۱۸ آذر ۱۳۹۷،‏ ۸:۰۸
کد خبر: 83127473
۰ نفر
گفت وگوی ملی راهكار عینی عبور از سیاست زدگی

تهران - ایرنا- ضعف رابطه دوسویه و دیالوگ محور میان سیاست ورزان رقیب و حتی رفیق در جامعه ایران پاشنه آشیل جریان های سیاسی و تهدید و تحدید كننده بقا و تاثیرگذاری آن ها است. معضلی كه گرچه در نهان مورد اذعان بسیاری است اما راهكاری عینی و روشن برای حل آن ارائه نمی شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، موضوع گفت وگوی ملی هر از گاهی به عنوان اكسیر و كیمیای طلاساز از چند دستگی های سیاسی در ایران مطرح می شود و گر چه ناملموس و نامحسوس اما همواره به عنوان آخرین راه حل عبور از پیچیدگی های سیاسی در اذهان اهالی قدرت حضور پررنگی دارد، حتی اگر بر زبان جاری نشود و در رفتار نمود نیابد. هر چند كه این روزها بر زبان مسوولان به ویژه روسای قوا جاری هم می شود، علی لاریجانی در نشست خبری دوشنبه هفته جاری به مناسبت روز مجلس ضرورت وفاق در كشور به منظور نزدیكی نیروهای علاقمند به ایران به یكدیگر تاكید كرد.
واقعیت آن است كه فضای سیاست ورزی در ایران امروز به قدری سیاست زده شده كه بسیاری از مفاهیم عمیق و آرمانی در حاشیه آن قرار دارد. اصولی چون همدلی های سیاسی و رقابت های متكی بر ارزش های اخلاقی شاید در بسیاری از دموكراسی های جهان به اموری ظاهری تبدیل شده باشند.(هرچند رعایت آن ها الزام قانونی دارد) اما در ایران اسلامی این اصول باید در زمره لایتغیرهای كنشگری و همیشه مورد توجه باشند.

**آسیب زایی سیاست زدگی در سیاست ایران
احصا اصول ارزشمندی چون ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی و جناحی یا توجه به اصول بنیادین دموكراسی در پذیرش جریان رقیب گرچه نیازمند بسترها و آموزش های خاص و گسترده ای است اما میان تعدد و تنوع این بسترها و آموزش ها همانگونه كه گفته شد می توان گفتگو را به عنوان حلقه واصل آن ها شناسایی كرد و مهم شمرد. فضای امروز سیاست ایران لبریز از سوءتفاهم، تعبیر، تفسیر و نیت خوانی های سلیقه ای است و این می تواند هم علت و هم معلول فراموشی اصل گفتگو در این فضا باشد.
فراموشی كه با توجه به تمام ویژگی های سیاست امروز ایران آسیب زا خواهد بود و شاید این آسیب زایی در كوتاه مدت خود را نشان ندهد اما در بلند مدت به خوبی عیان خواهد شد و جامعه و سیاست را با دشواری مسیر روبرو خواهد كرد. ساخت روانی و جامعه شناختی ایرانیان، ساختی رییس محور است و آگاهانه و ناآگاهانه از مسوولان خود تاثیر می پذیرد. زمانی كه این ساخت روانی با انبوهی از كنایه ها، گلایه ها و عدم تحمل تفكری متفاوت از سوی مسوولان خود روبرو می شود خواسته یا ناخواسته از آن تاثیر می پذیرد. تاثیری كه خود را به دو صورت نشان می دهد هم در پروسه الگوسازی و هم در پروسه اعتماد سازی.
در جامعه ایران دیگر نیازی به توضیح واضحاتی چون الناس علی دین ملوكهم نیست و آشكار است كه هر گاه گفتگوی عالمانه و آرام؛ متكی بر منطق و مصلحت و لحاظ كننده منافع ملی میان مسوولان حكومتی جریان داشته باشد این همراهی در كوچه و خیابان ایران هم جاری می شود به عكس هرگاه تریبون های رسمی و رسانه های دیداری و شنیداری عرصه انتقام گیری های سیاسی و جناحی باشد مردم هم به تاسی از آن بر هم و بر سیاست می تازند.
این اما یك روی روانی و اجتماعی سكه است كه شاید فراموشی آن را چندان از مردان سیاست دور ندانیم. روی دیگر بسی خطرناك تر است كه اتفاقا باید یكی از مهمترین دغدغه های سیاستمداران قلمداد شود و آن كاهش اعتماد مردم به همان تریبون هایی است كه پشت هر كدام از آن ها می ایستند و ابراز نظر می كنند.
اعتماد به این سیاستمداران است كه مردم را در برهه های بحرانی یا حتی غیربحرانی نظیر انتخابات در صحنه حاضر می كند و ترغیب به مشاركت. بدون این اعتماد دستگاه حكومت و حاكمان شاید بتوانند تا مدتی قدرت نمایی كنند اما قدرت مشروع خود را به مرور زمان از دست خواهند داد.
انتخابات مجلس در اسفند 98 نزدیك ترین صحنه مشاركت اشاره شده است كه تداوم مونولوگ های كینه آلود از تریبون ها، اعتماد مردم و در نتیجه امید به بهبود شرایط را كاهش خواهد داد.
در كنار و شاید در عرض علت های اشاره شده بالا، می توان به فرصت جویی های بیگانگان از این تریبون ها به منظور هجمه به ایران هم از منظر سیاسی و هم اقتصادی هم اشاره ای داشت كه طی هشت ماه گذشته و پس از خروج آمریكا از توافق برجام؛ تریبون های بی شماری به جای شوریدن علیه تاجركاخ سفید، زبان به شماتت دولت گشوده اند.

