۱۷ دی ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۱
کد خبر 83161305
۰ نفر
افزايش يارانه «فريب‌دادن و خريدن راي مردم» است

تهران- ايرنا- حسين كنعاني مقدم دبيركل حزب سبز معتقد است: «اكنون مد شده كه هر كسي مي‌خواهد حرفي بزند از افزايش چند برابري يارانه‌ها مي‌گويد. اين نوعي خريدن رأي مردم است؛ اين روش‌ها غلط است. نمي‌دانم چرا اين مواضع و سخنان در كشور ما باب شده است. تصور مي‌كنم در انتخابات آينده، مردم كمتر رأي هيجاني خواهند داد.»

در گزيده اي از اين گفت وگو آمده است: برخي مانند حسين كنعاني مقدم فعال سياسي اصولگرا تاكيد زيادي به شكل‌گيري گفت‌وگوي ملي و حركت در مسير نيل به وحدت ملي دارند اما معتقدند سران دو جريان سياسي چندان راغب به تحقق اين امر نيستند چرا كه تصور مي‌كنند از قدرت و تاثيرگذاري سياسي آنها كاسته خواهد شد. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه تجربه سياسي جامعه با گذشت 40 سال از عمر انقلاب اسلامي زياد شده و ديگر حاضر به همراهي با جرياناتي نيستند كه تنها منافع سياسي خود را پيگيري و از برنامه‌ريزي براي رفع مشكلات جامعه غافل هستند. در راستاي بررسي وضعيت دو جريان سياسي كشور و مشكلاتي كه دولت با آن مواجه است حسين كنعاني مقدم دبيركل حزب سبز با «آرمان» به گفت‌وگو پرداخته است كه مي‌خوانيد.

**اخيرا اين سوال از فعالان سياسي اصلاح‌طلب پرسيده مي‌شود كه آيا جريان اصلاحات دچار يك تشتت فكري در قبال مردم و آينده سياسي خود شده است يا خير؟ طبعا پاسخ‌ها متفاوت بوده‌است. اكنون از شما به عنوان فعال سياسي جريان اصولگرا اين پرسش‌ها را مطرح مي‌كنم كه آيا اصولگرايان و يا كليت جريانات سياسي كشور، دچار گيجي استراتژيك و سردرگمي در تصميم‌گيري شده‌اند يا خير؟
مدتي است جريانات سياسي كشور، گفتمان غالب سياسي خود را از دست داده‌اند. اصولگرايان و اصلاح‌طلبان گفتماني ندارند كه بتواند پاسخگوي مطالبات مردم در عرصه سياسي باشد به عبارتي دچار يك آنومي سياسي شده‌ايم. اين آنومي سياسي زماني شكل مي‌گيرد كه گفتمان جريانات سياسي در جامعه خريدار ندارد. وقتي هم خريدار ندارد، شرايطي پديدار مي‌شود كه جريانات سياسي حتي گفتمان خود را مطرح نكنند، به زبان نياورند و در حاشيه نگه دارند.

**در جريان اصولگرا چه خبر است؟ يك روز جمنا، يك روز جبهه وحدت، يك روز جريان نواصولگرايي آقاي قاليباف و... مطرح مي‌شود و به عبارتي تشتت گفتماني در اصولگرايان واضح است. داستان نواصوالگرايي چيست واقعا گفتمان تازه‌اي دارند يا تكرار مكررات است؟
جريان اصولگرايي از زماني كه خود را پيدا كرده است، گمشده به نام وحدت دارد. همواره هم به دنبال ايجاد يك انسجام سياسي است و هراز چندگاهي در قامت يكي از گروه‌هاي جريان اصولگرايي خود را نشان مي‌دهد. مجموعه‌هايي كه طي سال‌هاي گذشته مانند پيروان خط امام و رهبري، جريانات حول آقاي ناطق نوري، جمنا و ساير گروه‌هاي حزبي كه شكل مي‌گرفت عمدتا نزديك به ايام انتخابات سازماندهي ‌شد و بيشتر ائتلاف‌هاي انتخاباتي بودند تا حزب و گروه سياسي.

