گام هاي قوي براي ارتقاي مديريت پارك ملي گلستان

تهران - ايرنا - وضعيت پارك ملي گلستان به عنوان قديمي‌ ترين پارك ملي ثبت شده در ايران و پناهگاهي كم‌ نظير براي حيات ‌وحش غم انگيز است به همين دليل دست اندركاران محيط زيست براي نجات اين ذخيره ‌گاه زيستكره درصدد تغيير و ارتقاي مديريت آن برآمدند.

طبيعت ايران به حدي رنجور، افسرده و گرفتار است كه به هر قسمت آن نگاه مي كني نيازمند دلجويي و كمك است؛ پارك ملي گلستان يكي از هزاران قطعه از سرزمين ايران است كه با زياده خواهي انسان روزهاي تيره و تاريكي را مي گذارند.
پارك ملي گلستان در سال 1336 به عنوان اولين منطقه تحت حفاظت سازمان شكارباني و نظارت بر صيد آن زمان در آمد و در سال 1342 به عنوان اولين پارك ملي كشور ثبت شد و اكنون يكي از 50 ذخيره گاه زيستكره ثبت شده در جهان و يكي از ويترين هاي بسيار ارزشمند اكوسيستم جهاني است.
پارك ملي گلستان ويژگي هاي ممتازي از نظر اكوسيستم دارد؛ منطقه اي مرز بين آب و هواي هيركاني و توراني است، اختلاف ارتفاع حدود هزار و 400 متر از دريا است؛ تنوع بارندگي و مواردي كه مي تواند به تغيير اقليم در يك نقطه منتهي شود باعث شده كه تنوع زيستي بسيار متفاوتي را در اينجا شاهد باشيم.
گونه هاي گياهي متنوعي در پارك ملي گلستان وجود دارد به طوري كه حدود يك سوم تنوع گياهي تمام كشور را شامل مي شود؛ بيشتر گستره پارك در استان گلستان، حدود 34 درصد آن در استان خراسان شمالي و بخش ناچيزي نيز در استان سمنان قرار دارد.
پارك ملي گلستان از بهترين زيستگاه ‌هاي پستانداران بزرگي چون پلنگ، خرس قهوه‌ اي، گرگ، مرال، شوكا و بز وحشي است و به ويژه به دليل جمعيت فراوان قوچ و ميش اورئال معروف است.
از نظر تنوع قوچ و ميش در دنيا يكي از متنوع ترين كشورها هستيم، از حدود 37 گونه قوچ در دنيا 8 تا 9 گونه آن در ايران زيست مي كند كه بزرگترين آن قبل از قوچ «ماركوپولو» كه يكي از بزرگترين گونه ها در دنيا است قوچ و ميش اورئال است كه در پارك ملي گلستان زندگي مي كند.
اين پارك 1350 گونه گياهي و 302 گونه جانوري از جمله نيمي از گونه ‌هاي پستانداران ايران را در حدود 900 كيلومتر مربع گستره خود جاي داده اما چند سالي است كه پارك ملي گلستان مانند بيمار رو به احتضار است كه براي ادامه حيات به حمايت نياز دارد؛ براي اين منظور از سال گذشته با ارائه طرحي از سوي سازمان حفاظت محيط زيست ساختار مديريت پارك تغيير كرد و به عبارتي ارتقاء يافت.
مشاور عالي رييس سازمان محيط زيست چهارشنبه در باره وضعيت پارك ملي گلستان و تغيير ساختار مديريتي آن به خبرنگار ايرنا گفت: قوچ و ميش اورئال يكي از زيباترين قوچ و ميش ها است؛ در سال 1357 حدود 18 هزار راس قوچ و ميش اورئال در پارك ملي گلستان وجود داشت اما در بازديد هاي 3 سال اخير و گزارش هايي كه از آخرين سرشماري اعلام شد حدود سه هزار راس قوچ و ميش اورئال باقي مانده است.
دكتر سعيد نمكي افزود: البته نسبت به اين آمار ترديد داشتم چون يكي از مشكلات سرشماري قوچ و ميش دو يا سه باره سر شماري شدن است از اين رو جمعيت را زير دو هزار راس تخمين مي زنم.
