اصلاح و تغيير در جوامع سنتي با توسل به مكانيزم هاي موجود

تهران- ايرنا- كارشناسان حاضر در نشست «كنشگري و راه‌هاي نرفته» معتقدند استفاده از مكانيزم هاي موجود در جامعه و مخزن فرهنگ و نظام آن موجب اصلاح و تغيير اجتماعي به ويژه در جوامع سنتي مي شود.

به گزارش گروه اجتماعي ايرنا نشستي با عنوان «كنشگري و راه‌هاي نرفته» در محل باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران به همت انجمن دوستداران كودك پويش، انجمن دياران و انجمن علمي دانشجويي علوم تربيتي دانشگاه تهران برگزار شد. در اين نشست، دكتر سارا شريعتي استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، جلال كريميان عضو هيات مديره انجمن پويش، مريم آشور و قمر تكاواران از اعضاي فعال اين انجمن سخنراني كردند.

*** پرهيز از تقابل مستقيم با سنت‌ها و نقش آفريني در قالب جنبش‌هاي اجتماعي
در ابتداي اين نشست سارا شريعتي با اشاره به اينكه فعاليت‌هاي مدني معمولا در جامعه ما دوام زيادي ندارند و در بسياري موارد زود از هم مي‌پاشند، فعاليت انجمن پويش براي دهمين سال متوالي را به فال نيك گرفت.
استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با توصيف دوگانه‌ «نظريه‌پرداز -كنشگر» گفت: امروز دانشجويان دغدغه‌مند به دو قسمت تقسيم شده‌اند. يك قسمت به كتاب خواندن و كار نظري مشغول است و با جامعه خود ارتباط زيادي ندارد و قسمت ديگر كه كنشگري اجتماعي دارند و با جامعه در ارتباط هستند، از كار نظري غافل‌اند كه دسته دوم به دليل ارتباط با جامعه، در مسائل اجتماعي امروز بيشتر دغدغه‌مند هستند.
شريعتي با اشاره به مفهوم «فعال اجتماعي» و «كنشگر مدني»، گفت: در دو دهه اخير، تيپ جديدي از فعالان ظهور كرده است. قبل از انقلاب دو تيپ از فعالان وجود داشتند. گروهي تحت عنوان فعال سياسي كه مساله اصلي و مخاطب آنان، قدرت سياسي و چگونگي كسب آن بود و گروهي ديگر روشنفكراني كه زمين فعاليت‌شان، كلاس درس، كتاب‌ها، مقالات، سخنراني‌ها و مخاطب اصلي شان، قشر تحصيل كرده جامعه بود.
وي ادامه داد: تيپ جديدي كه به نام فعال اجتماعي از آن ياد شد، بر خلاف فعالان سياسي مخاطب و هدف آنان قدرت سياسي نيست و بر خلاف روشنفكران، مخاطب آنان تمام جامعه است. اين تيپ، عملگراتر است و با لايه‌هاي مختلف و خصوصا اقشار ضعيف‌تر جامعه بيشتر در ارتباط است.
اين استاد جامعه شناسي با بيان اينكه ادبيات اين نوع كنش‌ورزي، هنوز به طور كامل وارد جامعه ما نشده است، گفت: هنوز تفاوت ميان امر اجتماعي، امر اقتصادي و امر سياسي در جامعه ما مشخص نشده است و از دلايل آن، مي‌توان به نهادينه نشدن جامعه مدني مستقل و قدرتمند و نهادهاي مهم مردمي مانند سنديكاهاي كارگري و ديگر سازمان‌هاي مردم نهاد اشاره كرد.
شريعتي با تحليل امكان‌هاي پيش‌روي فعالان اجتماعي گفت: اين تيپ جديد فعالان، دو راه پيش رو دارند. يك راه اين است كه خود را به صورت يك مفهوم كاملا جديد و مدرن ارائه دهند و بخواهند از صفر كار را آغاز كنند و با گذشته و سنت‌هاي جامعه خود گسست داشته باشند و در واقع در دوگانه «سنت- مدرنيته» قرار بگيرند؛ راه ديگر اين است كه از تقابل مستقيم با سنت‌ها پرهيز كنند و الگوي برخي كشورهاي اسلامي؛ مانند مصر، تونس و جنبش‌هاي اجتماعي كه در آن كشورها شكل گرفت را پيگيري كنند.
وي با بيان اينكه جامعه سنتي هم سازوكارهاي خاص خودش را دارد كه از خلال اين سازوكار، امكان آگاهي بخشي، حركت تدريجي و مداوم به سوي مدرنيته و تغييرات اجتماعي فراهم مي‌شود، گفت: وقتي اين نقطه‌چين‌هايي را كه ما را از گذشته‌مان جدا مي‌كند، به هم پيوند بزنيم و از مكانيزم‌هاي موجود در جامعه و مخزن فرهنگ و نظام جامعه استفاده كنيم، مي‌توانيم اميد به اصلاح و تغيير اجتماعي داشته باشيم.

