۲۱ مهر ۱۳۹۷،‏ ۱۱:۰۸
کد خبر: 83063804
۰ نفر
حسین بهزاد، فردوسی نگارگری

تهران- ایرنا- حسین بهزاد شاعر رنگ‌ها را می‌توان فردوسی نگارگری نام نهاد، در دوره‌ای كه آثار به سمت نقاشی‌های روسی و دوره باروك متمایل، و آداب و رسوم مغولی راوی محتوای مینیاتورهای ایرانیان بود، استاد این هنر را به سمت نقاشی‌های ایرانی بازگرداند.

به گزارش ایرنا، شیوه نقاشی‌های مینیاتور قبل از حسین بهزاد همان شیوه رایج مغولی بود كه حتی آداب و رسوم مغول‌ها در نقاشی‌ها روایت می‌شد و چهره‌ها شبیه هم و یكنواخت بودند و بهزاد چهره‌های كاملاً ایرانی را وارد مینیاتور كرد ولی نه آن قیافه‌های قالبی و شبیه به یكدیگر كه در نقاشی‌های قاجار مرسوم بود بلكه با تنوع چهره‌ها.
ویژگی‌های شیوه كار او بر اساس مكتب اصفهان بنا شده است و بهزاد در نشان دادن حالات درونی و روحی افراد در نقاشی‌هایش بسیار تاكید داشت و با اضافه كردن سایه ها و همچنین رعایت قوانین مناظر و پرسپكتیو نقش بسزایی در فرم بصری مینیاتور ایجاد كرد.
فرم در مینیاتورهای بهزاد نسبت به گذشته به تحولی دست می‌یابد كه رنگ‌های محدود، با تونالیته‌های تك رنگ و درخشان همراه با پرهیز از ریزه‌كاری‌های زائد و تصاویر شلوغ به نوعی حضور مینیمالیست در مینیاتور را تداعی می‌كند.
بهزاد با بكارگیری چهره بزرگان علم و ادب و هنر در نقاشی‌ها و همچنین ترسیم آداب و رسوم زندگی مردم در تابلوهای بزرگ كه پیش از این در ابعاد كوچك كتاب مطرح بود در ترفیع جایگاه این نقاشی نقش مهمی ایفا كرد.
هر چند بهزاد معتقد به پیروی از سبك خاصی در نگارگری نبود ولی ابداعات و تغییرات ایجاد شده توسط او به عنوان «سبك حسین بهزاد» شناخته شد كه بر آثار نگارگران هم عصر خود تاثیر فراوانی گذاشت.
با مبنا قرار دادن حضور بهزاد در فرانسه، عمر حرفه‌ای استاد را می‌توان با دو دوره قبل و بعد از این سفر تقسیم كرد.
به نحوی كه عمده نقاشی‌های حسین بهزاد قبل از سفر به فرانسه محدود به رونگاری‌های هنرمندان قدیمی همچون كمال‌الدین بهزاد و رضا عباسی از مینیاتوریست‌های صاحب نام دوران صفویه است و به واسطه همین استعداد و توانایی ویژه وی، نامش بر سر زبانها افتاد و دلالان ‌توانستند آثار بهزاد را به عنوان كارهای قدیمی و عتیقه بفروشند و پول‌های گزافی به دست آورند.
در این دوره است كه بهزاد برای تذهیب یك نسخه قدیمی خمسه نظامی به كار گماشته شد كه همچون تعداد زیادی دیگر از كارهای او به یك موزه غربی یا مجموعه‌دار به‌عنوان یك اثر دوره صفوی فروخته شد. بهزاد خود ادعا می‌كند كه این نسخه خمسه سفارش فتوح‌السلطان بوده و توسط او به موزه بریتانیا (بریتیش میوزیم) فروخته شده است.
در این دوره است كه به ادعای خود استاد، بهزاد به سفارش فتوح‌السلطان تذهیب یك نسخه خمسه را كار كرده و توسط سفارش‌دهنده به‌عنوان یك اثر دوره صفوی، به موزه بریتانیا فروخته شده است.
بهزاد در سال 1314 به واسطه موسیو رابینو باستان‌شناس فرانسوی به فرانسه سفر كرد و در مدت یك سال حضور در این كشور به موزه‌های لوور، گیمه و ورسای ‌رفت و آثار قدیمی مینیاتور ایرانی و شرقی را مطالعه ‌كرد.
او به شدت شیفتهٔ نقاشی بود به‌ طوری‌كه در توصیف علاقه‌اش به نقاشی می‌گوید: «احساس ناشناخته و گنگی مرا به سوی نقاشی می‌كشید و من وقتی به پیروی از این احساس مداد یا قلم به دست می‌گرفتم، مثل تشنه‌ای كه به بركهٔ زلال و گوارایی رسیده باشد، حس می‌كردم سیراب شده‌ام. نقاشی دنیای من بود».
