شهید لاجوردی نفوذ ناپذیر بود -2

تهران - ایرنا - استاد حقوق دانشگاه تهران می گوید: شهید لاجوردی مانند كوه استواری در مقابل اعمال نظرها در پرونده های قضایی بود. اصولا كار به جایی رسیده بود كه همه می دانستند او نفوذ ناپذیر است. این نفوذ ناپذیری در عین رعایت دقیق قوانین صورت می گرفت.

«در پرونده های قضایی اعمال نظر و فشار همیشه وجود دارد. منتهی مسئولین قضایی ما خوب است كه در مقابل این فشارها بایستند. حتی این فشارها را در سال های دهه 60 در اوین هم داشتیم كه شهید لاجوردی جزء آن كسانی بود كه اصلاً فشارناپذیر بود، یعنی یك كوه استواری بود در مقابل كسانی كه می خواستند اعمال نظر كنند. در پرونده های مربوط به گروهك ها و درگیری های آن زمان وجود داشت خیلی ها می خواستند اعمال نظر كنند كه شهید لاجوردی محكم ایستاد و اجازه اعمال نظر و فشار را نداد. در كار های قضایی فشار ها یك امر طبیعی است وظیفه قضات و مسئولان قضایی ایستادگی در مقابل این فشار هاست. هر چند بعد ها مطرح كردند كه آیین دادرسی در اول انقلاب خیلی دقیق رعایت نمی شد كه این هم كذب محض است.»

بخش دوم مصاحبه گروه دانشگاه ایرنا با دكتر محمد حسن صادقی مقدم به شرح زیر است:

**ایرنا: تردیدی نسبت به عضویت در حزب جمهوری اسلامی داشتید یا نه اصلا سراغش نرفتید؟

**صادقی مقدم: خیر. من در آن مسیر قرار نگرفتم، در مسیر كار قرار گرفتم. خدمت مرحوم شهید بهشتی رفتیم گفتیم آقا ما دانشجوی دانشگاه تهرانیم دانشگاه تعطیل شده است و چه كار باید بكنیم؟ البته من آن زمان هم در تشكیل جهاد سازندگی شهر جهرم جزو آن چند نفر اول بودم و همچنین جزو هیات های پاكسازی ادارات در استان فارس بودم.
شهید بهشتی فرمودند اسم این بچه های مسلمان - خب آن موقع ماركسیست ها بودند، مجاهدین خلق بودند- را بنویسید ما یك دوره كارآموزی در دادگستری برای دانشجویان حقوق بگذاریم. حدود 180 نفر، 40 دختر، 140 پسر، اسم نوشتیم از دانشگاه ملی و تهران و خدمت شهید بهشتی رفتیم وكلاس های ما با مرحوم بهشتی، مرحوم موسوی اردبیلی و آیت الله جوادی املی شروع شد. این ها عضو شورای عالی قضایی بودند، شهید بهشتی رئیس دیوان عالی بودند، آقای اردبیلی دادستان كل ، بقیه هم عضو شورای عالی قضایی .

به ما از تحریرالوسیله درس می گفتند، حدود، قصاص، دیات، آداب قضا، اخلاق قضا، آیت الله جوادی آملی به ما درباره آداب قضا و اخلاق قضا و قاضی چه ویژگی هایی دارد و القضاه اربعه، ثلاثه فی النار واحد فی الجنه، القاضی علی شفیق جهنم، روایاتی كه در این مورد بود می خواندند، و آداب و اخلاق قضا، یك قاضی باید چه ویژگی هایی و خصوصیاتی داشته باشد و مقدمات تربیت قاضی را در این جمع فراهم می كردند كه بعد از حادثه 14 اسفند كه بنی صدر با منافقین دست به یكی شدند، در همین زمین ورزشی دانشگاه تهران و آن حادثه رخ داد و ما جزو معترضین بودیم كه از آن بالا بچه ها را پایین می انداختند، تعدادی آنجا جلوتر بودند ما عقب تر بودیم، ما در حادثه 14 اسفند جزو آنهایی بودیم كه علیه اینها شعار می دادیم. حالا آن موقع مثلاً دیگر مرگ بر بنی صدر باب شده بود، خب ما در قضیه رأی دادن به بنی صدر جزو كسانی بودیم كه آقای مرحوم حبیبی را می پسندیدیم.

