چرا چنین شدیم

تهران- ایرنا- جامعه شناسان بر این باورند كه اخلاق از شرع یا هرجای دیگری كه نشات بگیرد به موازات فرهنگ و رفتارسازی، ضمانت اجرای قوی می خواهد و گرنه تضمین جدی برای رعایت آن وجود نخواهد داشت.

می گویند سابقه نداشته در طول تاریخ ایرانیان اینقدر خودخواه و طمعكار باشند كه هیچ چیز سالمی را برای خود و آیندگانشان باقی نگذارند.
عزت الله سام آرام جامعه شناس كه از وی به عنوان پدر مددكاری اجتماعی ایران نیز یاد می شود عقیده دارد: اگر طمع در یك جامعه رسوخ پیدا كرد از نظر فرهنگی رو به سقوط حركت می كند و بسیاری از آداب و رسوم اصیل و خوب آن نیز از بین می رود.
به گفته وی، انسان ها اگر طمعكار شدند همه چیز را می بلعند و چیزی را سالم نمی گذارند؛ نابودی محیط زیست در نتیجه طمع است زیرا انسان ها جنگل، كوه، دریا و انسان های دیگر را هم می بلعند(تضییح حقوق دیگران به خاطر خودخواهی).
وی بسیاری از آسیب ها از جمله احتكار، گرانفروشی، تصادف های ساختگی برای گرفتن خسارت، زیرآب زنی، كم فروشی و سوءاستفاده از موقعیت ها را درنتیجه حس طمع انسان ها می داند و معتقد است كه انسان طعمكار همه چیز را خراب خواهد كرد.

** علت احتكار حاجی برنج فروش چیست
به گزارش ایرنا این روزها شهروندان درحالی اخبار مربوط به احتكار كالاها و نیز فروش اجناسی كه به قیمت های قبل خریداری شده اند اما یا در انبارها خاك می خورند یا به قیمت های چند برابر فروخته می شوند را دنبال می كنند كه چندی پیش شنیدند: محتكر برنج در مكه حاجی شد.
این خبری بود كه در خلال گشت مشترك تعزیرات تهران چندی پیش اعلام و بیان شد: فردی كه سه هزار و 600 تن برنج در پایتخت احتكار كرده بود به سفر حج رفته بود.
ما ایرانیانی كه رویدادهایی اینچنین مثل احتكار یا گرانفروشی را دامن می زنیم همانانی هستیم كه زمانی، صبح اول وقت، وقتی مغازه ای نخستین مشتری اش را راه می انداخت و به قول معروف دشت می كرد، اگر مشتری دوم هم به همان مغازه می رفت مغازه دار كالایی به او نمی فروخت و می گفت: من دشت كرده ام، روبه رویی هنوز دشت نكرده برو آنجا بخر.
حالا اما احتكار، گران فروشی آشكار، فروش جنس و قطعه معیوب به جای محصول سالم و این چیزها دیگر نه تنها از سوی این افراد مذموم نیست بلكه حق و ضرورت محسوب می شود و كاسبان و حتی برخی متولیان اتحادیه ها و دیگر نهادهای متولی نیز این عمل را نه تنها احتكار نمی دانند بلكه از آن دفاع می كنند و می گویند اگر این كارها را نكنند ضرر می كنند.
استدلال این دسته از افراد این است كه به علت كاهش ارزش پول، مردم برای حفاظت از سرمایه هایشان این كارها را بكنند اشكال ندارد اما این درحالی است كه هیچكس نمی تواند احتكار، گرانفروشی و سوءاستفاده از حق دیگران را به قیمت سودجویی بیشتر با هیچ منطق یا بهانه ای توجیه كند.

