هاشم آقاجری: هویت ما در گرو روایت از گذشته تاریخی است

تهران-ایرنا- هاشم آقاجری گفت: ورود اسلام به ایران خواستگاهی دینی داشت و برخلاف حمله مغول و یونانیان كه جنبه صرفا نظامی داشتند و در فرهنگ ایران حل شدند اسلام با یك پشتوانه فكری و عقیدتی وارد ایران شد و سازنده فرهنگ،تمدن،جامعه و احساس ملت ما تا به امروز بوده است.

به گزارش ایرنا، هاشم آقاجری عصر شنبه در نشست 'اصلاحات و مسایل ایران' در دفتر حزب اتحاد ملت ایران اسلامی اظهار داشت: نسبت ما با تاریخ كه گفتمان های مختلف از جمله گفتمان اصلاح و اصلاح طلبی نیز در آن قرار می گیرد، نسبتی چندجانبه و گاه متعدد است. وقتی از نسبت خود با تاریخ سخن می گوییم باید از دو رهیافت به آن بپردازیم.
آقاجری افزود: رهیافت اول نگاهی جبرگرایانه، ساختارگرایانه و عینی به تاریخ دارد و قصد دارد آن نگاه را عینا در زندگی امروز پیاده كند. نگاه و رهیافت دوم بازگشتی روایتی و نظری است كه می گوید آنچه از گذشته به ما رسیده الگو و هدایت گر مسیر آینده است.
وی اضافه كرد: در نگاه دوم، گذشته ما همان است كه ما می دانیم و آن چیزی است كه در روایت تاریخ به ما رسیده و بیان می شود. این نوع از رهیافت را می توان نگاه اراده گرایانه ما با توجه به نوع نگاهی است كه تمایل داریم به تاریخ داشته باشیم.
آقاجری ادامه داد: من به هیچ كدام از این دو رهیافت و نگاه معتقد نیستم و بر این نظرم كه باید به صورت تركیبی تاریخ و گذشته خود را در امروز احضار كنیم. زیرا نگاه جبری گرایانه به تاریخ توضیح كاملی به ما نمی دهد و نگاه روایتی نیز عمدا خود را به روایت و ذهنی گرایی می سپارد؛ بنابراین فقط بخشی از هر كدام تعاریف و نگاه های گذشته به صورت زنده در تجربه زیستی امروز ما ظهور و تبلور پیدا می كند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب خاطرنشان ساخت: نسبت اكنون با گذشته نسبتی دوگانه است بدین معنا كه از یك طرف گذشته و سنت زنده ای كه همچنان در جامعه به حیات خودش ادامه می دهد بخشی از اكنون ماست و درعین حال نوع روایتی كه ما از این گذشته با خود داریم و به عبارتی دیگر آگاهی و خودآگاهی تاریخی ما نیز بخشی از اكنون و امروز است.
آقاجری سه مفهوم تاریخ، آگاهی تاریخی و خودآگاهی تاریخی را سه نگاه و كنش امروز به گذشته دانست و تاكید كرد: ما باید این مفاهیم را ابتدا از هم تفكیك كنیم. خودآگاهی تاریخی نوعی وجدان تاریخی است، نوعی آگاهی بازتابنده است.
وی یادآور شد: در واقع وجدان تاریخی خاطره،حافظه و هویت ملی، قومی و آن چیزی است كه بودن اكنون ما را تشكیل می دهد. یعنی بخشی از واقعیتی كه امروز ما به عنوان هویت خودمان درك می كنیم در گرو نوعی روایت است كه ما از گذشته تاریخی خود می كنیم.
آقاجری افزود: ما در تاریخ خود سنت های متعدد داریم و باید تصمیم بگیریم با كدام وجه از گذشته و سنت های خود ارتباط برقرار كنیم و با كدام مفهوم و وجه قصد داریم آینده خود را بسازیم.
