۲۷ مرداد ۱۳۹۷،‏ ۲۰:۱۲
کد خبر: 83005174
۰ نفر
مديران رانتي و سفارشي- محمود افشاري*

اصفهان- ايرنا- ماري پاركر فالت «Mary Parker Follett» مديريت را هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران مي داند.

در اين معني هر كس بتواند كارها را با استفاده از نيروي ديگران به انجام برساند مدير است. به عبارت ديگر مدير هماهنگ كننده و كنترل كننده فعاليت هاي دسته جمعي براي رسيدن به هدف مطلوب سازمان با حداكثر كارآيي است.
در اين تعريف، اشاره اين نظريه پرداز آمريكايي و مشاور تئودور روزولت رئيس‌جمهور وقت آمريكا بر هنر مديريت، رسيدن به هدف مطلوب و با بيشترين كارايي مورد تاكيد است.
ديگر اشاره او انجام كار به دست ديگراني است كه مديريت مي شوند و نحوه مديريت بر آنها نيز مهم و تاثيرگذار است.
اما نقشي كه رهبران و مديران در تغيير و تحولات تاريخي، شكست ها و پيروزي ها، هدايت ها و گمراهي ها، ويرانگري ها و سازندگي ها و بالاخره رشد و تكامل جامعه انساني داشته اند، همواره نقشي بسيار مهم و اساسي بوده است به طوري كه برخي آن را تنها عامل تعيين كننده در همه اين تغيير و تحول ها مي دانند و برخي ديگر نيز آن را كليد پيشرفت جوامع و سازمان ها در قرن اخير معرفي مي كنند.
تا اواخر قرن نوزدهم ميلادي، دانش مديريت نيز مانند بسياري از علوم و آموزه هاي ديگر در قلمرو دانش فلسفه قرار داشت.
بعد از انقلاب صنعتي و از اواخر قرن 19 دانش مديريت نيز همچون علوم مهندسي و پايه، جاي خود را در دانشگاه و مراكز علمي معتبر باز كرد و به تدريج در رديف ساير علوم قرار گرفت.
مديريت و رهبري مي تواند از محدوده يك انسان شروع شود و تا گستره همه جهان هستي ادامه يابد. بين اين دو سطح نيز سطوح مختلفي مي تواند مطرح شود و تقسيم بندي هاي متنوعي صورت پذيرد كه افراد، سازمان ها و گروه ها، كشورها و جهان، چهار سطح از اين تقسيم بندي است.
مديريت در سازمان هاي پيچيده و بوروكراتيك امروز، كه برخي آن را «جهان سازماني» و «عهد مديريت» ناميده اند، فراگيري دانش مديريت را بيش از هر زمان ديگر طلب مي كند.
ديگر زمان آن سپري شده است كه در انتخاب مديران تنها به استعداد و لياقت ذاتي اكتفا شود.
اكنون در كشور ما مشكل عمده اي بنام «مديران رانتي» يا مديران سفارشي وجود دارد كه نه مي توان وجود آن را كتمان كرد و نه مي توان به سادگي و بدون توجه به آن از كنارش گذشت .
اگرچه از ابتداي پيروزي انقلاب تا حدود دو دهه بعد، عنواني بنام مديران رانتي كمتر به چشم مي خورد و چندان مورد توجه نبود اما در سال هاي اخير، وقتي كه روابط به جاي ضوابط نشست به تدريج پديده مديران رانتي آثار سوء و زيانبار خود را نشان داد.
در پيدايش و گسترش اين پديده ديگر مطرح نيست كه مديران منتسب شده تخصص و تجربه كافي را براي اداره امور و سر و سامان دادن به كارها دارند يا خير و تنها سفارش هاي ويژه اي كه از سوي برخي نهادها و افراد مي شود ملاك انتخاب مديران رانتي است.
پژوهش ها و تحقيقاتي كه درباره پرونده هاي مالي و عملكرد برخي موسسه ها و شركت ها انجام شده است نشان مي دهد بيشتر شركت هايي كه از وجود مديران رانتي بهره مي برند پس از مدتي ورشكست مي شوند و يا كيفيت پايين محصولات، عدم كارايي، نداشتن توان رقابت با ساير موسسات و شركت ها و ... چيزي به جز تعطيلي شركت به دست نمي دهد.
در اين تحقيق ها ويژگي ها و شاخص هايي براي مديران رانتي بيان مي شود كه برخي از اين خصوصيات عبارتند از:
*اين مديران در هر شرايطي ضعف هاي مديريتي و علمي خود را از طريق مرعوب كردن زيرمجموعه پوشش مي دهند.
*تمايلي به برقراري سيستم هاي كنترلي و ابزارهاي نظارتي در مجموعه هاي تحت مديريت خود ندارند.
*اعتقادي به شايستگي و قابليت هاي افراد ندارند و همواره مشاغل مهم و حساس زير مجموعه خود را، به اشخاص متملق و چاپلوس مي سپارند.
*معمولا به دليل گرايش ذاتي در شناخت و مهارت كافي در ايجاد و برقراري رابطه با منابع قدرت تجربه اي گران سنگ در دور زدن قوانين، ضوابط و زد و بندهاي پنهاني در تصاحب انواع و اقسام امتيازها، امكانات و مزاياي رانتي به سود خود كسب مي كنند.
*در هر شرايطي علاقمند به شفاف سازي عملكرد در مجموعه هاي تحت مديريت خود بويژه منابع كسب درآمد و نحوه مصارف وجوه نيستند.
*براي پيشبرد اهداف و مقاصدشان، گشاده دستي به اقوام و متملقان، اسراف از منابع مجموعه هاي تحت مديريت خود را رواج و مشاغل بي ثمر و تشريفاتي را گسترش مي دهند.
*فاقد تخصص و دانش پايه بوده و از نظر فرهنگ ادبيات مكتوب بسيار ضعيف ولي در ميدان و عرصه فرهنگ توجيه شفاهي و فن بيان، سخنراني و مرعوب كردن مخاطبان داراي قدرتي فوق العاده هستند.
در مجموع آنچه كه از بررسي و تحقيق شركت ها و موسسه هايي با مديران رانتي حاصل مي شود اين است كه: غني ترين واحدهاي صنعتي با توان توليدي بالا يا موسسه هاي مالي با دارا بودن سهم بازار فروش مناسب و ضريب سودآوري در خود توجه و با امكانات و منابع سرشار، حداكثر ظرف مدت 5 دوره متوالي پس از در اختيار گرفتن اداره آنها توسط مديران رانتي، مشروط به آنكه در اين مدت شارژ مجدد سرمايه از ثروت ملي و دوپينگ وجوه از محل اعطاي تسهيلات رانتي و يا فروش و حراج اموال و دارايي هاي ثابت به اين واحدها تزريق نشود، به طور قطع اين واحدهاي اقتصادي دهي از منابع، سرشار از تعهدهاي آتي به صورت ورشكسته و يا متلاشي شده رها خواهند شد.
در اين ميان آنچه مي ماند سوال هاي بي پاسخ اذهان عمومي نسبت به اين كه گذاشتن بار سنگين هزينه ها بر دوش ملت، اسراف و نابودي ثروت ملي، ايجاد يأس و نااميدي و ... را چه كسي پاسخگوست؟ مديران رانتي يا كساني كه در پيدايش و روند دنباله دار اين پديده نقش داشته اند؟
* خبرنگار ايرنا
7147/1772