ضرورت ایمن سازی مدارس منطبق با استانداردهای جهانی

تهران- ایرنا- دغدغه اصلی خانواده ها ایمن بودن محیط تحصیلی فرزندان آنان است و خواستار توجه جدی به آن هستند. در چنین شرایطی باید با تخصیص منابع بیشتر به منظور تقویت زیرساخت ها از چنین سوانح و رویدادهای غیرمترقبه كاست كه این مهم نیاز مبرم به اقدام های پیشگیرانه و توجه جدی مسوولان دارد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ « تامین فضای ایمن و استاندارد در مدارس؛ دغدغه اصلی خانواده ها، خاموشی صدایِ شفیع جامعه ورزش و مهار آسیب های اجتماعی با شناخت علمی و ریشه یابی» از جمله مهمترین موضوعات اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود كه در مطبوعات امروز (چهارشنبه) برجسته شده است.

** تامین فضاهای ایمن و استاندارد در مدارس، دغدغه اصلی خانواده ها
ایمني در برابر خطرات ناشي از تجهیزات از جمله مواردي است كه در طراحی فضای مدارس باید منطبق با استانداردهای معتبر جهانی باشد كه هر یك قوانین خاص خود را مي‌طلبد. این مهم با نظارت كامل از نظر ملاحظات فنی در مراحل مختلف ساخت و ساز و همچنین نگهداری و رسیدگی صحیح از ساختمان برای پیشگیری از حوادث همواره باید مد نظر مسوولان قرار گیرد.

روزنامه «ایران» با درج مطلبی با عنوان «تحصیل زیر سقف 32 هزارمدرسه ناایمن» از وضعیت فرسوده مدارس در مناطق مختلف كشور به ارایه گزارشی پرداخت و نوشت: فقط 16 روز توانست پشت میز و نیمكت‌های مدرسه بنشیند و با همكلاسی‌هایش كودكی كند. فقط 16 روز طعم پرهیاهوی كلاس درس، مدرسه رفتن و ذوق و شوقش را چشید. از دنیا ویسی می‌گویم همان دانش‌آموز كلاس اولی كه دیوار مدرسه بر سرش آوار شد و زیر همین دیوار سنگین جان داد. دیروز پیكر نحیف دنیا را به خاك سپردند و پدر و مادر روستایی و كشاورزش با كودك شان برای همیشه وداع كردند، وداعی تلخ كه هرگز این حادثه از یادشان نخواهد رفت. مثل خداحافظی كودك و همسر حمید رضا كنگوزهی همان معلم فداكاری كه برای نجات دانش‌آموزانش و در حادثه ریزش دیوار مدرسه جان داد و یا وداع آخر پدر و مادر فریبا كودك سیستانی كه دو سال پیش اوهم مثل دنیا دیوار‌های مدرسه جانش را گرفت.

در ادامه این گزارش می خوانیم: بر اساس آمارها 30 درصد مدارس كشور فرسوده و نیازمند مقاوم سازی، تخریب و بازسازی هستند. البته این 30 درصد عدد كمی نیست. بر اساس آمارها 107 هزار فضای آموزشی، پرورشی و ورزشی و 530 هزار كلاس درس در كشور وجود دارد كه بر اساس برآوردهایی كه انجام داده‌ایم از این تعداد 32 هزار فضای آموزشی نیازمند مقاوم ‌سازی و تخریب است. همچنین ساختمان های با عمر مفید 30 تا 35 سال و بیشتر، تخریبی شناخته می‌شود و با توجه به این‌كه زمان تصویب اولین آیین نامه زلزله به سال 1367 برمی گردد، مدارسی كه قبل از این تاریخ ساخته شده‌اند نسبت به زلزله، مقاوم نیستند و باید تخریب یا مقاوم‌ سازی شوند البته معتقدیم با نگهداری مناسب مدارس باید عمر مفید ساختمان های آنها را بالا ببریم. اعتبار سالانه ما در حدود 2 هزار میلیارد تومان است این درحالیست كه اگر بخواهیم به‌طور ویژه تمام مدارس را بازسازی كنیم مبلع 40 هزار میلیارد تومان بودجه لازم داریم. 11استان كشور، زیر خط میانگین هستند. از لحاظ پراكندگی سرانه فضای آموزشی در مناطق شهری و روستایی سرانه فضاهای آموزشی شهری 4.96 مترمربع است و از سرانه متوسط كل كشور، كمی پایین‌تر است و حدود 15 استان كشور زیر خط میانگین فضای آموزشی شهری هستند.

