صفارزاده؛ پايه گذار آموزش ترجمه و شاعري عدالت خواه

تهران- ايرنا- طاهره صفارزاده يكي از شخصيت هاي شاخص و بنام در عصر كنوني به شمار مي رود كه مرحله ‏هاي متعدد شعري را تجربه كرد و توانست اشعاري عدالت خواهانه بسرايد. او در عرصه ترجمه هم تلاش فراواني انجام داد و پايه گذار آموزش ترجمه به عنوان علم و برگزار كننده نخستين نقد علمي ترجمه در دانشگاه هاي ايران شد.

به گزارش گروه اطلاع رساني، طاهره صفارزاده شاعر، نويسنده‌، محقق و مترجم ايراني در 27 آبان 1315 خورشيدي در سيرجان كرمان ديده به جهان گشود. او در خردسالي قرائت و حفظ قرآن را در مكتب خانه فراگرفت. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شهر خود سپري كرد و نخستين شعر خويش را با نام «بي‌نوا و زمستان» در 13 سالگي سرود.

طبيعت بار ديگر با توانگر
هم آهنگ ستم بر بينوا شد
لباس خشم بر تن، ديده پر كين
براي بينوا محنت فزا شد
مسلح شد فلك چون با زمستان
دماري سخت مي خواهد بر آورد
ز رنجور و ضعيف و زيردستي
كه سرمايه زر و قدرت ندارد

صفار زاده براي سرودن اين شعر يك جلد ديوان جامي از رييس وقت آموزش و پرورش استان به پيشنهاد محمدابراهيم باستاني‌ پاريزي(دبير دبيرستان بهمنيار) دريافت كرد. او پس از اخذ ديپلم در رشته زبان و ادبيات انگليسي در دانشگاه شيراز مشغول به تحصيل شد.

شعر «كودك اين قرن» را بايد سرآغاز شهرت صفارزاده دانست. اين اثر كه از مجموعه شعر «رهگذر مهتاب» بود به همراه اين مجموعه در ١٣٤١ خورشيدي منتشر شد.

كودك اين قرن هرشب در حصار خانه‌ اي تنهاست
پرنياز از خواب اما! وحشتش از بستر آينده و فرداست
بانگ مادرخواهيش، آويزه‌ اي در گوش اين دنياست
گفته‌اند افسانه ها از مهرباني هاي مادر، غمگساري هاي مادر
در بر گهواره‌ها، شب زنده داري هاي مادر
ليك آن كودك ندارد هيچ باور
شب چو خواب آيد درون ديده‌ي او
پرسد از خود باز امشب مادرم كو
بانگ آرامي برآيد: چشم بر هم نه كه امشب مادرت اينجاست...

او براي مدتي به عنوان مترجم متون فني در شركت نفت به فعاليت پرداخت و سپس به منظور ادامه تحصيل به انگليس و سپس به آمريكا رفت و در دانشگاه آيوا در شهر آيووا سيتي در گروه نويسندگان بين‌المللي پذيرفته شد. در همين دوره يك مجموعه شعر به نام چتر سرخ (The red umbrella) به زبان انگليسي در ١٣٤٦ خورشيدي به چاپ رساند كه بسياري از شعرهاي آن به زبان‌هاي گوناگون شرقي و غربي ترجمه شد.

در نهايت اين هنرمند به كسب درجه «MFA»(درجه اي مستقل كه به نويسندگان و هنرمندان داوطلب تدريس در دانشگاه داده مي‌شود و نويسندگان به جاي محفوظات و تاريخ ادبيات به آموختن و نقد به صورت تئوري و عملي و ... مي پردازند) نايل آمد.

پس از پايان تحصيلات به كشور بازگشت و به آموزش نقد ترجمه در دانشگاه پرداخت و بعدها كتاب وي تحت نام «اصول و مباني ترجمه» به عنوان يكي از كتاب هاي درسي در رشته زبان و ادبيات انگليسي انتخاب شد. او در 1349 خورشيدي در دانشگاه ملي(شهيد بهشتي كنوني) به امر آموزش همت گماشت.

صفارزاده را بايد پايه‌گذار آموزش ترجمه به عنوان علم و برگزاركننده نخستين نقد علمي ترجمه در دانشگاه‌هاي ايران دانست.

وي دومين مجموعه شعر خويش را به نام «دفتر دوم» به چاپ رساند و نيز ترجمه شعرهاي انگليسي خود را در كتاب «سد و بازوان» منتشر كرد اما دگرگوني اصلي او با مجموعه «طنين دلتا» شكل گرفت.

خورشيد دارد غروب مي‌كند
نشاني از بادبادك‌هاي من در آسمان نيست
حالا كه مي‌توانم آن‌ها را به شبهايم وارد كنم
حالا كه در پاشنه كفشم رشد كرده‌ام
حالا كه امضايي دارم
و مي‌توانم تقاضاي مهاجرت بنويسم
بادبادك‌هاي من هرگز آن سوي غروب پرواز نكردند
و گرنه دست هاي مرا با خود مي‌بردند
وگرنه دست هايم با نخ‌هاي كشنده‌شان مي‌رفتند
هميشه صدايي بود كه نمي‌گذاشت كه فرمان مي‌داد
بيا پايين دختر
دم غروبي
از لب بوم

اين اثر، شعر مقاومت و طنز سياسي‌ بود و به مذاق حكومت وقت خوش نيامد. اين چنين در 1355 خورشيدي به جرم نوشتن شعر مقاومت ديني از دانشگاه اخراج شد. در اين زمان او بيشتر اوقات خويش را به خواندن تفسير و مطالعات موضوعات قرآني اختصاص داد و اينگونه كتاب «سفر پنجم‌» حاوي شعرهاي مقاومت با درون مايه ديني را در 1356 خورشيدي به چاپ رساند.

