نداشتن تریبون رسمی عامل باورهای غلط درباره موسیقی راك است

تهران- ایرنا- صنم پاشا بانوی موسیقیدانی است كه با پذیرش تمامی محدودیت‌ها و احترام و التزام به قوانین كشور، مجوز رسمی فعالیت در زمینه موسیقی راك بانوان را از وزارت ارشاد گرفته و معتقد است كه نداشتن تریبون رسمی عامل اصلی باورهای غلط درباره موسیقی راك است.

به گزارش خبرنگار موسیقی ایرنا، «صنم پاشا» زادهٔ 25 تیرماه 1357 در تهران، آهنگساز، خواننده، ترانه‌نویس و استاد آواز موسیقی مستقل، یكی از بانوان هنرمندی است كه ماندن در كشور و فعالیت در چارچوب قوانین رسمی كشورمان را انتخاب كرد و نهایتا موفق به اخذ مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای فعالیتهای هنری خود شد. او پس از سال‌ها سابقهٔ حضور در گروه‌های مختلف ایرانی به عنوان وكالیست، آهنگساز و ترانه‌نویس، در سال 1392 گروه صنم پاشا را تشكیل داد.
صنم پاشا تجربهٔ آهنگسازی برای فیلم‌ها، انیمیشن‌ها و تئاترهای زیادی را در كارنامهٔ خود دارد كه به گفتهٔ خودش به دلیل محدودیت‌هایی كه برای بانوان در زمینهٔ موسیقی وجود داشته وی به این فعالیت در سال‌های اخیر بیشتر پرداخته‌ است.
گروه صنم پاشا، برای اولین بار پس از دریافت مجوز رسمی در سال 97، در تاریخ سوم شهریورماه همان سال در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه رفت. این اجرای ویژه بانوان، با استقبال خوبی رو به رو شد و طی دو روز تمامی بلیط‌های آن به فروش رفت.
این بانوی هنرمند ایرانی در فستیوال‌های مختلف موسیقی مستقل به داوری پرداخته ‌است. همچنین در سال 2008 مسابقه آوازی را پایه‌گذاری كرد كه از آن تاریخ تاكنون هر سال اسفند ماه با همراهی دیگر داوران برگزار شده‌ است. به گفتهٔ صنم پاشا، هدف او از برگزاری این مسابقات فراهم آوردن امكانی برای اجرای موسیقی مستقل مخصوصا برای بانوان بوده است. او به همراه گروه موسیقی آرته در فستیوال موسیقی قفقاز در سال 2016 شركت كرده ‌است. خبرنگار موسیقی ایرنا با این بانوی موسیقی دان به گفت‌وگو پرداخته است كه می‌خوانید.

- ایرنا: به چه صورت از چه زمانی موسیقی را به عنوان حرفه اصلی خود انتخاب كردید؟
- پاشا: موسیقی هرگز برای من گزینه ای انتخابی نبوده است. مادرم از ردیف‌دان‌های موسیقی ایرانی است و از وقتی خودم را شناختم موسیقی در خانواده ما به صورت جدی حضور داشت. من از هفت تا هجده سالگی نوازندگی پیانو در سبك كلاسیك را آموخته و در این زمینه فعالیت می كردم، سپس با كمك مادرم كه از شاگردان قدیمی استاد صالح عظیمی و سیما بینا بود، با ردیف موسیقی ایرانی آشنا شدم.

- ایرنا: اما سبك اصلی شما چیزی جدای از موسیقی ردیفی ایران است و بیشتر در زیر مجموعه موسیقی مستقل امروز ما جای دارد. این تغییر مسیر چگونه رخ داد؟
- پاشا: تا آن زمان همواره تصور من بر این بود كه موسیقی را باید فقط در سه دسته سنتی، كلاسیك و پاپ تقسیم كرد و پاپ را موسیقی بدی می‌دانستم. در آن سالها به صورت كاملا اتفاقی قطعه «آداجیو» (اثر توماسو آلبینونی از آهنگسازان سبك باروك قرن هفدهم ایتالیا) را با اجرای جیم موریسون در سبك راك شنیدم و برای من كه سالها موسیقی كلاسیك را دنبال كرده بودم شنیدن ملودی آداجیو با صدای گیتار الكتریك جذابیتی بیش از حد تصور داشت. با صدای این ساز احساس زیبایی را تجربه می كردم كه تا قبل از آن چنین احساسی برایم ناآشنا بود. از طرفی احساس می كردم موسیقی كلاسیك صدای جامعه صنعتی امروزه ما نیست. در زندگی ماشینی و صنعتی امروز ما موسیقی كلاسیك با هیجانات روزمره من همخوانی نداشت و فقط در القای حس آرامش می توانست كاربرد داشته باشد. پس به مرور كشف كردم كه این سبك نوین كه با جریان امروز زندگی ما همخوانی كاملی دارد همان سبكی است كه می‌تواند پاسخگوی احساساتم باشد.

