۳۰ آبان ۱۳۹۷،‏ ۱۶:۳۸
کد خبر: 83108334
۰ نفر
سواد رسانه ای بستر ساز اندیشه انتقادی و مردم سالاری

تهران- ایرنا- با پیشرفت فناوری های نوین و ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی اگر چه انتظار می رود كه رشد تفكر انتقادی با رشد مهارت های نوین تولید پیام توامان باشد اما به نظر می رسد بنا به دلایلی نظیر عدم همكاری نهادها و موسسه های مردم نهاد، این توسعه همزمان میسر نشده باشد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، با رشد و گسترش فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، روزانه اخبار بسیاری در سراسر جهان از طریق رسانه های رسمی و غیر رسمی تولید می شود كه برخی از آنها ممكن است صحیح و برخی دیگر جعلی و دروغ باشند. تنها راه تشخیص درستی یا نادرستی این اخبار پرورش ذهن تحلیل گر و منتقد و به عبارتی رشد و پرورش سواد رسانه ای افراد است.
منظور از سواد رسانه ای توانایی درك پیام ها، فهم و ارزیابی انتقادی پیام و نهایتا تولید پیام رسانه ای است. اگر چه در كشور ما نیز مانند بسیاری از كشورهای دیگر ضرورت پرداختن به این مساله احساس شده و گام هایی نظیر تدریس كتاب تفكر و سواد رسانه ای در پایۀ دهم تحصیلی از سوی آموزش و پرورش برداشته شده اما این امر كافی نبوده و همواره با نواقص و كاستی هایی رو به رو بوده است كه لزوم پرداختن بدانها و رفع این موانع و مشكلات از سوی مسوولین بیش از پیش احساس می شود.
در این خصوص پژوهشگر ایرنا با امیر یزدیان كارشناس در حوزه ارتباطات به گفت وگو پرداخت.

** سواد رسانه ای چیست
یزدیان در پاسخ به پرسش پژوهشگر ایرنا مبنی بر اینكه منظور از سواد رسانه ای چیست، گفت: با مرور ادبیات بین المللی در حوزه ی سواد رسانه ای به تعاریف متعددی از سواد رسانه ای بر میخوریم كه از سوی كارشناسان و نهادهای مختلف مطرح شده اند. 'رنه هابز 'سواد رسانه ای رو فرایند تجزیه و تحلیل انتقادی پیام و یادگیری تولید پیام معرفی می كند. 'می رویتز' معتقد است كه افراد برای آنكه از سواد رسانه ای بهره مند باشند باید محتوای پیام های رسانه ای رو درك كنند به همین منظور آنها باید با دستور زبان رسانه ای آشنا باشند.
'مركز سواد رسانه ای كه به عنوان یكی از مراجع اصلی بسط و آموزش سواد رسانه ای در دنیا شناخته می شود، سواد رسانه ای را چارچوبی برای دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و خلق پیام رسانه ای می داند. '
وی افزود: مركز سواد رسانه ای ارتقای تفكر انتقادی و مهارت های تولید پیام را جزو الزامات زندگی در فرهنگ رسانه ای قرن 21 معرفی كرده است. دفتر ارتباطات انگلستان (آفكام) نیز كه سیاست ها و مقررات رسانه ای انگلستان را تعیین می كند، تعریفی مشابه با تعریف چهار وجهی مركز سواد رسانه ای را معیار عملكرد خود قرار می دهد: سواد رسانه ای شامل توانایی های دسترسی به پیام های رسانه ای، درك پیام ها، فهم و ارزیابی انتقادی پیام و نهایتاً تولید پیام رسانه ای است. در واقع، سواد رسانه ای مجموعه ای از توانمندی ها و مهارت ها است كه به افراد اجازه می دهد تا از زندگی در دنیای رسانه ای شده كنونی لذت ببرند.

** استاندارد سواد رسانه ای
یزدیان در پاسخ به این سوال كه آیا امری با عنوان سواد رسانه ای در كشور ما محقق شده است، گفت: به نظرم ابتدا باید پرسید كه آیا استانداردی برای سواد رسانه ای وجود دارد یا خیر؟ پاسخ بنده به این پرسش منفی است. البته با جمع بندی نظرات و ادبیات موجود در عرصۀ سواد رسانه ای می توان به مولفه ها و چارچوبی جامع برای آموزش و بسط سواد رسانه ای دست یافت. اما آنچه از اهمیت برخوردار است توجه به جایگاه مخاطب در فرایند آموزش سواد رسانه ای است.
یزدیان افزود: مخاطب محور اصلی مباحث حوزه سواد رسانه ای است. برای ارائه هرگونه دستورالعمل آموزشی نخست می بایست مخاطب شناسی مناسبی صورت پذیرد. باید نیازها، ارزش ها و شرایط اجتماعی و فرهنگی مخاطب شناسایی شود و متناسب با جایگاه مخاطب مدنظر، برنامه ای جهت آموزش و بسط سواد رسانه ای مخاطب ارائه داد. قطعاً هر برنامه ای باید چهار مرحله ی اصلی سواد رسانه ای یعنی توجه به توانایی دسترسی به پیام های رسانه ای، توانایی فهم پیام ها، توانایی تجزیه و تحلیل انتقادی پیام و نهایتا توانایی تولید پیام رسانه ای را در برگیرد. اما برنامه ای كه برای مخاطبان نوجوان محصل مناطق بالای شهر تهران ارائه می شود، قطعاً باید از برنامه ای كه برای مخاطبان نوجوان محصل شهرهای مرزی سیستان و بلوچستان تدوین می شود، متمایز باشد.
این كارشناس ارتباطات اضافه كرد: از همین فرصت استفاده كنم و مجددا انتقاد جدی خودم را به تدریس كتاب تفكر و سواد رسانه ای در پایه ی دهم تحصیلی ابراز دارم. با همین استدلال بر این باورم كه این كتاب در خوشبینانه ترین حالت تنها می تواند به عنوان راهنمای تحصیلی به كمك معلمان سواد رسانه ای بیاید و نباید منبع اصلی آموزش سواد رسانه ای در سرتاسر كشور معرفی شود. این كتاب فارغ از اینكه محتوای منسجم و مناسبی نیز ندارد، به هیچ وجه نیازهای مخاطبان را در نظر نمی گیرد.