معاون امور علمي فرهنگي و اجتماعي سازمان برنامه بودجه ادامه داد: «دره آلمه» كه يكي از مركزي ترين نقاط پارك ملي است جمعيت بسيار كمي از قوچ و ميش دارد و اين يعني پايان حيات و تنوع زيستي در منطقه.
وي درباره چرايي اظهارات خود افزود: در يك جايي از دنيا يك گوزن كوچك مانند شوكاي ما از دست رفت بعد از آن در همان منطقه يك درختچه نابود شد چون متوجه شدند بزاق اين حيوان محركي داشته كه با خوردن برگ هاي درخت موجب رشد آن مي شد، مدتي بعد يك حشره از بين رفت كه از شيرابه اين درخت مي خورد، به دنبال آن يك مرغ مگس خواري كه فقط اين حشره را مي خورد نابود شد يعني يك زنجيره تنوع زيستي با مرگ يك گونه نابود شد.
نمكي اظهار داشت: يعني اگر در پارك ملي گلستان قوچ اورئال نابود شود حتما پلنگ هم از بين مي رود چون طعمه اصلي پلنگ است.
وي تصريح كرد: براي ساماندهي امور پارك به اين جمع بندي رسيديم كه از تمام صاحبنظران استفاده كنيم؛ به همين دليل از محيط بانان بازنشسته، روساي قبل و بعد انقلاب پارك ملي دعوت كرديم.
نمكي ادامه داد: اوايل امسال در نشستي كه براي احيا و برون رفت پارك از اين شرايط برگزار شد به اين نتيجه رسيديم كه يكي از مهمترين مصيبت هاي پارك اين است كه از لحاظ مديريتي تحت پوشش استان گلستان است و مديران بسيار ضعيف و ناكارآمدي پارك را اداره مي كنند.
وي افزود: رييس پارك ملي سالها بود كه در پارك سكونت نداشت؛ برخلاف دوره هاي قبل كه رييس پارك ملي بايد ساكن در پارك مي بود، رييس پارك در شهرهاي اطراف سكونت داشت و براي رسيدن به پارك روزانه بايد دو تا سه ساعت راه مي رفت. شب اصلا در منطقه حضور نداشت و پارك رها بود از سوي ديگر شبكه اي شكل گرفته بود كه به غارت منابع پارك مشغول بود.
*** صدور آخرين پروانه شكار 41 سال قبل
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست گفت: آخرين پروانه شكار در پارك ملي گلستان در سال 1356 صادر شد بعد از آن ديگر حتي يك پروانه شكار هم صادر نشد؛ آن سال حدود 20 هزار قوچ و ميش اورئال در پارك بود در واقع سه پنجم قوچ اورئال جهان را در اين ذخيره گاه داشتيم.
نمكي تصريح كرد: چه اتفاقي افتاد كه با وجود ندادن حتي يك پروانه شكار همه از بين رفتند ؟ قطعا شكارچيان مجاز نبودند چون پروانه اي صادر نشده است پس غارتگران شكاركش گوشت فروش آنها را زدند كه با هماهنگي برخي در درون پارك اتفاق مي افتاد.
*** سه گام براي برون رفت از شرايط مرگبار پارك ملي گلستان
وي تاكيد كرد: همه چيز براي تخريب و نابودي پارك هماهنگ بود و تهران هم از چيزي خبر نداشت. بر اين اساس با يك خرد جمعي به اين نتيجه رسيديم كه بايد سه كار بزرگ انجام دهيم؛ اولين گام اين بود كه سطح مديريتي پارك را ارتقا دهيم.
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست تاكيد كرد: اگر اين پارك از سوي ارگان هاي بين المللي ارزيابي مجدد مي شد، درجه حفاظتي آن پايين مي آمد و از فهرست يونسكو و سازمان ملل به عنوان يكي از 50 ذخيره گاه زيستكره خارج و تابلوي جمهوري اسلامي در حفاظت از محيط زيست به شدت مخدوش مي شد.
نمكي ادامه داد: در گام اول مي خواستيم به بيرون سيگنال بفرستيم كه علاوه بر ارتقاي درجه حفاظتي پارك به دنبال ارتقاي منطقه اي آن نيز هستيم؛ به همين دليل پارك را مستقل اعلام كرديم. حكم رييس پارك را رييس سازمان حفاظت محيط زيست صادر مي كند يعني رييس پارك با مدير كل استان همتراز شد.
