۲۲ آبان ۱۳۹۷،‏ ۸:۴۱
کد خبر: 83097591
۰ نفر
متخصصان زبان و ادبیات فارسی را دریابید

شیراز-ایرنا- برخی دانشجویان و دانش‌آموختگان دكترای رشته‌های غیرپزشكی به ‌ویژه علوم انسانی خود را فراموش‌شدگانی می دانند كه به پژوهش‌هایشان بهایی داده نمی‌شود و اغلب آینده كاری تیره‌ای پس از فراغت تحصیل فراروی خود می بینند.

به گزارش ایرنا، اواخر مهرماه امسال و اول آبان ماه جاری بود كه خبر تحصن دو روزه دانش‌آموختگان دكترای غیرپزشكی جلوی مجلس شورای اسلامی در میان اخبار قتل جمال خاشقچی روزنامه‌نگار عربستانی و نوسانات نرخ ارز و دلار و تحریم كمرنگ شد.
دانشجویان و دانش آموختگان دكترای غیرپزشكی كه مقابل مجلس جمع شده بودند خواستار تشكیل كارگروه تخصصی ایجاد اشتغال و پرداخت پژوهانه بودند.
در سال‌های اخیر، تورم روزافزون بیكاران رشته‌های علوم انسانی به‌ویژه مقاطع تحصیلات تكمیلی و البته بلاتكلیفی آنان بسیار به چشم آمده است. دانشجویان و دانش‌آموختگان دكتری غیرپزشكی كه نگرانی از شغل آینده، تمركز و آرامش خاطر را از آنان ربوده است و پس از سال‌ها تحصیل و تحقیق در دانشگاه‌های تراز اول كشور با غول بیكاری مواجه شده‌اند. این متخصصان با تشكیل پویش اشتغال دكتری غیرپزشكی درصدد ارائه راهكارهایی برای حل معضل اشتغال خود برآمدند و چشم امیدشان به تصمیم‌گیرندگان دوخته شده است.
تشكیل كارگروهی متشكل از نمایندگان هیات دولت و تیمی از پویش دكتری برای بررسی منابع موجود برای ایجاد اشتغال قشر دكتری غیرپزشكی، خواسته این دانش‌آموختگان و دانشجویان بود. راهكارهای این پویش یك‌سال است كه نامشخص مانده است و بررسی ها نشان می دهد، مسئولان از تشكیل جلسه‌ای برای بررسی وضعیت این قشر پرتلاش تاكنون خودداری كرده اند.
موضوع این گزارش اما به مشكل بزرگ گروهی از متخصصان حوزه علوم انسانی برمی‌گردد. دانشجویانی كه چون نام تخصصشان قرار است پرورش‌دهنده استعدادهای انسان یا نیروی‌های انسانی باشند، نخبگانی كه قرار است درباره آینده این كشور بیندیشند و راه برون‌رفت از مشكلات و چالش‌های بزرگ جامعه را بیابند.

