۱۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۷
کد خبر 83197824
۰ نفر
توقف اصلاحات به نفع نظام نيست

تهران- ايرنا- احمد حكيمي‌پور دبيركل حزب اراده ملت مي گويد: جريان اصلاحلات يكي از جريان‌هاي اصلي انقلاب است كه ريشه در مبارزات قبل از انقلاب دارد و به قول معروف يكي از نيروهاي تعيين كننده در نظام جمهوري اسلامي است. اصلاح‌طلبان همواره اولويت خود را بر اساس منافع ملي قرار داده و در كوران‌هاي مختلفي كه در اين چهل سال پشت سر گذاشتيم دين خود را به نظام و انقلاب ادا كرده اند.

در ايام دهه فجر همگان خواه ناخواه به دستاوردهاي انقلاب و تحقق اهداف اوليه و ثانويه اين انقلاب مي‌پردازند. قدر مسلم اينكه وقتي سخن از اهداف انقلاب به ميان مي‌آيد همه به سراغ استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي مي‌روند. در اينكه اين 3 گزاره از اركان ركين انقلاب بوده‌اند شكي نيست، اما انقلاب اهداف ديگري را نيز در پشت اين اهداف تعريف كرده كه به آنها مي‌توان لقب اهداف ثاني انقلاب داد. مسائلي چون رسيدگي به محرومان و مستضعفان، كاهش اختلاف طبقاتي، برقراري عدالت و رفع تبعيض در شقوق مختلف جامعه و... در چهل سالگي انقلاب كه بسياري آن را گرانيگاه رويكردهاي آينده نگرانه مي‌خواندند مسلما اين اهداف ثانويه بيش از اهداف اوليه به چشم مي‌آيد. چرا كه اهداف اوليه تا حدود زيادي تحقق يافته، اما اين اهداف ثانويه است كه پس از 4 دهه هنوز مورد مطالبه مردم است. گرچه بسياري معتقدند كه در مورد تحقق اهداف اوليه انقلاب نيز هنوز كامل ميسر نشده است.

چرا كه در حوزه‌اي مثل آزادي در حوزه‌هاي مختلف هنوز مواردي وجود دارد. برخي تحليلگران معتقدند كه هرچه از ابتداي انقلاب به اين سو آمده‌ايم فضاي گفت‌وگو، تعامل، قانونگرايي و خرد جمعي جاي خود را به ديدگاه‌هاي ديگر داده كه فقط قرائت خود را از انقلاب برمي‌تابد، امام(ره) را در چارچوب‌هاي خود ترسيم و ارائه مي‌كند و اساسا ساير ديدگاه‌هاي ديگر نسبت به انقلاب را نيز انكار مي‌كند. در شرايطي كه رسانه‌هاي بيگانه با استناد به برخي اسناد تاريخ انقلاب را به بيان خود روايت مي‌كنند اين نوع نگرش‌ها و رويكردها نه به سود كه به زيان انقلابي است كه بايد خود را به نسل جديد با انگاره‌هاي روزآمد بشناساند.

براي بررسي تحقق اهداف انقلاب، تجديد نظر در برخي رويكردهاي چهل ساله و لزوم مراجعه به قانون اساسي براي حل مشكلات كشور«آرمان» با احمد حكيمي‌پور دبيركل حزب اراده ملت و فعال سياسي اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته است كه مي‌خوانيد.