هنوز هم افراد مختلف جريان اصولگرا، به دنبال اين گمشده هستند و به جست‌وجوي آن مي‌پردازند. به نظر مي‌رسد زماني اين گمشده پيدا خواهد شد كه سازوكارهاي لازم براي وحدت وجود داشته باشد به‌ويژه در كادر رهبري اصولگرايي و سازمان و گفتمان انقلاب اسلامي. يعني علاوه بر اهميت دادن به آرمان‌هاي انقلاب و صيانت از آنها، مطالبات و دغدغه‌هاي مردم هم در گفتمان انقلاب و نيروهاي اصولگرا لحاظ شود و به آن پاسخ داده شود.

**تصور مي‌كنيد با لحاظ شرايط فعلي، اين اميدواري وجود دارد كه اصولگرايان به يك وحدت نسبي دست پيدا كنند؟
آرزو بر ما جوانان عيب نيست (خنده)؛ ما همواره آرزو مي‌كنيم و اميدواريم كه وحدت حاصل شود اما اينكه فكر كنيم با نزديك شدن انتخابات آن دود سفيد كه آقاي حدادعادل مطرح كرد، مشاهده خواهد شد، بحثي فصلي است كه به زمان انتخابات باز مي‌گردد و بايد اميد به وحدت اصولگرايان داشت.

**اصولگرايان به دنبال جبهه و وحدت هستند و اصلاح‌طلبان هم درپي تشكيل پارلمان اصلاحات و تشكيلات منسجم‌تر سياسي. اين دو جريان سياسي همچنان در پي راه‌هاي اتحاد و انسجام با خودشان هستند و دغدغه آنها جمع كردن خودشان است! در اين ميان تكليف مردم و مطالبات و انتظارات عامه جامعه چه مي‌شود؟ نقش مردم در بين اين جبهه‌ها و شوراها كجاست؟
در اين باره بايد 3 اقدام صورت داد كه اولين آن، گفتمان درون تشكيلاتي است. هر دو جريان اصلاحات و اصولگرا بايد بين خودشان به گفت‌وگو و مذاكره بپردازند و موانع پيش روي كار سياسي خود را بردارند تا به انسجام برسند. دوم موضوع، گفت‌وگوي برون تشكيلاتي است؛ يعني جريانات سياسي با يكديگر به گفت‌وگو و مباحثه بپردازند. براي شكل گرفتن گفت‌وگوي ملي و گام برداشتن به سمت وحدت ملي اين دو جريان بايد با هم سخن بگويند كه متاسفانه اين امر تاكنون به نتيجه نرسيده است.

سومين موضوع اين است كه محور گفت‌و‌گوها، مطالبات مردم باشد و نه مطالبات جناحي و گروهي. هرگاه سخن از گفت‌وگوي ملي به ميان مي‌آيد، هر جناحي مي‌خواهد مطالبات خود را محقق كند و مشكلات خود را رفع كند. در حالي‌كه بايد مردم در اولويت قرار بگيرند. اگر اين گفت‌وگوها حول مطالبات، خواسته‌ها، انتظارات و مشكلات مردم شكل بگيرد، علاوه بر شكل‌گيري وحدت و انسجام گروهي، منفعت و سودي هم نصيب مردم خواهد شد و مي‌تواند به برون رفت از مشكلات اقتصادي فعلي، كمك كند.

**ايرادي كه به جريان اصولگرايي و نحوه ورود آنها به عرصه انتخابات گرفته مي‌شود، از اين بابت است كه اصولگرايان به مطالبات اجتماعي، حقوق شهروندي، آزادي‌هاي مصرح قانون و... اهميت چنداني نمي‌دهند و تنها در ايام تبليغات انتخاباتي به فضاسازي و تبليغ درباره موضوعات معيشتي جامعه مي‌پردازند. گفته مي‌شود اصولگرايان بيشتر بر نقاط ضعف اصلاح‌طلبان متمركز مي‌شوند و آنها را بزرگنمايي مي‌كنند تا نقاط قوت خودشان! اين واقعيت دارد؟
يكي از مشكلات هر دو جريان سياسي كشور اين است كه وقتي به قدرت مي‌رسند، به دنبال حذف ديگري هستند و مي‌خواهند موقعيت خود را تحكيم ببخشند. اولويت را پرداختن به مطالبات سياسي و جرياني خود مي‌دانند تا خواسته مردم. هر دو جناح درپي دو قطبي كردن كشور و اكثريت و اقليت ساختن هستند و مدام حاكم و محكوم‌سازي مي‌كنند. اگر قرار است مشكلات كشور رفع شود و مردم اقبال بلندي به دو جريان سياسي داشته باشند، بايد مطالبات مردم را پيش رو قرار دهند و سپس خواسته‌هاي خود را در ذيل آنها تعريف كنند. در غير اينصورت هم رأي مردم، اعتماد و هم جايگاه و شأن سياسي خود را از دست خواهند داد.

