۱۶ بهمن ۱۳۹۷،‏ ۱۳:۱۴
کد خبر: 83198345
۰ نفر
جاي خالي نگاره ها در شاهنامه پژوهي

تهران- ايرنا- شاهنامه به عنوان يكي از ستون هاي هويت ايراني همواره مورد توجه پژوهشگران رشته هاي مختلف بوده ، اما براي درك متن اين اثر ادبي كمتر به نگاره هاي آن پرداخته شده است.

به گزارش گروه تحليل، تفسير و پژوهش هاي خبري ايرنا، طبق نظر كارشناسان اشعار شاهنامه چنان دلپذير و زيبا است كه به نوعي در دل هر كدام از ما ايرانيان جا گرفته است. اين اثر ماندگار تاريخي نه تنها به مبناي هويت ايراني بدل شد بلكه در طول تاريخ محملي براي به چالش كشيدن هنرمندان و قدرت تصور و تخيل نگارگران و خوشنويسان كشور شدهاست.
اين اثر چنان ذهن هنرمندان ايراني و غير ايراني را به خود مشغول ساخت كه در دوره هاي مختلف و در زمان حكومت سلاطين گوناگون نسخه اي از آن به شكلي باشكوه نگارش و به تصوير در مي آمد. در طي هزار سالي كه از سرودن شاه نامه مي گذرد افراد مختلفي اين اثر را به زبان خويش ترجمه و و بازنويسي كرده و با نگاره ها آرايش داده اند، تا جايي كه محققان بر اين باورند كه شاه نامه فردوسي از نظر دفعات آراستگي و نيز كثرت نگاره ها در يك مجلد رتبه نخست را دارد.
بدين ترتيب نگاره ها به بخشي جداي ناپذير از تحليل و تفسير مفاهيم و مضامين شاهنامه بدل شده اند. اين امر محققان را بر آن داشته است تا در پژوهش هاي ادبي و به ويژه در پژوهش هاي مربوط به شاهنامه در كنار بررسي متن و خصوصيات آن نگاره ها را نيز مورد تحقيق و پژوهش قرار دهند.
دكتر «فاطمه ماه وان» عضو هيأت علمي دانشگاه مشهد يكي از پژوهشگراني است كه در قالب رساله دكتري خود به موضوع نگاره هاي شاه نامه پرداخته است.
لازم به ذكر است كه اين رساله يكي از برگزيدگان بخش جوان دهمين جشنواره فارابي است كه در هفتم اين ماه برگزار شد.
به همين بهانه پژوهشگر ايرنا گفت وگويي با خانم 'ماه وان' انجام داده است.

** غفلت از قابليت هاي نگاره ها در شاهنامه پژوهشي
'ماه وان' در ابتداي سخنانش ضمن اشاره به اينكه هدف او از مطالعه شاهنامه دستيابي به رويكردي تطبيقي براي بررسي قابليّت هاي نگارگري در «متن پژوهي شاهنامه» است، گفت: كاركرد نگارگري در شاهنامه پژوهي، در حوزۀ مطالعات مربوط به متن و تصوير قرار مي گيرد. نكته اي كه بايد به آن توجه شود وجه تمايز پژوهش بنده با ساير پژوهش ها است.آنها صرف نظر از وجوه ادبي متن، تنها به بيان محتواي كلّي داستان اكتفا كرده اند. اما تلاش من اين بوده است كه در بررسي رابطۀ متن و تصوير، به خصايص دستوري، لغوي، معناشناسي و ادبي متن نيز توجّه داشه ‌باشم.
وي در ادامه عنوان داشت: به نظرم يكي از دلايلي كه باعث شده كه دسته اي از پژوهشگران به ويژگي هاي ياد شده اهميت ندهند اين بود كه آنها ادبيّات را در مركز توجّه قرار نمي دادند. به همين خاطر براي مثال در نمايشگاه هاي نسخ شرقي هم كه در غرب برگزار مي‌شد گاه نگاره را جداگانه از متن نمايش مي دادند. البتّه اين امر در مورد محققان غربي تا حدودي قابل توجيه است. زيرا چشم نوازي نگاره ها باعث توجه شرق‌شناسان به تصاوير مي شد. بعلاوه آنها به زبان فارسي مسلط نبودند و به همين خاطر كمتر به متن توجه نشان مي دادند. مسلماً اگر نسخه پژوهان به‌قدر كافي با ويژگي هاي زبان فارسي آشنايي نداشته باشند، ضبط درست يا غلط دست نويس ذهن آنان را به‌خود متوجّه نمي‌كند.

** تفاوت نگارگري با نقاشي
برگزيده جوان دهمين جشنواره فارابي در مورد تفاوت نگارگري و نقاشي گفت: در نگارگري از يك داستان تصويرسازي مي شود. در واقع در نگارگري يك روايت متني وجود دارد نگارگر سعي مي‌كنيد براساس آنبه خلق يك روايت تصويري دست مي زند. اما نقاش در نقاشي خود چيزي ذهني و يا سوژه اي از دنياي واقعي را به تصوير مي كشد. نگارگر متأثر از دو‌ عامل اصلي است كه يكي خود متن است كه تصوير را بر اساس آن مي سازد و ديگري عبارت است از عوامل برون متني از قبيل مسائل اجتماعي، مسائل هنري، برداشت هاي شخصي نگارگر و مسائل تاريخي و.... اين موارد نيز به نوعي در جريان خلق يك تصوير تأثيرگذار هستند.
او به مثالي در اين مورد اشاره كرد و گفت: در مورد عوامل برون متني مي توان به نقش شاهان و شاهزادگان در خلق نگاره هاي شاهنامه اشاره كرد. از آنجايي كه نگارگري يك هنر درباري بود و شاهان و شاهزادگان از آن حمايت مي كردند تمايلات پنهان دروني خود را در خلق نگاره ها دخالت مي دادند. يعني سعي مي‌كردند يادمان يا يادگاري هنري از دوره حكمراني خودشان به جا بگذارند و قدرت و اقتدار خودشان را نشان بدهند.