**با گذشت 4دهه از انقلاب اسلامي چه ميزان از اهداف استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي تحقق يافته و تا تحقق كامل تمام اهداف انقلاب بايد چه رويكردهايي اتخاذ شود؟
اينگونه مسائل نسبي است و ما بايد ببينيم كه شعار اصلي انقلاب چه بود و بر اساس آن شعارهاي اصلي استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي كه مانيفست انقلاب ما را تشكيل مي‌داد بينديشيم كه در اين چهل سال به كجا رسيديم. قانون اساسي نيز خود راهكار رسيدگي به اين اهداف بوده و اينها را بايد در راستاي هم بررسي كنيم. لذا من معتقدم كه كشورمان از نظر استقلال سياسي نسبت به قبل از انقلاب در جايگاه خوبي قرار دارد. امروز جمهوري اسلامي به معناي واقعي مستقل است و كشوري است كه خود براي خود تصميم مي‌گيرد و همچنين در نظام بين‌الملل نيز به عنوان يكي از قدرت‌ها و بازيگران مهم در حال نقش‌آفريني است. گرچه جمهوري اسلامي در سطح منطقه‌اي و بين‌المللي نيز نقش و وزن دارد كه اينها همه دستاوردهاي شعار استقلال انقلاب است.

البته اين صرفا در خصوص استقلال سياسي بوده و استقلال در ساير حوزه‌ها نيز بايد در جاي خود مورد بحث و بررسي قرار گيرد. در حوزه آزادي نيز نسبت به قبل از انقلاب جلو آمديم، رقابت‌هاي سياسي وجود دارد و همانطور كه قانون اساسي پيش‌بيني كرده مردم سرنوشت خود را از طريق صندوق رأي مشخص مي‌كنند. در اين حوزه نيز مسلما پيشرفت‌هاي خوبي داشتيم، اما طبيعتا باز جاي كار و پيشرفت دارد كه مردم بيش از پيش مطمئن شوند كه در سرنوشت خود نقش و دخالت دارند. البته بايد اذعان كنم كه برطرف شدن برخي محدوديت‌ها در عرصه سياسي و به‌خصوص در انتخابات‌هاي مختلف مي‌تواند تاثيرات بسيار مفيد و بسزايي در مشاركت مردم و فعاليت جريان‌هاي سياسي داشته باشد. در باب جمهوري اسلامي نيز پس از چهل سال دستاورد مهمي كسب كرده‌ايم و تلفيق جمهوريت با اسلاميت تجربه نويني در جوامع سياسي و بين‌المللي به لحاظ مدل حكومت‌داري است كه اكنون چهل سالگي خود را جشن مي‌گيرد و بايد ببينيم كه در آينده به كجا خواهد رسيد.

**در چهل سالگي انقلاب بايد تجديد نظري در برخي سياست‌ها و نگرش‌ها اعمال شود و با رويكردهاي جديدي براي آينده انقلاب برنامه‌ريزي كرد؛ ارزيابي شما چگونه است؟
من معتقدم كه اين مساله اساسا امري دائمي است و در هيچ زماني نبايد متوقف شده و به آنچه داريم قانع شويم. لذا همواره به نوعي ارزيابي و آسيب شناسي در شئون مختلف انقلاب نياز داريم و براي اينكه بالندگي و پويايي در نظام داشته باشيم اين بازنگري و آسيب شناسي‌ها همواره بايد حفظ شده و ادامه يابد. در نهايت آنچه مسلم است مردم نقش تعيين كننده‌اي در به‌وجود آمدن انقلاب داشته‌اند، لذا هرگونه تصميم‌گيري يا عملكردي بايد با در نظر گرفتن نظر و رأي مردم باشد چون آنها انقلاب را به ثمر رساندند. از اين رو بايد مطالبات مردم جزء اولويت‌هاي مسئولان قرار گيرد، به‌خصوص در شرايط فعلي كه جامعه به لحاظ اقتصادي و معيشتي در تنگناهاي بسياري قرار دارد. لذا اين اتفاق هر چه بيشتر و بهتر رخ دهد موجب حمايت تمام و كمال مردم مثل سابق از انقلاب و نظام خواهد بود.

