میرزاتقی خان امیركبیر؛ اصلاحگری شجاع و وطن دوست

تهران- ایرنا- میرزا تقی خان امیركبیر، سیاستمداری اصلاح طلب، شیفته استقلال و زمامداری خیرخواه بود كه به اصلاحات اساسی در كشور دست زد اما كارهای او به سرانجام نهایی نرسید و در میانه عزم و تردید و در برابر انبوه مشكلات و تنگناها عقیم ماند.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ میرزا تقی خان امیرنظام در زمان ولایتعهدی ناصرالدین میرزا، پیشكار او بود و اینگونه میان آنها نوعی ارتباط مرید و مرادی نیز وجود داشت، ناصرالدین میرزا سخت شیفته میرزا تقی خان بود، از این روی با رسیدن خبر مرگ محمدشاه، امیرنظام لشكری آراست و در ركاب شاه جوان از آذربایجان به طرف تهران روانه شد. ناصرالدین میرزا در تهران به مقام شاهی رسید و به امیرنظام نیز لقب «اتابك اعظم» داد و او را صدراعظم خویش كرد.

محمدتقی، زاده هزاوهِ فراهان بود، ناحیه مستوفی پرور كه كانون واحد فرهنگ و اهل قلم به شمار می رفت. پدرش كربلایی قربان در دستگاه میرزا عیسی(میرزا بزرگ) پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌‌مقام، سمت آشپزی داشت.

محمدتقی خان به سبب هوش و استعداد فراوان و كم نظیری خود از دوران نوجوانی مورد توجه میرزا بزرگ و سپس قائم‌مقام فراهانی قرار گرفت و توانست به عنوان منشی‌گری آنها برسد و پس از آن توجه قائم‌مقام و عباس میرزا نایب‌السلطنه را به خود جلب كرد.

**تجربه سیاسی امیر
نخستین تجربه سیاسی امیركبیر را باید مربوط به قتل «گریبایدوف» وزیر مختار روسیه در ایران دانست كه با همراهی خسرو میرزا فرزند نایب‌السلطنه و هیات همراه به منظور عذرخواهی از واقعه قتل به روسیه سفر كرد.

امیر در سال های بعد بیش‌ از ‌پیش در امور دیوانی و سیاسی لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه امیرنظام و پیشكار آذربایجان به خدمت پرداخت. پس از مدتی امیر وزیر نظام آذربایجان شد و به همراه ناصرالدین میرزای ولیعهد به روسیه رفت و در ارمنستان (ایروان) با نیكلای اول تزار روسیه ملاقات كرد.

دومین ماموریت امیركبیر به عنوان رییس هیات سیاسی ایران به ارزنه‌الروم برای حل اختلاف مرزی میان ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت كه چندسالی طول كشید، علاوه بر آشنایی با زد ‌‌و‌ بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمّره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را كه مورد ادعای عثمانی‌ها بود، به ایران ملحق كند.

«ویلیامز» نماینده انگلیس در كنفرانس ارزنه روم می گوید: میرزا تقی خان در آنجا سخت بیمار شد و چون نمایندگان روس و انگلیس به احوالپرسی او رفتند، دیدند در بستر بیماری با چهره رنگ پریده و بدنی فرسوده مشغول مطالعه و تهیه طرح برنامه ایران و عثمانی است و در همین حال با مأموران 2 دولت به گفت وگو و تحلیل مفاد پیمان پرداخت. این حس مسوولیت میرزاتقی خان برای ما سخت تاثیرانگیز و چنین غیرتی درخور احترام بود.

**اصلاحات امیركبیر
امیركبیر در دوره كوتاه صدارت خود به اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی‌ (مانند تاسیس دارالفنون و ...) دست زد. اصلاحاتی كه نه تنها در آن دوران بلكه تا به امروز آثار و بركاتش در كشور قابل مشاهده است. امیر با رفتاری متهورانه، اقدام هایی از قبیل ایجاد امنیت، پایان دادن به شورش ها، یاغی گری ها، كاهش نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس)، اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحاف های پیدا و پنهان صاحبان قدرت را در اولویت برنامه های خود قرار داد.

یكی از مهمترین كارهای امیركبیر پایان دادن و سركوب شورش محمدحسن خان سالار فرزند اللهیارخان آصف الدوله در خراسان بود. در همان حال امیركبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و كنترلی كه بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و ... اعمال می‌كرد، اصلاحات گسترده ای در امور اداری كشور به عمل آورد و با ریشه‌كن كردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی نظمی نو پدید آورد كه البته همین اصلاحات برخی از مهمترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن كرد.

از دیگر اصلاحات امیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی كشور بود. همچنین ایجاد چاپارخانه، تذكره خانه(اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تأسیس سازمان اطلاعاتی - جاسوسی، و خبررسانی و خفیه‌نویسی در دوران صدارت او انجام گرفت.

یكی دیگر از مهمترین اقدامات امیركبیر تأسیس دارالفنون بود كه پس از تلاش های بسیار و تنها 13روز پیش از قتل امیر گشایش یافت. اندیشه امیر در بنای دارالفنون از یك سرچشمه الهام نگرفته بود بلكه نتیجه مجموع آموخته های او محسوب می شد. آكادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده، در كتاب جهان نمای جدید كه به ابتكار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شده، شرح دارالعلم های همه كشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.

