«جلال»، سعدی زمانه است/ تعهد آل‌احمد كشف حقیقت است

تهران- ایرنا- روایت فرهنگی هر جامعه ای وقتی بر دامنه مسلسل واژگان، لغات و جملات مكتوب بر متن سفید كاغذ قرار می گیرد تا همچو آیینه، فرهنگ، آیین، زبان، تفكر و نگرش ملتی را به جهان پیرامونش بازتاب دهد، به خلق اثر ادبی منتج می شود.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگی، بر هیچكس پوشیده نیست كه هر اثری كه ردی از نگاه ادبی را در بطن خود حمل می كند، نمی تواند در جهان خاص و دلربای ادبیات جاگیر شود؛ اما همان كه آن روایت از دامنه ادبیت ادبیات برداشت و پنداشتی را به مخاطبان منتقل كند، بی هیچ تردید به بخشی از بوستان عظیم ادبیات تعلق خواهد داشت.
هر چند امروزه با تكثر دامنه شیوه های نگارش در عرصه ادبیات به ویژه شاخه داستانی آن كمتر با آثار غنی و پُرمغز و تاثیرگذاری مواجه می شویم كه قابلیت جریان سازی عظیم در یك كشور یا حتی جهان را داشته باشند اما در این نكته شكی وجود ندشته و ندارد كه ذهن جستجوگر انسان در هر عصری نیازمند تغذیه ای متفاوت بوده است.
اگر مخاطب جهان ادبیات امروزه كمتر خوراكی عمیق و پُر سود برای خود پیدا می كند ولی با مراجعه به آثار پیشینیان می تواند فارغ از وجهه سرگرمی و غرقه شدن در داستانها و روایت های داستانی عصر جدید، در ساحل بیكران و پهنه گسترده ادبیت ادبیات گذشتگان میهمان شود و ذهن و روح و روان خود را به چنان ضیافت مجللی دعوت كند كه حتی خود خواسته نیز توان دل كندن و بازگشت از این سفر خیالی و دوخته شدن به واقعیت حقیقی زندگی معاصرش را نداشته باشد.
البته واضح و مبرهن است كه در هر عصر و نسلی، همای سعادت برای زیبنده و خوانده شدن به نام صاحب قلمی تاثیرگذار بر شانه هر فردی كه در حوزه ادبیات قلم می زند نمی نشیند اما نشستن این همای سعادت نیز نیازمند پیشینه و داشته هایی است كه در هر فرد یافت نمی شود و باید خصوصیاتی نمونه گون و نادر داشت تا به نامی خاص در تاریخ كشور یا جهان شهره آفاق شد.
در ادبیات ایران از دوران كهن تا امروز نیز نام افراد تاثیرگذار و ثبت شده بر تارك آفاق كم نبوده است اما در دوران معاصر به دلیل خلط شدن دامنه دانش های ملی با فرهنگ نگارش غربی كمتر نامی برای همیشه تاریخ در عرصه ادبیات داستانی ماندگار شدنی است؛ ولی بی شك یكی از این نام های معدود، زنده یاد جلال آل احمد است.
او كه با «خسی در میقات» ، «مدیر مدرسه» ، «در خدمت و خیانت روشنفكران» و دیگر آثارش برگ های تاریخ ادبیات معاصر ایران را به ضمیر ناخودآگاه خوانندگان داخلی و بین المللی چنان سنجاق كرد كه دل كندن از آن حتی خواسته نیز میسر نخواهد بود.
ادبیات خاص جلال با زبان آفرینی و قدرت واژه های تاثیرگذارش چنان تاریخ ادبیات ایران را در تمامی شاخه ها متاثر كرده كه هرچه بیشتر از آن می گذرد انگار نقاط كشف شده و ناشده اش بیشتر به چشم می آید.
حال به بهانه قرار گرفتن برگهای تقویم ادبی روی 12 آذرماه به عنوان سالروز تولد زنده نام جلال آل احمد، بار دیگر بر آن شدیم تا این بهانه را فصلی برای گفت و گو با یكی از نویسندگان نام آَشنای كشورمان قرار دهیم تا بار دیگر درباره جلال بكاویم و بجوییم و بیابیم و بگوییم... فصلی كه قرار گرفتن در آن همواره لذت بخش است، صحبت كردن از بزرگان ادبیات سرزمین مان است كه سهم و دین شان بر مهرورزی ایرانیان به ساحت ادبیات را پاسداری می كنند و در این میان، چه فصلی بهتر از صحبت كردن درباره یكی از قله نشینان ادبیات معاصر كشورمان، زنده نام جلال آل احمد...
