۲۴ دی ۱۳۹۷،‏ ۱۲:۳۳
کد خبر: 83170098
۰ نفر
تئاتر و ترجمه و ضرورت بازگشت به خویشتن

تهران-ایرنا- سابقه ی طولانی ترجمه متون تئاتر در ایران به رغم شروع مناسب و كاركردی كه در راه اعتلای فرهنگی داشته، امروز به قول جامعه شناسان دچار نوعی از كژكاركرد یا كاركردی نامتناسب شده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، تاریخ ترجمه در ایران سابقه ای طولانی دارد و به زمان اولین آشنایی پادشاهان ایرانی با فرهنگ غربی باز می گردد.
شروع ترجمه در قالب ادبیات نمایشی را باید در دوره ناصری و تحت تاثیر علایق ناصرالدین شاه به فرنگ و نمایش های آنان بررسی كرد؛ علاقه ای كه موجب تاسیس تالاری در كنار دارالفنون و ترجمه و اجرای نمایش نامه هایی به سبك غرب شد. به دلیل علاقه ناصرالدین شاه و شاهان پس از او به فرهنگ غرب و نمایش نامه های فرنگی، دلزدگی از سبك نمایش های سنتی ایرانی هروز بیش از پیش شدت و تمایل به اجرای نمایش نامه های غربی رونق یافت.
این روند در زمان قاجاریه و با بازگشت دانشجویانی كه برای تحصیل به اروپا اعزام شده بودند به ایران، شدت و سرعت بیشتی یافت به طوری كه از این دوره شاهد آغاز سبك نوشتاری از نمایش نامه ها به تقلید از سبك اروپایی هستیم. یكی از مهمترین جنبه های حكومت قاجار را باید در همین ارزش و بها دادن و حمایتی دید كه نسبت به ترجمه جریان داشته است.

**مشروطیت جرقه ی حقوق شهروندی از كانال تئاتر
اولین نمایشنامه‌ای كه در تاریخ تئاتر ایران به فارسی برگردانده شد 'گزارش مردم‌گریز' نوشته مولیر است كه در سال 1286 و توسط میرزا حبیب اصفهانی ترجمه شده است. بُعد انتقادی-اجتماعی متن مولیر احتمالا برای میرزا حبیب اصفهانی كه فردی روشنفكر بود، جذابیت های زیادی برای ترجمه داشته است. این ترجمه البته ترجمه ای كلمه به كلمه نیست و نوعی برداشت آزاد از متن اصلی است. دلیل آن هم تغایر فرهنگ غربی با شرقی و تلاش برای ترجمه ای متناسب با فرهنگ مردم بوده تا برای آنان قابل درك باشد.
تئاتر كه تفنن دربار و هنری برای سرگرمی خواص بود از انقلاب مشروطه و با تلاش مشروطه خواهان با اهداف آگاهی بخشی و سیاسی و ایدئولوژیك به نمایش در برابر عامه مردم و آن هم در فضاهای عمومی راه یافت. پس از این دوره مجموعه عواملی كه ذكر شد، به اضافه فترت تعزیه در ایران و ترجمه و اقبال نسبت به آثار شكسپیر موجب جرقه هایی از نوگرایی و رواج مدرنیته در تئاتر ایرانی شد.
بررسی آثار نمایشی كه در عهد ناصری و انقلاب مشروطیت به فارسی ترجمه شده‌اند نشان می‌دهد كه مفاهیم و مضامینی مثل ظلم و ستم فردی و اجتماعی، فئودالیسم، جهل، بی‌سوادی و خرافه ‌پرستی ناشی از آن، حسد، ریاكاری، وضعیت زنان و حقوق اجتماعی آن‌ها مورد توجه بوده و این مفاهیم بیشتر در قالب‌های كمدی و یا تراژدی به اجرا در آمده اند.
در نتیجه، مشروطیت را می توان از مهمترین عوامل در مطرح شدن تئاتر و دریافت اهمیت آن در شكل دهی به فرهنگ و ارتقای فرهنگی در جامعه دانست. به واسطه مضامینی كه تئاتر و تئاترهای ترجمه شده در این دوره عرضه كرد، مردم به حقوقی آگاه شدند كه پیش از آن از آن اطلاع نداشتند.