- ایرنا: پس به نوعی شما همان مسیری را طی كردید كه بنیانگذاران سبك نئوكلاسیكال راك آغازگر آن بودند؟
- پاشا: دقیقا همینطور است اما مسیری كه من در آموختن طی كردم با مسیر آنها بسیار متفاوت بود.

- ایرنا: برای من هم جالب است بدانم كسی كه موسیقی را سالها به صورت ردیفی و كلاسیك آموختید چگونه موفق شده تا در چنین فضای جدید و متفاوتی رشد كند؟
- پاشا: از طریق دنبال كردن جریانات موسیقی دهه هفتاد میلادی به بعد كه آن را «اولد اسكول» می نامیم، در كنار شركت در كلاسهای استادانی كه برخی از آنها اصلا در ایران نبودند و گذراندن دوره های سلفژ پیشرفته از مراحل آموزشی من بودند. پس از آن موفق به كسب بورسیه دانشگاه بركلی (به صورت مجازی) شدم كه نهایتا به دریافت مدرك تخصصی آهنگسازی و وكال از این دانشگاه انجامید. سپس از طریق همان دانشگاه و به صورت مجازی در دوره های تكمیلی وكال دانشگاه بركلی نیز شركت كردم.

- ایرنا: اكنون دقیقا چه نامی برای سبك موسیقی شما باید گذاشت؟
- پاشا: در دنیای امروز به راحتی نمی توان برای موسیقی، سبك مشخصی را انتخاب كرد. بسیار دیده شده كه هنرمندی، موسیقی خود را در سبكی خاص می داند اما منتقدان و مخاطبان، آثار او را در سبك دیگری بررسی می كنند. در روزگاری هستیم كه مرزبندی سبكهای موسیقی هر روز در حال كمرنگ شدن است. این اصل حتی در تك آهنگ ها هم دیده می شود. به هر شكل تاثیرات عمیق موسیقی راك كلاسیك یا همان «اولد اسكول» در آثار من غیر قابل انكار است.

- ایرنا: عمده ترین تفاوت در بكارگیری كلام در موسیقی غربی در مقایسه با كلام در موسیقی ایرانی، تفاوت در تعداد هجاها است. شما مشكل این یك هجا كمتر در بكارگیری كلام فارسی را در موسیقی غربی به چه صورت حل كردید؟
- پاشا: سوال بسیار خوبی است. موردی كه شما به آن اشاره كردید بسیار مهم و مشكل ساز است. من سعی كردم این مشكل را در بعضی از جاها با استفاده از تحریرهای خاصی برطرف كنم و در بعضی جاها در برخورد با كلماتی كه ختم به ساكن می شوند با كشیدن آن و سعی در بیان معنای آن كلمه در لحن صدا این مشكل را حل كرده ام.

- ایرنا: گروه صنم پاشا چگونه شكل گرفت؟
- پاشا: حدود پنج سال قبل من به‌ همراه «بیتا صادقی» نوازنده گیتار الكتریك گروه تصمیم گرفتیم تعدادی از آثاری كه خودم ساخته بودم را در كنار تعدادی از آثار مورد علاقه خود را اجرا كنیم. من سالها در گروه های مختلفی به صورت همخوان حضور داشتم اما هرگز این فعالیتها مرا از صمیم قلب راضی نكرد و خودم را در این كارها نیافتم. نهایتا تصمیم گرفتم به جای اینكه در آثار دیگران دنبال بیان شخصی خودم بگردم، آثار خودم را بسازم و اجرا كنم. من و بیتا صادقی كار را آغاز كردیم و كارهای دیگران را كاور كردیم و در پی آن ریما حسن زاده به عنوان نوازنده گیتار باس به ما پیوست و در ادامه نوازنده درامز گروه، آرمینا جعفری به ما اضافه شدند.
نكته جالب اینجا بود كه هنرمندانی كه به ما اضافه می شدند هم از درونیات و هم از لحاظ سلیقه، دارای اشتراكات فراوانی با ما بودند و در آخرین اجرایی كه داشتیم فروغ فضلی، نوازنده كیبورد ما را همراهی كردند و دو فرزندم؛ آوا و نوا هم در آخرین اجرای ما همخوان گروه بودند.