**جايگاهشان را از دست مي‌دهند يا از دست داده‌اند؟ با توجه به اينكه دي ماه سال گذشته، شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا؛ ديگه تموم ماجرا» در بسياري از شهرهاي كشور سر داده مي‌شد. آيا تصور نمي‌كنيد كه مردم از جريانات سياسي عبور كرده‌اند؟
خير؛ من به اين سخن اعتقاد ندارم. هر دو جريان سياسي مي‌توانند مشكلات كشور را حل كنند به شرط آنكه مطالبات خود را كنار بگذارند البته عبور از جريانات سياسي، حق مردم است. مردم در انتخابات مختلف و با رأي خود، عبور از جريانات و گروه‌هاي سياسي را نشان مي‌دهند اما اكنون بحث ديگري مطرح است؛ يعني هر دو جريان سياسي سعي مي‌كنند با رأي مردم خود را تثبيت كنند. اين امر باعث مي‌شود كه مردم به تدريج اعتماد خود را به آنها از دست بدهند.

**پرسش همين است كه آيا اين اعتماد و اعتبار اصلاح‌طلبان و اصولگرايان در نزد مردم از بين رفته است يا خير؟
هنوز نه! در واقع هنوز راه نجات براي اين دو جريان سياسي وجود دارد.

**راه نجاتشان چيست؟
هر دو جريان بايد به گفت‌وگوي ملي تن دهند و محور آن هم مطالبات مردم و ارائه راهكار براي حل مشكلات مردم باشد. در غير اينصورت مردم از اصلاح‌طلبان و اصولگرايان عبور خواهند كرد.

**بحث گفت‌وگوي ملي به معناي واقعي آن، چه زماني استارت خواهد خورد؟
اين خواسته در بدنه جريانات سياسي وجود دارد اما متاسفانه سران دو جريان، در برابر گفت‌وگو و وحدت ملي مقاومت مي‌كنند زيرا احساس مي‌كنند كه با آغاز اين گفت‌وگوها، جايگاهشان را از دست خواهند داد! به همين علت، همواره در حال تعيين پيش شرط براي گفت‌وگوي ملي هستند. براي اينگونه مسائل هيچ پيش شرطي نبايد وجود داشته باشد. حداقل مذاكره با دشمنان خود را آموخته‌ايم و حالا اين سوال هست كه نبايد با دوستان خود مذاكره كنيم و رو در رو سخن بگوييم؟ آيا دو جريان عمده سياسي كشور نمي‌‌توانند با هم گفت‌وگو كنند و كار سختي است؟

**منظور شما پرداختن به بحث برجام داخلي است كه آقاي روحاني بارها مطرح كرد؟
نمي‌دانم منظور چه بوده است و برجام داخلي را چه چيزي مي‌دانند. اما بنده اين گفت‌وگوها را بازگشت به اصل خويش مي‌دانم. ما يك ملت واحد هستيم و جريانات سياسي نبايد در بين امت و آحاد مردم تفرقه ايجاد كنند. گفت‌وگوي ملي بازگشت به اصل انقلاب است. يادمان نرود كه براي مردم و براي اسلام انقلاب شد و بايد به آن اصول اوليه انقلاب اسلامي باز گرديم.

**برخي اصلاح‌طلبان معتقدند كه سبد رأي اصولگرايان در انتخابات، حداكثر 10 ميليون است. آن هم با حمايت‌هاي همه‌جانبه برخي نهادها، ارگان‌ها، تبليغات و امكانات وسيع. به نوعي اصولگرايان با دوپينگ سياسي رأي مي‌آورند. نظر شما در اين باره چيست؟
به اعتقاد من هر دو جريان سياسي كشور، جمعا بيش از 40 درصد رأي ندارند البته 40 درصد رأي سازمان يافته و تشكيلاتي. عمده كساني كه در انتخابات به پاي صندوق‌هاي رأي مي‌روند، به‌خاطر فضاي انتخاباتي و شعارهايي است كه اصلاح‌طلبان يا اصولگرايان مي‌دهند، يا اينكه براي مقابله با يك جناحي به جناح ديگر رأي مي‌دهند و يا درپي اين هستند به جرياني كه شعارها و مواضع پوپوليستي دارند، نزديك شوند. مشاهده مي‌كنيد كه اكنون مد شده كه هر كسي مي‌خواهد حرفي بزند از افزايش چند برابري يارانه‌ها مي‌گويد. اين نوعي خريدن رأي مردم است؛ اين روش‌ها غلط است.