وی ادامه داد: ما از یك طرف گذشته چندمفهومی و چندوجهی خود را داریم و از طرفی امروز و آینده را باید منطبق با چشم انداز خود بسازیم و ترسیم كنیم. فكر می كنم تاریخ ایران تا امروز سه نقطه عطف مهم و تاثیرگذار داشته است كه تناقض ها و چنددستگی ها و درعین حال نوعی از وحدت از دل این نقاط عطف به وجود آمده است.
این فعال سیاسی اصلاح طلب سه نقطه مهم عطف تاریخی ایران را 'سقوط ساسانیان'، ' تاسیس صفویه' و ' نهضت مشروطه ' خواند و ادامه داد: سقوط ساسانیان پایانی بر دوره باستان و آغازی بر دوران میانه و زیست سیاسی و مذهبی اسلام و ایران بود، سده های سوم ، چهارم و پنجم در همین دوره قرار دارد كه باید این مقاطع را دوران زایش ایران نامید.
وی افزود: در قرن های سوم تا پنجم هجری نسبتی بین اسلامیت و ایرانیت ما برقرار شد و فرایند اسلامی شدن ایران در این دوره اتفاق افتاد كه تا آغاز قرن دهم هجری این نسبت ها در حال تكمیل و شكل گیری بودند و یك هویت ملی و مذهبی شكل گرفت.
آقاجری اضافه كرد: ورود اسلام به ایران در كنار فتح سیاسی و نظامی، خواستگاهی دینی داشت. برخلاف مغول و یونانیان كه حمله صرف نظامی داشتند و در فرهنگ ایران حل شدند اسلام با یك پشتوانه فكری و عقیدتی وارد ایران شد و سازنده فرهنگ، تمدن، جامعه و احساس ملت ما تا به امروز بوده است.
آقاجری اظهار داشت: نقطه عطف دوم؛ تاسیس دولت صفویه است كه برخلاف دولت های پیش از خودش شاهد یك فرایند در مسیر تاریخ و تاریخ سازی هستیم. در واقع پروسه شیعی شدن جامعه ایران در این فرایند اتفاق می افتد كه سازه و بنیان فكری امروز جامعه و ملت ایران است، تنها دولت نبود كه شیعه شد بلكه جامعه هم شیعی شد.
وی خاطرنشان ساخت: نقطه عطف سوم تاریخ ایران نهضت مشروطه بود كه دوران تازه ای را در تاریخ ایران آغاز می كند كه نسب و رابطه تازه ای میان ایران؛ مدرنیته و غرب و دستاوردهای تجدد برقرار كرد.
فعال سیاسی اصلاح طلب تاكید كرد: ایران امروز تحت تاثیر این سه نقطه و مولفه قرار دارد، یعنی هم پدیده اسلام حضور جدی دارد. هم تشیع و مدرنیته سلول های بنیادی هویت امروز ما را تشكیل می دهد. از انقلاب مشروطیت تا امروز ما دو تجربه دیگر نیز داریم؛ یكی نهضت ملی شدن صنعت نفت و كودتای 28 مرداد و دیگری پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 است.
وی خاطرنشان كرد: ما تجربیات تاریخی بسیط، یكدست و بدون چالشی نداشته ایم و نمی توانیم به صورت یك وجهی و جبری یك تجربه مشخص را مبنای حركت امروز و چشم انداز آینده قرار دهیم.
وی افزود: باید روشن شود ما قرار است با كدام ایران و كدام تجربه رابطه برقرار كنیم؟ در یك تقسیم بندی كلی من سه نوع ایران تاریخی را درنظر می گیرم . ایران طبیعی (كوه و دشت و دریا)، ایران سیاسی كه ایرانی است با تعاریف و جغرافیای امروزی و ایران فرهنگی كه مرزهایی حدود چهار برابر ایران امروزی را در برمی گیرد.
وی ادامه داد: ما با كدام ایران رابطه برقرار كنیم، با ایران آزادی خواهی و عدالت خواهی یا با ایران پادشاهی و دیكتاتوری؟
این فعال سیاسی اصلاح طلب اظهار داشت: اگر زنان امروز ما بخواهند هویت خود را بر مبنای حافظه تاریخی گذشته منطبق كنند نمی توانند چون در یك تاریخ سراسر مذكر و مردسالار متاعی برای رجوع و افتخار نمی یابند. اگر بخواهیم از آن گذشته استفاده كنیم معنایش این است كه زن ایرانی باید همچون گذشته زیر سلطه مرد بماند و تمام نگاه پدرسالارانه تاریخی را گردن نهد.