امام نيز بر اين مساله تاكيد مي‌كرد كه ميزان رأي ملت است و بايستي جمهور مردم در تعيين سرنوشت خود دخالت داشته باشند. اين مسائل را بايد بيش از پيش پررنگ كنيم و در شعارهاي اقتصادي انقلاب به‌خصوص بحث عدالت گام‌هاي موثر‌تري برداريم تا اختلاف طبقاتي در جامعه كاهش يابد و مردم به اهداف اقتصادي انقلاب برسند. گرچه انقلاب صرفا به دنبال هدف اقتصادي نبود، اما همواره دنبال عدالت بوديم و انقلاب نيز اساسا براي از بين بردن ظلم و گسترانيدن عدالت به‌وجود آمد. لذا بايد در اين بعد كارهاي جدي‌تري صورت گيرد، چرا كه در اين زمينه از روح انقلاب و قانون اساسي كه در اصول مختلف بدان‌ها تاكيد شده هنوز فاصله داريم.

**تاكنون اشخاص بسياري از لزوم بازگشت به قانون اساسي و استفاده از تمام ظرفيت‌هاي اين قانون سخن گفته‌اند؛ اساسا چرا با وجود تاكيدات مكرر برخي مسئولان به اين امر برخي جريانات همچنان در برابر مراجعه به قانون اساسي مقاومت مي‌كنند؟
من معتقدم كه اين مسائل بيشتر اختلافات سياسي در فضاي كشور است، اما در نهايت قانون اساسي ميثاق مشترك ميان ملت با حاكميت است و در شكل‌گيري منازعات جامعه قانون اساسي راهكارهاي مشخصي را ديده و فصل الخطاب تمامي مسائل است. لذا بهتر است كه قانون اساسي را به عنوان يك كليت واحد ببينيم و به تمام اصول آن تاكيد شود. براي اينكه نظام بتواند خوب عمل كند و كاركرد اصلي خود را داشته باشد نيز راهكارهايي در قانون اساسي ديده شده است. لذا قانون اساسي فقط حرف‌هاي قشنگي نيست كه روي كاغذ نوشته باشند. قانون اساسي به عنوان كليتي است كه مي‌تواند كشور را پيش ببرد و گره‌گشاي مسائل باشد و اهداف انقلاب را محقق كند ديده شده است.

بايد همه اصول قانون اساسي را به يك چشم نگاه كنيم و آنها را به عنوان تعهدي متقابل ميان حاكمان و مردم كه حقوق همه را نسبت به يكديگر معلوم كرده بنگريم. حال اينكه برخي اظهارات مخالفي دارند يا به مقابله با مراجعت به قانون اساسي مي‌پردازند نظرات و رويكردهاي سياسي اين افراد است. البته آنچه كه بايد در كشور رواج يابد قانون است. امام(ره) نيز در تعريف جمهوري اسلامي فرموده بودند جمهوري اسلامي حكومت قانون است. حال قانوني كه همه قبول دارند بايد رعايت شود، قانون اساسي نيز كه مادر تمامي اين قوانين است بايد به طريق اولي مورد نظر باشد.

من فكر مي‌كنم با تجربياتي كه در اين چهل سال اندوختيم جامعه و نظام به يك بلوغي رسيده و بايد منازعات درون سيستم را از راهكار‌هاي قانوني حل و فصل كنيم چون ظرفيت‌هاي خوبي دارد. لذا نبايد بگذاريم اين اختلافات، منازعات و رقابت‌ها به مشكل و معضل تبديل شود و هزينه‌اي را به اين كشور و ملت تحميل كند. من فكر مي‌كنم چنين ظرفيتي در نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي وجود دارد فقط بايد به نحو احسن از اين ظرفيت‌ها استفاده لازم را برد.