نمي‌دانم چرا اين مواضع و سخنان در كشور ما باب شده است. تصور مي‌كنم در انتخابات آينده، مردم كمتر رأي هيجاني خواهند داد. آن رأي خاكستري حدود 60 درصدي كه طيف وسيعي از آحاد مردم را شامل مي‌شود، از اوضاع اقتصادي، سياسي، فرهنگي و... ناراضي هستند و اصلا اعتقادي به جريانات سياسي هم ندارند. اگر اينها وارد كارزار شوند، نه اصولگرا مي‌تواند پيروز شوند و نه اصلاح‌طلبان. اين بحثي جدي است كه بايد به آن توجه ويژه‌اي شود. اما اگر آن 60 درصد نخواهند وارد صحنه شوند، ميزان مشاركت به 50 درصد نخواهد رسيد.

**به زعم شما اگر آن طيف 60 درصدي خاكستري آرا، در انتخابات به اصلاح‌طلبان و اصولگرايان مايل نباشند، آيا در كشور جريان سومي وجود دارد كه آنها را به سمت خود سوق دهد؟
خير؛ جريان سومي كه توانايي مديريت آن 60 درصد را داشته باشد، وجود ندارد. زيرا اساسا گفتمان غالبي وجود ندارد. خود آن 60 درصد هم طيف‌هاي مختلفي را شامل مي‌شوند و يك طيف واحد و همسو نيستند.

**پس در اين صورت ممكن است شاهد رأي هيجاني اين عده باشيم.
بله درست است. آنها سعي خواهند كرد كه در جهتي حركت كنند كه نه اصولگرايان و نه اصلاح‌طلبان منفعتي كسب كرده و رأي لازم را به‌دست آورند.

**از پوپوليسم سخن گفتيد در حالي كه خواستگاه اين پديده در 13سال گذشته، جريان اصولگرا بوده و دولتي با اين ويژگي از درون اصولگرايان روي كار آمد كه ماجراي آن بر همگان آشكار است. آيا مي‌توان گفت كه اصولگرايان مجددا درصدد اين هستند كه با همين حربه و عوامفريبي، دوباره كرسي‌هاي انتخابي را تصاحب كنند؟
مردم ما از آن دوره كه اشاره كرديد تجربه خوبي كسب كردند و ديگر با طناب شعارهاي پوپوليستي وارد چاه نمي‌شوند. 8 سال دوره آقاي احمدي‌نژاد، تجربه شد و شاهد نتايج آن بوديم.

**پس مردم به كدامين جناح، كدامين گفتمان و كدامين جريان سياسي اقبال نشان ‌مي‌دهند كه هم مطالباتشان را دنبال كنند و به نوعي وابستگي دائمي خود را به جريانات تابلودار داخلي كم كنند؟
مردم با گروه‌ها و جريانات سياسي عقد اخوتي نبسته‌اند كه آنها به هر شكلي كه بخواهند رفتار كنند، مردم هم تخم مرغ‌هاي خود را بدون كم و كاست در سبد رأي آنها بگذارند و درصدد تقويت اين يا آن جريان باشند. مردم در انتخابات آينده يك راه ديگري براي گفتمان غالب سياسي كشور انتخاب خواهند كرد و آن هم تحول‌گرايي انقلابي خواهد بود كه مي‌تواند حرف اول و آخر را بزند. اگر اين گفتمان شكل بگيرد و بتواند در جريانات سياسي خود را تقويت كند، مي‌تواند بر هر دو جريان اصلاحات و اصولگرا غلبه نمايد و در عين حال با هر دوي اين جريانات هم همكاري كند و به دولت ائتلافي بينجامد.

