غدیر، قرائت علی(ع) و برداشت ما- محمد سروش محلاتی*

در جامعه امروز ما، دو رویكرد نسبت به عید غدیر از سوی دو گروه وجود دارد:

**دو نگاه در موضوع ولایت
گروه اول كسانی كه غدیر را دستمایه مباحث سیاسی روز قرار داده تا با آن مبانی حكومت در عصر غیبت را تثبیت كنند و نشان دهند كه حكومت یك امر الهی است و رأی مردم در مشروعیت آن دخالتی ندارد و تعیین ولی فقیه در این عصر، همانند تعیین امیرالمومنین در عصر پیامبر، و ماهیت و قلمرو ولایت نیز همان است. نمونه این گرایش در آثار آیت‌الله مومن دیده می‌شود، مثلا در بحث كنترل جمعیت ابتدا «من كنت مولاه فان علیا مولاه» را مبنای دخالت امام قرار می‌دهد و سپس به طراز آن، همین شأن را برای ولی فقیه مطرح می‌كند و مفاد ولایت فقیه را همان «الست اولی بكم من انفسكم» می‌داند (كلمات سدیده). پس خاطره غدیر هر ساله به استحكام نظام كمك می‌كند و نشان می‌دهد كه آن منصب، «امروز» هم زنده است.

و گروه دوم كسانی كه غدیر را دستمایه تداوم بحشیدن به مجادلات كلامی قرار داده و دینداری بدون ولایت را كفر می‌دانند(الولایت نزلت فی آخر عمره(ص) فی غدیر خم و المخالفة فیها مستلزمة لكفر المخالف -الحدائق للبحرانی). در استدلال آنها، ولایت، اساس اسلام است و مخالف آن حقیقتا كافراست، هر چند ظاهرا مسلمان است (الاسلام بنی علی الولایة فبانتفاء الولایة ینتفی الاسلام واقعا- التنقیح للخویی) پس غدیر هر ساله به ما پیام می‌دهد كه كافران واقعی را بشناسید و مبادا آنها را فراموش كنید.

**نقد موسس حوزه
بررسی هر یك از این دو دیدگاه مجال گسترده‌ای می‌خواهد و به اجمال میتوان اشاره كرد كه بسیاری از محققان با چنین نظراتی موافق نیستند. به نظر آنها ولایت مفهوم گسترده‌ای دارد كه در «اولی بالمومنین من انفسهم» (در قرآن) و «اَلست اولی بكم من انفسكم»(درخطبه غدیر) نمی‌تواند شامل «فقیه» شود و به قول آیت الله حائری موسس حوزه: «لاشبهة فی عدم ثبوت الولایة بالمعنی الذی ثبت فی الائمة من كونهم اولی بالمومنین من انفسهم فی الفقیه»(البیع للاراكی)
همچنین «ولایت» در حقیقت اسلام، دخالتی نداشته و لذا منكران آن واقعا مسلمانند.
ولی به نظر میرسد با مراجعه مستقیم به كلام مولی(ع) اساسا نگاهمان به موضوع خلافت تغییر می‌كند و در حالی كه نص بر امامت حضرت را پذیرفته‌ایم، نمی‌توانیم با چنین تحلیلهایی موافقت كنیم.

**قرائت امام علی(ع) از عدم تحقق پیام غدیر
امیر المومنین(ع) پس از تصدی خلافت، از سوی دوستان خود مورد سوال قرار می‌گرفت كه ماجرای تغییر خلافت پس از پیامبر چه بود؟ بالاخره امام به اصرار آنان چنین پاسخ داد:
«پس از وفات رسول خدا(ص) به ذهنم خطور نمی‌كرد كه خلافت را از من بگیرند، ولی مردم به سوی فلانی روی آوردند و من ناراحت شدم و از همكاری كناره‌گیری كردم. تا اینكه عده‌ای، از اسلام رویگردان شده و به نابودی دین فرا خواندند، ترسیدم كه اگر به كمك اسلام نشتابم، آسیبی ببیند كه مصیبتش بیش از زوال ولایت من بر شما باشد. زیرا این ولایت، چند روزی ماندگار است و مانند سراب سپری می‌گردد: «فلما مضی (ص) تنازع المسلمون الامر من بعده فوالله ما كان یلقی فی روعی و لایخطر ببالی ...»
این كلام حضرت علاوه بر نهج البلاغه(نامه62) در منابع معتبر دیگر مانند الغارات ثقفی و الرسائل كلینی و برخی مآخذ دیگر نیز نقل شده و پیوسته بدون تردید مورد قبول بوده است؛ ولی مضمون این كلام با تلقی امروز بسیاری از ما از موضوع خلافت، متفاوت است:

**هفت قضاوت درباره سقیفه
الف) امام (ع) احتمال انحراف خلافت را نمی‌دادند، یعنی یك فتنه از قبل طراحی شده نبود: «ما كان یلقی فی روعی و لا یخطر ببالی...»
ب) این تغییر و انحراف با مشاركت عموم مردم اتفاق افتاد : «ان العرب تزعج...»
ج) بیعت با خلیفه با استقبال مردم انجام گرفت: «انثیال الناس علی فلان یبایعونه...»
د) امام(ع) برای جلوگیری از صدمه به اسلام، به همكاری با دستگاه خلافت اقدام كردند: «فامسكت یدی حتی رایت راجعه الناس...»
ه) حضرت «ولایت» خود را «متاع روزهای گذرا و اندك» می‌خوانند: «فوت ولایتكم التی متاع ایام قلائل...»
و) اسلامِ بدون ولایت را هم باید حفظ و از آن دفاع نمود و حتی برای آن باید با خلیفه غاصب همكاری كرد.
ز) مصیبت بر «اسلام» (ولو بدون ولایت) سنگین‌تر و مهمتر از مصیبت بر «ولایت» است، مصیبت دوم را گاه باید تحمل كرد تا مصیبت اول اتفاق نیفتد: «تكون المصیبة به علی اعظم من فوت ولایتكم...»

غدیر روزی است كه باید به دین و ولایت از نگاه امیرالمومنین(ع) نگریست و بر آن استقامت ورزید، ولی آیا درك ما از ولایت با آموزه‌های خود حضرت سازگار است؟

*استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم

*اداره كل اخبار چندرسانه ای*ایرناپلاس*

سرخط اخبار فرهنگ