۲۵ مهر ۱۳۹۷،‏ ۱۳:۴۵
کد خبر: 83069193
۰ نفر
فرخی یزدی شاعری آزادیخواه و روزنامه نگاری نواندیش

تهران- ایرنا- فرخی یزدی شاعر و روزنامه نگاری نواندیش و از مبارزان صدر مشروطیت به شمار می رود كه در فضای پراختناق آن روزگار به بیداری جامعه پرداخت و چهره حقیقی حكومت وقت را آشكار ساخت و در نهایت در این مسیر جان خویش را از دست داد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ میرزا محمد فرخی یزدی شاعر، روزنامه‌نگار و آزادیخواه صدر مشروطیت در 1268 هجری خورشیدی در یزد دیده به جهان گشود. او در خردسالی به یادگیری ادبیات فارسی و مقدمات عربی پرداخت و دوران تحصیل را در مكتب خانه و مدرسه مرسلین انگلیسی یزد گذارند و در نوجوانی به علت شعرهایی كه علیه اولیای مدرسه یزد ‌سرود، از مدرسه اخراج شد.

اشعار فرخی یزدی الهام گرفته از آثار سعدی بود، خود او نیز بر این مقوله اذعان داشت، همچنین این شاعر از مسعود سعد سلمان تاثیر پذیرفته بود. وی در كنار شعرهای سیاسی در سرودن غزلیات عاشقانه نیز مهارت بالایی داشت. او بر خلاف رسم معمول شاعران روزگار خویش كه در مدح حاكمان شعر می سرودند، آثار خود را در وصف آزادی و آزادیخواهان می نوشت. شاید فرخی یزدی را باید مشهورترین شاعری اهل یزد دانست كه در عرصه اجتماعی شهرتی فراگیر دارد و تحول بزرگی در غزل سرایی پدید آورد و قالب های شعر فارسی را از نظر درون مایه، متحول ساخت و در كنار آن اندیشه های ضد استبدادی و آزادی خواهانه قابل ستایشی دارد.

فرخی یزدی بر عمل كردن به جای سخن گفتن و شعار تاكید فراوانی داشت و معتقد بود انسان موفق و الگو، فردی است كه به آنچه می گوید باور داشته باشد و به آن عمل و اینگونه دیگران را به تلاش و كوشش ترغیب كند. همچنین از نكات مهمی كه از نوشته های او بدست می آید، تاكید این نویسنده بر داشتن روحیه اخلاص در كار، راست گفتاری و خدمت به مردم است و این مهم چنان در وی درونی شده بود كه با تمام وجود در این مسیر حركت كرد و هیچ گاه از پیامدهای آن ترسی به دل راه نداد.

شرط خوبی نیست تنها جان من گفتار خوب
خوبی گفتار داری بایدت رفتار خوب
گر تو تعمیر این ویران عمارت لازم است
باید از بهر مصالح آوری معمار خوب

زندگی دشوار و سخت فرخی یزدی و نگرانی او درباره شرایط و وضعیت زمانه به وضوح در آثار او مشاهده می شود. بیان واقع گرا و سرشار از درد و رنج وی در تمامی غزلیات این شاعر وجود دارد و همواره در آثار او ثابت است. به همین منظور برای آشنایی با روحیات فرخی یزدی باید به مطالعه اثرهایش پرداخت.

روزگاریست كه در دشت جنون خانه ماست
عهد مجنون شد و دور دل دیوانه ماست
آنكه خود سازد و جان بازد و پروا نكند
در بر شمع جهانسوز تو پروانه ماست

احمد مسجد جامعی درباره این شاعر و نویسنده می گوید: «اشعار و آثار مكتوب فرخی یزدی در طول زمان در فضای سیاسی و اجتماعی ایران نقش آفرین بوده است. ادب و ادبیات فرخی یزدی بسیار گیرا و زیباست كه دانش و دانایی این شاعر توانست بسیاری از موضوعات اجتماعی و سیاسی دوران خود را در میان شعر بیان كند.»

وی در سال های نخست شكل گیری جنبش مشروطیت و ظهور حزب دموكرات در ایران از جمله طرفداران جدی در این زمینه شد و در صف آزادیخواهان یزد قرار گرفت.

