نهاد آموزش عالی بازاندیشی انتقادی را آغاز كند

تهران -ایرنا- عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات ‌فرهنگی می گوید: به منظور بهبود وضعیت جامعه باید گفتمان حاكم بر نهاد آموزش عالی، نوعی بازاندیشی انتقادی جدی را درباره خود آغاز كند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایرنا ، نعمت الله فاضلی می افزاید: اتفاق تلخی كه در نتیجه دهه های طولانی سیطره گفتمان مهندسی پزشكی بر نهاد آموزش عالی ایران رخ داده، این است كه در میان توده های مردم به تدریج فضای فرهنگی شكل گرفته كه گویی جامعه دیگر از نهاد آموزش عالی ایران انتظار تقویت و پرورش انسان مدنی، شهروند مسئول، فرهیخته و انسانی در تراز زندگی شهری و كلانشهری امروز را ندارد.

نعمت‌الله فاضلی انسان‌شناس و نویسنده متولد سال 1343 در شهر اراك است.وی آثار متعددی در حوزه انسان‌شناسی، مطالعات فرهنگی، مطالعات‌شهری و فرهنگ ایران معاصر تألیف و ترجمه كرده است. كتاب هایی مانند تجربه تجدد، تاریخ فرهنگی ایران مدرن، فرهنگ و شهر، مردم‌نگاری سفر و پشت دریاها شهری است، از مهم‌ترین تألیفات وی به‌شمار می‌روند.

متن گفت وگوی گروه دانشگاه ایرنا با این استاد دانشگاه به این شرح است :

**ایرنا: آقای دكتر شكل گیری نهادهای آموزش عالی در ایران به چه صورت بوده است ؟

**فاضلی: دانشگاه ها و نهاد آموزش عالی امروز بزرگترین نهاد فرهنگی هستند كه در سراسر جغرافیای ایران حضوری همه جانبه دارند.امروزه با 20 میلیون دانش آموخته و بیش از 4 میلیون دانشجو می توان گفت هیچ نهاد دیگری به اندازه آموزش عالی در ایران، انسان ها را در فضای خود جمع نكرده است.

نهاد آموزش عالی در ایران معاصر، عموما برای گسترش تكنولوژی و پزشكی شكل گرفته اند، از دارلفنون در 1230 شمسی به عنوان اولین موسسه آموزش عالی مدرن ایران تا دانشگاه تهران اولین دانشگاه بزرگ مادر كشور ، تا لحظه اكنون نهاد آموزش عالی به عنوان سرزمین تكنیك ها و فنون شكل گرفته و توسعه یافته است.

**ایرنا : دستاوردهای پیشرفت آموزش عالی در كشور به ویژه ایران معاصر چگونه بوده است؟

** فاضلی: در ایران معاصر چیزی كه از نهاد آموزش عالی بدست آوردیم پزشكان، مهندسان و سیطره گفتمان مهندسی و پزشكی هستند.

این سیطره گفتمان دستاوردهایی برای جامعه ایران داشته است كه بخش اساسی آن كه مردم ایران تجربه می كنند، محصول سیطره گفتمان سازی مهندسی پزشكی بوده كه نهاد آموزش عالی موثر آن را بوجود آورده است. به طور مثال امید به زندگی در ایران از 40 سال در 1300 به 76 سال تا كنون ارتقا یافته است.

دردها، رنج ها و بیماری ها كاهش یافته اند، ما به كمك مهندسی توانسته ایم تمام نقاط كشور را از طریق جاده ها و اتوبان های هوایی و زمینی به یكدیگر متصل كنیم. در مثال دیگر می توان به آشپزخانه مجهز و مدرن اشاره كرد كه كار زندگی خانوادگی را آسان كرده است.
می توان فهرست پرشمار و طولانی از آسودگی های گسترده ای كه گفتمان پزشكی برای ما به ارمغان آورده است در اینجا روایت كرد اما در عین حال سیطره گفتمان مهندسی و پزشكی ویرانی ها و بحرانی هایی برای جامعه ما به بار آورده است.

در پرتو سیطره مهندسی و پزشكی جامعه ایران از نظر فرهنگ، فرهیختگی و ارزش های فرهنگی، اجتماعی كه ضرورت زندگی جمعی است نتوانسته توسعه یابد.

از دارلفنون تا امروزعلوم فرهنگی، اجتماعی و انسانی كه وظیفه و آرمان كمك به توسعه و ارزش های مدنی، سهل، آرامش و توسعه ظرفیت های وجودی انسان را دارد، متأسفانه متناسب با نیازهای جامعه توسعه نیافته است.

