آمريكا در صورت خروج ازسوريه؛ بايد منتظرحمله بزرگ 'داعش' باشد

تهران - ايرنا - واشنگتن پست در مطلبي نوشت: آمريكا اگر عرصه و ميدان جنگ با تروريسم را خالي كند؛ بايد منتظر حمله بزرگ 'داعش' به كشور باشد.

به گزارش روز دوشنبه ايرنا، ' مايكل مورل' جانشين فرمانده سابق 'سيا ' بين سالهاي 2013-2010 و 'مايك ويكرز' از افسران سابق نيروهاي عمليات ويژه آمريكا و افسر سابق عملياتي 'سيا' در اين يادداشت آورده اند: ما هردو در مبارزه ملتمان عليه 'القاعده' و 'داعش' شركت داشته ايم و هردو معتقديم كه رئيس جمهور 'ترامپ' حتما يك نكته را خوب مد نظر قرار بدهد.
درسي كه ما از مبارزه با تروريسم آموختيم به ما مي گويد، يك گروه تروريستي هميشه اين توانايي را دارد كه چنانچه فشار بر رويش كم شود؛ دوباره زاييده شود.
اين درس بايد پيش روي ما تا ابد باشد. امروز هم اگر فشار بر داعش كم شود، ما بايد خودمان را آماده تهديدي بزرگ عليه ميهن كنيم.
ما در طول دوران خدمتمان مصاديق فراواني از اين پيش فرض را به چشم ديده ايم، تجربياتي كه بعضا نتايج مخربي داشته است. وقتي آمريكا در سال 2001 (1380) القاعده را از افغانستان خارج كرد، اين گروه رفت و در مناطق روستايي پاكستان پناه گرفت و از آنجا حملات گسترده اش را طراحي كرد.
از سال 2002 (1381) سازمان 'سيا' با همكاري دستگاه اطلاعاتي پاكستان به طور مرتب و منظم افراد القاعده را شكار مي كرد كه از قضا جمعي از رهبران ارشد گروه هم جزء آنها بودند. اين عملياتهاي تجسس به طرزي چشمگير توانايي اين گروه براي حمله به ما را ضعيف كرد.
باقيمانده هاي القاعده يك بار ديگر مجبور شدند نقل مكان كنند. آنها اين بار در سال 2003 به نواحي قبيله اي پاكستان در نواحي دورافتاده مرزي ميان افغانستان - پاكستان كوچ كردند. اين نواحي تقريبا عاري از كنترل قوي دولت است و القاعده هم با آزادي عمل بيشتري مي تواند كار كند.
اينجا بود كه القاعده دوباره تجديد قوا كرد و حملاتش به ما را از سر گرفت.
در ژوئيه 2005 (1384) ، القاعده عمليات بمب گذاري لندن را طراحي و سازماندهي كرد. تا تابستان 2006، القاعده به چنان قدرتي رسيده بود كه مي توانست يك بار ديگر دست به يك حمله فاجعه بار به خاك آمريكا بزند. القاعده نقشه كشيده بود 10 تا 15 فروند هواپيمايي كه از فردگاه ' هيثرو' لندن عازم آمريكا بوده اند را منفجر كند. اما همكاري ارزشمند دستگاههاي اطلاعاتي سه كشور آمريكا، انگليس و پاكستان، نقشه را خنثي كرد و جلوي انجام اين حملات فاجعه بار را گرفت.
از آن سال به بعد؛ دولت 'جورج بوش' دست به كار شد و بعد از آن هم دولت ' اوباما ' ادامه كار را گرفت و يك عمليات تهاجمي پنج ساله مبارزه با تروريسم را در طول مرزهاي افغانستان - پاكستان به اجرا گذارد. القاعده بشدت ضعيف شد.
سالها بعد همين جنبش و حركت در يمن اتفاق افتاد.
بعد از واقعه 11 سپتامبر، يك گروه وابسته به القاعده در يمن متولد شد و گسترش يافت.
ظهور اين گروه بزرگ وابسته به القاعده سبب شد تا يكي از رهبران سرشناس القاعده از جنوب آسيا به شبه جزيره عربي نقل مكان كند و از آنجا حملات متعددي را طراحي و هدايت كند. در آن هنگام؛ آمريكا با همكاري دولت يمن توانست گروه مورد نظر را تحت كنترل درآورد و اكثر رهبرانش را دستگير و زنداني كند. اما در سال 2006 يك ماجراي بزرگ فرار از زندان اتفاق افتاد و گروه هم توانست دوباره برقرار شود و خود را از نو بسازد.