وي افزود: دومين گام به دنبال يك مدير قوي و دوستدار واقعي محيط زيست بوديم كه در پارك مستقر شود كه موفق به انجام آن نيز شديم.
نمكي ادامه داد: در قدم سوم تصميم گرفتيم پارك به شكل مشورتي اداره شود. يكي از مشكلاتي كه از رژيم گذشته وجود داشت اين بود كه جوامع محلي اطراف پارك هيچ وقت پارك را ازخودشان نمي دانستند و هميشه با حكومت در تقابل بودند.
وي گفت: بر اين اساس با تك تك جوامع محلي صحبت كرديم و بعد از شوراهاي محلي حاشيه پارك خواستيم افرادي را به ما معرفي كنند تا يك شوراي مشورتي براي اداره پارك به عنوان يك جريان مردم نهاد و مشاركت مردم در اداره پارك شكل گيرد.
معاون امور علمي فرهنگي و اجتماعي سازمان برنامه بودجه افزود: بعد از آن استاندار استان مازندران را رييس اجرايي اين شوراي مشورتي تعيين كرديم، از استان خراسان شمالي هم كه حدود 35 درصد پارك در آن واقع شده افرادي را انتخاب و از قوه قضاييه دو استان افرادي را نيز دعوت كرديم،سپس روساي قديمي پارك را وارد كار كرديم و يك شوراي مشورتي ايجاد شد و چون نيروي انساني كم داشتيم از فرداي آن روز حدود 24 جوان از حاشيه پارك را به عنوان هميار معرفي كردند.
وي اظهار داشت: اولين جلسه اين شورا ارديبهشت ماه امسال با حضور عيسي كلانتري معاون رييس جمهوري و رييس سازمان حفاظت محيط زيست برگزار شد كه مورد استقبال مردم قرار گرفت.
نمكي گفت: بر اين اساس نبض پارك ملي گلستان دوباره به تپش در آمد؛ در بازديدي كه حدود يك ماه پيش از پارك ملي گلستان داشتم جمعيت زيادي از قوچ و ميش را ديدم، در يك منطقه بيش از 137 قوچ اورئال را يكجا شمرديم كه اين نشان مي دهد امنيت به پارك برگشته است.
وي اظهار داشت: آب به ويژه در تابستان از اهميت زيادي برخوردار است چون اگر نباشد حيوانات به جاهايي بيرون از پارك مي روند از اين رو 12 آبشخور در پارك احيا شد و بر اين اساس تابستان امسال هيچ حيواني از پارك خارج نشد.
*** تلاش براي استقلال در بودجه
نمكي گفت: همچنين تلاش كرديم تا بودجه پارك مستقل شود زيرا قبلا در دل ديگر بودجه ها بود، با رايزني هاي صورت گرفته قرار شد بودجه آن تا سه برابر رقم فعلي افزايش يابد و به 10 ميليارد تومان در سال برسد كه پيشنهاد آنرا براي بودجه سال جديد آماده كرديم.
وي افزود: پارك ملي گلستان اولين پارك ملي است كه مي خواهيم براي هوشمند سازي آن اقدام كنيم يعني از تجهيزات الكترونيك و دوربين هاي مخصوص استفاده و ورود و خروج را كنترل كنيم، براي نصب سنسورهاي هشدار حريق نيز اقدامات آغاز شده و در حال بستن قرارداد هستيم.
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست گفت: امسال تنها سالي بود كه جنگل گلستان فقط يك فقره آتش سوزي داشت آنهم در حاشيه جاده بود، به علت حضور همياران در عمق جنگل آتش سوزي نداشتيم .
وي به ظرفيت پارك ملي گلستان براي جذب اكوتوريسم اشاره كرد و افزود: پاسگاه «شارق لق» كه از قديمي ترين پاسگاه ها در پارك ملي است بازسازي شد تا به عنوان محلي براي اكوتورسيم استفاده شود، در واقع نبض پارك ملي گلستان كه به شماره افتاده بود دارد احيا مي شود.