روزنامه «قانون» در گزارشی با عنوان ««دنیا» زیر آوار ماند» می نویسد: دنیا ویسی دختربچه هفت ساله سنندجی صبح روز دوشنبه زیر آوار مدرسه‌ای كه در آن می خواند جان سپرد. معلوم نیست چه كسی جنازه او را پیدا كرده و به اطرافیان خبر داده است اما آنچه معلوم است اینكه وقتی بالای سر دنیا رسیدند او كشته شده بود. همچنین ابهاماتی درباره نحوه كشته شدن او وجود دارد كه «قانون» بعد از دستیابی به مدارك محكم تر آن را منتشر خواهد كرد. این دختر بچه هفت ساله 16 روز پس از پا گذاشتن به كلاس درس برای تحصیل علم و دانش بر اثر ریزش دیوار حیاط مدرسه، قربانی رویایی شد كه این روزها دانش آموزان یك سوم مدارس كردستان را در معرض خطر و تهدید قرار داده است. می گویند ساختمان این مدرسه فرسوده و غیراستاندارد و ساخت آن به سال 59 بر می گردد و استفاده از آن از روی ناچاری و به دلیل نبود فضای آموزشی بوده است.

در ادامه این گزارش می خوانیم: طبق اعلام اداره كل آموزش و پرورش كردستان بر اثر ریزش بخشی از دیوار حیاط آموزشگاه روستایی به علت فرسوده بودن بنا، یك دانش آموز پایه اول به نام دنیا ویسی مصدوم و سریعا توسط معلم مدرسه و پدرش به بیمارستان بعثت سنندج منتقل شد ولی او بر اثر جراحات وارده فوت كرد. مدرسه روستای گرماش سال 1359 تاسیس شده و اكنون سی و هشتمین سال بهره برداری خود را سپری می كند. مسئولان آموزش و پرورش كردستان می گویند جزو مدارس فرسوده است حال به عنوان نگارنده سوال دارم: چرا به زعم اینكه مدرسه فرسوده است و احتمال وقوع یك حادثه در آن می رود نسبت به ایمن سازی آن با اندك هزینه ای اقدام نشده است؟ حادثه به نوعی شبیه حادثه آتش سوزی مدرسه دخترانه انقلاب اسلامی شین آباد در شهرستان پیرانشهر بود اما این بار جان دانش آموزی را گرفت كه شاید در آینده با تلاش های خود تبدیل به شخصیتی مهم و تاثیر گذار می شد ولی با یك سهل انگاری، امروز بر دوش خانواده اش به خاك سپره می شود. قبل از ظهر روز دوشنبه بر اثر ریزش بخشی از دیوار حیاط آموزشگاه مدرسه روستایی به علت فرسوده بودن بنا، یكی از دانش ‌آموزان پایه اول این آموزشگاه به نام دنیا ویسی مصدوم و سریعا توسط مدیر آموزگار و پدرنامبرده به بیمارستان بعثت سنندج اعزام شد.

روزنامه «آرمان» با درج گزارشی با عنوان «آوار مدرسه مرگ می‌آفریند» می نویسد: دوشنبه با اسم‌ دنیا ویسی، دانش‌آموز پایه اول دبستان در روستایی در سنندج بر اثر ریزش دیوار مدرسه جان باخت. این حادثه تلخ و دلخراش همزمان با 16 مهر روز جهانی كودك اتفاق افتاد. همان روزی كه مسئولان آموزشی كشور، جشن‌های رنگارنگ می‌گیرند و خودشان را «متعهد» به رعایت اصول و استانداردهای آموزشی نشان می‌دهند؛ همان روزی كه وزیر آموزش ‌وپرورش از شادابی و نشاط كودكان گفت و با آنها عكس‌های یادگاری گرفت. وزیر آموزش ‌‌وپرورش، چند ماه پیش نیز كف كلاس بی‌میز و نیمكت مدرسه روستایی محروم در سیستان‌ وبلوچستان نشست، با دانش‌آموزانش سلفی گرفت و توئیت كرد كه «شرمنده است»؛ شرمنده است كه هنوز چنین فضاهای آموزشی ناایمن و غیراستانداردی در ایران وجود دارد؛ شرمنده است كه بهسازی و ایمن‌سازی مدارس هنوز به نتیجه نرسیده ‌است.

