آسیب های كودكان پس از زلزله - فرهاد شرف پور*

تهران- ایرنا- پژوهش های بین المللی و داخلی و نتایج مشاهدات مناطق مختلف زلزله زده كشور بیانگر این مطلب است كه آسیب پذیری روانی كودكان از آثار غیر قابل اجتناب حوادث طبیعی است.

نگاه بهت زده كودكان زلزله زده سرپل ذهاب چشم انتظار یاری و كمك مردمی است كه همواره در همه شرایط به یاری هموطنان خویش شتافته اند.
امروز كودكان سرپل ذهاب كه زمین لرزه تمام خاطرات كودكی آنها را از بین برده، خاموش و خسته در كانكس های سفید بی روح، روزها را به شب می رسانند، آنان نیازمند یاری دستان مهربانی هستند كه آنها را در آغوش بگیرد و مرهمی بر خستگی و تنهایی شان باشد.
این كودكان كه هنوز غروب خورشید را باور نكرده اند در میان آوارهایی از خاك در جست و جوی روزنه ای برای زندگی دوباره هستند، چرا كه باور دارند از میان این آوارها باز هم آهنگ زندگی نواخته خواهد شد.
نگاه های كودكان زلزله زده سرپل ذهاب همان نگاه دیروز كودكان زلزله زده بوشهری، آذری و بمی است كه فریاد تنهایی و بی كسی را سر می دهند.
وقتی سرزده از روستاهای زلزله زده سرپل ذهاب، ازگله و ثلاث باباجانی دیدن می كنی، عمق تنهایی این كودكان خسته به خوبی احساس می شود كه چگونه با پای برهنه بر روی زمینی كه لرزش آن هستی شان را به یكباره از بین برد و عزیزانشان را از آنها گرفت، راه می روند.
با گذشت 9 ماه از وقوع زلزله ای به بزرگی 7.3 ریشتر ساعت 21 و 48 دقیقه شامگاه یكشنبه (بیست و یكم آبان) استان كرمانشاه، هنوز هم كودكان روستاهای سرپل ذهاب، ازگله، دشت ذهاب و ثلاث باباجانی احساس می كنند كه زمین در زیر پاهایشان می لرزد، این بار ترس از ریزش سقف را بر سر خود ندارند بلكه همه دغدغه و هراس آنها از تشدید تنهایی شان است.
تنها دلخوشی ستایش 10 ساله در میان آوارها، عروسكی است كه برای او باقیمانده، او همدم تنهایی های خود را هر شب به آغوش می گیرد و به خواب می رود.
ستایش به آینده فكر می كند و نمی داند چگونه آرزوهای كودكی او بر آورده می شوند. هر گاه از مادر سراغ پدر را می گیرد به او یك جواب داده می شود كه پدر به مسافرت رفته است.
امروز كودكان زلزله زده سرپل ذهاب اگر چه به مایحتاج اولیه زندگی نیاز دارند اما از نظر عاطفی نیازمند محبت و توجه هستند، محبتی بیشتر از آنچه در نگاه اولیه هر بیننده ای كه به مناطق زلزله زده می آید.
روزی این كودكان برای همسالان زلزله زده خود در آذربایجان شرقی، بوشهر و بم نامه نوشتند و اسباب بازی های خود را به آنان اهدا كردند تا شاید غم خود را فراموش كنند.
اما امروز هیچ كس بغض های در گلو مانده و اشك حلقه زده در چشم های كودكان زلزله زده سرپل ذهاب را نمی بیند آنانی كه آرزو دارند دوباره در آستانه فصل پاییز و ماه مهر به مدرسه بروند اما لوازم التحریر و كیف و كفش ندارند. پدران و مادرانشان نیز با توجه نداشتن بضاعت مالی توانایی خرید این گونه وسایل را ندارند.
سرپل ذهاب امروز همان اهر، هریس و ورزقان و بم دیروز است كه كودكانش تا مدتها پس از وقوع زلزله در شرایط عادی به سر نمی بردند و از نظر روحی و روانی تعادل لازم را نداشتند.
امروز غم نداشتن لباس مناسب و غذای خوب را می توان با لبخندی از چهره كودكان زلزله زده سرپل ذهاب از بین برد اما درمان زخم های عاطفی به گذشت زمان نیاز دارد.
بی تفاوت نباشیم و اجازه ندهیم، روحیه كودكان زلزله زده سرپل ذهاب، ازگله و ثلاث باباجانی بیش از این دچار آسیب های روحی و روانی شوند به خود آییم و فراموش نكنیم كه زلزله اگر چه در چند ثانیه به وقوع می پیوندد اما اثرات زیانبار آن تا سالها برجا خواهد ماند.
كودكان آسیب دیده از زلزله سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی كه برای ادامه زندگی خود با مشكلات فراوانی دست و پنجه نرم می كنند چشم انتظار كمك های مردم خیر خواهی هستند كه بعد از مدت ها طعم غذایی گرم و دلچسب را به آنها بچشانند.