**فرهنگ پشت متن را نمی شناسیم
به رغم آن پیشینه درخشان و اهمیت و قدرت اثرگذاری، در دوره معاصر در ترجمه ها آن اعتلای فكری و فرهنگی سابق مد نظر نیست و در این گونه آثار بیشتر نوعی استفاده دم دستی و حاضر و آماده از متون وجود دارد.
بابك كریمی (متولد1339) بازیگر تئاتر و سینما در این زمینه به پژوهشگر ایرنا گفت: متاسفانه تئاتر امروز ما تبدیل به موجودی اخته شده است. تئاتر جای تجربه و مانند اتاق فكر است. قرار نیست تئاتر پربیننده باشد. مگر كنفرانس های علمی پربیننده هستند؟ عده كمی به كنفرانس های علمی می روند ولی این بدان معنی نیست كه آن كنفرانس ها بیهوده هستند و به درد جامعه نمی خورند.
«من كمتر تئاتر می روم چون احساس می كنم خیلی روی متنی كه اجرا می كنند، كار نمی كنند. یعنی عجله روی صحنه رفتن و چاپ كردن پلاكارد، اسم و.. انگار بیشتر دغدغه شده است تا این كه بشینند كار كنند تا متن چفت و بست خوبی پیدا كند، كارشان شكل بگیرد و به اصطلاح دربیاید و روی صحنه ایده داشته باشند».
این بازیگر تئاتر ادامه داد: كار دیگری كه به نظرم خیلی مضر است (تا جایی خوب است و از جایی به بعد جواب نمی دهد) این است كه می روند و متن های خارجی و حاضر و آماده را می آورند، این متون خارجی معروف هستند و ساختار محكمی دارند ولی اغلب بچه هایی كه این متن را كار می كنند، نه فرهنگ پشت آن متن را به درستی می شناسند (تا حدی به واسطه سفركردن و فیلم دیدن آن را می شناسند ولی نه آن گونه كه باید) و نه حس و حال هایی كه پشت آن شخصیت ها وجود دارد. در نتیجه تا آنجایی از متن را كه می دانند و می فهمند، درست است و از جایی را كه نمی فهمند را ایرانیزه می كنند.
كریمی افزود: در نتیجه صحنه هایی را می بینیم كه اخته است و نه به واقعیت و متن وصل است و نه به شخصیت ها. این است كه فایده این گونه از تئاترها در حد شناخت متن است كه مثلا بروم متن «ایبسن» (هنریك ایبسن، نمایش‌نامه‌نویس و درام‌نویس نروژی) را ببینم كه داستانش چه چیزی است. ولی آن حس و حالی كه بیرون می آید اصلا درست نیست.
وی در توضیح بی معنا بودن این گونه از كارها اشاره كرد: خیلی وقت ها با بچه ها كه صحبت می كنم این را درك نمی كنند. برایشان مثال می زنم كه فرض كنید در سوئد بزرگترین گروه تئاتری سوئدی و بهترین بازیگران و كارگردانشان بخواهند یك متن قهوه خانه ای را روی صحنه ببرند. به غیر از متن و جملات و دیالوگ هایی كه هست، اینها از محیط قهوه خانه و آن ناگفته ها و رفتارها و متلك ها و چشم و ابروها و ... چه می دانند؟ چیزی نمی دانند. خود ایرانیان امروز نمی دانند چه برسد به آنها. و این دقیقا همین اتفاق است كه از آن طرف و درمورد ما می افتد.

**متن ایرانی مقدمه پیشرفت تئاتر ایران
این هنرپیشه تئاتر خاطرنشان كرد: تئاتر ایران زمانی رو به جلو حركت خواهد كرد كه ما متن های ایرانی داشته باشیم كه این را نداریم و خیلی به ندرت هست كه كسی متنی را خودش نوشته باشد.
«فرض كنید در سینما بخواهیم مدام داستان های غربی را بیاوریم و تبدیل به فیلم كنیم. این دیگر سینمای ایران نیست و یك چیز اخته است. مانند زمانی كه می روند و فیلم های غربی را كپی می كنند و این داد می زند كه نه ایرانی است، نه فرنگی و یك چیز من درآوردی است كه صرفا تركیب آن درست است و بقیه عناصر لازم وجود ندارد».
وی افزود: هویت در هنر خیلی مهم است. مثلا زمانی كه ما در مورد سینمای نئورالیزم حرف می زنیم، شناسنامه ی آن واضح است كه چه چیزی است. الكی نیست و از آسمان هم نیامده است. وقتی از سینمای مدرن آلمان صحبت می كنیم واضح است كه از كدام مملكت و كدام فرهنگ می آید. سینمای ایران هم زمانی كه مشخص بود از كدام مملكت و كدام طرز فكر آمده است، همه جای دنیا خودش را نشان داد. منظورم فیلم های دوره اول بعد از انقلاب و تك فیلم هایی قبل از انقلاب است كه به خارج از كشور می رفتند.
«حرف من این است كه باید شناسنامه كار شما روشن و واضح باشد كه چه چیزی است و جغرافیای آن كجاست. الان ما این همه تولیدات داریم ولی هیچ جایی نمی روند یا به ندرت می روند چون هویت ندارند. معلوم نیست كه حرف كی را می خواهند برای كی ببرند».
كریمی در انتها و ضمن گلایه از شتاب فراوان در تولید و روی صحنه بردن آثار گفت: مساله این است من امروز به ندرت در تئاتر كارهایی را می بینم كه برایش وقت و دقت صرف شده باشد تا آدم لذت ببرد كه با احترام برای تماشاچی و مهمتر از آن احترام به تئاتر ،كار شده باشد. تئاتر یك مقوله است كه كار می برد و خیلی باید برای آن وقت گذاشت و نمی توانی به همین راحتی بروی روی صحنه و دو تا پارچه آویزان كنی.
«بر این اساس من در این تئاتر تماما عجله و اكازویون های از دست رفته می بینم. این تئاتر در حد تئاتر دانشجویی است. كه می گویی كه طرف استعداد دارد و انشالله می تواند كار كند و بزرگ بشود. یعنی اگر این تئاتر در مدرسه باشد من می گویم آفرین خیلی خوب كار كردید و حالا بروید جدی كار كنید. ولی وقتی این مدل اجرا، برنامه هر روزی تئاتر ما می شود، یك مقداری بحث فرق می كند».
پژوهشم**س.ب**1552