هفت دهه پس از استقلال، هند به اصلاحات اجتماعي مي انديشد

دهلي نو - ايرنا - 71 سال پس از خروج هند از يوغ استعمار انگليس ، نارندرا مودي نخست وزير اين كشور سالهاي پيش رو را دوراني همراه با پيشرفت هاي فضايي و اصلاحات اجتماعي توصيف مي كند در حاليكه ناظران از روند سياسي كنوني كه به اعتقاد آنها به ترويج افراط گرايي منجر شده است ابراز نگراني مي كنند.

به گزارش ايرنا، هند در 15 اوت (24 مرداد) سال 1947 از استعمار انگليس آزاد شد و اولين نخست وزير آن، جواهر لعل نهرو در اين روز پرچم اين كشور را در فراز بناي تاريخي قلعه سرخ (Red Forth) در دهلي كهنه برافروخت. از آن زمان تاكنون بنا بر يك رسم ملي، نخست وزير وقت هند هر ساله در اين روز پرچم اين كشور را در اين محل به اهتراز در مي آورد.
اين روز يكي از سه تعطيل رسمي سراسري در هند است. دو مورد عبارتند از روز جمهوري در 26 ژانويه (6 بهمن) و همچنين سالروز تولد مهاتما گاندي رهبر جنبش آزاديخوواهي هند در دوم اكتبر(دهم مهر).
روز استقلال هند ، يكي از مهمترين رويدادهاي ملي در اين كشور است و مردم هند همه ساله رهايي اين كشور را از يوغ انگليس باشور و ذوق زياد جشن مي گيرند.
در اين روز، رئيس جمهور براي مردم اين كشور سخنراني مي كند و نخست وزير نيز پس از افراشتن پرچم هند، سخنراني مفصلي را در مورد موضوعات گوناگون داخلي و بين المللي ايراد مي كند.
وي، در طول اين سخنراني، دستاوردهاي دولت را در طول سال گذشته تشريح، موضوعات مهم را مطرح و براي رهبران جنبش آزاديبخش هند اداي احترام مي كند.
سرود ملي هند در طول اين مراسم نواخته مي شود و 21 عدد گلوله توپ به منظور بزرگداشت اين روز شليك مي شوند.
يگانهاي نيروهاي مسلح هند بعد از سخنراني نخست وزير رژه مي روند و برنامه فرهنگي متنوعي برگزار مي شوند.
ساختمانهاي دولتي و غيردولتي به زيبايي تزيين مي شوند و دولتهاي مركزي و ايالتي مراسمي ويژه اي را به همين مناسبت اجرا و سرودهاي مذهبي و ملي كوچه ها و بازارهاي شهرهاي هند را پر مي كنند.
مدارس و دانشگده ها نيز در سراسر هند در آستانه اين روز برنامه هاي فرهنگي متنوعي را به منظور بزرگداشت سالروز استقلال هند و تحريك حس ملي گيرايي در بين دانش آموزان و دانشجويان ترتيب مي دهند.
اين روز نه تنها براي مردم شبه قاره بسيار مهم بلكه به سبب تغييرات عظيمي كه ژئوپليتيك جهان بوجود آورده و باعث ايجاد نظم نويني در دنيا شد از اهميت خاصي برخوردار است.
هر چند اين روز، شكست استعمار و تولد يك ملت را رقم زد اما متاسفانه در همين روز شبه قاره هند بر مبناي خطوط مذهبي بين مسلمانان و هندوها تقسيم شد و اين امر باعث شد كه ميليونها نفر مسلمان، سيك و هند در طول ماههاي بعد از آن بين مرزهاي جديد تردد كنند.
اين تردد موجب بروز درگيري هاي خونين بين هندوها و مسلمانان، مخصوصا در ايالتهاي پنجاب، بنگال و بيهار، شد و 250 هزار الي يك ميليون نفر از طرفين جان خود را در جريان اين درگيريها از دست دادند.
تجار اروپايي تا قرن هفتدم پايگاههايي را در شبه قاره هند برپا كرده بودند و شركت انگليسي هند شرقي (East India Company) موقعيت خود را تا قرن هيجدهم از طريق شكست حكومت هاي ملك الطوايفي متعدد به عنوان يك نيروي برتر تثبيت كرده بود.
دولت انگليس كنترل مستقيم هند را، بدنبال اولين جنگ آزادي خواهانه سال 1857 در شبه قاره هند، از طريق وضع قانون سال 1858 دولت هند (The Government of India Act 1858) بدست گرفت و بدين ترتيب حكومت انگليس در شبه هند آغاز شد.
استبداد انگليس در طول دهه هاي به از آن منجر به تشكيل تدريجي گروههاي سياسي و شورشي از جمله تاسيس حزب كنگره ملي هند (Indian National Congress Party) در سال 1885 در شبه قاره هند شد.