** ضرورت كاربرد نگاه ها در شاهنامه پژوهي
عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد به اهميت نگاره هاي شاهنامه اشاره كرد و اظهار داشت: استفاده از منابع تصويري در مطالعات شاهنامه پژوهي از اين‌جهت ضرورت دارد كه پژوهش در مورد شاهنامه تاكنون عمدتاً حول منابع مكتوب بوده ‌است. در اين خصوص بايد گفت كه استفاده از منابع يكسان به نتايجي يكسان و مشابه منتهي مي شود. بررسي هاي مكرّر منابع مكتوب، گاه به تكرار راه هاي رفته انجاميده‌است، امّا اگر در منابع شاهنامه پژوهي بازنگري، تغيير و افزايشي صورت گيرد، به نتايج و يافته هاي نويني دست پيدا مي‌كنيم و پاسخِ پرسش هايي كه در منابع پيشين امكان رسيدن به آن ها وجود نداشته بر ما روشن مي‌شود.
او ضمن اشاره به اين نكته كه نگاره هاي شاهنامه منبعي جنبي است كه راه را براي تصحيح و متن‌پژوهي شاهنامه و دستيابي به هدف غاييِ متني پيراسته و اصيل از شاهنامه هموار مي كند گفت: مزايا و محدودييت هاي منابع جنبي نخستين نكته‌اي است كه در استفاده از نگاره ها به آن توجّه داشته ام. منابع تصويري هم مانند هر منبع ديگري محدوديّت ها و كاستي هايي دارند، امّا اين محدوديّت ها راه را بر بهره‌گيري از قابليّت هاي ويژۀ آن نمي بندد.
پژوهشگر حوزه ادبيات به اهميت روش شناسي براي بدور ماندن از هرگونه برداشت شخصي و سليقه اي از تصاوير پرداخت و گفت: روش كار من به اين صورت بود كه دو عنصر نظام نشانه اي متني و تصوير را هم زمان در نظر گرفته ام. زيرا در نظر گرفتن يكي بدون ديگري، پژوهش را دچار مشكل مي كند. همچنين اين نكته را نيز در نظر داشته ام كه بدون داشتن دانش دقيق متني يعني بررسي نسخه ‌بدل ها، روايات متني و شفاهي، پژوهش هاي مرتبط با هر مبحث و مهم‌ تر از همه بررسي بافت روايي داستان نمي‌توان به پژوهشي كامل و همه جانبه دست يافت.
همچنين تلاش كرده ام كه نگاره ها را در بستر تاريخي و جغرافيايي شكل‌گيري آن بررسي كنم. گام بعد انطباق نگاره با متن دست نويس است، يعني نگاره بايد با متن دست نويس خود كه مبناي تصويرگري قرار گرفته، سنجيده شود و سنجش آن با چاپ ها و تصحيح هاي اخير شاهنامه ناكارآمد است.
وي در ادامه گفت: پس‌از استوار ساختن رابطۀ تصوير با متن دست نويس، به عوامل برون متني توجّه كرده ام و در هر مورد كه تأثير عوامل برون متني برجستگي خاصّي داشت، مبحثي باعنوان تأثير برون متن بر تصويرگري مورد نظر باز كردم.

** توان نگاره ها در متن پژوهي شاهنامه
عضو هيأت علمي دانشگاه فردوسي مشهد گفت: ممكن است اين سؤال مطرح شود كه در نهايت تا چه ميزان مي‌توان از نگاره ها براي متن‌ پژوهي شاهنامه بهره گرفت؟ در پاسخ بايد گفت كه عدم قطعيّت و نسبي بودن، اصلي است كه در استفاده از نگاره ها همواره بايد در نظر داشت. چه بسا نگاره ها براي يك ابهام متني كاملاً راهگشا و براي موردي ديگر از كارآيي كمتري برخوردار ‌باشد. تداوم به‌كارگيري نگاره ها در پژوهش هاي ادبي، بيشتر روشن مي‌سازد كه در چه مواردي تكيه بر منابع تصويري قابل اطمينان است و در چه مواردي مي‌توان از تصاوير صرف نظر كرد.
وي در پايان به نوآورانه بودن كار خود اشاره كرد و عنوان داشت: شايد بهره‌گيري از نگاره ها، نخستين باري است كه به‌صورت روشمند و جدّي براي بررسي وجوه ادبي متن مطرح گشته و منابع تصويري، به‌عنوان يك منبع مكمّل، به جمع منابع ادب پژوهي وارد مي‌شود. اين سرآغازي خواهد بود تا دامنۀ ادبيات را از مطا‌لعات محدود به نظام نشانه اي متني به مطالعات تصويري كشانده و آن را گسترش دهيم. رويه ي ديگر سخن، مطالعات تطبيقي را مخاطب قرار مي‌دهد تا در بررسي رابطۀ متن و تصوير، به متنيّت آثار ادبي و ارتباط آن با تصاويري كه براي اين متون خلق شده، توجّه نشان دهد.
پژوهشم**س-م**1552