در ادامه می خوانیم: از این تعداد مدارس فرسوده كشور، ١٢ درصد تخریبی هستند و ١٨درصد باید مقاوم‌سازی شوند. او اعلام كرده در مجموع ١١ استان زیر خط میانگین كشوری از نظر فضای آموزشی هستند. بالغ بر 30 درصد از فضاهای آموزشی كردستان، فاقد آیتم‌هاي استاندارد و ایمنی لازم هستند و هر لحظه امكان فرو ریختن ساختمان مدرسه وجود دارد. در هر شهرستاني به دفعات شاهد نامه ‌نگاری ‌هاي مدیران مدارس و مدیران شهرستاني هستیم كه نگراني خود را به ویژه بابت احتمال فررویختن دیوارهاي حیاط مدارس ابلاغ كرده‌اند و هر بار این نامه‌ها در انبوه مطالبات اولي‌تر گم مي‌شوند و جوابي درخور نمي‌یابند. از سوی دیگر، مسئولان ارشد آموزش‌وپرورش در استان با این معضل جدي مواجه هستند كه چنانچه فعالیت مدارس غیراستاندارد را متوقف كنند، با بحران فضاي آموزشي مواجه می‌شود.

** خاموشی صدایِ شفیع جامعه ورزش
بهرام شفیع در 1335 خورشیدی در تهران متولد شد. او گزارشگر، مجری و مدیر ورزشی بود كه نام و چهره او با برنامه هفتگی ورزش و مردم كه از دهه شصت از شبكه یك پخش می‌شد، در خاطره این مرمان است، وی ریاست فدارسیون هاكی رو از سال 1384 یعنی چهار دوره متوالی بر عهده داشت. روز گذشته بهرام شفیع به دلیل سكته قلبی در یكی از بیمارستان های تهران درگذشت.

روزنامه «آرمان» در گزارشی با عنوان «بهرام شفیع به خاطره‌ های ورزشی پیوست» می نویسد: برنامه ورزش و مردم را نسل‌های قدیمی‌تر زیاد به خاطر دارند. این برنامه زمانی تنها برنامه ورزشی تلویزیون بود و یكشنبه شب ‌ها بینندگان زیادی را پای جعبه جادویی می‌نشاند. بهرام شفیع متولد 1335 و بچه محله قدیمی پامنار تهران بود. وی فرزند كارمند وزارت اقتصاد ودارایی بوده و دو برادر دارد، یكی دكتر بهنام شفیع پزشك متخصص سرطان شناسی است و دیگری مهندس بهروز شفیع كارشناس ارشد راه و ساختمان، بهرام شفیع دوره ابتدایی و متوسطه را در مدرسه برزویه و دبیرستان علوی تهران گذراند، لیسانس علوم سیاسی را از دانشگاه تهران گرفت و سپس مدرك دوره ارشد تهیه كنندگی و گزارشگری را از اتحادیه رادیو تلویزیونی آسیا و اقیانوسیه( ABU) كسب كرد. وی كه در ایام جوانی بازیكن میانی تیم فوتبال قصر یخ تهران بود از سال 1359 همكاری خود را با تلویزیون آغاز كرد. طی سال‌های گذشته كه تهیه و اجرای برنامه تلویزیونی «ورزش و مردم» را برعهده داشته نتوانستند مدركی رسمی علیه او ارائه دهند و وی را متهم به طرفداری از یك تیم خاص كنند.

در ادامه این گزارش می خوانیم: شفیع كه گزارش‌های بیادماندنی و مهمی از وی به یاد مانده است، تا همین هفته گذشته اجرای برنامه ورزش و مردم را پیش می‌برد و دو هفته‌ای بود كه این برنامه را به صبح جمعه منتقل كرده بود. علی پروین اسطوره فوتبال ایران با انتشار پستی در اینستاگرام خود درگذشت شبفع را تسیلت گفت و نوشت:«قلب ورزش و مردم ایستاد. باوركردنی نسیت رفتن بهرام شفیع. روحش شاد و یادش گرامی.» علی دایی اسطوره فوتبال ایران در اینستاگرامش نوشت:«از شنیدن خبر فوت بهرام شفیع بسیار متاثر شدم، بنده این واقعه دردناك رو خدمت اهالی رسانه و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می كنم و اینجانب را در غم خود شریك بدانند». فدراسیون فوتبال، كمیته ملی المپیك، باشگاه ‌های استقلال و سایپا، سید مهدی رحمتی و سید جلال حسینی نیز در پیام‌های جداگانه‌ای در گذشت بهرام شفیع را تسلیت گفتند.