**چندي است كه مسئولان و اشخاص مختلف به گفت‌وگو تاكيد دارند، اين گفت‌وگوها تا چه حد مفيد بوده و چه تاثيراتي در جامعه دارد؟
به نظر من اساسا گفت‌وگو بسيار مي‌تواند گره‌گشا باشد و موجب نزديكي، انسجام و رفع اختلافات در درون مجموعه كشور شود. همانطور كه امام(ره) تاكيد كردند كه حفظ وحدت ضامن بقاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است. لذا تعاملات داخلي و همدلي‌ها از مسير گفت‌وگو ايجاد مي‌شود و بايد بسترهاي لازم فراهم شود. بايد نيروهاي درون كشور و آنهايي كه ايران را قبول دارند و دلشان براي سر بلندي كشور و ملت مي‌تپد همه باهم احساس كنند كه مي‌توانند نقش‌آفرين باشند و در تعالي، پيشرفت، رفاه و آسايش و آبادي اين كشور قدم بردارند. گفت‌وگو مي‌تواند به رويش چنين احساسي در همه نيروهاي سياسي، اجتماعي، دانشگاهي و... كمك كند.

مقامات بسياري از جمله امام(ره) و مقام معظم رهبري در ارتباط با لزوم گفت‌وگو در جامعه صحبت كرده‌اند. اين انتظار به‌خصوص از دانشگاه‌ها وجود داشته كه اين مباحث و گفت‌وگو‌ها را در قالب كرسي‌هاي آزاد انديشي و هم انديشي راه‌اندازي كنند. گفت‌وگو و تعامل براي هر كشور و نظام سياسي لازم است و انقلاب جمهوري اسلامي نيز با وحدت شروع و به پيروزي رسيد و اميد مي‌رود كه در آينده نيز اين وحدت همچنان ادامه يابد. هر چه اين وحدت خدشه‌دار شود و نيروها تجزيه شوند، آفت انقلاب است و موجب ضربه به نظام و انقلاب خواهد شد.

**طي چند روز گذشته از سخنراني رئيس مجلس در روز 22 بهمن در كرج جلوگيري به‌عمل آمده؛ آيا پس از چهل سال زمان آن نرسيده كه تحركات دلواپسانه كنار گذاشته شود و رويكردهايي ديگري اتخاذ شود؟
متاسفانه اين هم از كارهاي نابجايي است كه در آستانه چهلمين سالگرد انقلاب رخ داده و عمل درستي نيست؛ چراكه به نوعي وحدت و همدلي را خدشه‌دار مي‌كند. معمولا براي سخنرانان در استان‌ها و شهرستان‌ها فرايندي وجود دارد و گروهي از دستگاه‌هاي مختلف تصميم مي‌گيرند كه در راهپيمايي روز 22 بهمن كدام شخصيت سخنراني كند. اينكه برخي جريانات بخواهند اين رويه را بهم بزنند، طومار جمع كنند و رئيس يك قوه را زير سوال ببرند نشانه‌هاي خوبي از وحدت و انسجام را به همراه ندارد.

به نظرم كساني مخالف سخنراني آقاي لاريجاني بودند مي‌توانستند اعتراض خود را به دستگاه‌هاي مربوطي كه سخنران‌ها را تعيين مي‌كنند منعكس كنند. اين شكل از طومارنويسي و تهديد به نوعي نقض غرض است. چرا كه همه داعيه‌دار وحدت و همدلي زير بيرق جمهوري اسلامي هستند، اما در عمل مي‌بينيم كه جرياني به تضعيف و تخريب مسئولان نظام مبادرت مي‌ورزد. بهتر است حال كه در چهل سالگي انقلاب هستيم رويكردهاي دلواپسانه را كنار گذاشته و براي آينده انقلاب طرحي نو در اندازيم.