**شرط و شروط نفاق آفرین
همانگونه كه اشاره شد جامعه الگوخواه ایران نگاه ویژه ای به هرم قدرت دارند و هرم نشینان قدرت هم كه دولت مردان و فعالان رسانه ای هستند، برای تداوم حضور خود نیازمند اعتماد همین مردم اند. كاتالیزور مهم این میان هم گفتگو به منظور رفع سوءتفاهمات است. نیازی به بازگویی نیست كه درهرجامعه ای هر شخص، گروه و مسوولی خود و ایدئولوژی خود را فصل الخطاب كاستی ها می داند و دقیقا به همین دلیل است كه تعارضات سیاسی جامعه را رها نمی كند. گفتگو هم به طور دقیق برای تعدیل در این مطلق بینی درعرصه قدرت باید انجام بگیرد. گفتگو شكل می گیرد تا معارضان سیاسی، این تعارضات را به متمدنانه ترین شكل ممكن حل كنند و در راستای آن به وحدت نظر و عملی دست یابند. بدیهی است كه منظور از این وحدت یكسان سازی عقاید و سلایق نیست بلكه رفع تصور خود حق پنداری مطلق در این زمینه است.
آنچه این فرایند كاتالیزوری گفتگو را كه نتیجه آن وحدت است با چالش مواجه می كند تعیین شرط و شروط برای آغاز است. شرط گذاری در چنین شرایطی یعنی تلقین خواسته خود به طرف دیگر گفتگو، در حالی كه این فرایند یعنی كاستن از بخشی از خواسته های خود حتی به نفع رقیب.
شرط گذاری این روزهای افراد نزدیك به یك جریان خاص با آگاهی از میزان اثرگذاری رییس دولت اصلاحات در سیاست ایران، برای حضور پررنگ تر او، از نمونه این جنس شروط است كه نه تنها برای آغاز گفتگو كمك كننده نیست بلكه به طریق اولی برهم زننده تمام تداركات برای گفتگو خواهد بود.
سیدمحمد خاتمی به عنوان رییس اسبق قوه مجریه، نماینده پیشین مجلس و وزیر پیشین دولت در نظام جمهوری اسلامی از اثرگذارترین مردان سیاست ایران است كه برای نظام بیشترین تلاش را كرده است. سوءتفاهمات ایجاد شده درباره او و جریان سیاسی متبوعش نیازی به شرط گذاری ندارد بلكه تنها نیازمند پذیرش دیگری و همدلی برای ایران است.
قانون اساسی بستر وحدت و گفتگو ابزار آن است. این میان می توان تامین منافع ملی را هم هدف غایی این وحدت و گفتگو دانست. بنیان هایی كه بی توجهی به آن ها تبعات فراوانی برای ایران خواهد داشت و دلسوزان كشور باید علاج واقعه قبل از وقوع كنند.
‌سیام**9402**1553