**ایرنا: چطور در آن فضایی كه اكثر روحانیون انقلابی هم طرفدار بنی صدر بودند شما طرفدار آقای حبیبی بودید؟

**صادقی مقدم: دانشجوهای مسلمان حزب اللهی در مورد بنی صدر خیلی پیشرفته تر از بقیه بودند، حتی بیرون می گفتند بنی صدر 100 درصد، ولی ما به این حرف معتقد نبودیم، ما گرایش به انقلابیونی مثل شهید بهشتی و امثال اینها داشتیم .

14 اسفند كه اتفاق افتاد مرحوم شهید بهشتی آمدند در كلاس و فرمودند كه یك تعدادی بازجو می خواهم، كه به محاكم كمك كنند.تعدادی رفتند و من نماینده آن كلاس بودم اسم خودم را هم نوشتم، ایشان اجازه نداد. گفت كه نه، شما بمانید اینها را ببرید، آقای حجازی معاون شهید قدوسی بودند، به آقای شهید قدوسی دادستان كل انقلاب بودند معرفی كنید و خلاصه اینها رفتند و هسته های اولیه دادیارهای دادسرای انقلاب را اینها تشكیل دادند كه ما هم سال 60 به اینها ملحق شدیم و من درحالی كه دانشجو بودم دادیار دادسرای انقلاب تهران شدم و منظورم این است كه در خلال این تعطیلی دانشگاه ما اشتغال به امر قضا داشتیم.

**ایرنا: آقای دكتر شما اول انقلاب دادیار بودید. برخی مطرح می كنند كه اول انقلاب روند بررسی پرونده های قضایی بدون دقت های لازم صورت می گرفت. شما این ادعا را قبول دارید؟

**صادقی مقدم: نه من اصلا این ادعا را قبول ندارم، آن موقع مرحوم شهید لاجوردی دادستان انقلاب تهران بودند و آیت الله محمدی گیلانی مجتهد جامع الشرایط و معروف بود كه اگر آیت الله محمدی گیلانی به قم می رفت جزو مراجع می شد حاكم شرع بود با دقت نظر و رعایت مسائل شرعی امور را پیش می بردند و پای انقلاب ایستادند. اینكه در بررسی ها بی دقتی وجود داشته است قابل قبول نیست. دانشجویانی كه عرض كردم از دانشگاه ها به قوه قضاییه و دادگاه های انقلاب رفتند هم همانطور با دقت عمل می كردند و دادگاه انقلاب محل دفاع از انقلاب شده بود. در واقع بعد از ماجرای 14 اسفند منافقین اقدامات رادیكال خود را شروع كرده بودند كه به حوادث 30 خرداد و جنگ های مسلحانه در تهران كه یك جنگ تمام عیار بود ختم شد. در این ماجرا از یك طرف سپاه پاسداران و كمیته های انقلاب در صحنه حضور داشتند و از طرف دیگر محاكم انقلاب و دادگاه های انقلاب و دادسراهای انقلاب بود كه توانستند بساط منافقین را جمع كنند. این در حالی بود كه بر خلاف ادعای دشمنان و مخالفین نظام، آیین دادرسی به صورت دقیق رعایت می شد.

**ایرنا: روند ادامه تحصیل شما به چه صورتی بود؟

**صادقی مقدم: من در سال 64 كه از مقطع كارشناسی فارغ التحصیل شدم، بین این كه به خارج از كشور برویم یا در داخل درس بخوانیم مخیر بودم. آن زمان هنوز دانشگاه تهران درمقطع ارشد رشته حقوق را نداشت اما دانشگاه تربیت مدرس كه باز به ابتكار افرادی در اول انقلاب تأسیس شده بود از مهر 63 دانشجو می گرفت، من ورودی سال 64 حقوق خصوصی دانشگاه تربیت مدرس بودم كه سال 67 فارغ التحصیل شدم. استاد صفایی، استاد شهیدی، استاد گرجی، استاد محقق، استاد عمید زنجانی، استاد الماسی و... اساتید ما در دانشگاه تربیت مدرس بودند. در واقع آن زمان بهترین اساتید رشته حقوق در دانشگاه تربیت مدرس تدریس می كردند.