*** دانشگاهيان از جامعه دور هستند
جلال كريميان در ادامه اين نشست گفت: هنگامي كه ما به اين حوزه فعاليت وارد شديم، به دنبال گسست از سنت‌ها و گذشته‌مان نبوديم. بلكه مي خواستيم جايگاه خود را در دانشگاه پيدا كنيم و همچنين ارتباطي كه دانشگاه مي‌تواند با جامعه داشته باشد. زماني كه ما دانشجوي كارشناسي بوديم، از عينيتي كه بايد با آن ارتباط برقرار مي‌كرديم؛ يعني جامعه، دور بوديم و اين خلا ما را وارد فضاي كنشگري كرد.
وي ادامه داد: نقدي كه ما به اساتيدمان داشتيم، اين بود كه واقعيت جامعه و نسبت جامعه و دانشگاه را به درستي بازنمايي نمي‌كردند. ما مي‌خواهيم در دانشگاه باشيم، ولي چگونگي اين در دانشگاه بودن مهم است. دانشجويان امروز تئوري‌هاي جامعه را خوانده‌اند، ولي كمتر با آن در ارتباط اند.

*** نبايد از فقرا عامليت‌زدايي كرد
مريم آشور ديگر سخنران اين نشست در ابتداي حرف‌هايش عنوان كرد: بزرگ‌ترين معلماني كه داشتيم، نه اساتيد دانشگاه كه مردم منطقه محمودآباد تهران بودند. كساني كه قبل از اينكه كنشگران بيروني مثل ما وارد منطقه‌شان شوند، در حال انجام كنش براي رفع مشكلات خود بودند.
وي ادامه داد: يكي از مهم‌ترين مسائل در برخورد با مساله فقر، عامليت‌زدايي از فقرا است. فقير، صرفا شخصي گرسنه و بيمار يا ناتوان نيست كه ما در مواجهه با آنان، موهبت‌هاي زندگي خودمان را به آنان ببخشيم. حال اين موهبت غذا باشد يا پول يا دارو. اين طرز برخورد، فقرا را دچار درماندگي خودآموخته مي‌كند. گويي ما به آنان مي‌گوييم كه شما حرفي براي گفتن نداريد و از آنان براي خود، يك ديگري مي‌سازيم.

*** محروميت مهاجران افغان از حقوق متعدد
قمر تكاوران آخرين سخنران اين نشست با بيان اينكه طبق آمار وزارت كشور، حدود سه مليون نفر مهاجر در ايران زندگي مي‌كنند، گفت: مهاجرت افغانستاني‌ها به ايران در چهار موج اتفاق افتاد. موج اول در سال 58 و حمله شوروي به افغانستان، موج دوم در سال 68 و درگيري‌هاي داخلي، موج سوم در سال 73 و شروع حكومت طالبان و موج چهارم در سال 80 و با حمله آمريكا.
وي ادامه داد: مهاجران فقط 18 عنوان شغلي مشخص را مي‌توانند اختيار كنند و اين كليشه كه افغان‌ها آمدند و شغل ما را گرفتند، صحت ندارد.
عضو فعال انجمن پويش با بيان اينكه 50 درصد از مهاجران افغان، بدون مدرك در ايران هستند، گفت: 325 هزار كودك افغان از تحصيل بازمانده اند. همچنين تعداد زيادي از مهاجران از حقوقي مانند داشتن كارت بانكي، گواهينامه و حق مالكيت بي بهره‌اند.
تكاروان با انتقاد از اينكه دانشگاه‌ها و موسسات مهمي؛ مانند انجمن جامعه‌شناسي ايران، گروه مطالعات مهاجرت ندارند، افزود: علاوه بر كنشگران بيروني، خود مهاجران هم براي رسيدگي به مطالباتشان بايد فعال باشند.
در پايان اين برنامه گروه تئاتري با عضويت دانش‌آموزان سابق خانه كودك محمودآباد، تئاتر شورايي با مشاركت حاضران در جلسه با موضوع مشكلات روزمره مهاجران افغان در ايران را اجرا كردند.
9157**9053