** نقش شهروند خبرنگاری بر افزایش سواد رسانه ای
یزدیان در پاسخ به این سوال كه نقش كاربران در افزایش سواد رسانه ای چیست، گفت: ما از مخاطبان انتظار داریم كه در پیوستار یادگیری سواد رسانه ای از پایین ترین سطوح كه همانا توانایی دسترسی به پیام رسانه ای است به مراحل بالاتر یعنی توانایی تولید پیام دست یابند. بدین ترتیب در سطوح پیشرفته با كاربرانی روبرو هستیم كه آنها را شهروند خبرنگارانی مجهز به سواد رسانه ای می نامیم.
یزدیان افزود: به عبارت دیگر، از اهداف اصلی آموزش سواد رسانه ای تربیت شهروند خبرنگار است. یكی از ویژگی های برجسته شهروند خبرنگار این است كه فعالیت مستقل رسانه ای را بر می گزیند. یعنی برخلاف جریان اصلی رسانه ها به تولید پیام هایی می پردازد كه موجب روشنگری در سطح جامعه می شود. در چنین شرایطی است كه فعالیت شهروند خبرنگاران به آگاهی انتقادی سایر شهروندان نیز می افزاید و نهایتا موجب ارتقای سواد رسانه ای انتقادی ایشان نیز می شود.

** ارزیابی از وضعیت سواد رسانه ای در كشور
یزدیان در پاسخ به این سوال كه شما وضعیت سواد رسانه ای را در كشور چگونه ارزیابی می كنید، گفت: سواد رسانه ای در ایران از اواسط دهه ی 80 شمسی مطرح شد و از اوایل دهه ی 90 شمسی جدی گرفته شد. به نحوی كه پژوهش های دانشگاهی انگشت شمار دهه ی 80 در سال های اخیر رشد چشمگیری داشته است و ادبیات نظری این حوزه به واسطه ترجمه ی متون بین المللی و انجام پژوهش های دانشگاهی به غنای مورد قبولی رسیده است.
وی افزود: در این میان نكته مهم رویكردی است كه برای پرداختن به سواد رسانه ای در پیش گرفته شده است. متاسفانه به رغم آنكه تمام اندیشمندان عرصه سواد رسانه ای بر این باورند كه دوران رویكرد های حمایت گرا به سر آمده است باید مخاطب را فعال در بگیریم و نه صرفا طفلی بی اراده كه به طور كامل تسلیم رسانه هاست، باز هم شاهدیم كه نهادهایی متولی بسط سواد رسانه ای شده اند كه با همین رویكرد حمایت گرا به آموزش سواد رسانه ای پردازند.
یزدیان گفت: در واقع، این عده همانند نظراتی كه زمانی امثال نیل پستمن ارائه می دادند معتقدند كه مخاطبان را تاجای ممكن باید از رسانه ها دور نگه داشت. نمود عینی چنین نگرشی منجر به تدوین كتاب تفكر و سواد رسانه ای برای دانش آموزان شده است. حال آنكه، غرض از آموزش سواد رسانه ای نه رسانه هراسی بلكه تجهیز شهروندان به مهارت ها و توانایی هایی است كه با اتكا به آنها بتوانند با رویكردی فعال گام در عرصه ی جامعه بگذارند و بدون هراس از برخورد با رسانه های مختلف، با شناخت نیازهای واقعی خود بهترین رسانه را برگزینند و با اتخاذ دیدگاه های انتقادی پیام های رسانه ای را تجزیه و تحلیل كنند.

** راهكارهایی برای بهبود وضعیت سواد رسانه ای
یزدیان در خصوص ارائه راهكارهایی برای بهبود وضعیت سواد رسانه ای گفت: مهم ترین مولفه در بسط آموزش سواد رسانه ای این است كه این فرایند نباید متكی به نهادهای رسمی/دولتی باشد. از مهم ترین اهداف سواد رسانه ای بسط اندیشه انتقادی است و هرگاه یك نهاد رسمی/دولتی متولی بسط آموزش سواد رسانه ای باشد نباید انتظار داشت كه این نهاد با آموزش های خود شهروندانی را تربیت كند كه نخست پایه های همان نهاد را به نقد بكشند.
وی افزود: آموزش سواد رسانه ای باید از سوی نهادها و موسسه های مستقل و مردم نهاد پیگیری شود. قطعا در این مسیر نیازمند حضور و همراهی نهادها و موسسات متعددی هستیم كه هر یك بخشی از فرایند آموزش را بر عهده بگیرند. البته، نهادهای رسمی/دولتی نظیر آموزش و پرورش نیز به واسطه ی گستره فعالیت ها و دامنه ی نفوذی كه در سطح جامعه دارند می توانند در این فرایند به عنوان یكی از نهادها حضور داشته باشند اما نه به عنوان تنها نهاد متولی!
وی در نهایت افزود: گسترش سواد رسانه ای به واسطه ی ارتقای تفكر انتقادی شهروندان و بسط توانایی تولید پیام در میان ایشان به گسترش دموكراسی در جامعه نیز كمك خواهد كرد.
پژوهشم**م-ا**1552