**ریشه یابی تاریخی طمعكاری
پدر علم مددكاری اجتماعی ایران در گفت وگو با خبرنگار ایرنا معتقد است كه در طول تاریخ اینقدر ایرانیان طعمكار نبوده اند كه اینك شده اند و برای اثبات این مدعا به نیایش داریوش هخامنشی اشاره می كند كه در آن آمده است: خداوندا این سرزمین را از سپاه دشمن، دروغ و خشكسالی دور نگه دار.
وی می گوید: در طول تاریخ طمع، حرص زدن و چنگ زدن به هرچیزی برای خواست و منافع شخصی حتی به قیمت نابودكردن دیگران به شكل كنونی در ایران وجود نداشته كه اگر بود در نیایش شاهان هخامنشی به آن هم اشاره می شد.
این جامعه شناس سرآغاز شیوع تب طمعكاری و زیاده خواهی را از دهه 40 خورشیدی می داند و معتقد است: رژیم پهلوی با عنوان اصلاحات ارضی یا الغای نظام ارباب و رعیتی وقتی خواست برنامه های دیكته شده آمریكا را در ایران پیاده كند زمینه های اجتماعی و فرهنگی تشدید حس طمعكاری را نیز پایه گذاری كرد.
سام آرام توضیح داد: فرهنگ طمع تا آن زمان در بازار، تولید و كشاورزی ایران به این شكل وجود نداشت و تا پیش از آن جوانمردی در كسب و كار و زندگی انسان ها حرف اول را می زد و الگو بود.
از نگاه این جامعه شناس انقلاب سفید 6 ماده ای سال 1341 نظم فرهنگی جامعه را به هم زد، كشاورزی را تعطیل كرد و از همان زمان هم گندم از آمریكا وارد، مهاجرت روستاییان و واگذاری سهام كارخانه ها به كارگران شروع شد، اخلاق بد و سودجویی نامشروع نیز كم كم در بازار كلید خورد.
به اعتقاد این جامعه شناس، از این دوره تاریخی ایرانیان دوست دارند ارباب و شاه باشند؛ اسباب آن را می خواهند فراهم كنند یا اسباب آن را در سودجویی با هر ابزار و به هر شیوه ای می بینند؛ این فرهنگ بعد از انقلاب اسلامی هم به شكل نه چندان گسترده ادامه یافت.
سام آرام می گوید كه مبنای اقتصادی ما در طول تاریخ همیشه آب بوده نه زمین اما در این برنامه (پس از اصلاحات ارضی) بدون توجه به مبانی و نیز مطالعه علمی، مبنا و اصالت را به اشتباه بر زمین گذاشتند.
وی تاكید كرد: از این زمان به بعد اصالت به جای آب به زمین افتاد و آب، ملی و دولتی شد؛ وقتی چیزی را ملی كردند طمع در گرفتن آن هم زیاد می شود.
این جامعه شناس افزود: مردم از آن زمان كه دولت قیم مردم شد و امكانات را بی حساب و كتاب به مردم داد اخلاق نامناسبی پیدا كردند كه هرچه مال دولت است باید مجانی باشد و فكر می كنند هرچه بیشتر بتوانند از دولت بِكَنند منفعت بیشتری می برند زیرا برداشتشان این است كه یك مو از خرس كنده اند.

** تعریف رفاه و جای خالی ابزارتنبیهی
به گزارش ایرنا براساس آنچه جامعه شناسان می گویند طعمكاری اگر به شكل پدیده ای اجتماعی همه گیر شد آثار و تبعات بسیاری می تواند داشته باشد.
كارمندی كه كم كاری كند اما ادعای دریافت حقوق كامل و بیشتر داشته باشد، فروشنده ای كه كم می فروشد اما گران، معلمی كه در آموختن كم می گذارد، میوه فروشی كه حاضر است میوه هایش خراب شود و بیرون بریزد اما از درصد سودش كم نكند، راننده ای كه حق شهروندی دیگران را برای زودتر رسیدن زیر پا له می كند، ثروتمندی كه از همه ابزارهایش استفاده می كند تا بیشتر از روز قبل به ذخیره حساب های بانكی اش بیافزاید و ... همه و همه در شرایطی رخ می دهد كه انسان ها طمعكار و زیاده خواه می شوند و هیچ نظارت و ابزار تنبیهی هم برای مقابله با این وضعیت ایجاد نمی شود.
در این شرایط تعریف ها عوض می شود؛ تعریف مردم از رفاه، آسایش و نشاط نیز تغییر خواهد كرد؛ ثروت اندوزی به هر روشی، داشتن خودرو یا ویلای آنچنانی را معادل داشتن رفاه و آسایش تعریف می كند حال آنكه بسیاری از افراد مشاهده شده اند كه این امكانات را دارند اما آرامش ندارند. به دنبال آن و برای تامین ابزارهایی كه به زعم این افراد رفاه می آورد، احتمال دارد فعالیت هایی انجام دهند كه حتی اگر به زیان دیگران هم باشد برای خودشان توجیه كنند و از نظر خودشان كار خلاف یا ناشایستی انجام نداده باشند.