برای این گپ و گفت سراغ «مجید قیصری» رفتیم؛ نویسنده نام آشنایی كه با وجود جوانی، هم در ساحت قلمی كردن آثار داستانی و هم در جایگاه علم و دانش داستان نویسی به مرتبه ای رسیده كه میان قاطبه اهل قلم، نام و آثارش به نكویی یاد می شود. البته در میان دوستداران یار مهربان با آثار درخشانی از او مانند «شماس شماسی»، «باغ تلو» و «یگر اسمت را عوض نكن» آشنایی بیشتری دارند.
قیصری كه خود پیش از این جوایز مهم ادبیات كشورمان مانند «جایزه انجمن قلم»، «جایزه كتاب سال شهید حبیب غنی پور» و «جایزه ادبی هفت اقلیم» را كسب كرده بود، امروز به عنوان یكی از اعضای هیات علمی و یكی از داوران بخش نهایی جایزه ادبی جلال آل احمد مشغول فعالیت است. با او درباره قلم، تفكر، نگرش، خصوصیات ادبی و ماهیت ادبیتِ ادبیات جلال به گفت و گو پرداختیم كه حاصل آن از خاطر شما می گذرد.

- ایرنا : اجازه بدهید گفت و گو با این رویكرد آغاز كنیم كه زنده یاد جلال آل احمد بدون هیچ تردیدی، نویسنده ای چند وجهی بود. او را در مقام نویسنده، مترجم، سفرنامه نویس و پژوهشگر می‌بینیم. با تمركز بر این وجوه چندبعدی، در بحث ساختارشناسی ساحت ادبیات آل احمد، قدرت و شكوه ادبی او به عنوان یك نویسنده، چه ماهیت و ویژگی هایی را افزوده است؟
- قیصری : جلال در دهه 40 آثارش را به ما عرضه می كند. اتفاقی كه در آن زمان برای ما به عنوان مخاطبان آن آثار می افتد این است كه شاهد حضور نویسنده ای هستیم كه سعی می‌كند از طریق زبان متفاوت، زبان محاوره و شكسته ای كه انتخاب می كند و پیوندی كه میان این زبان و ادبیات كهن آن زمان برقرار می‌كند صدای تازه ای را به خوانندگان و شنونگان آثارش ارائه دهد.
وقتی جلال را در داستانها و تك نگاری هایش مورد توجه قرار می دهیم، ضرباهنگ جملات او ما را یاد بیهقی و ناصرخسرو می اندازد. صدایی كه انگار آنها را از دل تاریخ بیرون می كشد و با زبان محاوره مردم كوچه و بازار مخلوط می‌كند و آن را با شیوه ای متفاوت به ما عرضه می‌كند. گویی جلال بر مسند سعدی زمانه خود می‌نشیند. با این وجود به راحتی می توانیم با ادبیات او رابطه برقرار كنیم. همه اینها در شرایطی است كه ما در دهه 40 شاهد زیست زبانی دوران قاجار در آثار نوشتاری و ادبی مان بودیم. زبانی مطنطن، پر از دست انداز و زبانی كه میان خود و خواننده اش فاصله ایجاد كرده بود. به سبب همین اتفاقات است كه می‌توان گفت ادبیات جلال، اتفاق و حادثه بزرگی در دل ادبیات ایران به شمار می رود.

** بزرگترین دغدغه جلال، یافتن هویت خود در عصر تجددخواهی بود

- ایرنا : نگاهمان را به سایر وجوه ادبیات جلال متمركز كنیم. مانند ترجمه ها، كارهای پژوهشی و یا سفرنامه‌ها. این دست از آثار نوشتاری جلال دارای چه ویژگی هایی است كه امروز می توانیم به واسطه آنها، جلال را یكی از قله نشینان ادبیات معاصرمان بدانیم؟
- قیصری : مساله مهمی كه باید درباره جلال و ارتباط او با ادبیات گفت در حقیقت به این جمله ساده خلاصه می شود كه روح او هیچگاه سیراب نمی شود! گویی تشنگی مادام و مفرطی در وجود جلال زیست می كند كه باعث شده روح او همواره در مسیر پیدایش، جوشش و زایش حركت ‌كند تا بتواند این تاب و توان تشنگی و روح متلاطم جلال را آرامشی ببخشد. به همین سبب است كه او سعی می كند به تمام وجوه ادبیات سرك بكشد.