در این اثنا بود كه من بیشتر متمایل به انتخاب شغل استادی در دانشگاه شدم فلذا من سال 66 دیگر از شغل قضا خداحافظی كردم، در مقطع كارشناسی ارشد موضوعی كه برای پایان نامه ارشدم انتخاب كردم جدید بود. موضوع پایان نامه من «حق مؤلف در ایران و كنوانسیون های بین المللی» بود. حق مؤلف جدید بود به این علت كه شما تصور كنید سال 66 فضای محاكم ما قانون 1348 كپی رایت بود. از طرف دیگر هم فتوای مشهور امام در تحریرالوسیله بود كه می فرمودند این حقوقی كه امثال حقوق طبع ، نشر و كپی رایت وجود دارد حق شرعی نیست. البته حالا بعضی نویسندگان ادعا كردند كه فتوای امام بعداً تغییر كرد ولی ایشان یك مبنایی داشت كه من علاقه مند بودم .
بعد از فارغ التحصیلی از كارشناسی ارشد من بلافاصله آزمون دكتری دادم و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم؛ اعتقادی داشتم. به دوستان هم می گفتم برای خدمت بیشتر ابزار بیشتر و بالاتر لازم است. شما الان با لیسانس تنها می توانید قاضی باشید. فوق لیسانس گرفتید حالا نهایت همان قضاوت را ادامه می دهید ولی چون ما دانشگاه تربیت مدرس بودیم و در حقیقت از همان اول می گفتند ما مدرس برای دانشگاه می خواهیم تربیت كنیم، فضای ذهنی ما فضای این بود كه حتما باید در دانشگاه ها استاد بشویم بنابراین خودمان را ملزم كرده بودیم كه دكتری بخوانیم و از طرف دگیر من خودم هم اعتقاد داشتم كه باید به ابزار بالاتر كه همان دكتری است هم دست پیدا كنم.

بنابراین من از سال 67 دكتری را شروع و در سال 73 به اتمام رساندم. تز دكتری من باز یك موضوع جدید بود، «تغییر در شرایط قرارداد یا تغییر در اوضاع و احوال قرارداد» كه بعد به كتاب هم تبدیل شد و الان به نظرم چاپ چهارم كتاب منتشر شده است. استاد صفایی در كلاس های درس از تغییر قرارداد به تغییر اوضاع و احوال در اثر انقلاب ها، در اثر جنگ ها، در اثر حوادث، مثلاً همین حوادث گران شدن و ارزان شدن دلار صحبت می كردند من این را تز دكتری قرار دادم و به كتاب هم تبدیل شد. این اولین اثر در این زمینه بود است. در این تز استاد مشاور بنده استاد محقق داماد و استاد گرجی بودند كه من در سال 73 از آن دفاع كردم.

بعد از اتمام تحصیلات دكتری استاد صفایی از من دعوت كرد در مؤسسه حقوق تطبیقی كه زیر نظر داشگاه تهران است مشغول شوم. من آن زمان به دلیل تعهدی كه به آموزش عالی داشتم نتوانستم موسسه حقوق تطبیقی بروم و از طرف وزارت علوم هم اعلام شد كه دانشگاه شیراز شما را می خواهد چون ما تربیت مدرس بودیم تعهد محضری داده بودیم كه حتما در دانشگاهی مشغول بشویم. من هم نمی خواستم به شیراز بروم علتش هم این بود كه همه كار، زندگی و اشتغالات من در تهران بود بنابراین مجبور شدم برای دوره ای تعهدم را به خود وزارتخانه علوم منتقل كنم و از وزارت علوم به مراكز دیگر مامور شوم. در همان وزارت علوم هم تقاضای دانشیاری كردم و آن هیأت ممیزه وزارت علوم كه الان هم وجود دارد، در سال 84 با ارتقای من به دانشیاری موافقت كرد.

استاد صفایی در این مقطع از من خواست كه در دانشكده حقوق دانشگاه تهران و مؤسسه حقوق تطبیقی مشغول بشوم و نامه ای دادند كه دانشگاه تهران بنده را جذب كند كه بالاخره آن موقع در گروه و دانشگاه مطرح شد، بعد از یك فاصله ای دانشگاه پذیرفت.دقیقاً همان سال 84 چون مقدماتش از 83 شروع شده بود من در دانشگاه تهران جذب شدم و در دانشكده حقوق و گروه حقوق خصوصی مشغول شدم.