- ایرنا: بانوان موسیقیدان در ایران همواره با محدودیتهایی روبرو بوده اند و این محدودیت در مورد سبكهای جریان موسیقی مستقل شدیدتر هم بوده است. آیا تاكنون به فكر خروج از ایران افتاده اید؟
- پاشا: هرگز. من هر جای این كره خاكی باشم نهایتا خود را یك ایرانی و تابع قوانین كشورم می دانم. هرگز به فكر عبور از خط قرمز قوانین كشورم نبودم و نخواهم بود و خوشحالم كه نهایتا موفق شدم برای گروه خودم مجوز رسمی ارشاد را كسب كنم. من در پی سابقه فعالیتی هستم كه در همین كشور كاربرد داشته باشد.

- ایرنا: بسیاری از اجراهای موسیقی ویژه بانوان در ایران حال و هوا و فضایی سرخوشانه و صرفا سرگرم كننده دارند. مخاطب در برخورد با موسیقی شما دچار تضاد و سردرگمی نشده است؟
- پاشا: نوع موسیقی ما با موسیقی تفننی و سرگرم كننده تفاوت بسیاری دارد و مخاطبان ما هم ارتباطی با موسیقی تفننی ندارند. این تضادی كه شما می‌گویید را هرگز حس نكردم. ما موفق شدیم در عرض كمتر از سه روز تمام بلیتها را پیش فروش كنیم.

- ایرنا: آیا شما این باور را كه تمامی كنسرتهای موسیقی ویژه بانوان فضایی است برای تفریح و دست افشانی را قبول دارید؟
- پاشا: موسیقی بانوان امروز دارای خلاءهای زیادی هست. بسیاری مخاطبانی كه در اجراهای ما شركت كردند، لزوما مخاطب اصلی ما نبودند اما همین كه با خبر شدند كه قرار نیست در اجراهای ما موسیقی سرخوشانه بشنوند اتفاقا با علاقه بیشتری شركت كردند. به هر شكل، متولیان این امر باید با نگاه جامعه شناختی سلیقه های مختلف بانوان را شناسایی كرده و خوراك فرهنگی اقشار مختلف را در بستری از قانونمندی فراهم كنند.

- ایرنا: آیا شما تاكنون برای جذب مخاطب بیشتر، از نگاه زیبایی شناسانه به موسیقی و اصالت ایدئولوژیك سبك خود فاصله گرفته اید؟
- پاشا: هرگز. در اینصورت دیگر صنم پاشا نیستم و خود را درگیر مسائل دیگری كرده ام كه مرا از خودم دور می كند. تجربه به من ثابت كرده آنگاه كه موسیقی از اصالت هنری صاحب اثر برخوردار باشد در جذب مخاطب حقیقی موفق تر خواهد بود اما می توان در زمان تنظیم، قدری به مخاطب فكر كرد.

- ایرنا: در انتخاب كلام و ترانه بیشتر به چه معیارهایی توجه می كنید؟
- پاشا: جدا از اشعاری كه خودم سروده ام بیشتر با اشعاری رابطه برقرار می كنم كه بتوانم احساس درونی شاعر آن را درك كنم. من بیشتر از آثار شاعران زن مانند بانو پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد به دلیل اینكه به جغرافیای خود من وابسته هستند استفاده می كنم.

- ایرنا: چرا برخی افراد معتقدند كه راك، موسیقی شیطان پرستی است و كلا به این نوع موسیقی با نگاه یك ابزار تخریبی نگاه می كنند تا یك نگاه زیبایی شناسانه متفاوت به هنر موسیقی؟
- پاشا: من در وهله اول افرادی كه از این سبك برای خود ویترین ساخته اند را مقصر می دانم. نحوه عملكرد، گفتمان و پوشش این افراد در جامعه دقیقا نمای بیرونی و تبلیغاتی این سبك در نقاط دیگر جهان است. آنها فلسفه اصلی این موسیقی را هرگز درك نكرده اند و همیشه فریب ظواهر تجاری این سبك هنری را خورده اند و متاسفانه جامعه ما هم این طیف را نماینده این سبك موسیقی قلمداد كرده است. آیا در سینما هنرمندی كه نقش ابلیس را بازی می كند به واقع شیطان صفت است؟؟ آیا بازیگر نقش یك قاتل به راستی قاتلی است كه در جامعه آزادانه زندگی می كند؟ ایفای نقش در هنرهای نمایشی برای جامعه ما شناخته شده است اما متاسفانه جریان نمایشی روی صحنه كنسرتهای راك را ما به عنوان حقیقت بیرونی هنرمندان این سبك در جامعه پراكنده كردیم.
در وهله دوم فكر می كنم اگر این سبك موسیقی در كشور ما دارای تریبونی رسمی بود و هنرمندان این سبك مجال عرض اندام در رسانه های رسمی را داشتند این باور كاملا غلط در جامعه از بین می رفت.
فراهنگ**9494** 1055