** جامعه ضعیف شده است
جبار رحمانی دكترای مردم شناسی به عنوان عضو هیات علمی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری فعالیت دارد و معتقد است: ویروس طمع و خودخواهی مثل خیلی چیزهای دیگر در فطرت و ذات انسان ها همیشه وجود داشته اما باید بررسی كرد چه شده كه اینقدر رشد كرده و به فعلیت رسیده است.
این جامعه شناس در گفت وگو با خبرنگار ایرنا با بیان اینكه در انسان های اولیه هم طمعكاری و خودخواهی وجود داشته اظهارداشت: «جامعه» در ایران ضعیف شده و در این شرایط اگر انسان ها به حال خودشان رها شوند به سمت خودخواهی گرایش پیدا می كنند.
وی تشریح كرد: وقتی جامعه به افراد آموزش نمی دهد اگر دیگران از بین بروند او هم از بین خواهد رفت و سعادتمندی زندگی او در گرو سعادتمندی زندگی جمعی است، این خصیصه ها مانند طمعكاری بیش از هرزمان فعلیت پیدا می كنند.
رحمانی با بیان اینكه در جامعه ما مكانیزم های مهارخودخواهی ضعیف شده و افراد نیز می پندارد كه جامعه هوادارش نیست، اظهارداشت: افراد در این شرایط یاد می گیرد باید خودشان مراقب خودشان باشند وگرنه كلاه سرش می رود.
وی تصریح كرد: الان برای خرید یك قطعه خودرو، خانه یا .... افراد باید مراقب باشند كه كسی سرشان كلاه نگذارد چون جامعه ابزاری برای برخورد با این رویكرد نگذاشته است.
رحمانی افزود: فرد در جامعه می بیند امنیت ندارد و برای اینكه بتواند زندگی اش را مصون نگه دارد باید انرژی ذخیره كند تا خودش را نجات دهد و به همین علت به احتكار، گرانفروشی و سر دیگران كلاه گذاشتن روی می آورد.
به گفته این جامعه شناس، وضعیت افسارگسیخته احتكار یا دلالی به این علت است كه آدم ها احساس ناامنی نسبت به آینده می كنند و اعتمادشان را به جامعه از دست داده اند؛ فرد می بیند در هر حرفه ای مجبور است تقلب كند زیرا به انرژی برای بقا نیاز دارد.

** چشم انداز چیست
عضو هیات علمی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در پاسخ به این پرسش كه در صورت تداوم این وضعیت چه چشم اندازی برای جامعه می توان متصور بود تصریح كرد: اگر این روند ادامه پیدا كند حس خوبی به وضعیت آینده ندارم زیرا جامعه به پیكری در حال مرگ نزدیك و ضعیف خواهد شد.
این جامعه شناس اعمال ابزارهای تنبیهی برای متخلفان را بسیار مهم دانست و با طرح این پرسش كه «افراد در جامعه از سرنوشت كدام مجرم مطلع شده اند و سرانجامش را دیده اند؟» بیان كرد: در سیستم اجتماعی اگر دزدها و رانت خواران راحت در خیابان قدم بزنند و كسی با آنان كاری نداشته باشد توصیه اخلاقی دیگر جواب نخواهد داد و توصیه اخلاقی اصولا توصیه عملی است وگرنه تاثیرگذار نخواهد بود.
رحمانی گفت: اگر مساله رانت خواران، آقازاده ها، متخلفان و مفسدان هیچگاه حل نشود این مساله مثل ویروسی به بدن جامعه وارد می شود و دیگر دفع نمی شود.

**چرا توصیه های دینی كارساز نیست
این جامعه شناس در پاسخ به این پرسش كه چرا توصیه های دینی و شرعی در این شرایط كارساز نیست تصریح كرد: دستور شرع برای حفظ و تنظیم روابط در جامعه نقش ایفا می كند اما اگر فقه بروزرسانی نشود یا با متخلفان برخورد نشود كارآیی لازم را دیگر نمی توان انتظار داشت.
وی بیان كرد: شنیده ایم اخیرا آیت الله جوادی آملی گفته اند اگر مراقبت نكنیم مردم ما را به دریا خواهند انداخت كه این نشان می دهد رهبران دینی هم متوجه مشكل شده اند و اینك مردم از متولیان فقه انتظار دارند كه ورود كنند.
این جامعه شناس با بیان اینكه اخلاق از شرع یا هرجای دیگری كه نشات بگیرد اگر ضمانت اجرا نداشته باشد رعایت نمی شود اظهارداشت: در شرایط كنونی مردم به تجربه فهمیده اند كه بعضی مدعیان اخلاقی دستشان خالی است.