**ایرنا: مسئولیت های اجرایی شما از چه زمانی شروع شد ؟

**صادقی مقدم: از سال 80 تا 83 قائم مقام رئیس سازمان بازرسی كل كشور یا جانشین رئیس سازمان بازرسی كل كشور بودم كه آن زمان آقای رئیسی ریاست آن را بر عهده داشت.

**ایرنا: پس شما با آقایی رئیسی هم كار كردید؟

**صادقی مقدم: بله با آقای رئیسی من كار كردم. البته زمانی كه بین سال های 64 تا 66 آقای رئیسی معاون دادستان انقلاب تهران شدند، با ایشان كار كرده بودم.

اتفاقاً همین زمینه های آشنایی باعث شد زمانی كه ایشان كاندیدای ریاست جمهوری بودند، با وجود اینكه ایشان و دوستان ایشان هم از من دعوت كردند ، اما به دلیل اینكه در شورای نگهبان مسئولیت نظارت بر انتخابات استان تهران را داشتم، اعلام كردم با هیچ كاندیدای حق و اجازه فعالیت ندارم. بله، ما عقاید خودمان را داریم ولی بالاخره شورای نگهبان هم محدودیت های خاص خودش را دارد.

**ایرنا: آقای دكتر كار كردن با آقای رئیسی چطور بود؟

**صادقی مقدم: آقای رئیسی جزء قضات جوان است، در اول انقلاب دادستان انقلاب كرج بود، بعد هم دادستان انقلاب تهران شدند و به اصطلاح جزء آن طلبه های خیلی خوش ذوق و خوش فكر و انقلابی بودند و پیشینه شان هم این را نشان می دهد، زمانی هم كه ریاست سازمان بازرسی كل كشور را بر عهده گرفتند و بعد در زمان آیت الله شاهرودی معاون اول قوه قضاییه شدند عملكرد موفق داشتند.

علت رفتن من هم به سازمان بازرسی كل كشور این بود كه رهبری انقلاب در آن مقطع زمانی یعنی در اردیبهشت سال 80 پیام مبارزه با مفاسد اقتصادی كه به فرمان هشت ماده ای آقا معروف شد را صادر كردند و فرمودند كه این اقدامات در حوزه مبارزه با مفاسد انجام بشود، آن زمان آقای رئیسی از من دعوت كردند كه برای این كار به سازمان بازرسی كل كشور به عنوان یكی از قطب های مبارزه با مفاسد برم و كارهای مدنظر رهبر انقلاب را پیش ببرم.
در آن مقطع سازمان بازرسی كل كشور یكی از قطب های اصلی مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و پرونده های اصلی نفتی در آن زمان تشكیل شد. پرونده های معروف بانكی در آن زمان تشكیل شد. یك پرونده معروفی تشكیل شد كه اخیراً متهم اش را درون گونی عدس موقع خروج از كشوردستگیر شد

**ایرنا: منظورتان آقای جزایری است؟

**صادقی مقدم: بله آقای جزایری، پرونده جزایری آن زمان تشكیل شد.، یعنی مال زمانی بود كه من آنجا بودم و دوستانی كه ما آن زمان داشتیم بخش های مختلفی مثل نفت، بانك ها و.. را تشكیل داده بودند و بازرسی ها را انجام می دادند.

**ایرنا: سر قضیه جزایری فشار نیاورند كه پرونده بررسی نشود؟

**صادقی مقدم: فشار كه همیشه هست. منتهی مسئولین قضایی ما خوب است كه در مقابل این فشارها بایستند. حتی این فشارها را در سال های دهه 60 در اوین هم داشتیم كه شهید لاجوردی جزء آن كسانی بود كه اصلاً فشارناپذیر بود، یعنی یك كوه استواری بود در مقابل كسانی كه می خواستند اعمال نظر كنند. در پرونده های مربوط به گروهك ها و درگیری های آن زمان وجود داشت خیلی ها می خواستند اعمال نظر كنند كه شهید لاجوردی محكم ایستاد و اجازه اعمال نظر و فشار را نداد. در كارهای قضایی فشار ها یك امر طبیعی است وظیفه قضات و مسئولان قضایی است كه ایستادگی بكنند.