نارضايتي در شبه قاره هند در طول دوره بعد از جنگ جهاني اول منجر به آغاز جنبش هاي عمومي، عدم همكاري و نافرماني آرام و بدون خشونت تحت رهبري موهانداس كرمچاند گاندي (Mohandas Karamchand Gandhi)، معروف به مهاتما گاندي، در سراسر شبه قاره هند شد. مهاتما در زبان سانسكريت به معناي 'روح والا' مي باشد و اين لقب به موهانداس كرامچاند گاندي بخاطر زندگي ساده و خدمات وي به اقشار پائين جامعه هند داده شده است.
دهه 1940 مملو از آشفتگي سياسي بود كه سبب آن مشاركت هند در جنگ جهاني دوم، تلاش نهايي حزب كنگره در جهت تضمين عدم همكاري با دولت انگليس و تشديد ملي گرايي مسلمانان تحت رهبري مسليم ليگ هند (All-India Muslim League) بود و افزايش تشنج سياسي سرانجام منجر به استقلال هند در سال 1947 شد.
خزانه دولت حزب كارگر در انگليس در اثر وقوع جنگ جهاني دوم خالي شده بود و اين دولت در سال 1946 احساس كرد كه ديگر، به دلايل گوناگون داخلي و بين المللي، قادر به كنترل يك شبه قاره كاملا متشنج نيست.
نخست وزير وقت انگليس كلمنت اتلي (Clement Attlee) در فوريه 1947 اعلام كرد كه دولت انگليس خودگراني كامل را حداكثر تا ژوئن 1948 به هند تحت حكومت انگليس اعطا خواهد كرد.
نماينده جديد دولت انگليس در هند لورد مونتباتن (Lord Mountbatten) احساس كرد كه ادامه تشنج بين حزب كنگره و مسلم ليگ مي تواند منجر به فروپاشي دولت موقت در هند شود و به همين جهت تاريخ انتقال قدرت را جلو انداخته و دومين سالروز تسليم ژاپن را در جنگ جهاني دوم در 15 اوت براي اين منظور تعيين كرد.
دولت انگليس در ژوئن (تير) 1947 اعلام كرد كه با تقسيم شبه قاره هند به دو كشور موافقت كرده است و تصويب قانون 1947 استقلال هند (The Indian Independence Act 1947) در پارلمان انگليس زمينه را براي تقسيم شبه قاره هند به دو كشور جديد هند و پاكستان (شامل بنگلادش) از 15 اوت 1947 هموار ساخت. ملكه انگليس اين قانون را يك ماه بعد تاييد كرد.
قانون اساسي هند در 26 ژانويه سال 1950 به مورد اجرا گذاشته شد و اين كشور هر ساله اين روز را به عنوان روز جمهوري خود جشن مي گيرد.
اما اكنون ، هفت دهه پس از شروع اين سفر طولاني، سياستمداران و تحليلگران هند را در نقطه اي مي يابند كه بايد به بازنگري در ميراث سياسي و اجتماعي خود بپردازد.
شكي نيست كه عزم و پايداري و حس يكپارچگي اين كشور بسيار پر جمعيت در حل مشكلات اكنون به بار نشسته و هند در حال حاضر به سومين قدرت اقتصادي جهان تبديل شده است. بر اساس داده هاي بانك جهاني، اين كشور هم اكنون از رشد اقتصادي منحصر بفردي كه حتي از پيش بيني هاي كارشناسان هم بيشتر است برخوردار است.
در حوزه نظامي و هوا-فضا با سرعت زيادي به پيش مي رود و پيش بيني مي شود تا سال 2025 از چين و آمريكا نيز پيشي گرفته و به اولين اقتصاد بزرگ جهان تبديل شود.
اين كشور در يك بازه زماني كوتاه كه تنها 70سال طول كشيد توانسته است بر كشورهايي كه منابع آن را غارت و مردمش تحقير مي كردند پيشي گرفته و در جدول اقتصاد و سياست آنها را به چند پله پايين تر از خود براند.
مودي امروز در سخنراني خود در قلعه سرخ ؛ سال 2022 را زمان اعزام فضانورد هندي به فضا با استفاده از ماهواره و دانش 'تماما هندي' خوانده و از پيشرفت هاي اقتصادي منحصر بفرد اين كشور در دوران نخست وزيري خود كه از سال 2014 آغاز شده است به خود باليد.
وي سالهاي پيش رو را دوران انجام اصلاحات در اين كشور يك ميليارد و سيصد ميليون نفري ناميد و قول داد بر ناهنجاري اجتماعي مانند هتك حرمت زنان، حملات گروهي به اقليت ها به قصد كشتن آنها، بهداشت عمومي و بي مسووليتي شهروندان در قبال محيط زندگي خود تمركز كند.
سخنان وي در حالي ادا شد كه منتقدان پرشمار وي از وخامت شرايط اجتماعي ، سياسي و اقتصادي اقليت ها بخصوص مسلمانان در دوران زمامداري مي گويند و از آزادي هاي رو به كاهش رسانه ها و احزاب سياسي در نقد دولت و شخص وي ناله كرده و نسبت به محدوديت هاي آزادي بيان به گفته آنها هر روز بيشتر مي شوند هشدار مي دهند.
از آنطرف، منتقدين وي را بي اعتنايي به معضلات اجتماعي مانند بي حرمتي به زنان، عدم امنيت براي آنان، افزايش خشونت عليه غيرهندوها به بهانه حمايت از گاو كه از سوي اكثريت هندو مذهب مقدس شمرده مي شود و همچنين ناتواني به حل معضلاتي مانند انباشت زباله، آلودگي دائمي و شديد هوا و شبكه بهداشتي كارآمد متهم مي كنند.
حال بايد ديد ملتي كه بزرگترين قدرت استعماري جهان را به زانو درآورده و در مدتي كوتاه از بسياري از كشورهاي جهان كه بطور سنتي از ثروت و قدرت برخوردار بودند پيشي گرفته است در عرصه اجتماعي و در پيشبرد اصلاحات به چه ميزان موفق خواهد شد. اين مساله اي است كه مي تواند به پالايش تصوير هند در صحنه جهان به عنوان ابرقدرتي كه به همان ميزان از عظمت اجتماعي نيز برخوردار است كمك كند.
آساق**1424 **1663**