آقاجري با بیان اینكه دوران حكومت صفویه دوران رشد و شكوفایی جامعه ایران بود، افزود: ایران در این دوره، آخرین مرحله رشد كلاسیك خود را تجربه كرد. در این دوره ایران همچنان با جهان شرق و غرب در توازن به سر می برد. ایران مستقل و قدرتمندی كه می توانست مقابل امپراتوری گسترش خواه عثمانی بایستد.
وی افزود: اگر صفویان نبودند سرنوشت تاریخ ایران در قرن 16-19 میلادی همان تقدیر كشورهای خاورمیانه بود. از منظر تاریخ ملی و مذهبی، صفویان با هویت سازی برای ایجاد وحدت نقش مثبتی ایفا كرد.
آقاجري ادامه داد: در دوره رضاشاه تبعیض دیگری جای فرقه گرایی صفویه را گرفت و آن نوعی همگون سازی و شبیه سازی اجباری و تبعیض آداب، رسوم و فرهنگ اقوام غیرفارس بود.
آقاجري ادامه داد: نقطه سوم مشروطیت است. فرایندی پرچالش برای ملت سازی و مدرنیته كه می خواست ایران را از بحران نجات دهد. این انقلاب حاصل اصلاحات از بالای شكست خورده بود. هر سیستمی نتواند اصلاحات از بالا را اجرا كند به ناچار با انقلاب از پایین مواجه می شود.
وی تاكید كرد: ما نسبت خودمان را با انقلاب مشروطه باید تعریف كنیم. امروز راست گرایان از طریق شیخ فضل الله نوری با مشروطیت ارتباط برقرار می كنند. ما باید میان نوری و علامه نائینی یكی را انتخاب كنیم.
آقاجري یادآور شد: یكی از گفتمان های انقلاب ایران گفتمان مشروطه خواهی به روایت علامه نائینی بود. اما امروز گفتمان مسلط با وجهه شیخ فضل الله نوری این همانی می كند. از استدلال های راست گرایان طنین صدای شیخ فضل الله نوری شنیده می شود.
وی با بیان اینكه دكتر محمد مصدق میراث تاریخی ماست، گفت: كودتای 28 مردادماه سال 32 مسیر بیست و پنج سال بعد ایران را عوض كرد آنچه كه در سال 57 رخ داد حاصل كودتای 28 مرداد بود. از یك جهت تداوم دولت دكتر محمد مصدق مسیر تاریخ را در جهت خاص هدایت كرد.
آقاجري با یادآوری این نكته كه ما از كدام ایران حرف می زنیم و با كدام ایران می خواهیم نسبت برقرار كنیم، گفت: می خواهیم با ایران مصدق، ستارخان، امیركبیر و مدرس ارتباط برقرار كنیم یا ایران قوام السلطنه، وثوق الدوله و میرزا رضای كرمانی. مصدق روبروی استعمار و امپریالیسم ایستاد بی آنكه مبارزه با استعمار را بهانه ای برای سركوب داخلی قرار دهد.
وی ادامه داد: ما چه نسبتی با انقلاب و كدام گفتمان می توانیم برقرار كنیم. انقلاب در تكامل انقلاب مشروطیت و نهضت ملی نفت می خواست دمكراسی و آزادی را جایگزین خودكامگی، استقلال را جای وابستگی و جمهوریت را جانشین سلطنت كند. انقلابی بود كه می خواست با حداكتر آزادی، بقایای استبداد كهن را برطرف كند.
وی تصریح كرد: ما برای آینده باید تاریخ را بار دیگر بازخوانی كنیم و روایت خودمان را از این تاریخ ارائه دهیم.
شبك**سیام*ا.ع*3202**1751**1392