** به دنبال مولفه های ملی و تاریخی
این جامعه شناس همچنین در پاسخ به این پرسش كه توجه به هویت تاریخی و مولفه های ملی، احساس و عاملی كه بتواند مردم را حول آن محور جمع كند آیا نمی تواند در این مسیر كمك كننده باشد توضیح داد: در كجا این مسائل و مولفه ها مثلا ارزش های ملی برای ما نهادینه شده است؟
وی سپس اینطور ادامه داد: اگر پس از پیروزی در یك مسابقه مثل فوتبال یكجا مردم به صورت خودجوش بیرون می ریزند و ایران ایران می كنند كه جنبه مثبت دارد، مقطعی است و اگر آیین هایی كه ما را به عنوان ملت پیوند می دهند را از بین ببریم دیگر نمی توان انتظار «حس تعلق» داشت.
رحمانی با بیان اینكه اگر فرد نتواند اعتماد كند در جامعه مشاركت هم نمی كند و تلاش می كند كه گلیمش را خودش از آب بكشد، اظهارداشت: تا چند وقت پیش ناامیدی به آینده را در برخی نظرسنجی ها داشتیم اما اینك هراس از آینده داریم كه خطرناكتر است.

** زود می آیند دیر می روند
دكتر سام آرام پدر مددكاری اجتماعی ایران درادامه گفت وگو با خبرنگار ایرنا درباره راهكارهای حل این نوع مشكلات معتقد است: پدیده اجتماعی طمعكاری هم مثل بسیاری از دیگر آسیب ها زود می آید و دیر می رود.
وی با بیان اینكه ارایه راهكار مناسب برای درمان این پدیده اجتماعی مثل دیگر آسیب ها فرصت، مجری، همت بزرگ و علاقه برای اقدام می خواهد، اظهارداشت: در شرایط كنونی جامعه ما به دنبال مسائل روزمره بویژه مسائل اقتصادی است.

**بارمان را یك شبه ببندیم
وی توضیح داد: یك جوان كه تازه مشغول به كار شده برعكس قدیم كه ذره ذره زندگی را می ساخت یك شبه می خواهد همه چیز داشته باشد و وقتی محقق نشود دچار ناامیدی و یاس می شود.
سام آرام نقش رسانه ها را در این زمینه مهم خواند، صداوسیما را به كم كاری متهم كرد و با طرح پرسشی گفت: در سریال های صداوسیما یك نكته پیداكنید كه مخالف طمع و طعمكاری باشد.
وی با بیان اینكه مشكل دیگر در درمان این آسیب ها این است كه نگاهها بیشتر به جامعه شناسی گرایش دارد تا روانشناسی اجتماعی، توضیح داد: به عنوان یك جامعه شناس و مددكار اجتماعی می گویم برای درمان آسیب های اجتماعی در ایران مطالعات با رویكرد روان شناسی اجتماعی جواب می دهد تا جامعه شناسی اما هیچ دانشگاهی رشته روان شناسی اجتماعی را آنطور كه باید ارایه نمی دهد.