**ایرنا: به نظر شما چه عواملی باعث شده تا نهاد آموزش عالی نتواند متناسب با نیازهای روز جامعه عمل كند؟

**فاضلی:علوم فرهنگی و علوم اجتماعی و انسانی مجموعه دانش ها و فضاهای آموزشی هستند كه در آن شهروندان این امكان را پیدا می كنند تا نوعی آگاهی، بینش، چشم انداز و افق فكری در باره جامعه معاصر خود پیدا كنند.

در پرتو علوم فرهنگی، اجتماعی و انسانی كه شهروندان معنای انسان شدن در بستر بافت تاریخی معاصر را تجربه می كنند، فرهیختگی یكی از مهم ترین ضرورت های زندگی در جامعه محسوب می شود.

فرهیختگی به معنای دگر خواهی و توجه عمیق وجودی به دیگری هاست، دیگری های جنسیتی، قومیتی ، مذهبی و سیاسی. فرهیختگی به معنای توانایی زیستن در محیطی انباشته از تفاوت ها و تنوع های فرهنگی و سیاسی است.

نهاد آموزش عالی معاصر در ایران علاوه بر توسعه فنون، رسالت و وظیفه توسعه فرهیختگی را نیز باید در آرمان های خودش می گنجاند. اتفاق تلخ و ویرانگری كه در نهاد آموزش عالی رخ داد، این بود كه ما تنها فناوری را از آموزش عالی انتظار داشتیم و فرهیختگی را رها كردیم.

نتیجه وضعیت این شد كه در پی یك قرن و نیم گذشته شهرهای ما از نظر فیزیكی و كالبدی گسترش یافتند فناوری های جدید متناسب با روز به سرعت در ایران شكل گرفتند و بیمارستان ها و كلینیك ها هر روز در شهرها گسترش یافتند اما انسان ایرانی در میان اشیا و ابزار و تكنیك ها هرروز تنها تر و كم توان تر شده است.

نهاد آموزش عالی در ایران معاصر با به حاشیه راندن علوم انسانی، اجتماعی و فرهنگی عملا زمینه سیطره ابزار بر آدم ها و سلطه ایدئولوژی ها و قدرت بر زندگی انسانها را فراهم كرده اند.

همچنین نهاد آموزش عالی در ایران معاصر با كم توجهی ساختاری و اهمیت به جایگاه علوم انسانی و اجتماعی باعث حاشیه راندن انسان و قربانی شدن او در زیر چرخ های تكنیك ها و قدرت شده است.

از سوی دیگر دانشگاه های ما بویژه در دهه های اخیر با سركوب علوم انسانی و اجتماعی و تحقیرعلوم با عنوان علوم غربی، بیگانه و عناوین دیگر باعث ناكارآمدی علوم انسانی و اجتماعی در شكل دادن و پرورش ظرفیت های فرهیخته انسان معاصر ایرانی شده است.


**ایرنا: نقش علوم انسانی در توسعه كشور را توضیح دهید؟

**فاضلی: علوم انسانی و اجتماعی در نهاد آموزش عالی چند مأموریت ویژه برای توسعه همه جانبه كشور بر عهده دارد. مأموریت بزرگ علوم انسانی و اجتماعی به عنوان علوم اخلاقی، معنوی و انسانی معاصر از تربیت انسان فرهیختگی ایرانی در مقیاس كلان ملی ناتوان شده است. دومین مأموریت ویژه علوم انسانی عبارت است از طراحی و معماری جامعه.

دانشگاه پزشكی مهندسی به عنوان فنون، صنایع و دانش های فنی زمانی می تواند در حركت و پویایی تاریخی شأن جامعه ای انسانی و توسعه ای متوازن تاریخی را شكل دهد كه با تفكر برآمده از علوم انسانی نقش و جایگاه خودشان را تعریف كنند.

درتمامی جوامع علوم انسانی، اجتماعی و فرهنگی رهبری علوم پزشكی و مهندسی را برعهده داشته اما در تمام دوره معاصر ما دانش های مهندسی و پزشكی فاقد رهبری هنرمندانه و انسانی بوده است. این علوم كه بدون خرد انسانی در جامعه ایران راه تاریخی خود را شكل داده اند بیش از آنكه در خدمت ارزش های متعالی انسانی باشند، در خدمت بازار، قدرت و تابع عقلانیت ابزاری شده اند كه از منطق درونی این دانش ها سرچشمه می گیرد.