*** عدم ارتباط شهادت محيط بان گلستاني به مستقل شدن پارك
نمكي ضمن رد ارتباط شهادت محيط بان پارك ملي گلستان به مسقل شدن پارك گفت: برخي از سايت ها كه مي گويند شهيد شدن اين محيط بان نشانه اي منفي از مستقل شدن پارك است، درست نيست و حرفي كاملا غير كارشناسانه است؛ چون وقتي يك مجموعه اداري به جاي اينكه زير نظر استان باشد زير نظر رييس سازمان و معاون رييس جمهور قرار گيرد يعني ارتقا يافته و اين نشانه خوبي است.
وي تصريح كرد: نيروهاي پارك شب ها نور و تيراندازي را مي ديدند اما جرات جلو رفتن نداشتند اما الان مسلط به منطقه و كار هستند و اين اتفاقي كه افتاد اميدواريم ديگر نيفتد، نشان از جرات و برخورد نيروهاي پارك با متخلفان دارد.
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست تاكيد كرد: همچنين اينكه دو هميار در كنار اين فرد زخمي شدند نشان از اين دارد كه جوامع محلي در حفاظت از پارك ورود كردند و درك كردند كه اين پارك به عنوان يكي از ذخيره گاه ها در جذب اكوتورسيم و كمك به اقتصاد جوامع محلي و هواي منطقه بايد حفظ شود.
نمكي گفت: بنابراين پارك اكنون با مشاركت مردم در راستاي مديريت محلي، حمايت مستقل از طرف رييس سازمان حفاظت محيط زيست، تقويت مالي نيروي انساني بهتر اداره مي شود، چارت سازماني آن در حال تغيير است تا نيروي انساني بيشتري را جذب كند.
مشاور عالي سازمان حفاظت محيط زيست اظهار داشت: اعتقاد دارم سه سال آينده پارك را يكي از اكوسيستم هاي بازيافته خودمان بعد از اين اضمحلال خواهيم ديد.
نمكي گفت: هيچ جاي دنيا ديگر دولت ها بدون مشاركت مردم و به تنهايي نمي توانند حفاظت از محيط زيست را به عهده بگيرند، در تمام دنيا نقش سمن ها و مردم در نگهداري پارك هاي ملي و مناطق حفاظت شده بسيار برجسته است.
وي تاكيد كرد: مردم دنيا مي دانند كه گرد و غبار و مشكلات زيست محيطي همه به دليل اهمال دولت ها در يك شرايطي بوده كه بيش از ظرفيت برد از زمين بهره برداري كردند؛ بنابراين الان همه مي آيند كمك مي كنند، مشاركت مي كنند و ما اين مدل را در پارك ملي گلستان تجربه كرديم و جواب خوبي هم گرفتيم و قطعا آنرا در ديگر پارك هاي ملي نيز اجرا خواهيم كرد.
*** انتقاد از تغيير مديريت پارك
نمكي گفت: البته جريان مخربي كه نمي خواست پارك رشد كند و اين حياط خلوت از دست عده اي بيرون بياد؛ شروع كردند به جو سازي؛ اولين كاري كه كردند مردم محلي را تحريك كردند كه مي خواهند اين منطقه را از زير مجموعه استان گلستان خارج كنند و به استان خراسان شمالي منتقل كنند كه مدتها زمان صرف شد تا اثبات شود اينطور نيست.
وي افزود: بعد از آن جو سازي كردند كه مي خواهند اينجا را حياط خلوت خودشان و قُرق اختصاصي كنند در حاليكه پارك ملي نمي تواند قرق اختصاصي باشد، دوباره گفتند مي خواهند پروانه هاي ويژه براي شكار بدهند در حالي كه در پارك ملي پروانه ويژه صادر نمي شود.
نمكي گفت: پروانه ويژه پروانه اي است كه طبق مصوبه شوراي عالي محيط زيست با قيمت بالاتر براي قسمت هاي حفاظت شده هم مي شود صادر كرد در حالي كه ما در پارك هاي ملي و پناهگاه حيات وحش اين پروانه را صادر نمي كنيم ضمن اينكه به قدري حال پارك ملي خراب است كه به قول يك ضرب المثل چيني ' زنبور عاقل عسل گل پژمرده را نمي مكد'، اما ما به حدي به ارتقاي پارك دل بسته ايم كه اين حرفها به گوش ما نمي رود، اينها تنها هدفشان اين بود كه اين بازي را به هم بزنند.
