۲۵ دی ۱۳۹۷،‏ ۹:۳۶
کد خبر: 83171275
۰ نفر
مناطق حاشيه‌اي؛ منبع آسيب ‌هاي اجتماعي

تهران-ايرنا- حاشيه  نشيني همواره يكي از معضلات جوامع شهري به حساب مي آيد كه با خود مشكلات بسياري را از نظر امنيت، اشتغال و مسائل فرهنگي و اجتماعي را به بار مي آورد. بايد در نظر داشت كه افرادي كه از روستاها مهاجرت مي كنند، به دليل وضعيت نامناسب اقتصادي كه دارند، نمي‌توانند در مراكز شهرها سكونت داشته باشند.

از اين‎‌رو به شهر‌هاي اقماري يا شهرك هايي كه فاصله اندكي با شهر دارند، سكني مي گزينند كه اين خود مشكلات بسياري را براي جوامع شهري رقم مي زند. از سوي ديگر بايد يادآور شد حاشيه  نشيني همواره پايگاهي براي توليد آسيب هاي اجتماعي مانند قاچاق، دزدي و ديگر آسيب‌هاي اجتماعي به حساب مي آيد، تا جايي كه در برخي از موارد نيز باعث ايجاد تظاهرات يا اعتراضات دسته جمعي مي شود، چرا كه حاشيه نشينان به دليل شرايط نامناسبي كه دارند، همواره مستعد برگزاري تظاهرات هستند. از اين‌رو «آرمان» براي تبيين مشكلات پيش روي حاشيه  نشيني اقدام به تهيه گزارشي از امان ا... قرايي مقدم، جامعه شناس و عليرضا شريفي يزدي، روانشناس اجتماعي كرده است كه در ادامه مي خوانيد.

يك جامعه شناس در خصوص معايب حاشيه  نشيني مي گويد: امروزه يكي از معضلات جامعه ما پديده حاشيه  نشيني در شهرهاي بزرگ مانند تهران، مشهد، شيراز، اصفهان و تبريز است. امان ا... قرايي مقدم در گفت  وگو با «آرمان» و با اشاره به مطلب فوق اذعان مي دارد: در حال حاضر بسياري از روستاها و شهرهاي كوچك به دليل برخوردار نبودن از شرايط نامناسب و كمبود امكانات و همچنين وجود آلودگي بيش از اندازه هوا، به طور تقريبي خالي از سكنه شده است و افراد آن براي گذران زندگي به شهرهاي حاشيه اي كلانشهرها مهاجرت كرده اند كه اين خود هم براي شهرهاي مهاجر فرست و هم مهاجر پذير مشكلاتي را رقم زده است.

او در ادامه بيان مي كند: به‌طور حتم در شهرهاي مانند تهران، مشهد يا اصفهان به دليل برخورداري از مشاغل بيشتر افراد به آن مهاجرت مي كنند.

قرايي مقدم در ارتباط با آمار حاشيه نشيني در كشور مي افزايد: طبق آمار موجود امروزه بيش از 12 ميليون حاشيه  نشين در كلانشهرها وجود دارد كه اين افراد معضلات خاصي را به وجود مي آورند. او در ادامه تصريح مي كند: طبق نظريه هاي موجود مكتب شيكاگو در بسياري از موارد مناطق حاشيه  نشين جرم خيز هستند، به اين معني كه در مناطق حاشيه  نشين به‌دليل تبادل بيش از اندازه يا رفت  و آمد افراد شاهد افزايش جرم هستيم.

قرايي مقدم در پاسخ به اين سوال خبرنگار مبني‌بر اينكه چرا حاشيه  نشيني عاملي براي جرم خيزي است، مي گويد: به‌دليل اينكه در اين مناطق خود كنترلي كاهش مي يابد، به طور كلي در اين مناطق افراد ترس از شناخته شدن ندارند و كنترل اجتماعي در اين مناطق ضعيف مي شود. به عنوان مثال در شهري مانند قم يا مشهد به دليل ورود و خروج حجم بالايي از زائران كنترل اجتماعي ضعيف مي شود. از اين‌رو بر اساس نظريه هاي جامعه‌شناسي هرگاه در هر ناحيه اي رفت و آمد زياد باشد، جرم نيز افزايش خواهد يافت.

او مي افزايد: افزايش عبور و مرور باعث هرج مرج و كاهش كنترل خواهد شد كه اين مهم خود زمينه‌ساز وقوع جرم خواهد شد. به عبارت ساده تر افراد به دليل ترس از شناخته شدن كمتر به كارهاي اشتباه روي مي‌آورند كه البته در شهرهاي بزرگ و در سايه حاشيه نشيني خود كنترلي كاهش مي يابد.