24 ماه بعد از ماجراي فرار از زندان، القاعده دوباره يك گروه قوي و تهديدي جدي عليه غرب بود.
اين گروه در سال 2008 (1387) دو حمله به سفارتخانه آمريكا در 'صنعا' انجام داد. در شرف آن بود كه يك فروند هواپيماي آمريكايي را كه در روز كريسمس در سال 2009 در حال پرواز بر فراز آسمان 'ديترويت' بود را منفجر كند. در سال 2010 هم تصميم داشت دو فروند هواپيماي باربري آمريكا را منفجر كند. القاعده در فشنگ چاپي اين هواپيما مواد منفجره كار گذاشته بود كه نقشه خنثي شد.
در سال 2011 هم يكي از افراد القاعده با پوشيدن جليقه انتحاري تصميم داشت وارد يك فروند هواپيماي آمريكايي شود و خود و هواپيما را منفجر كند كه اين نقشه خنثي شد.
دولت اوباما فورا دست به كار شد و با انجام يك مبارزه نظامي گروه را تضعيف كرد. اين عمليات امروز هم همچنان ادامه دارد.
'داعش'، حاصل و نتيجه عقب نشيني آمريكا در پايان سال 2011 از عراق است.
وقتي نيروي نظامي آمريكا از عراق خارج شد؛ القاعده شاخه عراق كه سازمان سلف داعش بود در حد زيادي تضعيف شده بود. اين موفقيت به علت مبارزه جدي دولتهاي بوش و اوباما البته با همكاري دولت عراق با اين پديده بدست آمد. وقتي آمريكا عراق را ترك كرد؛ آن زمان فقط چند هزار عضو القاعده در كشور باقي مانده بودند كه همگي شان مخفي بودند.
اما رفتن آمريكا از عراق همان و جان گرفتن فوري القاعده در عراق همان.
چون كنترل و نظارت آمريكا در كار نبود، ' نوري المالكي' نخست وزير وقت عراق سياستهاي خودش را بر كشور جاري ساخت. مالكي علاقه اي به كمك اطلاعاتي گرفتن از آمريكا نداشت. در نتيجه سياستهاي تفرقه افكنانه مالكي؛ خشم سني ها فوران و آنها را جذب القاعده كرد.
تا اينكه جنگ داخلي سوريه در سال 2011 اتفاق افتاد. القاعده از مرزهاي عراق عبور كرد و وارد سوريه شد تا در اين جنگ شركت كند. اين گروه اسمش 'القاعده' نبود. اين گروه نوظهور خود را ' دولت اسلامي' مي ناميد. اين گروه آنقدر قوي بود كه احاطه كامل بر ميدان رزم سوريه داشت و به تدريج نيرويش بيشتر هم مي شد.
درس كليدي كه امروز از مرور اين وقايع مي توان گرفت؛ چيست؟
امروز دهها هزار نفر از افراد داعش در دو كشور عراق و سوريه باقي مانده اند. اين مهم بر دوش آمريكا و ائتلاف اوست كه فشار را بر روي اين تروريستها كما في السابق حفظ كنند.
لازم است همين كار در افغانستان هم دنبال شود. افغانستان كشوري است كه بقاياي القاعده هم اكنون دارند از نزديك با گروه شورشي 'طالبان' كار مي كنند.
لازم است فشار بر القاعده شاخه شبه جزيره عربي در يمن هم كماكان حفظ شود.
كمترين كوتاهي ما در انجام اين وظايف مهم، بزودي آمريكا را در معرض تهديد خطرناك اين گروهها قرار خواهد داد. تهديدي كه حتي ميهن آمريكا را هم در بر خواهد گرفت.
ترامپ مي گويد كه اولين وظيفه اش ' حفاظت از جان مردم آمريكاست'.بنابراين، رئيس جمهور وقتي مي خواهد در مورد خاورميانه و جنوب آسيا تصميم بگيرد، بايد حتما به اين نكته مهم عنايت خاص داشته باشد كه؛ اين گروههاي تروريستي همگي توانايي احيا شدن و بازتوليد خود را دارند.
اروپام**1519**1485