** نقش علوم انسانی در پیشبرد جامعه
جامعه و كشوری موفق است كه علوم انسانی پویا و پوینده و قشر فرهیخته و تحصیل‌كرده بیشتری داشته باشد، اما ناگفته پیداست كه علم بدون تعهد و تقوا هیچ است و تعلیم و كسب این امر بدون بهره‌گیری از نخبگان علوم انسانی میسر نیست.
یكی از دغدغه های مقام معظم رهبری كه در سخنرانی‌های مختلف به ویژه در چند سال اخیر بر روی آن تأكید ورزیده‌اند نیز مساله «علوم انسانی» و مشكلات آن بوده است.
ایشان بارها گلایه خود را درباره وضعیت موجود این علوم ابراز داشته و تحول اساسی در محتوای درسی رشته‌های مختلف این علوم را لازم شمرده‌اند و گفته‌اند كه: 'ما باید هم در حوزه فرهنگ عمومی و برداشت و اعتقاد و باور عمومی مردم، هم در مورد خاص باور مسئولان، اهمیت علوم انسانی را روشن كنیم. هم مردم باید بفهمند علوم انسانی مهم است، تاریخ مهم است، ادبیات مهم است، فلسفه مهم است، روان‌شناسی مهم است - با این وضع حاكم بر ذهنیت جامعه دانشگاهی ما و فرهنگ عمومی مردم طبیعی است كه جوان و دانشجو بروند سراغ همان چیزهایی كه كاربرد روزانه دارد؛ پزشكی و مهندسی و رشته های علمی و فنی كه جدید به وجود آمده و غالبا قادر تبدیل به پول و گذراندن زندگی هم هست.
این چیز روشنی است. باید اهمیت علوم انسانی را بفهمند و باید امتیازاتی در فراگیری علوم انسانی و تخصص در علوم انسانی در نظر گرفته بشود، كه برای عموم و برای جوان‌های ما جذاب باشد- هم مسئولان ما باید به اهمیت علوم انسانی توجه كنند.'
یكی از شاخه‌های مهم علوم انسانی، گروه زبان است كه در اینجا با تمركز به دانش‌آموختگان رشته زبان و ادبیات فارسی به آن پرداخته شده و البته قابل تسری به سایر شاخه‌های علوم انسانی است.
انتخاب این رشته هم از آن روست كه نمونه برجسته بی‌توجهی به اشتغال رشته‌های علوم انسانی، را این رشته می‌توان حساب كرد كه با وجود نیاز مبرم معلمان، اساتید و البته نویسندگان ماهر در اداره‌ها و نهادهای مختلف كشوری، سالهاست بازار كاری مناسبی ندارد.
بخشی از این امر از آن روست كه برنامه‌های زیرساختی یا شیوه برنامه‌ریزی صحیحی نزد مسئولان برای این رشته‌ها تدارك دیده نشده یا وجود نداشته و تعریف نشده است.
جدا از مساله فرهنگ‌سازی و اینكه زبان مهمترین مؤلفه فرهنگ یك كشور و البته ابزار قدرت است، بی‌اهمیتی به این رشته در ساختار كشوری به بهای تضعیف هویت، فرهنگ و موقعیت و قدرت بین‌المللی كشورمان تمام خواهد شد.
نقش و ضرورت و اهمیت زبان فارسی در مدارس و بین دانش‌آموزان نیز بر كسی پوشیده نیست. خوانش و قرائت صحیح و البته فهم متون درسی برای همه دانش‌آموزان لازم است و اگر دانش‌آموزی فارسی را خوب بخواند و بنویسد و بفهمد مسلماً از پس مساله های دشوار سایر متون درسی برخواهد آمد، چون خواندن سوال و فهم دقیق منظور آن نیمی از پاسخ است.
در حیطه دانشگاهی نیز رشته زبان و ادبیات فارسی به جز اینكه درسی عمومی الزامی ادبیات فارسی موسوم به فارسی عمومی به ارزش 3واحد را برای تمام رشته‌ها ارائه می‌دهد، دروس تخصصی متعددی نیز با برخی از رشته‌های علوم انسانی نیز دارد.
تدریس در حال حاضر تحصیل تا مقاطع عالی و جذب در دانشكده‌های ادبیات، تقریبا معتبرترین شیوه كسب درآمد از این رشته به حساب می‌آید؛ اما باید بپذیریم كه برای این تعداد از فارغ‌التحصیل رشته ادبیات كار دانشگاهی نیست.

** در جست و جوی راهی غیر از عضویت در هیات علمی
حمیده، یكی از دانشجویان دكتری زبان و ادبیات فارسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا گفت: برای یك دانش آموخته مقطع دكتری، هیات علمی شدن تنها شغل ممكن نباید باشد. این افراد باید در جاهای دیگر هم به كار گرفته شوند. مهم این است كه دولت به آن‌ها توجه كند و بالاخره شغل و درآمدی برای آن‌ها به وجود بیاورد. در مورد رشته‌های علوم انسانی به ویژه ادبیات فارسی مقداری عملی‌شدن این كار آسان نیست، ولی واقعا باید جدی به آن فكر كرد.
وی افزود: آموزش پرورش یكی از میدان‌هایی است كه دارندگان مدارك عالی ادبیات به راحتی می‌توانند در آن كار كنند و از لحاظ جایگاه نیز تفاوتی با دانشگاه ندارد و راه برای پیشرفت زیاد در آن وجود دارد، اما تدریس در مدارس نیز مشكلات خاص خود را دارد و با توجه به تعداد استخدام‌های بسیار اندك وزارت آموزش و پرورش، تدریس در مدارس گزینه چندان قابل توجهی نیست.
گو اینكه گاهی تدریس زبان و ادبیات فارسی در مدارس نیز بر عهده سایر معلمان با رشته‌های متفاوت و به عنوان راهی برای پركردن ساعات تدریس معلمان بدل شده است.
این در حالی است كه به گفته بطحایی وزیر آموزش و پرورش، چالش كمبود معلم تا 6 سال آینده ادامه دارد و امسال نیز آموزش و پرورش برای پركردن كلاس‌های خود با دشواری مواجه بود.