برای كمك كردن به كودكان زلزله زده غرب كرمانشاه فقط كافی است به چهره معصوم آنها در روستاهای كوئیك مجید، كوئیك عزیز، كوئیك حسن، سراب ذهاب و قلعه بهادری شهرستان سر پل ذهاب و چم زرشك، ده عباس، پالان نرگس، زمكان و هلول مناطق زلزله زده تازه آباد مركز شهرستان ثلاث باباجانی نگاه كرد تا فهمید كه آنها در دنیای بزرگ آمال خود، مسائل كوچكی را آرزو می كنند.
آری بلایای طبیعی به مجموعه ای از حوادث زیانبار گفته می شود كه منشاء انسانی ندارند و به طور معمول غیرقابل پیش بینی بوده و یا حداقل از مدت ها قبل نمی توان وقوع آنها را پیش بینی و اعلام كرد.
بلایای طبیعی دارای انواع گوناگونی هستند كه زلزله، سیل، طوفان، گردباد، سونامی، تگرگ، بهمن، رعد و برق، تغییرات شدید درجه حرارت، خشكسالی و آتشفشان نمونه هایی از این بلایای طبیعی به شمار می آیند.
در این رهگذر جمهوری اسلامی ایران به لحاظ وضعیت جغرافیایی، شرایط آب و هوایی و ویژگی های ژئوپلتیك در زمره كشورهای بلاخیز دنیا به شمار می رود كه در طول تاریخ شاهد حوادث و سوانح بسیاری بوده است.
بنابر گزارش های منتشر شده از سوی سازمان ملل متحد، این سازمان ایران را به دلیل امكان وقوع 31 حادثه طبیعی، غیرطبیعی و انسان ساخت در زمره 10 كشور نخست بلاخیز دنیا قرار داده به طوری كه از مجموع 40 بلای طبیعی شناخته شده در جهان امكان وقوع 31 نوع آن شامل زلزله، سیل، رانش زمین، روانه های گلی، سنگ لغزش، فرسایش خاك، نفوذ و پیشروی آب دریا، رسوب زایی، تخریب ساحلی، مرداب زایی، كویرزایی، انجماد و سرمازدگی، تگرگ، بهمن، طوفان، آلودگی آب و هوا، آلودگی محیط زیست، آفات و بیماری های نباتی و نیز خشكسالی وجود دارد.
تحقیقات انجام شده از سوی كارشناسان خبره دخیل در امر مدیریت بحران و سوانح در كشورمان نشان می دهد، آتش سوزی خود به خودی جنگل ها، صاعقه، خطرات ژئوترمال(زمین گرمایی)، ریزش حوضه های آهكی، نشست های زمین در نواحی استخراج مواد معدنی، ریزش های زیر دریایی، لغزش های زیر دریایی، باتلاق زایی، آتشفشان و خود سوزی میدان های ذغالی در مراحل بعدی وقوع حوادث و بلایای شایع در كشور قرار دارند.
اما در این میان زلزله مهمترین بلای طبیعی است كه تقریبا همه ایرانیان لرزش آن را زیر پای خود حس كرده اند اما به راستی این بلای ناگهانی چگونه انسان را در زمان ها و مكان های مختلف غافلگیر كرده و خسارات جانی و مالی فراوانی را برای آن به جای می گذارد و سلامت روح و روان انسان ها را تا سال های متمادی درگیر كرده و به آن آزار می رساند.
«به راستی برای ایجاد آرامش پس از طوفان زلزله و همدردی و همنوایی با زلزله زدگان چه كارهای را باید انجام داد؟»
در جریان وقوع بلایای طبیعی به ویژه پس از وقوع زلزله های مخرب و ویرانگر احساس نیاز واقعی برای مشاوره و حمایت حضوری و همراهی افـراد خاص مانند مسئولان عالی رتبه دولتی، روانپزشكان، روان شناسان و مددكاران اجتماعی كاملا محسوس است.
به رغم سیاست گذاری های كلان بهداشتی و اجتماعی در برخورد با وقایع مصیبت زا متاسفانه عوارض روان شناختی فجایع، كمتر مورد ملاحظه قرار گرفته اند.
نمونه گویای آن تعریف دفتر فاجعه سازمان ملل متحد از «فاجعه» است كه در آن كشتـه شدن 10 نفر یا خسارت مالی بالغ بر یك میلیون دلار را از جملــه معیــارهای فاجعه معرفی كردهو به درد و رنج و واكنش های روان شناختی و رفتاری قربانیان اشاره نشده است.
تجربه در كشورهایی كه در معرض سوانح و فجایع مهیب بوده اند، نشان داده است خدمات روان شناختی ارائه شده متعاقب این حوادث به افراد مصیبت دیده، در كاهش عوارض بعدی آنها نقش بسیار مفیدی داشته است.
در تمام كشورهای توسعه یافته و پیشرفته دنیا برای برخورد منطقی و صحیح از نظر بهداشت روانی با بازماندگان بلایای طبیعی راهكارهای مختلفی ارائه شده و بر تخلیه عاطفی و هیجانـی حادثه دیدگان در درجه اول تاكید شده است.