در سالهایی كه مساله‌ای به نام سفرنامه نویسی و یا حتی مسافرت به كشورهای خارجی برای نویسندگان و پژوهشگران به عنوان یك اصل در مسیر نگارش و تجربه مطرح نبود؛ جلال سفرهای متعددی را انجام می دهد. به عنوان مثال «خسی در میقات» كه حاصل سفر او به خانه خداست و مكانی كه این اثر ادبی در آن خلق می شود، شهر مكه است. حال این اتفاق - سفر به خانه خدا - درست در زمانی می افتد كه جامعه نویسنده و روشنفكر آن زمان، همه دوست داشتند در تجربه سفر به غرب و یا آمریكا سفری داشته باشند و این دست از سفرها را برای خلق آثار ادبی با رویكرد مدرن لازم می دانستند. در شرایط و اوضاع و زمانه ای است كه جلال آل احمد به قلب اسلام می رود و سعی می كند روایت متفاوتی از رویكرد یك زائر مسلمان در مناسك حج را به مخاطبان خود عرضه كند.
هرچند جلال هم سفرنامه ای درباره آمریكا یا كشورهای غربی كه به آنها سفر كرده است را قلمی كرده؛ اما «خسی در میقات» یكی از قله‌های سفرنامه نویسی معاصر ایران به شمار می رود كه دقیقا مقابل رویكرد تفكر روشنفكران آن زمان قرار می‌گیرد.
درباره سفرنامه‌های جلال، نكته دیگری كه دارای اهمیت است، تصویری است كه او از تمامی مناطقی كه آنها را در سفر پشت سر می گذارد به مخاطب ارائه می دهد. این نشان دهنده توجه ویژه جلال به محیط اطرافش به عنوان یك انسان و بعد یك نویسنده است. به عنوان مثال در سفر به مناطق دورافتاده تایباد، به تك تك روستاهای این منطقه سر می‌زند. درباره ویژگی ها و خصوصیات مردم این آن سامان برای مخاطب خود می نویسد و سعی می كند نگاه جزئی نگر خود را در ساحت ادبیات و به ویژه در قلم خود برای مخاطب منعكس كند.
این نشان می‌دهد كه ما با نویسنده‌ای طرف هستیم كه گویی سیری ناپذیر است و عطشی برای كشف كردن دنیای خود دارد. همین نگاه بعدها به قلم، تفكر و ساحت خلق اثری به نام «غرب‌زدگی» می‌رسد. اثری كه در حقیقت مانیفست (نظریه یا ایدئولوژی هر صاحب تفكری را گویند) جلال در این اثر خود را نشان می دهد. با شما موافقم كه بدون هیچ شكی جلال آل احمد نویسنده چند وجهی است. ما با هر وجهی كه به او به عنوان یك نویسنده و خالق ادبی نگاه می‌كنیم با یك زاویه متفاوت از شخصیت او مواجه می شویم. با انسانی رو به رو می شویم كه در حال پوست انداختن است. جامعه سنتی كه او در آن زیست می كند مقابل نگاه تجددگرایانه قرار گرفته است. شرایط، شرایطی است كه هم جامعه و هم فردی وام‌دار سنت مانند آل احمد در حال ایستادگی در برابر آن تگاه تجددخواهانه قرار گرفته اند و هر كس در این میان تلاش می كند صاحب صدای خودش بشود.