روزنامه «قانون» در یادداشتی با عنوان «خاموشی صدای ورزش و مردم» می نویسد: بهرام شفیع، مجری پیشكسوت تلویزیون عصردیروز سه شنبه 17 مهر بر اثر سكته قلبی درگذشت. مرحوم شفیع كار اجرای تلویزیونی را با برنامه «ورزش و مردم» آغاز كرد و تا هفته گذشته مخاطبان «ورزش و مردم» را از آخرین اطلاعات مربوط به ورزش كشور آگاه كرد اما بعد از ظهردیروز دار فانی را وداع گفت.

در ادامه این یادداشت می خوانیم: این مجری 63 ساله كه از اوایل دهه شصت در شبكه اول سیما به عنوان گزارشگر مشغول به كار شد، علاوه بر اجرا و تهیه كنندگی برنامه های ورزشی در صدا و سیما ،ریاست فدراسیون هاكی ایران را نیز در پرونده خود داشت و در راه توسعه این ورزش در كشور زحمات زیادی كشید.بهرام شفیع عصردیروز و پس از سكته قلبی به بیمارستان بهمن تهران منتقل شدو در همان بیمارستان دار فانی را وداع گفت.

روزنامه «همدلی» در مطلبی با عنوان « شفیع «ورزش و مردم» رفت» می نویسد: پس از انقلاب همكاری خود را با سازمان صدا و سیما آغاز كرد و با شركت در آزمون صدا و سیما در سال 1361 به استخدام رسمی این سازمان درآمد. او جزء نخستین نسل برنامه ‌سازان ورزشی بعد از انقلاب در تلویزیون بود. او خواهرزاده خدیجه ثقفی همسر امام خمینی است. بهرام شفیع، مجری برنامه ورزش و مردم درگذشت. بهرام شفیع، گزارشگر و مجری مشهور تلویزیون بعدازظهر روز گذشته در بیمارستان بهمن درگذشت.

در ادامه این مطلب می خوانیم: بهرام شفیع، 62 ساله، كه از اوایل دهه شصت در شبكه اول سیما به عنوان گزارشگر مشغول به كار شد، در دهه گذشته نیز رئیس فدراسیون هاكی ایران بود و موفقیت‌هایی را در این رشته ورزشی كسب كرد. شفیع كه گزارش‌های به‌یادماندنی و مهمی از وی به یاد مانده است، تا همین هفته گذشته اجرای برنامه «ورزش و مردم» را پیش می‌برد و دو هفته‌ای بود كه این برنامه را به صبح جمعه منتقل كرده بود. شفیع در سال 1335 در محله پامنار تهران به دنیا آمد. پدرش كارمند وزارت اقتصاد و دارایی است. دوران ابتدایی را به مدرسه برزویه رفت و دوران متوسطه را در دبیرستان علوی تهران گذراند. او دارای مدرك كارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مدرك دوره ارشد تهیه‌كنندگی و گزارشگری از اتحادیه رادیو تلویزیونی آسیا-اقیانوسیه (ABU) بود.

** مهار آسیب های اجتماعی با شناخت علمی و ریشه یابی
آسیب های اجتماعی به برخی از نابسامانی ها و نابهنجاری های رفتاری افراد یك جامعه اطلاق می شود كه ریشه در بی نظمی ها دارد و دارای پیامدهای نامطلوبی برای اجتماع است. بر همین اساس آسیب شناسی اجتماعی علمی با مطالعه، ریشه یابی، شناخت و بررسی راهكارهای رفع آن می تواند در مهار این معضل ها راهگشا باشد.