** پشت دروازه استخدام
سارا از استان فارس در گفت‌‌وگو با خبرنگار ایرنا گفت: من یك بار در آزمون استخدامی آموزش و پرورش شركت كردم با درصدهای بسیار عالی. اما نتیجه آزمون من این شد: «اگرچه حدنصاب نمره را كسب كرده‌اید، اما به دلیل محدودیت پذیرش در اولویت انتخاب قرار نمی‌گیرید».
مدارس غیرانتفاعی و تدریس خصوصی نیز در شهرستان‌ها درآمد چندانی ندارد. هرچند درآمد حاصل از كلاس‌های كنكور به شرط 'شهرت' مدرس نیز می‌تواند گزینه‌ای جنبی باشد. گفته شده برخی معلمان خصوصی ادبیات كنكور تا ساعتی 300 هزارتومان هم درآمد دارند.

** شغل در شغل
یكی دیگر از معضلات شایسته تامل در این باره حضور استادان با سوابق آموزش و پرورشی است كه پس از مدتی تدریس از مدارس، استعفا داده و به دانشگاه‌ها آمده و در آنجا استخدام شده‌اند. این بیش از همه آنجا آسیب‌زاست كه معلمانی كه خود دارای یك شغل بوده‌اند با اشغال یك سمت دیگر جایی برای اشتغال سایر جوانان باقی نمی‌گذارند، ضمن اینكه با خروج از محل سازمانی خود هزینه‌ آموزش و پرورش برای تربیت این معلم، عملا به جیب دانشگاه ریخته می‌شود.
امیر یكی از دانشجویان دكتری زبان و ادبیات فارسی با بیان اینكه شغل حق همه است، ادامه داد: بیشتر این دانشجویان بالای 35 سال سن دارند و بیكار ماندن این متخصصان به معنی هدررفتن سرمایه‌ها است و تحصیل با قیمت عمر این افراد تمام شده و اغلب دانشجویان و دانش آموختگان در بهترین دانشگاه‌های سراسری ایران تحصیل كرده‌اند.

** خیل علاقه‌مندان به ادبیات فارسی
بطور معمول در خیل دانشجویان رشته‌های ادبیات فارسی دانشگاه‌ها در تمام مقاطع، تعدادی از دانشجویان تغییر رشته داده یا دانش‌آموخته رشته‌های دیگر نیز دیده می‌شوند.
یكی از دانش‌آموختگان تحصیلات تكمیلی رشته زبان و ادبیات فارسی در این باره گفت: مشكل رشته ادبیات فارسی اینكه به عنوان رشته‌ای درآمدزا محسوب نشده است و اغلب به عنوان علاقه یا بالعكس از روی ناچاری به طرف آن آمده‌اند. زمانی از ریاست وقت دانشكده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی پرسیدم این همه جذب دانشجو در مقاطع مختلف باعث می‌شود كه خیلی از دانش آموختگان این رشته بیكار باشند و در مقاطع ارشد و دكتری هم مثل كارشناسی جذب دانشجو بالا است، پاسخ ایشان این بود كه نمی‌توان جذب رشته‌های مثل ادبیات و تاریخ را كم كرد، چون خیلی‌ها برای علاقه به طرف این رشته‌ها می‌‌آیند و اگر جذب دانشجو كمتر بشود اعتراض می‌كنند.
این یعنی تحصیل در رشته ادبیات را برای علاقه می‌دانند نه بازار كار و این عادلانه نیست. ادبیات نقش كاربردی و موثری در جامعه امروزی دارد به خصوص جامعه ما كه مردم كمتر كتاب می‌خوانند و چاپ نشریه‌ها و روزنامه‌ها كمرنگ شده است، باید برای رشته ادبیات توجه و ارزش بیشتری داده شود زیرا بسیار مهم و موثر و كاربردی است.
وی افزود: گو اینكه با بی‌ارزش یا آسان ‌شمردن این رشته در نزد عموم به نظر می‌رسد ارج وقرب این رشته نیز به میزان زیادی كاهش یافته است و در سال‌های اخیر دیگر از تعداد دانشجویان نخبه و اندیشمند در این رشته در دانشگاه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای كاسته شده است. به این ترتیب كه اغلب افرادی برای كنكور ترجیح می‌دهند در سایر رشته‌های علوم انسانی كه به زعم ایشان بازار كاری بهتری دارد انتخاب كنند و تعداد اندكی كه باقی می‌مانند به این رشته وارد می‌شوند.
وحید، دانش‌آموخته رشته ادبیات فارسی می‌گوید: علاقه به رشته و اخلاق‌مداری در علم واقعیت است اما حقیقت این است كه وقتی كه شما پول ندارید سوار تاكسی شوید، یا یك قرص مسكن بخرید یا وقتی كه هر جا می‌گویی ادبیات خوانده‌ام، همه فقط می‌گویند خب برایمان یك شعر بخوان یا فال بگیر، نقش بازار كار در انتخاب رشته بسیار پررنگتر می‌شود.