جلال نیز همین گونه بود. او به هیچ وجه با مساله مدرنیته و یا همراه شدن با مبانی تجدد مشكلی نداشت. او تلاش می‌كرد تا با همراه شدن با مفاهیم تجدد گرایانه، صاحب صدا و اصالت بیان مفهومی خود به عنوان یك ایرانی در جهان ادبیات خود باشد. در حقیقت جلال به دنبال پیدا كردن نسبت خود به عنوان یك نویسنده ایرانی كه از بطن جامعه سنتی بیرون زده است، در برابر محیط های بیرونی خود می گردد. همین مكاشفه باعث می شود كه جلال دست به ترجمه بزند و این بار برای ترجمه سراغ نویسنده مانند «آلبر كامو» و رمان «بیگانه» او برود. به همین سبب است كه ما به سبب همین روح ناآرام و پرسشگر جلال برای نخستین بار با برخی از نویسندگان بزرگ جهان مانند كامو آشنا می شویم.
همه اینها ویژگی های متمایزكننده و برجسته ساز جلال آل احمد در ساخت و خلق آثار ادبی است. این ویژگی‌ها زمانی برای مخاطب جذاب تر می شود كه در می یابیم جلال شیفتگی عمیقی به آثار سعدی به ویژه «بوستان» و «گلستان» دارد. همینطور توجهی كه به ناصرخسرو دارد. در نگاه بسیار كلان تر، ارادتی كه او به زبان و ادبیات كهن خود دارد و همچنین پیشینه شخصیتی او كه از یك خانواده روحانی می آید. وقتی تمام این موارد كنار یكدیگر قرار می گیرند ما به آن نگاه، شوق و عظمت جلال برای پیدایش چیستی و ماهیت خود به عنوان یك نویسنده ایرانی وام‌دار سنت برای پیدا كردن هویت خود در جهانی كه آرام آرام به سمت مدرنیته و تجدد گرایی حركت می كند، مواجه می شویم. تجمیع تمام این موارد است كه باعث می شود جلال همواره از گذشته خود با افتخار یاد ‌كند و هیچگاه در هیچ مقطعی از زندگی درصدد كتمان گذشته خود بر نیامده است.

** جلال پیش از ادبیات، به خود متعهد است

- ایرنا : در مورد جلال آل احمد می توان این مساله را به قاطعیت به كار برد كه او در خلال سال‌های عمر كوتاه 45 ساله اش، از زمانی كه هویت فردی خود را با بلوغ فكری رقم زد، با نگاه به جریانها و نحله های فكری، اجتماعی و سیاسی زمانه خود حركت كرد؛ اما همواره این را اثبات می‌كند كه به هیچ یك از این جریان‌ها و یا نگرش های اجتماعی و سیاسی تعلق خاطر صد در صدی پیدا نمی كند. از دیگر سو شاهد هستیم كه در میان نویسندگان معاصر وقتی درباره ادبیات متعهد صحبت می‌كنیم بدون هیچ شكی جلال را یكی از مطرح ترین نویسندگان حوزه ادبیات به دلیل وام‌داری نگاه، قلم، گرایش و ایدئولوژی او به اصل و سنت فرهنگ ایرانی می نامیم. در مواجهه با این تناوب تناقض گونه یعنی سركشیدن جلال به تمامی ایدئولوژی های اجتماعی و سیاسی زمانه خود از یك سو و از سوی دیگر وامداری به اصل نگاه سنت گرایانه و تعهد به فرهنگ اصیل ایرانی، چگونه می توان به رمز موفقیتی به عنوان یك نویسنده و خالق ادبی دست یافت آنگونه كه جلال به آن رسیده است؟
- قیصری : اگر بخواهیم «تعهد» را با توجه به ویژگی‌های ادبیات جلال تعریف كنیم، بازتاب و الزام بازگویی «حقیقت» توسط جلال و قلم او بهترین تعریف برای ادبیات متعهد جلال می‌تواند باشد. در حقیقت جلال را می توانیم یكی از متعهدترین نویسندگان در بازتاب حقیقت در جهان ادبیات معاصر ایران در نظر بگیریم. جلال همواره به دنبال حقیقت است و هیچگاه به این فكر نكرده كه بایستد و منتظر نزدیك شدن حقیقت به دایره زیستی و جهان زندگی اش باشد. او همواره پی جو و پیگیر حقیقت در تمامی مراحل زندگی خود بوده است. این مساله در ساحت ادبیات از سوی جلال با قدرت و شدت بیشتری پیگیری می‌شده است.
