله كشورهای كمتر توسعه یافته را كه با افزایش تقاضا برای غذا و كمبود منابع انرژی مواجه می شوند، در زمینه امنیت غذایی دچار مشكل كرده است. پس جمعیت به طور مطلق نمی تواند موضوع و هدف باشد. خصوصا آن جمعیتی كه دچار فقر، كم غذایی، توزیع نابرابر درآمد و كمبود عدالت هستند.
در قسمت پایانی سخنان كاظمی پور ارتباط سخنانش را با موضوع محیط زیست محل توجه قرار داده و گفت: جنگ های بعدی میان ملت ها جنگ بر سر منابع است. از همین رو یكی از نتایج تامین غذا برای میلیاردها انسانی كه پا بر روی این كره خاكی می گذارند، تخریب محیط زیست است. از رشد جمعیت مهمتر و بحرانی، بحث تراكم جمعیت است كه موجب می شود كه تخریب محیط زیست بیشتر هم باشد. در كشور خود ما كه میزان شهرنشینی در سال 1335، 30 درصد بود و الان به 75 درصد رسیده است- هر چند كه شهرنشینی یكی از شاخص های تمدن بود- ، ما با معضل كلانشهر نشینی و تمركز جمعیت به صورت بی برنامه و غول آسا مواجه هستیم. این مورد می تواند موجب اغتشاشات شود و صلح را به خطر بیندازد.
**9222**1601**