** اساتید با موی سپید
اساتید هر دانشگاهی مایه اعتبار دانشگاه هستند و مهمترین ركنی كه یك دانشگاه را برجسته‌تر می‌كند.
استنباط دانشگاه برای بازنشستگی اساتید این است كه این افراد حداكثر بازدهی لازم را در دوران خدمت در محیط‌های علمی به كار گرفته‌اند و در سن 70 سالگی بازدهی لازم برای ادامه كار ندارند؛ بنابراین بازنشستگی فرصتی برای اساتید دانشگاه‌ها است تا آن‌ها بتوانند عمر خود را با آرامش سپری كنند.
برخی از انتقادها در سال‌های اخیر از عدم شاغل‌شدن طیف دانش‌آموختگان دكتری به مساله عدم بازنشستگی اساتید مسن برمی‌گردد. به‌ویژه اینكه بعضی اساتید مسن نیز پس از بازنشستگی به دلیل سوابق علمی مجددا در دانشگاه‌ها به ویژه دانشگاه‌های آزاد، غیرانتفاعی و... مشغول به كار می‌شوند و عملا فرصت كسب تجربه و سابقه از جوانان گرفته می‌شود.
بر اساس مصوبه وزارت علوم اساتید دانشگاه با 60سال سن می‌توانند تا 35سال در دانشگاه خدمت كنند و هرچه درجه علمی ایشان افزوده شود بر میزان سنوات ایشان نیز افزوده می‌شود.
محمد، دانش‌آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی گفت: نباید توقع داشته باشیم كه اساتید بازنشسته یا كهنسال به دانشگاه رفت‌وآمد نداشته باشند.
وی افزود: اساتید هر چه باسابقه تر می‌شوند حضورشان ارزشمندتر است. باید ساختارها و رویكردها و ارزش‌ها متحول شود. بعضی از همین اساتید وقتی به خانه رفتند جامعه علمی آه كشید. پیشنهادی برای حضور جوانان و پیشكسوتان در كنار هم در دانشگاه كه به نظر می‌رسد اینكه مثل تمام دانشگاه‌های دنیا حداقل ما دانش‌آموختگان را به عنوان دستیار پژوهشی در دانشگاه محل تحصیل استخدام كنند.
وی ابراز كرد: ما در دوره‌های تحصیلات تكمیلی مقالات را اغلب رایگان و به صورت مشترك با اساتید می‌نوشتیم و حداقل مسئولان برای این كار حقوق و مزایا در نظر بگیرند.
از این رو به نظر می‌رسد استفاده از اساتید مسن باید هدفمند و با دقت بیشتری صورت بگیرد.
براساس آئین‌نامه جدید دانشگاه تهران اساتید ممتاز كشوری بدون محدودیت زمانی می‌توانند در دانشگاه به فعالیت خود ادامه دهند. هیات مركزی جذب دانشگاه آزاد اسلامی نیز علاوه بر تصویب بازگشت اساتید شاخص بدون در نظر گرفتن شرایط سنی به این دانشگاه مقرر كرد شرایط و تسهیلات ویژه‌ای برای حضور و تدریس این اساتید در دانشگاه آزاد اسلامی فراهم شود.
در این میان لازم است استادان حق‌التدریس با رزومه‌های خوب و چه بسا عالی كه سالهاست پاره وقت و حق التدریس هستند رسیدگی شود.