**اصلاح‌طلبان كه از زمان انقلاب با نام خط امام تاكنون فعاليت داشته‌اند چه ميزان توانسته‌اند تاثيرات گسترده‌اي در پيشبرد اهداف انقلاب در جامعه داشته باشند؟
جريان اصلاحلات يكي از جريان‌هاي اصلي انقلاب است كه ريشه در مبارزات قبل از انقلاب دارد و به قول معروف يكي از نيروهاي تعيين كننده در نظام جمهوري اسلامي است. اصلاح‌طلبان همواره اولويت خود را بر اساس منافع ملي قرار داده و در كوران‌هاي مختلفي كه در اين چهل سال پشت سر گذاشتيم دين خود را به نظام و انقلاب ادا كرده، تلاش خود را انجام داده و هزينه‌هاي خود را نيز پرداخت كرده‌اند. منتها هر جرياني ضعف و قوت‌هاي خاص خود را دارد و هيچ مجموعه‌اي مطلق نيست. جريان اصلاحات نيز با فرازو فرودهايي كه داشته سعي كرده به بهبود شرايط، رفع نواقص و كمك به پيشرفت و آباداني كشور كمك كند.

**برخي اصلاح‌طلبان معتقدند كه راه نجات كشور از اصلاحات مي‌گذرد از ديدگاه شما اصلاح‌طلبان چه سازوكاري براي اين مهم مدنظر دارند؟
البته من فكر نمي‌كنم كه منظور از اين حرف اين باشد كه تمامي امور كشور حتما بايد از مسير جريان اصلاحات بگذرد؛ بلكه معتقدم حل مشكلات كشور از طريق اصلاحات يعني نبايد با رويه‌هاي تند و دلواپسانه مسائل و مشكلات را حل كرد و رويه‌هاي اصلاحي مي‌خواهد. رويه‌هاي اصلاحي نيز براي حال كنوني نيست و روندي ريشه‌دار است. منظور اين است كه بايد به اصلاح امور بپردازيم نه اينكه امور را به دست اصلاح‌طلبان بسپاريم. اصلاح‌طلبان نيز وقتي در قدرت هستند بايد به همه نيروهاي كشور توجه كنند. نگاه حذفي آفت اين كشور است.

هر مسئولي كه روي كار مي‌آيد مي‌گويد كه دولت قبلي هيچ كار نكرده، تخريب ويران كرده و من آمده‌ام كه به توسعه و آباداني بپردازم. اين رويكردها واقعا در جامعه تاثير منفي مي‌گذارد. لذا ما معتقديم كه روش اصلاحي راه حل مشكلات كشور است. يعني اينكه كاستي‌هاي كشور را از مسير‌هاي قانوني و از طريق هنجارهاي حقوقي مستقر پيگيري و حل كند. راه حل‌هاي تند و افراطي به كشور آسيب مي‌زند.

**با توجه به عملكرد ناموفق دولت به‌خصوص در حوزه اقتصادي و معيشتي جامعه اصلاح‌طلبان به عنوان حاميان دولت در انتخابات آينده با معضل مشاركت مردم روبه‌رو خواهند بود از اين رو براي حضور مردم در انتخابات بايد چه تدابيري اتخاذ شود؟
من معتقدم كه عدم حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي چالش اصلاح‌طلبان نيست بلكه مساله كليت كشور و نظام است و هر كسي بايد تلاش كند كه مردم از مراجعه به صندوق‌هاي رأي مايوس نشوند. اين مساله به كليت نظام صدمه مي‌زند زماني كه مردم از مراجعه به صندوق آرا نااميد شوند و فكر كنند رأي‌شان تاثيري در سرنوشت آنها ندارد و كساني كه انتخاب مي‌كنند نمي‌توانند خواسته‌هاي آنها را برآورده كنند به فرايندهاي انتخابي پشت مي‌كنند كه خطري جدي براي مشاركت اجتماعي كشور است. لذا بايد در نظام انتخابات تجديدنظر شود و ما به سمت وسويي حركت كنيم كه احزاب بتوانند بيشتر نقش‌آفرين باشند و بتوانند انتخابات كشور را سامان بخشند.