قرايي مقدم مي گويد: بنابر تعاريف موجود در مكتب شيكاگو شهرها دنياي بيگانگي است و مجرمان در انبوه انسان ها گم مي شوند كه اين مهم مصداق صريح شهرهاي اقماري است، چرا كه هر روزه جمعيت زيادي از مردم از سوي حاشيه هاي كلانشهرها براي انجام كار يا تحصيل روانه مراكز شهر مي شوند كه اين خود مي تواند باعث بروز جرم يا جنايت شود، چرا كه مردم در اين شرايط شناختي از يكديگر ندارند و به راحتي به هر كاري دست خواهند زد.

او بيان مي كند: حاشيه  نشيني انسجام و كنترل اجتماعي جوامع بسته را به مخاطره مي اندازد، برخلاف آن در هر جامعه اي كه تجانس فرهنگي در آن قوي باشد، افراد جامعه نسبت به يكديگر شناخت داشته باشند و در آن محل رشد پيدا كرده باشند، ميزان وقوع جرم كمتر خواهد بود.

قرايي مقدم در ارتباط با ديگر معايب حاشيه  نشيني مي گويد: به طور حتم حاشيه  نشيني با جرائم و آسيب هاي اجتماعي متعدد همراه است، به گونه اي كه در بيشتر موارد افراد از حاشيه ها به مراكز اصلي شهر مي آيند و جرم را انجام مي دهند و دوباره به مناطق خود باز مي گردند كه البته علت اصلي اين امر را مي توان در نبود شغل مناسب در مناطق ديگر دانست.

وي ادامه مي دهد: حاشيه  نشيني باعث ايجاد مشكلات متعدد در مناطق مهاجر فرست خواهد شد، چرا كه در ابتدا نيروي كار از اين مناطق خارج مي شود كه اين خود مي تواند باعث توسعه‌نيافتگي يا بروز مشكلات ديگر در مناطق مهاجر فرست شود.

اين جامعه  شناس كاهش ازدواج در مناطق مهاجر فرست را يكي ديگر از آسيب هاي حاشيه  نشيني مي داند و مي گويد: طبق شواهد موجود با مهاجرت افراد ميزان ازدواج در اين مناطق كاهش مي يابد كه اين خود مي تواند باعث بروز مشكلات جدي و افزايش سن ازدواج شود. هر چند بايد متذكر شد كه اين افراد تنها در برخي از موارد نادر از با افراد مقيم شهرهاي كه از آنجا آمده اند، ازدواج مي‌كنند. او بيان مي كند: افزايش بيكاري را مي توان يكي ديگر از معايب حاشيه نشيني دانست، چرا كه با مهاجرت افراد بيشتر به طور حتم با كمبود شغل در كلانشهرها نيز مواجه هستيم.

قرايي مقدم در پاسخ به سوال ديگر «آرمان» مبني بر اينكه حاشيه  نشيني از نظر فرهنگي چه مشكلاتي را به همراه خواهد داشت، مي گويد: يكي ديگر از معايب حاشيه  نشيني ايجاد تضاد فرهنگي در افراد است. به اين معني كه افراد مهاجر خود باعث ايجاد تغيير در فرهنگ غالب شهر خواهند شد كه اين خود براي آنها نيز تضاد فرهنگي را به همراه دارد. به اين ترتيب كه افراد مهاجر يا حاشيه  نشين به هنگام برخورد و يا مواجه با ديگر افراد از نظر فرهنگي در بسياري از موارد با تضاد و تقابل مواجه مي شوند و از آنجا كه كنار گذاشتن فرهنگ خود به يك باره صورت نخواهد گرفت خود مشكلاتي را براي آنها فراهم مي كند، چرا كه در بيشتر موارد اين افراد قصد دارند تا فرهنگ قديمي خود را پس‌زده و به فرهنگ جديد روي آورند، به گونه اي كه به مرور زمان فرهنگ خود را از دست داده و آن فرهنگ ميزبان را پذيرا مي شوند.

او تاكيد مي‌كند: امروزه در شهرهاي مانند شيراز و مشهد با معضل حاشيه  نشيني مواجه هستيم كه البته در بسياري از موارد حاشيه  نشيني باعث بروز مشكلات سياسي در جوامع نيز مي شود.

اين جامعه  شناس در ارتباط با تعارض هاي مذهبي كه به علت حاشيه  نشيني براي افراد ايجاد مي شود، مي گويد: در بسياري از موارد عقايد مذهبي و ديني افراد حاشيه  نشين در تضاد يا ناهمخواني با عقايد جوامع شهري قرار دارد كه اين خود زمينه ساز بروز مشكلات ديگري خواهد شد. هر چند با گذشت زمان افراد حاشيه  نشين خود را تا حدودي مطابق با فرهنگ و عقايد مذهبي حاكم بر شهر ميزبان مي نمايند. به عنوان مثال برخي از افراد ماشين را خريداري مي‌كنند، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارند كه اين خود هم براي فرد و هم براي ديگران مشكلاتي را رقم مي زند.