**ایرنا: شهرام جزایری تلاش نكرد با خود شما تماسی بگیرد و اعمال نفوذی بكند؟

**صادقی مقدم: نه، جزایری اصلا در آن حد و اندازه ای نبود كه بخواهد با خود من ارتباط بگیرد. البته روال اینگونه است كه وقتی ما بازرسی كردیم و پرونده تشكیل شد آن را برای دادگاه ارسال می كنیم و محاكمه با دادگاه است. در این گونه پرونده ها این افراد معمولاً از طریق وكلایشان سعی می كنند اعمال نفوذ بكنند.

**ایرنا: چطور به فساد قضیه شهرام جزایری پی بردید؟

**صادقی مقدم: ما علی القاعده بازرسی هایمان از دستگاه های دولتی است. قانون سازمان بازرسی این است كه ما دستگاه های دولتی و كلیه دستگاه هایی كه به نحوی از انحاء از بودجه عمومی استفاده می كنند را باید بازرسی بكنیم. در آن زمان وقتی بخش بانك های ما بازرسی انجام دادند و شروع به این كردند كه بانك ها تسهیلات خود را به چه كسانی دادند و آیا قانون رعایت شده است یا نه؟ در این بررسی ها مشخص شد جزایری تسهیلاتی از بانك ها گرفته است كه قانونی نبود و این سرنخ باعث شكل گیری پرونده جزایری شد.

در آن زمان ما معتقد بودیم یك نظارت سیستماتیك باید وجود داشته باشد كه سازمان بازرسی كل كشور و بقیه نهادهای نظارتی به طور سیستماتیك و ماشینی كار نظارت را انجام بدهند؛ به طور مثال اگر فلان شعبه فلان شهر در شیراز یا كرمان یا هركجا می خواهد بالای یك عددی، حالا عددها مثلاً آن موقع كوچك بود، حالا بزرگ شده، مثلاً پنج میلیارد، دو میلیارد، یك میلیارد به كسی می خواهند وام بدهند كنترل بشود البته این به این معنی نیست كه اعداد كمتر كنترل نشود. نه، كنترل كنید، سیستماتیك صد میلیون را هم كنترل كنید، ولی سیستماتیك وقتی فلان شخص، فلان آقا دارد وام می گیرد، سیستم نظارتی در جریان این وام دادن قرار می گیرد، كی می خواهد، برای چی می خواهد، آیا ضمانت كافی گرفته شده است، آیا آن ضمانت ارزش كافی برای این را دارد، آیا تضمین مناسب هست یا نیست، وقتی این نظارت سیستماتیك باشد جولی بخش زیادی از فساد ها را می گیرد.

**ایرنا: آقای دكتر سازمان برنامه و بودجه و معاونت فرهنگی خیلی به هم ارتباطی ندارند. از مسئولیت تان در سازمان برنامه بگویید

**صادقی مقدم: من سازمان بازرسی كه بودم با كار بودجه و بودجه ریزی و این مسائل آشنا بودم. از سال 84 تا 87 به سازمان برنامه و بودجه و معاونت فرهنگی آن منتقل شدم. مقصود از معاونت فرهنگی، آموزشی، پژوهشی كه ما عمداً اسم فرهنگی را جدا آوردیم، بودجه دستگاه های فرهنگی، آموزشی و پژوهشی است نه اینكه آنها كار فرهنگی می كنند. ما بودجه وزارتخانه های فرهنگی را برآورد می كردیم، یك اداره كل فرهنگی داشتیم كه بودجه وزارت ارشاد، تربیت بدنی، سازمان جوانان، صدا و سیما، میراث و كلیه دستگاه های فرهنگی كشور را آنجا می دیدند و برنامه ریزی و برآورد صورت می گرفت. كه به این دستگاه ها چه مقدار بودجه باید تخصیص پیدا كند.