قسم به عزت و قدرت و مقام آزادی
كه روح بخش جهان است نام آزادی
هزار بار بود به ز صبح استبداد
برای دسته پا بسته ، شام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن كس
كه داشت از دل و جان احترام آزادی

فرخی یزدی در این دوران به دلیل سرایش یك شعر انتقادی در ارتباط ضیغم‌الدوله قشقایی حاكم یزد راهی زندان شد. بر پایه گفته برخی به دستور حاكم وقت، دهان وی را با نخ و سوزن دوختند كه این امر سبب اعتراض مردم شد اما حكومت این موضوع را تكذیب كرد. در نهایت این آزادیخواه پس از گذشت 2 ماه از زندان فرار كرد.

وی مدتی بعد در 1300 خورشیدی راهی تهران شد و با روزنامه های مختلف آن دوران به همكاری پرداخت. مطالب انتقادی او سبب شد تا افراد زیادی به دشمنی و مخالفت با این شاعر بپردازند و شرایط را بر فرخی یزدی سخت كنند.

این آزادیخواه در سال های نخست جنگ جهانی اول به عراق سفر كرد و برای مدتی در آنجا روزگار گذراند اما به علت اینكه مورد تعقیب انگلیس بود، به كشور بازگشت. او همچنین در «جشن دهمین سال انقلاب اكتبر» با دعوت دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شركت كرد.

این مبارز در دوره نخست وزیری وثوق الدوله به دلیل مخالفت با «قرارداد 1919» دگربار به مدت سه ماه زندانی شد. فرخی یزدی در مسیر دستیابی به آزادی تلاش های فراوانی انجام داد و تایید این ادعا را می توان در اقدام او در جهت انتشار روزنامه دانست زیرا در آن دوران پراختناق با فضای محدود برای فعالیت های سیاسی- اجتماعی و عدم آگاهی جامعه به دنبال رشد روزنامه نگاری و تحول در اجتماع بود و در این راه مشكلات گوناگونی را از سر گذراند و از جان خویش مایه گذاشت.

وی با انتشار «روزنامه طوفان» به درج مقاله های تند علیه «سردار سپه» و دخالت انگلیسی ها در حكومت ایران پرداخت كه این روزنامه چندین بار به دلایل مختلف توقیف و تعطیل شد. او هنگامی كه روزنامه طوفان را منتشر می كرد، «قرائت خانه طوفان» را راه اندازی كرد و این مهم نیز ثابت می كند كه به چه میزان در اندیشه گسترش آگاهی و افزایش سواد عمومی بوده است. در این مكان او تعدادی كتاب و مجله برای مطالعه عموم مردم گذاشته بود.

همچنین این مبارز نستوه به عنوان نماینده یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی برگزیده شد و در جناح اقلیت به دفاع از حقوق مردم پرداخت اما با پایان كار این نهاد او رهسپار آلمان شد.

این روزنامه نگار در 1311 خورشیدی با ترغیب عبدالحسین تیمورتاش به ایران بازگشت اما مدتی بعد برای او پرونده‌ای با عنوان «اسائه ادب به مقام سلطنت» گشوده و در دادگاه به 27 ماه زندان محكوم شد كه در دادگاه تجدیدنظر مدت زمان زندانش به سه سال افزایش یافت و اینگونه او برای چندمین بار به زندان رفت و سرانجام در 25 مهر 1318 خورشیدی در زندان قصر به قتل رسید و درگذشت.

دیوان فرخی یزدی برای نخستین بار در 1320 خورشیدی به كوشش حسین مكی گردآوری و چاپ شد. اشعار وی در طول سال های 1320 تا 1378 خورشیدی تمامی برگرفته از چاپ مكی بوده است. به طور كل باید گفت بررسی مجموعه آثار و دیدگاه های فرخی یزدی نشان می دهد كه وی از چندین بعُد به تحلیل مسایل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانه خود پرداخته و آنها را در آثار خویش بازتاب داده و همین عامل سبب ماندگاری اثرهای این شاعر شده است.

شب چو در بستم و مست از می‌نابش كردم
ماه اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم
دیدی آن ترك ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش كردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم كه خرابش كردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افكندم و آبش كردم
غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش كردم

**پژوهشم**2002**9131