** در انتظار فرمان وزارتخانه
عاطفه، دانشجوی دكتری زبان و ادبیات فارسی نیز به ایرنا گفت: شاید اگر وزارت علوم می‌توانست جذب دانشجوی دكتری را در رشته‌هایی كه از نظر نیروی كار اشباع هستند متوقف كند تا به وضعیت دانش آموختگان موجود رسیدگی شود، بهتر بود.
وی به سواد خوب، پرتلاشی و پرانگیزگی اساتید پاره وقت اشاره كرد و ‌افزود: كاش ملاكی یا رسیدگی به سواد دانش آموختگان برای استخدام و غیراستخدام بود تا مثلاً در مراكزی كه ما گه‌گاه، نیمه‌تدریسی می‌كنیم دانشجوها التماس نكنند فلان استاد هیات علمی درس ندهد و استاد پاره‌وقت درس بدهد. البته معمولاً دانشگاه‌ها روی خوشی به درخواست‌های كار پاره وقت اساتید جوان برای تدریس زبان و ادبیات فارسی نمی‌دهند.
زهرا، دانش‌آموخته دكتری زبان و ادبیات فارسی در این باره به ایرنا گفت: وقتی به دو دانشگاه دولتی برای درخواست تدریس پاره وقت به شهرستان محل سكونتم رفتم و در هر دو دانشگاه حتی فرم هم برای پر كردن به من داده نشد و دلیلشان این بود كه استادی از هیات علمی دانشگاه آزاد كه در سن بازنشستگی است سالیان متوالی است كه تدریس فارسی عمومی را برعهده دارد و هیچ‌وقت دانشگاه درس عمومی را به شما تازه‌كاران نمی‌دهد زیرا آنان حق آب و گل دارند...!

** ضایعه بزرگ تر برای جامعه علمی
علی، دیگر دانش‌آموخته دكتری زبان و ادبیات فارسی به ایرنا گفت: اینجا یك بحث دیگر مطرح است و آن «نقد نظام دانشگاهی» است؛ و بسیاری از این انتقادات وارد است و قابل بررسی. مثلاً اینكه چرا وقتی یك استاد برجسته می‌میرد، می‌گویند جایگزین ندارد و... خب مشخص است؛ چون سیستم آموزشی ما این امكان را فراهم نكرده و باید دلیل این امر را در جاهای دیگر جست و یا ضعف كتاب‌های دانشگاهی و یا ناكارآمدی واحدهای درسی كه خوانده‌ایم...از دست رفتن هر استادی ضایعه بزرگی است، اما ضایعه بزرگتر جامعه‌ای است كه دیگر اساتید بزرگ تربیت نمی‌كند چه در حوزه ادبیات و چه در سایر حوزه‌ها.
وی افزود: متاسفانه هستند استادهایی كه مقاله علمی پژوهشی بی‌ارزش بین مجله دانشگاهی خودشان و بقیه دانشگاه‌ها پاس‌كاری می‌كنند، آنهایی كه فقط با اسم دانشجو مزخرف چاپ می‌كنند یا آنهایی كه فرضیه‌های بی سرو ته را به زور به ادبیات می‌چپانند و این‌گونه برای خودشان ارتقای دانشگاهی دست و پا می‌كنند.
یكی از دانشجویان تحصیلات تكمیلی نیز گفت: شاید به نظر رسد حوزه علوم انسانی حوزه تربیت انسان هست و اوضاع اخلاقی به مراتب بهتر از سایر حوزه‌ها در آن لحاظ خواهد شد، اما این همه تمایلات مالی برخی اساتید قابل باور نیست.

** عدم تخصصی‌بودن ادبیات
در سال‌های اخیر متاسفانه به این نكته توجه نشده كه با زبان فارسی باید به صورت تخصصی برخورد كرد و این كار متخصصان فارسی است. معضلی كه در تدوین كتب دروس عمومی مثل فارسی عمومی نیز به چشم می‌خورد.
مهشید، دانش‌آموخته دكتری زبان و ادبیات فارسی در این باره به ایرنا گفت: متاسفانه یكی از معضلات درس فارسی عمومی در دانشگاه ها همین تعدد و وفور بی حد و حصر كتاب‌های فارسی عمومی است كه عمدتا هم از هیچ منطق و تسلسل علمی خاصی برخوردار نیستند.
وی افزود: این كتاب‌ها در حقیقت بیشتر به كشكول و ملغمه‌ای می‌مانند كه در آن هر كسی با هر سلیقه‌ای یا متونی را از كتاب‌های قبلی فارسی عمومی تقلید كرده است یا مطالب جدیدی را هم كه آورده است هیچ پیوستگی و تسلسل منطقی‌ای در آن‌ها به چشم نمی‌خورد.
وی ابراز كرد: با تعدادی از دوستان در یكی از دانشگاه‌های معتبر دولتی حدود سه سال تا دو سال پیش تقریبا تمام كتاب‌های فارسی عمومی ایران را كه چیزی حدود 150 كتاب یا حتی بیشتر می‌شود، بررسی كردیم و دریافتیم كه چه قدر اوضاع تألیف این كتاب‌ها اسفبار است. چندین گزارش هم به فرهنگستان ارائه كردیم، اما نتیجه‌ای نداشت.