انتخابات وقتي به هيجانات مي‌رسد وعده‌هايي داده مي‌شود كه خارج از ظرفيت كشور و آن فرد است و در نتيجه مردم را سر خورده مي‌كند. از اين جهت معتقدم آقاي روحاني نيز با توجه به اقتضائات و شرايط تلاش‌هاي خود را مثل بقيه دولت‌ها انجام داده و بايد كارنامه‌اش را سنجيد. بايد ديد تمامي دولت‌هاي گذشته چه شعاري دادند، چه اهدافي داشتند و چند درصد آن را به نتيجه رساندند. در سياست صفر و صد وجود ندارد و نمي‌توان گفت كه يكي مطلقا خوب و ديگري مطلقا بد است. بايد ديد آقاي روحاني در كجاها موفق و در كجاها ناموفق بوده است. اصلاح‌طلبان نيز بايد با مردم صادق باشند و اگر ضعف‌هايي وجود دارد با مردم بگويند و محدوديت‌ها را نيز باز گوكنند.

ظرفيت‌ها و توان‌هاي محدود ما بايد صرف اولويت‌هاي اصلي شود كه مردم بتوانند نتيجه آن را ملاحظه كنند. مشكلات زياد است و توان محدود؛ مردم بايد بدانند كه اين توان محدود را به اولويت‌هايي كه از منافع ملي برمي‌خيزد اختصاص مي‌دهيم. گرچه به اين نكته نيز بايد اشاره كنم كه اولويت بندي هايمان در مديريت منابع و مصارف درست نيست.

**چندي پيش لايحه جامع انتخابات توسط هيأت دولت به تصويب رسيد كه در آن به نقش مهم احزاب در انتخابات اشاره شده، شوراي نگهبان نيز به نقش مهم احزاب تاكيد كرده است؛ اساسا براي ايجاد سازوكار‌هاي فعاليت احزاب چه روندهايي بايد طي شود؟
من اين لايحه را اتفاق مثبتي مي‌دانم كه اگر در اين دوره مجلس به نتيجه برسد خيلي خوب خواهد بود تا ما بتوانيم در انتخابات آينده آن را به‌كار‌گيريم. البته سازوكار اين مساله نيز بايد در قانون پيش‌بيني شود. لذا معتقدم همچنان كه در همه عرصه‌هاي كشور در امر توسعه سرمايه‌گذاري مي‌شود در توسعه سياسي نيز بايد سرمايه‌گذاري شود. اينجا نيز مثل آموزش و پرورش است كه مي‌گويند سواد، آموزش و تحصيلات از شاخص‌هاي توسعه است و كشور را از ظرفيت نيروي انساني بالايي برخوردار مي‌كند كار سياسي نيز به همين گونه است. بالاخره در كشورهاي توسعه يافته در امر توسعه سياسي نيز سرمايه‌گذاري مي‌شود.

يعني از منابع ملي بايد طي فرمولي كاملا شفاف براي احزابي كه فعال‌ و قادرند كه رأي مردم را بسيج كنند و برآيند نمادي از منافع بخشي از مردم باشند استفاده شود و آنها را تقويت كرد، چرا كه احزاب نمي‌توانند كار اقتصادي كنند. متاسفانه به دليل اينكه از ابتدا به كار حزبي توجه نشده و نگاه منفي روي آن بوده همينطور مانده و رشد نكرده است. در حالي كه احزاب لازمه نظام جمهوري هستند. در نظامي كه در مقاطع مختلف انتخابات
بر گزار مي‌شود كار انتخابات با احزاب است و بايد در اين زمينه فعاليت جدي صورت بگيرد و احزابي كه مي‌توانند بخش بزرگي از مردم را نمايندگي كرده و منافع آنها را مديريت كنند بايد تقويت شوند و درست عمل كنند تا بتوانند به عنوان دولت در سايه به كارهاي كارشناسي كشور كمك كنند و به عنوان اتاق فكر مسائل كشور را رصد كنند. لذا وقت آن رسيده كه جمهوري اسلامي به مساله تحزب و حكمراني حزبي دقت بيشتري كند و سرمايه‌گذاري لازم را انجام دهد.

منبع: روزنامه آرمان؛ 1397،11،16
گروه اطلاع رساني**2059**2002