قرايي مقدم در پايان مي گويد: در بسياري از موارد افراد حاشيه  نشين با مشاهده امكانات موجود در شهرها و برخوردار نبودن ديگر شهرها با اين امكانات در برخي از موارد به مقابله بر مي‌خيزند، به گونه اي كه در پاره اي از موارد حتي دشمن جامعه مي‌شوند. همچنين با ملاحظه شكاف طبقاتي آماده تظاهرات خواهند شد و سعي بر همسو كردن ديگران نيز دارند.

** كمبود نظارت اجتماعي مشكل اصلي حاشيه  نشيني
در ادامه يك روانشناس اجتماعي در ارتباط با پيامدهاي منفي حاشيه  نشيني مي گويد: پديده حاشيه  نشيني يكي از پديده هاي دنياي پيشرفته است. به اين معني كه ما در جهان سنتي با حاشيه  نشيني مواجه نبوديم، چرا كه تمام افراد در بطن جامعه بودند.

عليرضا شريفي يزدي در گفت وگو با «آرمان» و با اشاره به مطلب فوق بيان مي كند: اختلاف طبقاتي در جوامع سنتي وجود داشته است، اما حاشيه  نشيني با اين تعبيري كه ما امروز با آن مواجه هستيم، وجود نداشته است.

او تصريح مي كند: حاشيه  نشيني بيشتر پديده اي منحصر به كلانشهرها است، به اين معني كه اين پديده در بيشتر موارد حول شهرهاي شكل مي گيرد كه از نظر اقتصادي، فرهنگي اجتماعي يا تفريحي با مزايا و امكانات بسياري همراه باشد كه اين مهم باعث مي شود، بر اساس قاعده مركز پيرامون مردم از مكان هاي كوچك  تر به سمت مكان هاي بزرگ تر حركت كنند كه البته بيشتر به‌دلايل مختلف مانند اينكه نمي تواند جذب آن مكان مقصد شوند، در حقيقت وارد حاشيه  مي شوند و حاشيه سازي مي كنند.

شريفي يزدي در ارتباط با حاشيه  سازي مي گويد: برخي از افراد در حاشيه شهرها سكونت پيدا مي كنند و اقدام به ساخت و سازهاي غيرقانوني مي كنند و اين مراكز در بيشتر موارد پايگاه اي براي ورود اقوام و وابستگان آنها مي شود و اين زنجيره به طور معمول در كلانشهرها شكل مي گيرد. وي مي افزايد: زماني كه افراد در حاشيه شهرها سكونت مي كنند، در بيشتر موارد به دلايل اقتصادي امكان جذب به بطن اصلي جامعه را ندارند، چرا كه از نظر مالي بسيار ضعيف تر از ديگران هستند. اين در حالي است كه اين افراد از نظر فرهنگي و اجتماعي نيز كمتر با جوامع شهري مقصد منطبق مي شوند و در مقابل براي خود كولوني هايي را تشكيل مي دهند كه يك نمونه اي از جامعه مبدا است، زماني كه افراد در اين مكان قرار مي گيرند، به دليل عدم جذب مكان بزرگتر و همچنين به دليل بريدگي از جامعه مبدا به لحاظ فرهنگي اين افراد اتميزه مي شوند. به اين معني كه به مثابه ذرات معلق در فضا هستند كه به هيچ جا وصل نيستند.

شريفي مقدم بر اين باور است كه افراد حاشيه نشيني كه در شهر خود به دليل وجود نظارت اجتماعي و شناخت افراد از يكديگر جرمي مرتكب نمي شدند، اما با قرار گرفتن در حاشيه شهر و به دليل جذب نشدن به مراكز اصلي شهر و همچنين ايجاد سرخوردگي هاي روحي، رواني و اجتماعي را دارند. از سوي ديگر نيز به لحاظ اقتصادي نياز آنها افزايش پيدا كرده است كه بنا به اين دلايل حاشيه نشين ها در طي روز به داخل مراكز اصلي شهر براي كسب و كار و انجام شغل هاي دون پايه يا مشاغلي با دستمزد كم ورود پيدا مي كنند. از اين افراد به سمت باندهاي غيرقانوني مي روند و رفتارهاي ضد اجتماعي از خود بروز مي دهند.