كسی كه می خواهد بودجه فرهنگی تخصیص بدهد باید كار فرهنگی را بشناسند. بدانند كه آن وقتی كه مثلا كسی تولید كتاب، فیلم سینمایی و.. را مطرح می كند این ها را بفهمد و ارزش گذاری كند و بر آورد بودجه ای انجام بدهد و در نتیجه برای آن ها بودجه در نظر بگیرد.

آن زمان ریاست سازمان برنامه و بودجه را آقای دكتر رهبر برعهده داشتند من هم شروع كردم، بعد آقای دكتر رهبر 15-14 ماه با ما بودند، بعد آقای برقع ای آمدند، من ایشون هم همكاری كردم.

**ایرنا: بعد با آمدن دكتر رهبر به دانشگاه تهران شما هم به دانشگاه آمدید و مشاور رئیس دانشگاه تهران شدید؟

**صادقی مقدم: یك مدتی آقای دكتر رهبر رئیس دانشگاه تهران بودند كه من در سازمان برنامه بودم. بودجه دانشگاه ها در آن زمان رشد قابل توجه پیدا كرد، بودجه دستگاه های فرهنگی، صدا و سیما، وزارت ارشاد و همه این دستگاه ها رشد كرد، علتش هم این بود كه ما در این بخش تلاش بیشتری كردیم كه بفهمانیم كه حوزه فرهنگ نیاز به بودجه و كمك دارد. دانشگاه ها خصوصا بخش پژوهشی خیلی كمك دریافت كردند. من یادم نمی رود كه یك پروتكل پژوهشی آنجا درست كرده بودم تا پارك های علم و فناوری و مراكز تحقیقاتی رونق بگیرند ما آن موقع یك پارك علم و فناوری فقط در اصفهان داشتیم كه بعداً تبدیل شد به شهرك تحقیقاتی و دانشگاه ها پارك نداشتند كه الان دارند. همین دانشگاه تهران آن زمان پیشنهاد دادیم تشكیل شد، و پارك های دانشگاه های دیگر و مراكز رشد و امثال اینها، و فكر می كنم آن موقع یك تحول چشمگیری در مراكز تحقیقاتی دانشگاه ها شكل گرفت، شما از رؤسای دانشگاه ها بین سال های 84 تا 87 سراغ هر كسی بروید این گفته بنده را تصدیق خواهد كرد، مثلاً همین خبرگزاری قرآنیكه ایكنا هست آن زمان راه افتاد و خود جهاد دانشگاهی آن موقع بودجه های خوبی دریافت كردند.

خاطره ای از مرحوم كاظمی دارم كه هیچ وقت یادم نمی رود. مرحوم كاظمی آمدند پیش من به وسیله یكی از بچه های دانشگاه تهرانی، رئیس رویان بودند، گفتند من می خواهم یك بانك خون بند ناف درست كنم، من هم كه یك تحقیقاتی دانشگاهی آن زمان راجع به حقوق پزشكی كرده بودم، علاقه مند بودم، اولین مقاله حقوق پزشكی را سال 83 نوشتم از ایشان توضیح خواستم كه این خون بند ناف به چه درد می خورد؟ گفت ما یك بانكی درست می كنیم از خون بند ناف بچه هایی كه متولد می شوند و این بند ناف را می برند می اندازند بیرون و توی این بند ناف سلول های بنیادی بسیار ارزشمندی وجود دارد كه اگر آن نوزاد یا حالا نوزاد دیگر، دچار بیماری های سخت، دشوار، خونی بشوند ما از این سلول های بنیادی می توانیم در معالجه آن نوزاد كمك بگیریم و الان یك معالجه، یك استفاده از بند ناف آن موقع می گفت 25 هزار دلار هزینه است و ما می توانیم این بانك را اینجا درست كنیم و اولین بودجه خون بند ناف، الان همه مسئولان رویان از آن خاطره به اصطلاح به خوبی و بعد هم كه راه اندازی كردند، من را دعوت كردند با وجود اینكه من مسئول نبودم، گفتند شما بنیانگذار اینجا بودید. و خاطره خیلی خوبی از آن زمان دارم. بعد از مدتی كه آقای دكتر رهبر رئیس دانشگاه تهران شدند من به عنوان مشاور عالی رئیس دانشگاه تهران در دانشگاه به دكتر رهبر كمك می كردم.
ادامه دارد
**9487**1601**