وي اظهار داشت: يك سوال بايد از اين افراد پرسيد اينكه تا حالا كه پارك زير نظر استان گلستان بود 18 هزار قوچ و ميش سال 1357 چه شده است؟ روند افزايشي رشد به طور متوسط سالانه 30 تا 35 درصد و در برخي جاها تا 50 درصد است بنابراين اگر سالي 10 درصد هم رشد مي كردند الان بايد جمعيت قوچ و ميش اورئال به بيش از 30 هزار راس مي رسيد، پس چه كساني آنها را شكار كردند؟ چه شيوه مديريتي توانست آنجا را حفاظت كند؟
معاون امور علمي فرهنگي و اجتماعي سازمان برنامه بودجه تاكيد كرد: اينها مي دانند كه رفتن من به محيط زيست يك افشاگري گسترده هم براي متخلف درون و هم بيرون سازمان است.
*** شكارچي نيستم
نمكي كه دو كتاب شعر خود با نام هاي ' خواب نيلوفر' و ' همراه نسيم ' در وصف طبيعت نوشته است، گفت: آنهايي كه اين حرف را مي زنند مي دانند كه من سالها است ديگر شكارچي نيستم، من 15 سال است كه دست به تفنگ نزده ام ، آن زماني كه من از ديد ديگران شكارچي بودم هيچ وقت شكارچي به معناي واقعي شكارچي نبودم، عشق به طبيعت من را به نقاط مختلف مي كشاند، تمام پروانه شكاري كه من در طول عمر شكارم گرفتم چهار تا پنج تا آنهم فقط در دو نقطه بود.
وي افزود: سالها است كه اصلا تفنگ را از جلدش بيرون نياورده ام و زماني كه شكار هم مي رفتم براي خودم پروتكل داشتم بايد حتما شكار «تروفه» مي زدم چون معتقدم شكار تروفه يك ورزش قهرماني در طبيعت است، دوم اينكه گاهي تا سه روز هم در طبيعت بودم پروانه هم داشتم اما شكار نمي زدم .
شكار تروفه نوعي از شكار است كه در آن طعمه از پيش انتخاب مي‌شود و اغلب حيواني است كه بيشتر از همه عمر كرده باشد و شكار آن نوعي افتخار براي شكارچي محسوب شود. بخش ‌هايي از بدن حيوان شكار شده، مانند سر يا پوست، به عنوان نشان افتخار و تحفه توسط شكارچي نگهداري مي ‌شوند.
نمكي گفت: تمام شكاري كه در طول عمرم زده ام چهار تا پنج تا بود و هيچ وقت ديگر شكار نزدم ، به طبيعت مي رفتم، مي گشتم اما شكار نمي زدم حتي يك شليك هم نمي كردم ، به بهانه اي به طبيعت مي رفتم و بعد متوجه شدم خودم شكار طبيعت شده ام حتي مدتها است كه يك شليك به هدف غير جاندار هم نكرده ام .
*** آدرس قرق اختصاص ام را بگويند
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست در ادامه با بيان اينكه اگر قرق اختصاصي دارم آدرس را بگويند، افزود: زماني كه مشاور خانم ابتكار بودم 48 سفر آنهم با خودروي شخصي خودم به نقاط مختلف كشور داشتم و كارشناسي ترين گزارش هايي كه مي شود از طبيعت ايران داشت را تهيه و به سازمان ارائه كردم .
نمكي تاكيد كرد: شكار را فقط در يك جا مجاز مي دانيم آنهم در جايي كه تعادل جنسيتي در زيستگاه به هم بخورد؛ گزارشي از «خان هرمز» همدان داشتم مبني بر اينكه پارسال هيچ كدام از بزهاي منطقه زايمان نكردند چون هيچ كدام از آنها باردار نشده بودند، علت اين بود كه كل ها براي يك بز با هم مي جنگيدند، فيلمي وجود دارد كه 11 كل يك بز را زير دست و پا له كردند چون تناسب جنسيتي به هم خورده است و در اين شرايط زيستگاه نابود مي شود.