** پدیده خانه های سمساری
در ادامه این گزارش باتوجه به موضوع به سراغ یك جامعه شناس با گرایش اقتصاد اجتماعی رفتیم؛ دكتر غلامرضا علیزاده استاد دانشگاه علامه طباطبایی نیز معتقد است كه پس از انقلاب اسلامی بویژه بعد از پایان جنگ تحمیلی جامعه بشدت قطبی شد.
وی افزود: آرمانگرایی و گرایش های معنوی، ازخودگذشتگی، انصاف، عدالتخواهی و منافع دیگران را بر منافع خود ترجیح دادن ها به مرور تغییر شكل داد و به صورت نوعی رقابت در جمع آوری ثروت و امكانات تبدیل شد.
به گفته این استاد دانشگاه علامه طباطبایی، گروههای مرجع نیز كه به نوعی قبلا جامعه را به سمت مصرف بهینه و قناعت سوق می دادند خودشان دچار نوعی بیماری های مصرف گرایی و مصرف زدگی شدند و ما با پدیده ای به نام «خانه های سمساری» مواجه شدیم.
علیزاده توضیح داد: افراد سعی می كردند تا آنجاكه می توانند از اشیا و وسایل، خانه را پر كنند و بعد احساس كمی جا می كردند و جای بزرگتر می خواستند، به همین شكل این سیر تشكیل خانه به مغازه سمساری در بسیاری از لایه های اجتماعی طی سال های گذشته رشد كرد.
این جامعه شناس گفت: از آنجاكه در جامعه هر قشری سعی می كند به نوعی رفتارهای یك قشر بالاتر از خود (یا قشری را كه بالاتر از خود تلقی می كند) را تقلید كند این پدیده به همین شكل همه اقشار و لایه های اجتماعی را در تغییر دادن به امكانات زیستی و جمع آوری اشیا و امكانات برای نشان دادن بهزیستی خود به عنوان یك واقعیت و ارزش وارد هستی اجتماعی و مناسبات خانوادگی كرد.
وی افزود: در این فرآیند ازآنجاكه به دست آوردن این امكانات از طریق حقوق بگیری و انجام یك كار موظف و مشخص دست نایافتنی بود مشاغل دوم و سوم هم وارد شد.
علیزاده گفت: برای تقلید رفتار یك قشر بالاتر از خود چون امكانات و حقوق موجود از یك شغل مشخص امكان پذیر نیست لذا پدیده های رشوه گرفتن، اختلاس و سایر عوامل آسیب شناختی در سازمان های اداری رشد كرد و می بینیم كه با این پدیده و فساد اداری چقدر مواجهیم.
این كارشناس امور اجتماعی بیان كرد: در جامعه ما بعد از مدتی بویژه پس از جنگ تحمیلی «فضیلت كار» جای خود را به «فضیلت ثروت و ابزارهای زیستی» داد؛ پس ارزش انسان ها به جای اینكه از اخلاق، علم و دانش و فداكاری نشات گیرد براساس ابزارهایی كه پیرامونشان است شكل گرفت و به همین دلیل جامعه به سمت مصرف زدگی و مصرف گرایی شدید پیش رفت به طوری كه در تمام استانداردهای جهانی ما چندین برابر استانداردهای دنیا مصرف داریم.
به گفته این جامعه شناس، گروههای مرجع در شكل گیری این نوع رفتارها نقش بسیار مهمی دارند؛ این گروهها وقتی خود واعظان غیرمتعظ (عالمان بی عمل) شوند دیگران تبعیت نمی كنند، رفتارشان را با آنها مورد سنجش قرار می دهند و به این سمت نیز سوق می یابند كه در نهایت مجموعه جامعه به سمت مصرف گرایی و مصرف زدگی حركت كند.
وی در تشریح هویت این گروههای مرجع اضافه كرد: گروههای مرجع مثلا مسئولان در همه رده ها را شامل می شوند كه البته سلبریتی ها (افراد مشهور) هم نقش دارند.
این جامعه شناس گفت: به طور نمونه وقتی یك فوتبالیست در یك برج بزرگ زندگی می كند در سایرین هم این فكر ایجاد می شود كه چرا ما نباید داشته باشیم؟

** همه دنبال شاسی بلند
علیزاده بیان كرد: امروزه ارزش انسان ها در شرایط فعلی براساس میزان ثروت، محل جغرافیایی زیستی و نوع ماشین و این ابزارها سنجیده می شود؛ پس افراد برای آنكه بتوانند وجاهت، منزلت و پایگاه جدید اجتماعی تعریف كنند سعی دارند به هر نحو این ابزارهای تشخص بخش (به زعم آنان) را برای خودشان فراهم كنند.
وی افزود: یكی از این موارد عطش پول درآوردن است كه خیلی سریع و در زمان كوتاه ازطریق راههای میان بُر مثل اختلاس، رشوه و كلاهبرداری به پول برسند.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره علت های شكل گیری چنین پدیده هایی گفت: پس از جنگ احتیاج به بازسازی ویرانی ها بود، شركت های زیادی ایجاد شدند كه این بازسازی را انجام دهند و شهرها دوباره سازی شود كه بده بستان های بین سازمان های دولتی و پیمانكاری از آن زمان كلید خورد.
وی افزود: در این شرایط برخی افراد در نهادها به جای اینكه نظارت كنند شریك شدند و درصد می گرفتند؛ از اینجا فساد و این پدیده كلید خورد و زمینه های بروز ثروت اندوزی و گرایش به ثروت افزون شد و به مرور زمان به صورت یك ویروس اجتماعی درآمد.
علیزاده با طرح عبارت دیگری از این موضوع تصریح كرد: در این زمینه فساد اداری حتی به مرحله ای رسیده ایم كه متاسفانه موضوع در برخی نهادها از رشوه گیری فراتر رفته و به «زورگیری» رسیده است زیرا حتی اگر همه كارها را قانونی انجام داده باشید برای اینكه پرونده شما تایید شود، چیزی می گیرند و نام آن دیگر زورگیری است.
وی تصریح كرد: برای مقایسه وضعیت كنونی با زمان قبل از جنگ فقط كافی است نگاهی به محل سكونت و دارایی های مدیران بیاندازیم و مقایسه كنیم.