او در آغاز انقلاب اسلامي به كمك نويسندگان بزرگ كشور، مركزي به نام كانون فرهنگي نهضت اسلامي را بنيان نهاد و اينگونه توانست هنرجويان بسياري را در رشته هاي گوناگون همچون داستان، شعر، تئاتر، سينما و... رشد و پرورش دهد.

شعر و انديشه صفارزاده پس از پيروزي انقلاب اسلامي در شرايطي متفاوت از گذشته قرار گرفت. او كه در مقام رييس دانشگاه شهيد بهشتي و رييس دانشكده ادبيات اين دانشگاه دگربار به فعاليت پرداخت، در واقع از تاثيرگذارترين افراد در حوزه تغيير برنامه هاي آموزشي دانشگاه هاي ايران به شمار رفت. همچنين با تلاش اين بانوي توانمند براي نخستين‌بار براي تمامي رشته‌هاي عملي دانشگاه‌ها، كتاب به زبان‌هاي انگليسي، فرانسه، آلماني و روسي تاليف شد كه اين مهم در آموزش علوم و پژوهش هاي علمي بسيار مؤثر بود‌.


صفار زاده در 1367 خورشيدي در فستيوال بين المللي شعر «داكا» به همراه پنج تن ديگر به عنوان يكي از بنيانگذاران كميته ترجمه آسيا برگزيده و در 1371 خورشيدي از طرف وزارت علوم و آموزش عالي استاد نمونه شد و در نهايت با ترجمه قرآن لقب «خادم القرآن» را بدست آورد. همچنين سازمان نويسندگان آسيا و آفريقا در 2006 ميلادي، او را به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان انتخاب كرد.

در بخشي از نامه اين نهاد آمده است: «از آنجا كه دكتر طاهره صفارزاده ـ شاعر و نويسنده برجسته ايراني ـ مبارزي بزرگ و نمونه والاي يك زن دانشمند و افتخارآفرين مسلمان است، اين سازمان ايشان را به پاس سابقه طولاني مبارزه و كوشش هاي علمي گسترده به عنوان شخصيت برگزيده سال جاري انتخاب كرده است.»

اين شاعر نخستين آثار خود را بر پايه سبك هاي كلاسيك سرود و سپس به شعر نيمايي گرايش پيدا كرد و در نهايت به شعر سپيد علاقه مند و اينگونه به يكي از بزرگان شعر ديني تبديل شد. در شعر او سفر، عدم ركود، مبارزه با ظلم و ظالم، وضعيت جامعه و مضاميني اين چنيني به وفور مشاهده مي شود.

مضاميني كه استعاره‏ها، تشبيه‏ها، نمادها و ... در شعر او پديد آوردند و پيش از اين، رايج نبود. همچنين نماد و نمادپردازي در آثار وي از جايگاه ويژه اي برخوردار است، به گونه اي كه در برخي موارد صفارزاده در يك اثر به طور كامل با نمادپردازي به يك موضوع مي‏پردازد. در واقع او از جمله شاعران صاحب سبك شعر نو فارسي به شمار مي رود كه با زبان خاص خود به آفرينش شعر مي پرداخت و با آن كه بر انديشه و معنا در شعر تاكيد داشت، شكل ظاهري و صورخيال نيز در آثارش مشاهده مي شود.

از وي علاوه بر مقاله ها و مصاحبه‌هاي علمي و اجتماعي، بيش از 14 مجموعه شعر و 10 كتاب ترجمه يا نقد ترجمه در زمينه‌هاي ادبيات، علوم، علوم قرآني و حديث منتشر شده و همچنين گزيده سروده‌هاي او به زبان‌هاي گوناگون جهان ترجمه شده است.

از جمله آثار به يادگار مانده از صفارزاده مي توان به «پيوندهاي تلخ، رهگذر مهتاب، طنين در دلتا، سد و بازوان، سفر پنجم، حركت و ديروز، بيعت با بيداري، مردان منحني، ديدار صبح، در پيشواز صلح، هفت‌سفر و روشنگران راه» اشاره داشت.

شعر صفار‌زاده را مي توان در سه دوره بررسي كرد كه با وجود شباهت و قرابت هايي كه با يكديگر دارند اما از پايه با هم متفاوت هستند و اين مهم چنان آشكار است كه احساس خواننده را به تعجب وا مي دارد. دوره نخست از آغاز به كار او تا 1341 خورشيدي را در بر مي گيرد. دوره دوم شعري اين شاعر را مي توان با كتاب طنين در دلتا تا اثر سفر پنجم قلمداد كرد و در نهايت دوره سوم از كتاب بيعت با بيداري آغاز مي‌شود و تا پايان عمر صفارزاده به طول مي انجامد.

سرانجام اين شاعر بزرگ پس از ساليان متمادي تلاش در مسير رشد و پيشرفت علم و ادب اين ديار كهن در چهارم آبان 1387 خورشيدي در 72 سالگي به دليل ضايعه مغزي ديده از جهان فرو بست.

پژوهشم**2002**9131