فقر، كم توانی و تحقیر علوم انسانی در دهه های اخیر باعث شده تا دانش های مهندسی و پزشكی آسایش نسبی را برای جامعه ایجاد كنند اما به دلیل فقدان رهبری انسانی و اخلاقی و نداشتن خرد اعتقادی و پیوند انسانی با كلیت جامعه معاصر ایران این دانش ها امروزه زمینه تخریب محیط زیست و بسط و گسترش اشكال گوناگون تبیین های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را فراهم و با مهیا ساختن زمینه های گسترده غارت و چپاول، سرمایه های مردم را به سوی ویرانی هدایت كرده اند.

سیطره گفتمان مهندسی و پزشكی در جامعه ایران اگرچه كمك چشمگیری به كاهش درمان و دردهای جامعه كرده اما به دلیل سیطره یافتن درمان بر بهداشت و پیشگیری، كاهش دردها را به قیمت گزاف مهیا ساخته است.

درآمد جامعه صرف درمان ، بیمارستان و داروها می شود. بیمارانی كه می توانستند در نظام سلامت كارآمد دچار بیماری نشوند.در گفتمان پزشكی حاكم در نظام سلامت به جای پیشگیری و بهداشت، درمان سیطره پیدا كرده است.

**ایرنا: نتایج گسترش گفتمان پزشكی در ایران چه بوده است؟

**فاضلی: نتیجه چنین سیاستی فربه شدن جیب پزشكان ، فقیرشدن جامعه و گسترش ابعاد گوناگون تبعیض ها در جامعه بوده است.

از سوی دیگر در نتیجه گسترش سیطره پزشكی كه بدون رهبری و خردمندی علوم انسانی و اجتماعی شكل گرفته در درون نظام درمان و بیمارستان نیز اشكال گوناگون تبعیض ها و نا بهنجاری های پزشكی از گسترش خطاهای پزشكی گرفته تا اشكال گوناگون اجحاف علیه بیماران گسترش یافته است.

همچنین در حوزه مهندسی نیز در نتیجه سیطره گفتمان توسعه بدون خرد انتقادی و رویكرد جامعه شناسان به موقعیت اجتماعی و فرهنگی بدون محاسبه دقیق از عوامل و پیامدهای گسترش تكنولوژی ها باعث تخریب محیط زیست و توسعه اشكال مختلف نا بهنجاری ها در عرصه های گوناگون شده است.

كافی است به توسعه ناسنجیده در دهه های گذشته نگاه كنیم و بدانیم كه چگونه بدون در نظر گرفتن ملاحظات جامعه شناسانه اشكال گوناگون بحران های زیست محیطی و اقلیمی به وجود آمده است. به همین دلیل می توان درباره توسعه صنعتی در بخش های دیگر جامعه نیز نقدهای جدی را به گسترش صنعتی شدن داشت.

دانشگاه ها در وضعیت كنونی اگر بخواهند به معنای دقیق و درست كلمه به بهبود وضعیت جامعه كمك كنند بهترین كمك این است كه گفتمان حاكم به نهاد آموزش عالی، نوعی بازاندیشی انتقادی جدی درباره خود را آغاز كند.
بازاندیشی انتقادی كه در پی آن نهاد آموزش عالی بتواند مسیرهای تاریخی نادرست و ویرانگری را كه تا كنون رفته است بازبینی كرده و با بازاندیشی انتقادی نوعی گفتمان جدید برای رهبری نهاد آموزش عالی را سامان دهد.

نهاد آموزش عالی در ایران معاصر بویژه ایران امروز نه گفتمان علوم انسانی و اجتماعی بلكه گفتمان پزشكی و مهندسی را رهبری می كند.

واقعیت نهاد علم این است كه رهبری و مدیریت نهاد در دانشی مستتر است كه ماهیت آن پزشكی و مهندسی نیست بلكه نهاد آموزش عالی مثل تمام نهاد های دیگر نهادی اجتماعی، انسانی و فرهنگی است.گفتمان حاكم بر این نهاد نیز لاجرم باید برآمده از علوم انسانی، اجتماعی و فرهنگی باشد.