روزنامه «ایران» با درج مطلبی به عنوان «جولان نابسامانی‌ ها در متن حاشیه نشینان شهری» در گفت وگو با رضا جعفری، رییس اورژانس اجتماعی كشور وضعیت آسیب‌ های اجتماعی در مناطق حاشیه نشین را بررسی كرد و نوشت: اعتیاد مهم‌ترین آسیب اجتماعی حاشیه شهر‌ها است و خرید و فروش مواد باعث شده حتی برخی از محلات حاشیه شهر به پاتوق ‌های توزیع مواد مخدر تبدیل شود. اغلب افرادی كه در این محلات زندگی می‌كنند شغل ثابتی ندارند و از مهارت‌های بالایی برخوردار نیستند. به همین علت، به سمت سرقت و اعتیاد می‌روند. البته ما نباید به تمام ساكنان این محلات به چشم مجرم نگاه كنیم. به خاطر آنكه این شرایط در مورد همه صدق نمی‌كند. حاشیه نشینی در استان‌های سیستان و بلوچستان، زاهدان، مشهد، تهران، البرز و همدان بیشتر از استان‌های دیگر است البته، این معضل در تمام مناطق كشور وجود دارد و محدود به یك منطقه نمی‌شود. یك چهارم از جمعیت كشور ما در حاشیه شهرها و بافت‌ های فرسوده زندگی می‌كنند. محلاتی كه برخی از نقاط آن به علت نبود كنترل‌های اجتماعی نا امن است.

در ادامه این مطلب می خوانیم: یك چهارم از جمعیت كشور ما در حاشیه شهرها و بافت‌های فرسوده زندگی می‌كنند. محلاتی كه برخی از نقاط آن به علت نبود كنترل‌های اجتماعی نا امن است. علت اصلی مهاجرت به شهر و حاشیه‌های شهر پس از فقر، نبود امكانات آموزشی، درمانی و بیكاری است. به طوری كه، تعداد زیادی از جوان‌های روستایی در رشته‌هایی تحصیل كردند كه مناسب جامعه روستایی نیست و شرایط خاص كار را ندارند. به طور مثال جوان روستایی در رشته معماری یا مكانیك فارغ‌التحصیل می‌شود اما هیچ كاری متناسب با رشته‌اش پیدا نمی‌كند. وی به ادامه دار بودن روند مهاجرت از روستا اشاره می‌كند و می‌گوید: زمانی كه یك فرد روستایی به حاشیه شهرها مهاجرت می‌كند، بتدریج اعضای خانواده خود را هم می‌برد. اما مشكل ما در سال‌های اخیر این است كه مناطق ما به‌صورت یكپارچه و یكدست توسعه پیدا نكردند و دچار عدم تمركز ثروت در كشور هستیم. پس از بررسی‌هایی كه سال‌های گذشته انجام شد نتایج آن نشان داد كه اغلب آسیب‌های اجتماعی در این مناطق شكل می‌گیرد و به همین دلیل لازم است اقدامات‌مان را در این مناطق گسترده كنیم. بر همین اساس تمام پایگاه‌های خدمات اجتماعی بهزیستی را كه تعداد آن حدود 220 پایگاه است در مناطق حاشیه شهر مستقر كردیم.

روزنامه «آرمان» در مطلبی با عنوان «بستر برای مهارآسیب‌های اجتماعی مهیا نیست» به گفت وگو با امان الله قرایی مقدم پرداخت و نوشت: با بررسی اقدامات انجام شده در زمینه مهار و مدیریت آسیب‌ های اجتماعی باید گفت كه مسئولان امر تاكنون آن‌طوركه باید موفق عمل نكرده‌اند. برای مثال در زمینه ساماندهی معتادان متجاهر هر از گاهی آنها به اماكن مورد نظر هدایت شده و خدمات دریافت می‌كنند. هرچند بعد از گذشت مدتی فرد به چرخه اعتیاد باز می‌گردد. این مساله باعث هدر رفت انرژی و هزینه‌های ملی شده است. دلایل افزایش آسیب‌های اجتماعی از لحاظ علمی مشخص است. باید دانست كه بروز آسیب‌های اجتماعی به دلایل مختلف همچون اقتصاد، مسائل خانوادگی، كاهش باور و اعتقادات دینی، نامساعد بودن محل زندگی و.... بستگی دارد. برای مهار آسیب ‌ها با بررسی فعالیت ‌های مسئولان امر باید گفت كه نیروی انتظامی وظایف خود را انجام می‌دهد. هرچند نیروی انتظامی تنها عامل در مهار آسیب‌های اجتماعی نیست. همچنین این نهاد عامل رفع بیكاری، مسائل اقتصادی و سالم سازی خانواده نیست. نیروی انتظامی و دیگر نهادها در مهار آسیب‌های اجتماعی مجری هستند.