** تعریفمان از رفاه
این جامعه شناس در پاسخ به خبرنگار ایرنا مبنی بر اینكه تعریف های ما از رفاه و نقش آموزش و فرهنگ سازی در این زمینه چقدر می تواند برای مقابله با این نوع آسیب های اجتماعی موثر باشد گفت: رفاه امری نسبی است؛ امكان دارد یك نفر خودش را با فرد دیگری مقایسه و احساس فقیر بودن كند و همان فرد توسط انسان های یك لایه دیگر انسانی رفاه زده تلقی شود.
وی افزود: وقتی جامعه به سمت ابزارگرایی رفته و معیارهایش برای تحقق آرامش و آسایش را در فراهم كردن ابزارها دیده سعی می كند آن را فراهم كند و مسابقه ای در این زمینه شكل گرفته است.
به گفته وی در جامعه شناسی با اصل رفتارجمعی یا «مغناطیسم گروه» مواجهیم كه وقتی گروه به سمت این ابزارها می رود تعریفی هم كه همه دارند همان می شود؛ اینك براساس آن تعریف همه دنبال خودرو شاسی بلند و خانه آنچنانی یا اینچنین امكاناتی هستند.

** جریان از كجا آورده ایم
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مورد راهكاری حل چنین مشكلاتی نیز برخورد بدون اغماض با فساد و رانت را تنها راه دانست و گفت: هیچ راهی ندارد غیر از آنكه ابتدا جریان «از كجا آورده ای» را كلید بزنیم و در این زمینه با هیچكس اغماض نداشته باشیم.
وی اضافه كرد: باید مشخص شود مدیران دارایی هایشان را از چه راهی به دست آورده اند، مالیات آن را داده اند یا خیر؛ اگر در كسب دارایی نبوغ و تلاش آنها كاركرد داشته كه هیچ اما اگر از رانت استفاده شده باید مالیات گرفته، رد مال شود و اموال برگردد.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به اینكه فرهنگ سازی در این زمینه چه جایگاهی دارد گفت: در شرایط كنونی برخورد مقدم است، فرهنگ سازی هم باید در دستور كار باشد اما فرهنگ سازی و تغییر یك رفتار اجتماعی دیر جواب می دهد، لذا برخورد باید سریع شروع شود.
وی پیشنهاد داد كه از دانشگاههای بی طرف هیات هایی تشكیل و بررسی ثروت های مدیران شروع شود تا به زعم او «بحرانی» كه اینك جامعه را در این بخش دربرگرفته تعدیل شود.

**مافیای مدیریت
علیزاده در ادامه با بیان اینكه پس از آن «مافیای مدیریت ارشد كشور را باید از بین برد»، توضیح داد: در چند دهه گذشته تنها 800 مدیر درقالب 200 خانواده هستند كه مدیریت ها در آنها می چرخد و امور را در اختیار دارند؛ بهتر است مجالی داده شود افراد بهتر مدیریت ها را در دست بگیرند و خویشاوندسالاری از بین برود.
به گزارش ایرنا با توجه به نقطه نظرهای كارشناسان حوزه علوم اجتماعی از ابعاد مختلف مردم شناسی، جامعه شناسی اقتصاد و نیز مددكاری اجتماعی به نظر می رسد در شرایط كنونی راهی نیست جز ایجاد ابزارهای نظارتی دقیق و ضمانت های اجرا به منظور جلوگیری از بروز فساد و مقابله با رانت خواران از یكسو و نیز شروع اقدامات فرهنگ ساز و رفتارسازی باهدف آموزش رویكردهای سازنده از سوی دیگر كه جامعه را از این پدیده طعمكاری رفته رفته دور كند.
گزارش از داود میاندهی
تهرام/1008