وي ادامه داد: يا اينكه جمعيت وحوش بيش از ظرفيت مرتع يك منطقه باشد، در خان هرمز حدود 180 راس كل و حدود 160 راس بز وجود دارد در حالي كه هر 10 بز به يك كل نياز دارد. اينجا است كه در تمام دنيا به دنبال تناسب جنسيتي هستند ؛ آفريقاي جنوبي هم همين برنامه را دنبال مي كند، ضمن اينكه هزاران اسلحه مجاز دست مردم داده ايد پس بايد براي آنها برنامه داشته باشيد، يا بايد باشگاه هاي تيرانداري درست كنيد تا آنجاها تير انداري كنند يا اينكه اگر جمعيت جانوري سرريز داريد براي تناسب جمعيتي برنامه ريزي كنيد و درآمد حاصل از آنرا خرج زيستگاه كنيد.
نمكي گفت: يك عده اي از روي عطوفت و روح لطيفي كه دارند اينطور قضاوت مي كنند، يك عده اي هم هستند كه حرف كارشناسي بلد نيستند فقط حرف مي زنند، يك عده هم با غرض آلودگي با قضيه برخورد مي كنند، اگر به زيستگاه هاي ايران سر بزنيم در طول اين سال هايي كه پروانه اي صادر نشده مي بينم كه جمعيت وحوش بسياري از جاها به نصف رسيده است اينها را چه كساني شكار كردند ؟ يك شكارچي اصيل زماني كه پروانه نگيرد تفنگ را از جلد بيرون نمي آورد، تمام اينها را شكار كش هاي متخلف گوشت فروش زدند.
*** قرق هاي اختصاصي مدلي حفاظتي در دنيا
وي با بيان اينكه قرق هاي اختصاصي مدلي است كه در دنيا انجام مي شود، اظهار داشت: در دنيا براي اداره و نگهداري بهتر مناطق حفاظت شده، اجازه ورود به بخش خصوصي داده اند تا گونه هاي جانوري را تكثير كند، پروانه بدهد و شكارچي اگر خواست در آنجا شكار كند.
نمكي ادامه داد: اروپا يكي از موفق ترين كشورها در قرق هاي اختصاصي است، آفريقاي جنوبي، بلغارستان و تاجيكستان نيز بسيار موفق هستند، بر روي گونه قوچ و ميش ماركوپولو در تاجيكستان سرمايه گذاري كردند كه قيمت پروانه شكار يك راس آن 40 هزار يورو است.
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست تاكيد كرد: اگر بخواهيم با اين قضيه خيلي احساساتي برخورد كنيم مساله فرق مي كند، اما اگر از جنبه منطقي به قضيه نگاه كنيم مي بينم كه مقرون به صرفه است؛ مثلا چند سال پيش در يزد در كنار كالمند- بهادران قرق اختصاصي در منطقه 'علي آباد چهل گز' ايجاد شد.
وي افزود: حاشيه منطقه حفاظت شده يعني قسمت دور منطقه را قرق اختصاصي كردند كه چند اتفاق مثبت افتاد يكي اينكه يك ديوار دفاعي ايجاد شد از جنس مردم روبروي مردمي كه مي خواهند به منطقه نفوذ كنند، از سوي ديگر جمعيت حيات وحش در آن زياد شد، زمان آغاز قرق در كالمند- بهادران بيش از 200 راس آهو وجود داشت الان به بالاي هزار و 100 راس رسيده است علت آن محافظت بهتر از منطقه است و اينكه قرقبان افراد متخلفي كه وارد منطقه مي شدند را استخدام كرد.
وي اظهار داشت: الان اگر در كالمند- بهادران مامور هم نداشته باشيم و متخلف بخواهد وارد شود بايد از حلقه بخش خصوصي عبور كند تا وارد هسته مركزي شود كه ممكن نيست. منطقه اي كه به عنوان قرق در اختيار فرد قرار گرفت و آن زمان 36 راس قوچ و ميش داشت الان بيش از 700 راس دارد.
مشاور عالي رييس سازمان حفاظت محيط زيست گفت: اگر قرق هاي اختصاصي با مطالعه ايجاد شود چند حسن دارد؛ گاهي اتفاق مي افتد كه بر اثر بارش باران يك منطقه سبز مي شود و دسته حيوانات به آن منطقه مي روند و ديگر بر نمي گردند اما اگر يك رينگ محافظتي باشد دوباره به منطقه بر مي گردند كه قرق اين شرايط را فراهم مي كند، بايد با بحث محيط زيست منطقي برخورد كنيم.