در ادامه این گفت وگو می خوانیم: در اصل بی‌سرپرستی، بد سرپرستی، طلاق، فقدان آموزش مهارت‌های اجتماعی و.... از مسائل تهدید كننده خانواده‌هاست. هم اكنون در خانواده‌ها فرزند سالاری وجود دارد. از سوی دیگر با اینكه در كتاب‌های درسی از آسیب‌های اجتماعی به كرات گفته می‌شود، اما بستر لازم برای این قضیه اندیشیده نشده است. از لحاظ اقتصادی نیز باید گفت كه در جامعه شاهد افزایش فقر به عنوان‌ام الفساد هستیم. بر اساس آمار از خرداد تا مهر سال‌جاری تعداد سرقت‌های خرد افزایش یافته است. این قضیه به دلایل نوسانات اقتصادی و نبود ثبات در بازار ارز بروز كرده است. از سوی دیگر با بررسی مدیریت‌های اعمال شده در حوزه آسیب‌ها باید گفت كه نظام مدیریت كشور قابل كنترل نیست. همگان بر این باور هستند كه با كنترل و اقدامات سلبی همچون حبس و اعدام از میزان جرائم در كشور كاسته می‌شود؛ غافل از اینكه برای مهار آسیب ‌های اجتماعی باید بسترها را تغییر داد، چون مهار آسیب‌های اجتماعی تحت تاثیر نژاد، ارث و اقلیم نیست، بلكه به دلیل نبود زیرساخت‌های مناسب میزان آسیب‌های اجتماعی افزایش پیدا می‌كند.

روزنامه «ابتكار» در گزارشی با عنوان ««طلاق» همچنان رو به رشد» نوشت: در كنار صعود آمار طلاق در كشور، وضعیت ثبت ازدواج ‌ها نیز نگران كننده است. گفتنی است براساس آمار ارائه شده توسط رئیس انجمن مددكاری اجتماعی ایران، آمار طلاق 6 درصد رشد داشته است. طلاق در سال 96 نسبت به سال 95 بیش از 6 درصد افزایش داشته و نرخ ازدواج نیز بین 11 تا 13 درصد كاهش را نشان می‌دهد. الان نسبت طلاق به ازدواج به حدود 24 رسیده است حال آن كه قبلا 22 بوده، لذا نشانه‌ای دال بر كنترل طلاق نمی‌بینم حتی اگر در بعضی استان ‌ها شاهد كنترل روند طلاق باشیم اما در مجموع روند طلاق رو به رشد است. طلاق در كشور ما به عنوان یكی از پنج اولویت حوزه آسیب‌های اجتماعی محسوب می‌شود و به ازای هر 3.4 تا 3.5 ازدواج یك طلاق به وقوع می پیوندد.

در ادامه این گزارش آمده است: گفتنی است سال گذشته 2 هزار و 500 زندانی مهریه با كمك‌های خیرین و با تلاش ستاد دیه كشور از زندان‌ها رهایی یافتند اما امسال با نوسانات قیمت سكه بیش از چهار هزار زندانی مهریه جای آنها را در زندان‌ها پر كرده‌اند. براساس لایحه‌ای كه در مجلس شورای اسلامی مطرح شده است، برای درنظر گرفتن سطح مهریه كسانی كه فرزند ندارند یك سوم درآمد خود را برای پرداخت مهریه بپردازند و كسانی كه متاهل و صاحب فرزند هستند تا یك چهارم درآمدشان را به این امر اختصاص دهند. بالا رفتن قیمت ارز و سكه از ابتدای تیر امسال روند رو به رشد زندانیان مهریه را به دنبال داشته كه با وجود كاهش نسبی آن در این روزها اما این معضل همچنان به قوت خود باقی است و پیش ‌‌بینی می‌شود اگر چاره‌ای قانونی اندیشیده نشود، حتی اگر قیمت سكه باز هم پایین بیاید، این مشكل همچنان باقی خواهد بود.

پژوهشم**9117**9131

سرخط اخبار پژوهش