این دوران نقش مهمی در شكل‌گیری شخصیت هنری بهزاد دارد به نحوی كه وی در توصیف این سفر گفته است: «من در این مسافرت شكفته شدم و خودم را شناختم و پنجه‌های من از آن پس شور و احساس نوظهور تازه‌ای یافت. مطالعهٔ من در سبك‌های مختلف نقاشی ایرانی و خارجی بدین منظور بود تا سبكی به‌وجود بیاورم كه ضمن داشتن خصایص ایرانی با هنر روز دنیا نیز منطبق باشد.»
بهزاد بعد از بازگشت از فرانسه به تدریج كارهای تجاری را كنار گذاشت و خلق شاهكارهای هنری همچون تابلوهای فردوسی، فتح بابل، ایوان مداین، شب قدر حافظ و نفت یادگارهای این دوره از عمر او هستند.
بهزاد به دنبال ایجاد سبكی جدید در نگارگری ایران بود كه با پیروی از اصول اصلی نگارگری، تقلیدی از گذشتگان نباشد و موفق شد با نوآوری در هنر نگارگری، این هنر اصیل و ارزشمند ایرانی و اسلامی را متحول كند.
بهزاد درباره شكل‌گیری سبك خود چنین گفته است: شیوه نقاشی مینیاتور كه به صورت تقلید غلط و ناپسندی درآمده بود رفته رفته از بین می‌رفت، من كوشش داشتم سبكی به وجود آورم تا این هنر ملی فراموش نشود.»
همچنین ژان كوكتو نویسنده و هنرمند فرانسوی دربارهٔ آثار وی چنین اظهارنظر كرده ‌است: «اگر مشرق‌زمین با قصه‌های هزار و یك شب و كاخ‌های طلایی و كنیزكان زیبایش برای ما داستان‌ها گفته است ولی این بار، مردی با موهای سفید و چشمان با نفوذ و اندامی با خط‌ها و رنگ‌هایش اَشكال افسون‌كننده‌ای را در مقابل چشمان ما گسترده است.»
سیمین دانشور در مقاله‌ای با عنوان تحول در آثار بهزاد نوشته است: «مهم‌ترین مشخصه مینیاتور و هنرهای شرقی، به طور كلی، حوصله و شكیبایی هنرمند است كه گویی زمان در نظر او ارزشی ندارد. مینیاتور زیبایی ذهنی، موردنظر هنرمند است، نه زیبایی عینی و طبیعی.»
كتاب «رنج و رنگ» به بررسی شخصیت حسین بهزاد به عنوان پدر مینیاتور معاصر ایران به قلم محمدرضا اسدزاده می‌پردازد، كه مهرماه امسال منتشر شد.
اسدزاده مولف كتاب در مراسم رونمایی از كتاب گفت: بهزاد، هنرمندی كه ناشناخته زیست و گمنام رفت و شعله‌های تحول‌گرایی در هنر ایرانی را برافروخت. او كه رنج‌های بسیار كشید؛ از غم نان تا غم دلالان و سالوس‌صفتان فرهنگ چنان كه استاد بهزاد برای دیروز و امروز و فردای ما نوشت: «می‌دانم كه با غم نان، از آغاز تا پایان خوگرفته‌ام اما غم دلالان فرهنگ مرا می‌كشد.»
حسین بهزاد در سال 1273 در تهران به دنیا آمد. پدربزرگش، میرزا لطف‌الله، از نقاش‌های شهیر شیراز بود و پدرش میرزا فضل‌الله، به قلمدان‌سازی و نقاشی آبرنگ می‌پرداخت. 7 ساله بود كه نزد پدر و پدربزرگش علوم و هنر نقاشی را آموخت و در نسخه‌های سبك اواخر تیموری و صفوی تخصص پیدا كرد.
بهزاد در طول زندگی خود نزدیك به 400 كار هنری آفرید، 17 نمایشگاه در داخل و خارج از ایران برگزار كرد و همچنین در اواخر عمر، از هنركده هنرهای تزئینی، دكترای افتخاری دریافت كرد و چندین جایزه و مدال گرفت.
استاد بهزاد نقاش و مینیاتوریست نام‌آور كشور 21 مهر 1347 در سن 74 سالگی در تهران درگذشت.
سازمان میراث فرهنگی ایران در سال 1371 هجری خورشیدی تصمیم گرفت موزه‌ای دائمی از آثار حسین بهزاد به ‌وجود آورد. به همین جهت یكی از كاخ‌های واقع در مجموعه سعدآباد به نام كاخ كرباسی را به این امر اختصاص داد و سپس طی قراردادی با پرویز، پسر حسین بهزاد، 289 عدد از آثار استاد را به این ساختمان منتقل كردند.
فراهنگ**9031** 1055