این كشورها با راه اندازی گروه های تخصصی حمایت های روانی و اجتماعی زلزله زدگان فعالیت های روانشناختی خود را به بهترین شكل ممكن و با بهترین امكانات موجود به زلزله زدگان و افراد متاثر از آلام مختلف ارائه می دهند.
این گروه های حمایت های روانی به خوبی می دانند كه پس از وقوع حوادثی مانند زلزله های شدید و ویرانگر، حادثه دیدگان تا مدتی حالت انكار دارند و این مصیبت را باور نمی كنند و پس از مدتی حالت خشم در این افراد پدید می آید و به زمین و زمان ناسزا می گویند.
نیروهای آماده این گروه های حمایت های روانی بنا بر تجربیات كسب شده از زلزله های مخرب سالیان قبل دریافته اند كه بعد از مدتـی حالت رخوت و بی تفاوتی و حتی تغییر حالات هورمونی در برخی حادثه دیدگان از زلزله به وجود می آید.
آنان برای رهایی از این رخوت و بی تفاوتی پیشنهاد می كنند كه برای ترمیم روحی مصیبت دیدگان باید برنامه های خاصی طراحی و انجام شود كه می توان سرگرم شدن حادثه دیدگان به ویژه زنان و دختران به كارهای منزل و فعالیت های فرهنگی و هنری را در كاهش آلام روحی و روانی آنان موثر ارزیابی كرد.
همچنین به اعتقاد نیروهای همراه این گروه های حمایت های روانی ایجاد مراكز مشاوره و تخلیه روحی عاطفی حادثه دیدگان و نیز راه اندازی مراكزی برای آموزش های فنی و حرفه ای و اشتغالزایی بانوان و دختران نیز می تواند در این راه گرهگشا باشد.
آنان می گویند: كنار آمدن با مصیبت های جمعی آسان تر از مصیبت های فردی است؛ در صورت وقوع حوادثی كه جمع زیادی دچار مصیبت می شوند داغداران و حادثه دیدگان می دانند كه تنها نیستنـد و افراد زیادی مشابه آنان نیز وجود دارد، در این صورت آنان راحت تر این مصیبت را می پذیرند و با آن كنار می آیند.
به اعتقاد اعضای این گروه های حمایت های روانی در كنار هم بودن و جمع شدن با هم مانند دانش آموزان حادثه دیده ای كه در مدارس دور هم قرار می گیرند به آرامش آنها كمك می كند.
به گفته كارشناسان این گروه های حمایت های روانی در حوادث طبیعی، ارائه خدمات روانشناسی به مصیبت دیدگان به ویژه دخترانی كه دچار این غم و مصیبت شده اند امری ضروری است چرا كه آنان مادران آینده جامعه هستند، از این رو بازگشت آرامش روحی و روانی آنان مهم و حائز اهمیت است.
در حوادث این چنینی، مسائل و مشكلات روحـی و روانی معمولا از شش ماه بعد از حادثه شروع می شود كه در مورد زلزله زدگان سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی باید از هم اكنون به فكر آن بود.
یادآوری مجدد این واقعیت تلخ و بیان آن از سوی حادثه دیدگان، بروز احساسات ناشی از حـادثه و مسائل پس از آن در آرامش روحی، روانی این افراد و تخلیه عاطفی، هیجانی آنان موثر است.
در گذشته اگر عزیزی در خانواده ای از دست می رفت همه آثار متعلق به او را از بین می بردند یا جمع می كردند اما اكنون ثابت شده كه این كار درست نیست.
هر چه این شرایط و آثار بیشتر فراهم باشد فرد مصیبت دیده بهتر می تواند از آن جدا شود و این قضیه را بهتر می پذیرد. باید تدابیری اندیشیده شود تا فكر حادثه دیدگان و متاثران از زلزله های مخرب و ویرانگر مشغول باشد تا آنان بتوانند مساله اصلی را فراموش كنند.
انكار قضیه یا فرار از آن هر دو آسیب زننده است، هم به فرد و هم به كسانی كه پیرامون او هستند. باید با روحیه دادن به آنان امید به زندگی را در آنها زنده نگه داریم.
دانش آموزان حادثه دیده نیز نباید نگران ورود دوباره خود به مدرسه و محل تحصیل خود باشند زیرا این نگرانی فشارهای روانی و آلام روحی آنان را مضاعف می سازد.
زمین لرزه 7.3 ریشتری 21 آبان 96 در 11 كیلومتری بخش ازگله و 32 كیلومتری شهرستان سرپل ذهاب در غرب كرمانشاه 620 كشته و 12 هزار و 386 مصدوم داشته است.
این حادثه به 10 شهرستان و هزار و 930 روستای استان كرمانشاه خسارت وارد كرد و بیش از 100 هزار واحد مسكونی شهری و روستایی آسیب كلی و جزیی دید.
* خبرنگار اجتماعی ایرنا