**گفتمان تحول‌گرايي انقلابي آيا مصداق بيروني (فردي) براي آن متصور هستيد؟
برخي شعارهايي كه امروز مطرح مي‌شود، از همين گفتمان نشأت مي‌گيرد، اما نتوانسته است يك بعد فراگيري داشته باشد.

**دليلش چيست؟
به اين دليل كه متاسفانه نظريه‌پردازان ما در جريانات سياسي، بيشتر توجيه‌پرداز هستند تا نظريه پرداز! به همين علت اين گفتمان تحول‌گرايي انقلابي هنوز نتوانسته آنچنان كه بايد و شايد جاي خود را باز كند.

**يكي از آفات عرصه سياسي كشور، فردگرايي است يعني در انتخابات مختلف، اصلاح‌طلبان و اصولگرايان مدام چهره‌هاي خود را معرفي مي‌كنند تا برنامه‌ها و عملكردهايشان را. چرا بيشتر به افراد اهميت داده مي‌شود تا برنامه‌ها؟
اين فردمحوري دليل دارد. البته نشانه‌هاي تغيير هم ديده مي‌شود. اگر نظام سياسي ما پارلماني و حزبي بود، ديگر شخص‌محور نبود اما نظام سياسي كشور، رياستي است و اين مشكل وجود دارد. پيش‌بيني مي‌كنم كه آخرين دوره نظام رياستي را با آقاي روحاني تجربه مي‌كنيم و به سمت نظام پارلماني خواهيم رفت. تشكيلات قوه مجريه با نخست وزير اداره شده و رئيس‌جمهوري بيشتر يك مقام تشريفاتي خواهد بود.

**يعني مجلس آينده (يازدهم) گام نهايي را براي رسيدن به نظام پارلماني و انتخاب رئيس دولت توسط پارلمان را كليد خواهد زد و در 1400 به جاي رئيس‌جمهوري، مديريت اجرايي كشور با نخست وزير اداره خواهد شد؟
اگر قوه عاقله‌اي در مجلس وجود داشته باشد، به آن سمت حركت خواهد داشت البته تنها به خواست مجلس ربطي ندارد و علاوه بر تغيير قانون، قواي ديگر هم بايد درگير باشند. اگر بخواهيم مشاركت مردم را در عرصه سياسي كشور افزايش دهيم، بايد يك تحولي را در اين زمينه ايجاد كنيم.

**چند ماهي است كه حواشي زيادي حول مجلس وجود دارد. برخي از نمايندگان از وجود دست‌هايي براي تخريب عمدي مجلس سخن مي‌گويند و برخي هم از عدم در رأس امور بودن مجلس سخن به ميان مي‌آورند. شما تحولات و حاشيه‌هاي اخير مجلس را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
اعتقاد بنده اين است آن طرحي كه آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها در منطقه دارند، جنگ هيبريدي است يعني جنگي تركيبي كه بخشي از آن، جنگ رواني و جنگ نرم است. اگر از اين 2 مطلب غافل شويم، آثاري ناخوشايند خواهند داشت. به همين دليل برخي اوقات با دست خودمان، عمليات رواني دشمن را پياده مي‌كنيم. بايد دقت داشت كه تضعيف افراد، شخصيت‌ها، نهادها و قواي مختلف صورت نگيرد و بايد در مقابل تخريب‌ها ايستاد. در غير اين‌صورت خودزني صورت خواهد گرفت و عملا سنگرها را براي ورود دشمن، آماده مي‌كنيم.

بخشي از مسائل به‌وجود آمده اخير طبيعي است زيرا جامعه پويا و فعالي داريم اما بخشي هم جنگ رواني است كه عليه كشور و نهادها شكل گرفته است تا اصل نظام و مسئولان كشور را مورد هدف قرار دهند و به ترور شخصيتي دست بزنند كه حتما بايد با اين پديده مقابله كرد ،اما درباره مجلس بايد اذعان داشت نهاد پارلمان بايد خودش مراقب خودش باشد و خود را حفظ كند. مجلس بايد از جايگاه خود صيانت كند. براي در رأس امور بودن بايد مراقب رفتارهايش باشد. اگر از درون مجلس نشود شأن آن را حفظ كرد، از بيرون هم كاري از كسي بر نمي‌آيد.

منبع: روزنامه آرمان؛ 1397،10،17
گروه اطلاع رساني**2059**2002