** یك فارسی برای همه رشته ها
محمد، دانش‌آموخته دكتری زبان و ادبیات فارسی نیز در این باره به ایرنا گفت: بیكاری ادبیاتی‌ها بخشی به خاطر این است كه در این حوزه تخصصی كار نكرده‌ایم. نمی‌شود یك فارسی عمومی را در همه دانشگاه‌ها تدریس كرد. تدریس فارسی عمومی دانشگاه امام صادق با فارسی دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه امام حسین و دانشگاه الزهرا باید فرق كند. حتی فارسی رشته‌ها هم باید فرق كند كه بحث مفصلی است.
وی افزود: این نكته مهمی است اما در بیشتر این كتاب‌ها تكرار فراوان مشاهده می شود. كپی بیداد می‌كند.
كیا نیز در این باره گفت: كاش زبان فارسی هم مثل انگلیسی كه در همه رشته‌ها به صورت زبان تخصصی برای هر رشته خاص دارای دو واحد درسی است، برای ما هم این ‌گونه امكاناتی وجود داشت قطعاً اصطلاحات رشته حقوق با فلسفه و جامعه‌شناسی و... تفاوت‌های گوناگون دارد، ولی كو گوش شنوا.
وی در تشریح این نكته افزود: برای مثال اگر در مدخل لغت نامه آكسفورد دوستان دقت كرده باشید وقتی كلمه Normal می‌آید در توضیح عنوان می‌كند كه این واژه در علم زیست‌شناسی به چه معناست و در علم شیمی به چه معناست و در محاوره عامیانه به چه معناست، ولی متاسفانه در فرهنگ لغت ما هنوز این كار انجام نشده است.
وی اظهار داشت: ناگفته نماند در دانشگاه علمی كاربردی دروسی جزو فهرست دروس این دانشگاه قرار گرفته كه در هر رشته به تناسب مهندسی یا مدیریتی متفاوت هست و به نظرم كاش در دانشگاه‌های دولتی هم اجرا شود؛ دروسی مثل: گزارش‌نویسی، مكاتبات اداری و آیین نگارش، گزارش‌نویسی مالی و مدیریت استاد و گزارش‌نویسی عملیاتی.

** مشاغل غیرتدریسی
به نظر می‌رسد بهترین راه برای رفع مشكل متخصصان زبان و ادبیات فارسی، افزایش حوزه كاری برای این رشته است.
فرهنگ‌سراها، كافه‌كتاب‌ها، مشاغل مرتبط با كتاب(اعم از فضاهای معرفی فروش كتاب)، نشریات، سازمان‌های فرهنگی، خبرگزاری‌ها، دفاتر ترجمه، موسسات فرهنگی، پژوهشكده‌ها، تهیه و تولید محتوای الكترونیك، برخی فعالیت‌های اقتصادی نظیر تولید نام برند و تبلیغات‌نویسی همه فضای كار و فعالیت متخصصان زبان و ادبیات فارسی است. اما مشكل از آنجاست كه اغلب فعالان این بخش‌ها از رشته‌‌های غیرمرتبط و صرفا بنا به تجربه یا بازار وارد این حرفه‌ها شده‌اند و از طرفی اگر از جنبه مادی را در نظر گرفته شود، كار فرهنگی این روزها هر چه باشد، از ویراستاری گرفته تا نویسندگی، نشر و... راهی به دهی ندارد.
این در حالی است كه هر سال به میزان بسیار انبوه و ‌بی‌شمار، برشورها و بولتن‌ها و شعارهای تبلیغاتی ساخته می‌شوند و سود مادی نسبتا مناسبی نیز در این عرصه وجود دارد، اما كمتر از یك متخصص زبان و ادبیات فارسی برای ویرایش و درست‌نویسی آن استفاده شده و این باعث شده كه از پیامك شركت مخابرات تا پیامك تبلیغاتی رئیس جمهور و نطق‌های نماندگان مجلس پر از غلط‌های گاه فاحش نگارشی باشد!
چندی پیش برخی دانش‌آموختگان ادبیات فارسی دانشگاه‌ها مجوز گردشگری ادبی گرفتند و شروع به كار كردند كه این فعالیت نیز این روزها حال درستی ندارد.