امیركبیر در همان دوران كوتاه صدارت گام های استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی و رشد اقتصاد تجاری كشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاش های فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه وقایع‌اتفاقیه، تلاش برای ترجمه و انتشار كتب از دیگر اقدام های امیركبیر بود.

**شخصیت امیركبیر
درستی و راست كرداری از مظاهر استحكام اخلاقی امیركبیر به شمار می رفت و از این نظر شخصیتی فساد ناپذیر داشت. به قول رضاقلی خان هدایت كه او را نیك می شناخت «به رشوه و عشوه كسی فریفته نمی‌شد».

«ادوارد یاكوب پولاك» اتریش می نویسد: «پول‌هایی را كه می خواستند به او بدهند و نمی‌گرفت خرج كشتنش شد».

ستایشی كه سرهنگ ویلیامز نماینده انگلیس در كنفرانس ارزنه الروم می‌كند بسیار با معنی است. او می گوید: «چون در آن شهر آشوب افتاد و دارایی میرزا تقی خان را به یغما بردند صورت آنها را با تعیین بهای هر كدام به وسیله نمایندگان انگلیس و روس به دولت عثمانی فرستاد».

ویلیامز درباره وزیر نظام می گوید: «اگر به گزارش هایی كه تا به حال فرستادم به اجمال نظر كنید به احترامی كه نسبت به استحكام منش میرزا تقی‌خان دارم پی خواهید برد به شما اطمینان می‌دهم احترام بایسته ای كه به او داشتم پس از آنكه شیوه بزرگواران اش را به گاه آن حمله شریرانه مردم شهر و روزهای بعد دیدم بس فزونی گرفت و همین اعتقاد من نسبت میرزا تقی خان است كه به درستی و اعتبار نوشته او كمال اعتماد را دارم».

«واتسون» منشی سفارت انگلیس می‌نویسد: «امیرنظام به همان اندازه پركار بود كه غیرت و مسوولیت داشت روزها و هفته‌ها می‌گذشت كه از بام تا شام كار می‌كرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست و دشواری ها و نیرنگ ها نیز او را از كار سست و دلسرد نمی ساخت».

امیر كبیر رفتاری متین و سنگین داشت به شخصیت خود مغرور بود و نسبت به كاردانی و صفات برجسته اش آگاهی داشت اما نامجو و شهرت خواه نبود زیرا هر چه كه به حكام ولایات و نمایندگان سیاسی بیگانه در اصلاح امور مملكت نگاشت، همه را به نام شاه و امر او قلمداد كرد. مهم تر اینكه در سراسر روزنامه وقایع اتفاقیه زمان صدارتش، از تجلیل میرزا تقی خان خبری نیست. تنها چهار جا نام او آمده و آن هم به حكم ضرورت صورت گرفته است.

**شهادت امیركبیر
اقدامات اصلاح گرایانه امیركبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی كه سیاست خارجی مستقل امیركبیر و تلاش های جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در كشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این 2 كشور و همگامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیر با سیاست بیگانگان به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورد. شاه، امیر را از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول كرد و به شهر كاشان فرستاد.

با دسیسه بیگانگان و همدستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه ای (حاجب الدوله) را مأمور قتل امیركبیر كرد و سرانجام این بزرگمرد در شب 20 دی 1230 خورشیدی برابر در حمام فین كاشان به شهادت رسید.

بنابر آنچه از قول ناصرالدین شاه آورده اند، میرزا آقاخان نوری بود كه فرمان قتل را از شاه گرفت و به حاج علی خان سپرد. مخبرالسلطنه می نویسد: «از غلامحسین خان صاحب اختیار شنیدم كه ناصرالدین شاه گفته بوده است كه به قتل امیر راضی نبودم. میرزا آقاخان تدلیس كرد و دستخط را از من گرفت. دستخط دیگر فرستادم كه میرزا علی خان نرود، گفت رفته است و معاذیر آورد» و چه بسا ایده‌ها و افكار درخشان امیر برای افزایش اقتدار حكومت مركزی و كوتاه كردن دست پلید استعمار كه از آستین سفارتخانه های آن در تهران بیرون آمده بود از اهداف میهن‌پرستانه اش بود و در افتادن با سفیران روس و انگلیس و بی اعتنایی به آنها زمینه‌ساز سقوط و در نهایت شهادتش شد.

**فرجام سخن
گرچه با عزل و قتل امیركبیر كارهای اساسی و مهمی كه در جهت ترقی و احیای عظمت ملت ایران آغاز شده بود، متوقف ماند اما این مهم تأثیرات زیادی در بیداری ذهن ایرانیان ایجاد كرد و تحقق بعضی اصلاحات او در تهیه مقدمات مشروطیت ایران تا حدی موثر افتاد. امیر در بیداری ایرانیان و گام نهادن آنان در شاهراه مشروطه خواهی و آزادی نقش بسزایی داشت و توانست با قابلیت و پویایی خود بدون اسباب و مساعدت خارجی به موفقیت های زیادی دست پیدا كند.

البته نباید فراموش كرد كه امیركبیر آنقدر فرصت پیدا نكرد و نتوانست یك كادر سیاسی با فضیلت كه بتواند پس از خود مملكت را اداره كند، پرورش دهد و تمام اصلاحات قائم به شخص خودش بود و اصولاً هر چه منتهی به شخص باشد، در معرض فنا و نابودی است، اگر چه اثرات پاره ای از اصلاحات باقی ماند اما آنگونه كه اصلاحات شروع شده بود، نتوانست ادامه پیدا كند.

پژوهشم9370**2002**9131