وي افزود: بنابراين اول اينكه حاشيه امن براي مناطق حفاظت شده در اختيار دولت ايجاد مي شود بنابراين مكانيابي قرق ها بسيار مهم است، دنيا هم همينطور مطالعه كرده و در اختيار متقاضي قرار داده نه اينكه هرجا را به هر كسي بدهد، دوم سرريز گونه هاي جانوري كه در مناطق قرق حفاظت مي شوند به سمت منطقه حفاظت شده مي روند و موجب افزايش جمعيت مي شود ؛ سوم اينكه بين خودمان و مردم به جاي تقابل مستقيم يك حلقه و حاشيه امن از جنس مردم و يك رينگ امنيتي و حفاظتي ايجاد كرديم ، نكته ديگر اينكه به اقتصاد كشور كمك كرديم يعني اينكه يك بخش اشتغالزا ايجاد كرديم كه هم مي تواند به تكثير حيات وحش كمك كند هم اشتغالزايي داشته باشد.
نمكي گفت: اگر قرق هاي اختصاصي خوب مديريت شوند و شكل بگيرند مناطق حفاظت شده ما به شدت رشد مي كنند و منابع سنگيني كه بخواهيم خرج حفاظت پراكنده كنيم در يكجا متمركز مي شود، آفريقاي جنوبي هم همين كار را كرد، حدود دو هزار قرق اختصاصي دارد و گونه هايي كه در طبيعتش ناياب و در حال انقراض بود را تكثير و تقديم طبيعت خود مي كند از سوي ديگر تمام نيروهاي خود را در دو تا سه پارك ملي براي حفاظت از گونه هاي در حال انقراض متمركز كرده است و هر روز در حال رشد هستند.
*** توصيه اي براي شكارچيان
وي با بيان اينكه با پديده شكار به عنوان تفريح اصلا موافق نيستم، گفت: با احساسات نمي شود كارها را اداره كرد؛ مديريت كشوري به پهناي ايران با قوميت هاي متنوع سلايق متنوع دارد، كشوري كه كتاب اسطوره اي آن يعني شاهنامه با صحنه شكار آغاز مي شود نمي توان به اين راحتي شكار را كنار گذاشت اما با تمام اينها توصيه من به همه شكارچيان ايران اين است كه تفنگ هاي خود را كنار بگذارند.
نمكي ادامه داد: عده اي مي روند بلغارستان و براي شكار قوچ «مفلون» 20 هزار دلار مي دهند در حالي كه ما گونه هاي بسيار بهتري داريم؛ اگر قرار است شكار فروش و گوشت فروش متخلف بيايد و بهترين تروفه هاي مناطق را بزند و ما نتوانيم از آن حفاظت كنيم چرا به پول تبديل نكنيم تا خرج توسعه زيستگاه شود.
وي افزود: به هيچ عنوان به توسعه شكارچي گري در ايران معتقد نيستم اما با حرف هاي غير منطقي كار پيش نمي رود؛ معتقديم حفاظت دركنار بهره برداري معني مي دهد؛ اگر به طبيعت ايران فقط از جنبه حفاظت بدون بهره برداري نگاه شود راه به جايي نمي برد.
نمكي اظهار داشت: معتقدم نبايد به توسعه شكارچي گري دامن بزنيم، نبايد بدون مطالعه پروانه شكار بدهيم، كاملا مخالفم كه در منطقه در فصل غيرمنطقي پروانه شكار بدهيم؛ اما با اين هم مخالفم كه وقتي ظرفيت برد يك منطقه بالا مي رود و تعادل جنسيتي به هم مي خورد در آنجا هم شكار را متوقف كنيم و به متخلف اجازه دهيم به راحتي شكار بزند و يك گونه اي كه 100 تا 150 هزار دلار هم مي شود فروخت به راحتي شكار كند. در حالي كه شكارچي خارجي براي يك ركورد حاضر است 100 هزار دلار بدهد و به عنوان يك افتخاري از يك سرزمين ديگر در موزه خود نصب كند.
9014/1440