** وضعیت ناامیدكننده استخدام ادیبان در دانشگاه‌ها
اگرچه همه مسیرهای این رشته نباید به عضویت هیات علمی دانشگاه‌ها بینجامد و در هیچ رشته‌ای نیز این اتفاق نمی‌افتد و باید به زمینه‌های دیگر مثل خدمات فرهنگی، گردشگری ادبی، پژوهش، تولید اثر، رسانه و... هم فكر كرد و نظر داد و طرح ارائه كرد، اما مساله جذب هیات علمی در گروه علوم انسانی و رشته‌هایی زیرمجموعه زبان از موارد فوق چالش‌برانگیز در سال‌های اخیر بوده است.
وضعیت بورسیه‌های ادبیات فارسی كه به دلیل رانت یا قوانین من‌درآوردی، چون عدم اولویت رشته ادبیات فارسی نسبت به سایر رشته‌ها! سالهاست در دانشگاه‌هایشان حق‌التدریسند و تبدیل وضعیت به هیات علمی نمی‌شوند. مواردی از وجود دانشجوی دكتری ادبیات فارسی در سال‌های گذشته وجود دارد كه با فراخوان جذب وزارت علوم در رشته ادبیات فارسی با آزمون و مصاحبه و... از میان متقاضیان بورسیه شدند، دفاع كردند، اما پس از دفاع، سالها است كه بلاتكیلفند و به آنها توجهی نشان داده نمی‌شود و هیات علمی نشده‌اند و البته به دلیل شرایطی كه دانشگاه‌هایشان پیش آورده‌اند. این بلیه‌‌ رشته‌های علوم انسانی در برخی دانشگاه‌های كوچك است.
فائزه یكی از دانشجویان تحصیلات تكمیلی گفت: در مركز آزفای(آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان) یكی از دانشگاه‌های دولتی، مدرسانی هستند كه دانش آموخته یا دانشجوی حتی ادبیات عرب هستند، اما آنها برای آزفا بدون هیچ دلیلی در اولویتند.
مقاومت برخی دانشگاه‌ها برای عدم جذب هیات علمی در گروه زبان و ادبیات فارسی گاهی منجر به وقایع كمدی-تراژیكی نیز شده است.
یكی از دانشجویان دكتری زبان و ادبیات فارسی كه نخواست نامش فاش شود در این باره به ایرنا گفت: در یكی از دانشگاه‌ها چهار هیئت علمی ادبیات فارسی داشت و سالی دو گروه دانشجوی كارشناسی می‌گرفتند به نحوی كه تمام ظرفیت استادها با اضافه كار و همه چیز پُر می‌شد، اما باز هم 18 واحد بی‌استاد می‌ماند و گروه، 6 ترم متوالی برای جذب اعلام نیاز نمی‌كرد و برای این 18 واحد، 9 نفر استاد پاره‌وقت به كار می‌گرفت!
رئیس دانشگاه متوجه شد و خواست تا استادی را برای این گروه جذب كند؛ اما چهار عضو هیات علمی یادشده پیش رئیس رفته و اعلام كردند اگر استادی را جذب شود هر چهارنفر استعفا خواهیم كرد و وقتی پرسیده پس چرا برای این 18 واحد، 9 نفر نیروی پاره وقت آورده‌اید، گفتند اگر به یك نفر بیش از یك درس بدهیم، پر رو می‌شود!
آزاده، دكتری زبان و ادبیات فارسی نیز درباره وضعیت استخدام هیات علمی رشته زبان و ادبیات فارسی گفت: همه ما می‌دانیم تعداد خیلی كمی از زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه‌ها هیات علمی می‌شوند، منتها درد مشترك همه ما كه هم آزاردهنده هم است این است كه چرا همان تعداد اندك و انگشت‌شمار نیز از طریق رابطه وارد می‌شوند؟

