۱۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۶
کد خبر 83092587
۰ نفر
غريب طوس هميشه غريب است

همدان - ايرنا - سوز سرماي پاييزهم حريفشان نشده، پير و جوان، سواره و پياده، آمده اند، ماجراي امسال و پارسال هم نيست، هرسال مي آيند غمزده و سياه پوش تا غريب طوس تنها نباشد.

به گزارش ايرنا؛ آهوي دلت دوان دوان مي‏ رسد، رميده از هر جا و همه كس، به شوق تكرار خاطره او و آهويش...
شهر شلوغ است، سوز سرماي پاييز هم حريفشان نشده، پير و جوان، سواره و پياده، آمده اند ماجراي امسال و پارسال هم نيست، هرسال مي آيند غمزده و سياه پوش تا غريب طوس تنها نباشد.
اينجا هميشه شلوغ است همه فصل ها، روزها و لحظه ها ؛ آري همه فصل ها فصل دلدادن به اوست.
اما كسي در اين شلوغي گم نمي شود، او همچون نقطه اي شبيه مركز پرگار همه غريبه و آشنا را به آغوش مهربانش مي كشد؛ او غريب الغرباست.
و تو حس مي كني اين مركز ثقل چقدر منتظر آمدنت بوده، اينجاست كه چشم هايت خود به خود مي جوشد و دست هايت به سمت گنبد طلا قد مي كشد و پاي رفتنت كوتاه مي شود... .
حاجتت را بگويي يا نگويي مهم نيست؛ سلام كه بدهي، غربت اين شهر برايت وطن مي شود.
وسط همين سلام بغضت مي تركد.
بغض آورده اي، زخم و شكوه و يك بقچه درد دل.
اما تا مي رسي، تا عطر حرمش را بو مي كني، گويي كه هيچ نياورده و تنها آمده اي.
روبرويش مي ايستي و اشكهايت را قطره قطره در حرمش جاري مي كني.
ناگهان كرناي نقاره خانه بلند مي شود، رو به گنبد بالا مي رود با صلابت و تمام حرم گوش مي شود.
سلطان دنيا و عقبي علي ابن موسي الرضا امام رضا ، امام رضا ، امام رضا ...
نقاره مي نوازد غمگين و با شكوه و قدم‏هايت سست مي‏ شود.
نوحه ها در وصف امام زخمي و مسموم پر سوز و گداز مي شود و در طنين محزون سنج و پرواز آشفته كبوتران و هق هق زائران در هم مي آميزد و تو با گلوي بغض كرده ات هم صداي جمعيت سياه پوش و غمزده مي شوي.
شمع هاي ماتم در گوشه گوشه صحن و سرايش شعله مي گيرد و همچون دايره هاي عزا خم و راست شده و تو مانند شعله شمع ها آرام و آهسته به سينه مي زني... .
دستها پر از خواهش مي شود، اي دادرس بيچارگان، اي فريادرس درماندگان و پر اميد دخيل مي بندد به چشم مولاي مهرپرور.
جسم و جان خسته ات را پنجره فولاد مي خواند به او پيوندت مي دهد همچون جاده ابريشم و در هياهوي بي پناهان پاسخش را مي شنوي از آن سوي پنجره كه زمزمه مي كند «نگاه دار سررشته تا نگه دارم »
آري او نگفته غمت را مي داند از رنگ رخساره ات.
امام مهربان آهوي دل هاي بي قرار و پر آشوب را آرام مي كند و با مشتي از گل هاي شب بو بدرقه ... .
اما شهر همچنان شلوغ است و غريب طوس همچنان غريب...
7527/2087