او ادامه مي دهد: انجام رفتارهاي هنجارشكن و غيراجتماعي از سوي حاشيه نشين ها بيشتر به دليل شناخته نشدن آنها در جوامع شهري است، چرا كه در اين جوامع افراد آنها را نمي‌شناسند. همچنين به دليل ضعيف بودن نظارت اجتماعي در شهرها، بنابراين حاشيه نشين ها به راحتي اقدام به انجام رفتارهاي ضد اجتماعي مي‌كنند، چون افرادي كه در حاشيه شهرها زندگي مي كنند، به علت سواد، مهارت يا اقتصاد در جايگاه به نسبت پاييني قرار دارند و جزو افراد فرو دست جامعه محسوب مي شوند، به مرور زمان در ميان خود شروع به تشكيل گروه ها و دسته هاي غيرقانوني مي كنند و از خود رفتارهاي اجتماعي هنجارشكن و خلاف قانون را بروز مي دهند كه آسيب ها از همين  جا شروع مي شود و اين زنجيره مدام خود را تقويت مي كند و بعد از گذشت زمان افراد رفتارهاي غيرقانوني مانند قاچاق را در آن مناطق رواج مي دهند.

شريفي يزدي تاكيد مي‌كند: مناطق حاشيه نشين از يك سو به عنوان پايگاهي براي اين افراد هنجارشكن است. از سوي ديگر فرزنداني كه در اين مكان رشد پيدا مي كنند نيز جذب اين باندهاي تبهكار مي شوند. به اين معني كه در برخي از موارد به دليل مستعد بودن شرايط جوانان يا نوجوانان مناطق حاشيه  نشين يا معتاد مي شوند يا اينكه به فروش مواد مخدر مي پردازند كه البته اين هنجارشكني در زمينه هاي ديگر مانند تن فروشي و دزدي هاي خرد و كلان نيز بروز پيدا مي‌كند.

او در ادامه بيان مي كند: در طول روز چون افراد حاشيه  نشين در شهرها عبور و مرور مي كنند، امنيت شهري را نيز به مخاطره مي اندازند و ساختمان شهر را دچار خدشه و مشكل مي كند. شريفي يزدي در خصوص ديگر معايب حاشيه نشيني مي گويد: زماني كه حاشيه  نشيني كم كم مشمول زمان مي شود، به اين معني كه افراد به حاشيه هاي شهرها مي آيند و در آن فضا رشد مي كنند، به دليل اينكه به طور معمول رشد جمعيت نيز در بين اين گروه به دلايل مختلف بيشتر از مناطق ديگر است، وزن مناطق حاشيه  نشيني از نظر تعداد افراد افزايش پيدا مي كند و اين افزايش وزن اجتماعي باعث مي شود كه اين افراد به يك تهديد امنيتي نيز تبديل شوند، به خصوص در شرايط بحران اقتصادي چون به‌طور معمول اين افراد از نظر اقتصادي يا شغلي بسيار ضعيف هستند و در بيشتر موارد شغل هاي مانند دست فروشي، كار در كوره هاي آجرپزي و مواردي از اين دست را دارند، به راحتي لطمه مي بينند كه اين خود مي تواند زمينه‌ساز شركت در تظاهرات شود، چرا كه تجربه ثابت كرده است، به هنگام بروز هرگونه اعتراضي بخش قابل توجهي از افراد شركت كننده در اين تجمعات را حاشيه  نشينان تشكيل مي دهد.

او مي افزايد: هرچه بر تعداد اين افراد (حاشيه  نشينان) افزوده شود، جامعه بايد احساس خطر بيشتري داشته باشد، چرا كه افزايش حاشيه  نشينان مي تواند منجر به نافرماني و شورش هدايت نشده از سوي اين افراد باشد كه اين خود مي تواند زنگ خطري جدي براي جامعه به حساب آيد.

شريفي يزدي بر اين باور است كه رفتارهاي هنجارشكن حاشيه  نشينان از سوي شخص و جاي اداره و كنترل نمي شود و در بيشتر موارد رفتارهاي آنها به صورت خودجوش است. از اين‌رو چنانچه هيجانات اجتماعي به آن افزوده شود، به طور حتم شاهد بروز اتفاقات ناخوشايند خواهيم بود.

اين جامعه شناس درباره تعارض هاي ديني كه حاشيه نشينان با جوامع شهري دارند، مي گويد: به طور كلي پايگاه هاي اصلي مذهب توده اي يعني مكتب عوام گرا قشرها و لايه هاي پايين جامعه هستند. به عبارت ساده تر يك مذهب در سراسر جوامع حاكم است كه افراد آن را پذيرفته اند، اما مذهب مناسك گرا بيشتر پايگاه آن را قشرهاي پايين جامعه تشكيل مي دهند، زماني كه اين افراد وارد جامعه بزرگ تر مي شوند، جامعه اي كه نوع نگاه به مذهب در آن كمي تفاوت دارد، به اين صورت كه در جوامع بزرگ تر مذهب شخصي تر است. در حالي كه لايه هاي پايين جامعه مذهب را بيشتر به عنوان يك امر مناسكي به آن نگاه مي كنند.

منبع: روزنامه آرمان؛ 1397،10،25
گروه اطلاع رساني**9117**2002