** تفاوت دستمزد درس ادبیات و كارگر ساده
ندا، دیگر دانشجوی تحصیلات تكمیلی زبان و ادبیات فارسی گفت: این واقعا بی‌انصافی است كه دونفر با مدرك دكترا یكی ماهی 14 میلیون درآمد داشته باشد و دیگری با حق‌التدریسش از پس كرایه تاكسی‌اش هم نتواند بربیاید. چون درآمد یك كلاس دانشگاهی ادبیات 20هزارتومان است در حالی كه دستمزد یك كارگر ساده ساعتی 40 هزارتومان است.
عاطفه، دانش‌آموخته دكتری زبان و ادبیات فارسی گفت: ادبیات به صورت پاره وقت در یكی از دانشگاه‌ها درس می‌دهم، ولی دانشگاه‌ها حقوق ما را با تاخیر بسیار و دیربه‌دیر می‌دهند؛ حقوق را از سال 1394 نداده بودند و انتهای سال 96 تازه آن را پرداخت كردند! من هنوز هم سه ترم طلبكارم و به این زودی‌ها امیدی برای دریافتش ندارم.

** مسئولان چه می‌گویند؟
معضل تخلفات، تعیین شرایط خاص در دانشگاه‌ها یا عدم جذب هیات علمی بومی از مسائل مورد توجه در این حیطه بوده كه مسئولان به آن واكنش نشان داده‌اند.
رئیس مركز جذب هیأت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پیش از این در این باره گفته است: متأسفانه بعضی از دانشگاه‌ ها و مؤسسات شرایط عمومی و اختصاصی وزارت علوم در فرایند جذب را مورد توجه قرار نمی‌دهند و برای خود شرایط خاص تعیین می‌كنند كه ما با این نوع برخوردها كاملاً مخالف هستیم و با دانشگاه‌‌های متخلف برخورد خواهیم كرد.
دكتر محمدرضا رضوان‌طلب با بیان اینكه خوشبختانه در هیأت مركزی جذب وزارت علوم طی پنج سال گذشته به هیچ چیز غیر از صلاحیت‌های علمی و اخلاقی توجه نشده است، تاكید كرد: با كمال صراحت می‌گوییم گزارشات متعددی كه از گروه‌ها و دانشكده‌ها به ما می‌رسد حاكی از وجود تیم‌بندی‌هایی است كه بین اساتید وجود دارد و عنصر سیاسی هم در آن دخالت چندانی ندارد، بلكه برخی از اساتید صرفا به تبع “منافع شخصی” قضاوت می‌كنند و به كسی برای عضویت در گروه رأی می دهند كه بعدا بتوانند از رأی او برای ریاست بر گروه، دانشكده و دانشگاه استفاده نمایند و یا تحقیقات خود را مشترك و به نام آنان ثبت كنند.
معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز درباره آمار جذب هیات علمی‌ها اعلام كرده است: تنها 20 درصد از دانش آموختگان دوره دكتری می‌ توانند در محیط‌ های دانشگاهی جذب شوند.
مجتبی شریعتی‌نیاسر افزود: جمعیت دانشجویان مقطع دكتری در همه زیرنظام‌ها حدود 100 هزار نفر است؛ ظرفیت پذیرش سالانه ما در مقطع دكتری حدود 25 هزار نفر است و ظرفیت جذب اعضای هیأت علمی در همه مراكز آموزش عالی كشور و همه زیرنظام‌ها در بهترین حالت سالیانه حدود پنج هزار نفر است.
وی افزود: به عبارتی اگر 25 هزار نفر ظرفیت ورودی سالانه به دانشگاه‌های كشور در مقطع دكتری به موقع دانش آموخته شوند؛ یعنی سالانه 25 هزار متقاضی ورود به شغل در محیط‌های علمی و دانشگاهی وجود دارد و تنها 20 درصد از این جمعیت متقاضی می‌توانند در محیط‌های دانشگاهی جذب شوند.
در شرایط كنونی كه متخصصان زبان و ادبیات فارسی و البته علوم انسانی با مشكلات زیادی در زمینه اشتغال و كسب درآمد روبرو هستند، چشم امید آنها به اقدام ها و تدابیری است كه به مثابه مرهمی بر ساختار بیمارگونه كنونی، بتواند روزنه های امید را بگشاید.
9910/ 2027