همه اینها نشان دهنده روح تشنه جلال برای پی جویی حقیقت است كه باعث می‌شود او به هر مساله، هر نگاه، هر سیاست و هر تفكری سرك بكشد و آن را تجربه كند؛ اما از اصل و اساس بنیان خود فاصله نگیرد. جلال احساس می كند، انسان باید به خود متعهد باشد نه به یك آرمان و تفكری كه متعلق به خودش نیست. چیزی كه دیگران تجربه كرده اند، چیزی كه دیگران به دست می آورند، آن چیزی نیست كه ما بتوانیم به آن متعهد باشیم. مساله ای كه باعث می شود امروز ما جلال را به عنوان یك از قله نشینان ادبیات كشورمان بدانیم در حقیقت به همین نگاه متعهد گونه او برای پیگیری حقیقت و دست یافتن به نگاه و ایدئولوژی شخصی خود جلال به عنوان یك نویسنده و خالق ادبی باز می گردد.
روح جلال روحی تشنه و حقیقت دوست است و به همین سبب است كه او زیر پرچم های مختلف می رود اما هیچگاه متوقف نمی شود چرا كه آن مساله ای كه جلال پیگیر یافتن آن است یعنی همان «حقیقت» درونی و ذاتی، در زیر هیچ كدام از آن بیرق ها یافت نمی شود. به همین دلیل او در زیر هیچ كدام از این پرچم ها توقف نمی‌كند و همواره پویایی در حركت برای شناخت و تجربه محیط پیرامون خود برای دستیابی به آن عنصر ناب حقیقت را از خاطر دور نمی دارد.
در ساحت تعریف ادبیات متعهد در حقیقت ما با جلال به عنوان نویسنده ای طرف هستیم كه پیش از آنكه به ادبیات خود متعهد باشد به خود متعهد است! چرا كه اعتقاد دارد ادبیاتش از سرچشمه های درونی و از خود جلال نشأت می‌گیرد و اگر بتواند این تعهد درونی به خود را به اثبات برساند بدون هیچ شكی ادبیات او نیز رنگ و بوی متعهدانه خواهد گرفت.

** اختتامیه جایزه ادبی جلال در نیمه دوم آذرماه

- ایرنا : جناب قیصری به عنوان نگاه و رویكرد پایانی این گفت و گو اشاره‌ای داشته باشم به حضور شما به عنوان یكی از اعضای هیات علمی و یكی از داوران نهایی جایزه ادبی جلال در دوره یازدهم. جایزه ای كه در كمتر از دو هفته آینده شاهد برگزاری آن خواهیم بود. از این جایزه و اتفاقاتی كه در دوره یازدهم این رخداد وقوع پیوسته است كمی برای ما توضیح دهید؟
- قیصری : شاهد برگزاری این رخداد در نیمه دوم آذرماه خواهیم بود؛ اما درباره ماهیت داوری آثاری كه در جایزه ادبی جلال حضور دارند باید به این نكته تاكید كنم كه آثار ادبی برای این جایزه ارسال نمی شود. در حقیقت تمام آثاری كه طی یك سال گذشته به چاپ رسیده اند توسط هیات های علمی مختلف در این جایزه ادبی جمع‌آوری می‌شود و در اختیار گروه‌های داوری قرار می گیرد. امسال چون در بخش «مستند نگاری» این جایزه به عنوان داور حضور دارم نمی‌توانم درباره كیفیت آثار رسیده شده در تمامی بخش‌های مختلف جایزه جلال توضیحی ارائه بدهم؛ اما در مورد بخش مستند نگاری باید بگویم كه در این بخش شاهد حضور تعدادی كارهای خوب و موفق بودیم كه از میان تعداد قابل توجهی از آثار رسیده در این بخش، تعدادی گلچین شده است. در حقیقت بخش اعظم دشواری كار در این مرحله بر عهده افرادی بود كه با مطالعه تمامی آن آثار، مستندگاری های برتر را برای داوری نهایی انتخاب كردند و در اختیار ما قرار دادند؛ اما به عنوان داور نهایی در این بخش می‌توانم بگویم كه در دوره یازدهم با آثار بسیار بسیار موفقی در حوزه مستندنگاری مواجه بودیم كه همزمان با اختتامیه یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال، مخاطبان با این آثار آشنا خواهند شد.
گفت و گو از: امین خرمی
فراهنگ**9266** 1055