۱۸ مهر ۱۳۹۷،‏ ۱۱:۲۸
کد خبر: 83060998
۰ نفر
تمدن شهري ايران و هويت ايراني - عباس آخوندي*

تهران- ايرنا- هويت از منظر كاركردي ناظر بر پذيرش نقش و مسئوليت است و نقش و مسئوليت ايرانيان در اين پهنه از جهان همواره حفظ همبستگي اجتماعي و برقراري صلح بوده ‌است.

بنابراين، تكيه و تاكيد بر مفهوم‌هايي چون بازخواني تمدن ايران‌شهري، بازتعريف ايران و تكيه بر هويت ايراني نه تنها به مفهوم عزلت‌گزيني در منطقه نيست كه عيناً ايفاي نقش فعال در هم‌زيستي صلح‌آميز اقوام با تيره‌ها، زبان‌ها، دين‌ها و مذهب‌هاي مختلف در اين حوزه‌ي تمدني و سهولت و رواني مبادله مادي و فرهنگي در منطقه است. اين رويكرد بر سه پايه استوار است:
يكم: نظم اجتماعي حاصل از شكل‌گيري يك تمدن تحت تاثير تحول فناوري و دانش به‌طور مدام و با سرعت رشد تكنيك تغيير مي‌كند. ليكن، معرفت جمعي حاصل از آن ديرپاتر است. هرچند اين معرفت نيز با تغيير انگاره‌هاي ذهني و پاردايم‌هاي غالب نيز دچار تحول مي‌شود، ولي تغييرهاي آن آهسته‌تر و همراه با پيوستار و يا گسست‌هاي تاريخي قابل رديابي و شناسايي است. هنوز پس از گذشت چند هزار سال، نوروز، نوروز است و جامِ جم، جام جم است. با اين تعريف، تمدن نشان از فراگرد و تحول دارد و در صورت ناسازگاري و يا ناتواني در بازتعريف خود با انگار‌ه‌ها و پاردايم‌هاي جديد و هم‌چنين، كاربست درست فناوري‌ها، ابزار توليد و سبك زندگيِ جديد محكوم به فناست. هم‌چنان‌كه برخي از تمدن‌هاي شناخته‌شده جهاني در ادامه‌ي حيات خود منقرض شدند.
كاربست غلط فناوري‌هاي جديد جنبه مادي زندگي ما و ظرفيت‌هاي زيست‌محيطي تداوم حيات در ايران را در معرض تهديد قرار داده‌است. هم‌چنين، در جريانِ رويارويي اين تمدن با انديشه‌هاي مدرن هنوز، بازتعريف اميدواركننده‌اي ارائه نشده‌است. در عينِ حال، ظرفيتِ پيوندِ ما با تاريخ و فهم و درك ما از جهانِ پيرامونِ‌مان در عصرِ جهاني‌شدن در همين انگار‌ه‌هاي ذهني و عيني ما از تمدنِ ايران‌شهري كه هنوز زنده ‌است، نهفته ‌است. حكمت ايراني و يا به قولي شرقي به‌طور مداوم خود را پس از رويارويي با اسلام و يونان بازتعريف كرده و هنوز پس از رويارويي با مدرنيته نشانه‌هاي زندگي در آن مشهود است.
جهان ايراني هنوز بسيار فراخ‌تر از جغرافياي رسمي دولت - ملت ايران است و هنوز حس تعلق به اين جهان قوي‌ترين رشته‌ي پيوند ما با پيرامونِ‌مان از ميان‌رودان تا آسياي ميانه و قفقاز شمالي و از شبه‌قاره تا ساحل مديترانه است. بنابراين، تاكيد بر تمدن ايران‌شهري عامل پيوند است و نه گسست. به شرط آن‌كه، اين حوزه‎‌ي تمدني در تمام سياست‌هاي بين‌المللي، امنيتي، تجاري، ارتباطي، حمل‌ونقلي و فرهنگي ما در ايران در اولوليت قرار گيرد.
دوم، هويت ايراني صرفاً ناظر بر يادآوري ريشه‌ها و پيوندهاي ايرانيان با جهان پيرامونِ‌شان نيست. بلكه، اين هويت ناظر بر نقشِ و مسئوليت ايرانيان در و در برابر جهانِ ايراني نيز هست. هويتِ ايراني نبايد صرفا ناظر بر افتخارهاي اسطوره‌اي، تاريخي و يا تاكيد بر خليج هميشه فارس باشد. بلكه، آن بايد ناظر بر بازخواني نقشِ ما در جهانِ ايراني امروز و مسئوليت ما در برابر درد و رنج مردمان اين جهان نيز باشد. ما بايد ببينيم سهم ما در توسعه، رشد، امنيت، يكپارچگي، صلح، آموزش و اعتلاي فرهنگِ جهان ايراني، در روزگار معاصر چيست. آيا ما هيچ حسي در برابر درد و رنج مردم افعان داريم؟ آيا گسست‌هاي خود را آسياي ميانه مي‌بينيم؟ آيا هيچ‌گاه فكر كرده‌ايم كه حتي يك در ده‌هزار ما ايرانيان هيچ حسِ امروزيني از خجند، بخارا، سمرقند، خوارزم، هرات و هزاران نشانه‌ي فرهنگ و تمدنِ ايراني نداريم؟
سوم، روزگارِ جهاني‌شدن، دوره‌ي شكل‌گيري پديده‌هاي فرامليتي و پيوندهايي با مقياسي بزرگ‌تر از دولت‌-ملت‌هاست. نشانه‌هاي آن شركت‌هاي فرامليتي، سازمان‌هاي مردم‌نهاد فرامليتي، سازمان‌هاي بينِ دولتي جهاني و يا اتحادهاي منطقه‌اي است. گفته مي‌شود كه ايرانيان در اغلب اين نهادها يا غايبند و يا بسيار در حاشيه مي‌باشند. يكي از علت‌هايي كه براي اين امر ذكر مي‌شود آن است كه ايرانيان اساساً امكان تعريف منافع مشترك با ساير ملت‌ها را ندارند. آنها منافع ديگران را بلافاصله در برابر خود تعريف مي‌كنند. لذا، بي‌درنگ طرح هر نوع منفعت مشترك حمل بر توطئه و يا وطن‌فروشي و اتهام‌هايي از اين دست مي‌گردد. دانش‌آموزان ايراني، از كودكي روي نيمكت‌هاي مدرسه جز هم‌شهريان خود دوستي و هم‌بازي ديگري با مليت و يا رنگِ پوستِ متفاوتي را تجربه نمي‌كنند. اين حسِ تنهايي ايرانيان را همواره نگران مي‌كند. در نتيجه، ايرانيان همواره در موقعيت تدافعي قرار دارند. براي خروج از اين وضعيت، آيا بستر طبيعي و فرهنگي تاريخي تجربه‌شده‌اي جز زندگي در جهانِ ايراني و حسِ مشترك در اين حوزه‌ي تمدني داريم؟
از اين رو است كه به گمانِ من تكيه بر تمدن، هويت و مفهوم ايران راه پيوند ما با جهان است و نه گسست.
.............................
* وزير راه و شهرسازي