**ایرنا: به نظر شما چه تغییراتی باید در نهاد آموزش عالی شكل گیرد تا دانشگاه در بهبود اوضاع كنونی جامعه نقش داشته باشد؟

**فاضلی: مهم ترین تغییری كه در نهاد آموزش عالی باید صورت گیرد این است كه نهاد بتواند در موقعیت كنونی در خدمت بهبود و ارتقای جامعه ایران باشد، نوعی چرخش پارادایمی در پارادیم رهبری كننده دانشگاه و موسسات آموزش عالی ایران است.

بیش از اینكه نیازمند این باشیم كه روسا را در دانشگاه تغییر دهیم به این نیاز داریم خردی را كه روسا رهبری می كند بازاندیشی شود و راهی برای تغییر خرد موجود فراهم كنیم.

به گمان من چیزی كه اكنون خرد نهاد آموزش عالی را رهبری می كند، رهگشا انسانی و فرهنگی و اجتماعی نیست بلكه نوعی خرد تكنیكی است كه با تكیه بر نوعی فن گرایی و عقلانیت ابزاری و تحت سیطره كمیت می خواهد انسان ها و جامعه ایران را هدایت كرده و توسعه بخشد. چنین خرد كمی شده، غیر انسانی و غیر اجتماعی نمی تواند دستاوردی بیش از وضعیت كنونی برای جامعه ما ایجاد كند.

برای اینكه نهاد آموزش عالی در خدمت جامعه ایران قرار گیرد باید میدان را باز كنیم تا فیلسوفان، جامعه شناسان، مورخان و محققان حوزه هنرها و ادبیات و تمامی كسانی كه با خرد زیبایی شناسی و خرد انسانی و عقلانیت ارتباطی آشنایی و آگاهی كافی دارند، خرد دانشگاهی در ایران را صورت بندی كرده و زمینه ای فراهم كنند تا نهاد آموزش عالی بتواند نوعی تعدیل و تغییر در خرد حاكم بر روح دانشگاه ها فراهم كند.

در تمام دهه های گذشته نظریه پردازان ایرانی همواره با دلسوزی و خردمندی این بازاندیشی و نقادی نظری درباره ناكارآمدی و ویرانگری خرد حاكم بر نظام آموزشی ایران را انجام داده و در مجموعه وسیعی از كتاب ها و مقالات منتشر كرده است.

واقعیت تلخ این است كه گفتمان حاكم بر دانشگاه ها كمترین توجه واقعی و موثر به ارزیابی های انتقادی و نظری انجام شده تا كنون نداشته اند.

در سال های اخیر پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و برخی موسسات پژوهشی دیگر دانشی گسترده و چشمگیری درباره ناكارآمدی خرد تكنیكی و سیاسی حاكم بر دانشگاه ها و آموزش عالی ایران را توضیح داده و در حوزه عمومی حتی بیان كرده اند.

**ایرنا: راهكارهای بهبود اوضاع به نظر شما چیست؟

**فاضلی: اگر نهادهای رهبری كننده در آموزش عالی یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارتخانه های علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد بخواهند به معنای واقعی نهاد آموزش عالی در ایران را در خدمت آرامش و ارتقا وضعیت اجتماعی و انسانی جامعه قرار دهند دانش كافی در این باره فراهم است.
واقعیت این است كه اراده سیاسی برای اینكه نهاد آموزش عالی بتواند در خدمت ارتقا فرهنگی و اجتماعی جامعه باشد را نمی بینم.

چالش بزرگی كه اكنون در مسیر قرار گرفتن نهاد آموزش عالی در خدمت جامعه و توسعه اجتماعی و فرهنگی ایران قرار دارد این است كه ساختار بروكراتیك و تكنوتراتیك آموزش عالی در ایران چنان با گفتمان مهندسی و پزشكی عجین شده است كه به سختی می توان راهی برای نهاد آموزش عالی از سیطره فناوری گرایی و پزشكی گرایی حاكم پیدا كرد.

شاید لازم باشد تا رهبران آموزش عالی ایران و نهادهای رهبری كننده این حوزه فضای بیشتری برای گفت و گو های انتقادی باز كنند وفرصت دهند تا چالش های اخلاقی، انسانی، اجتماعی و فرهنگی كه در درون آموزش عالی شكل گرفته و چالش های اخلاقی ، اجتماعی و فرهنگی كه در نتیجه عملكرد گفتمان مهندسی و پزشكی برای ادامه ایران بوجود آمده است، بیشتر در حوزه عمومی بحث شود و جامعه درباره پیامدهای ویرانگر گفتمان مهندسی و پزشكی آگاه شود.
**9491**1601**