۲۴ مرداد ۱۳۹۷،‏ ۹:۱۵
کد خبر: 83001678
۰ نفر
سود و زيان امضاي كنوانسيون درياي مازندران

تهران- ايرنا-نعمت احمدي حقوقدان در يادداشتي در روزنامه آرمان به بررسي امضاي كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر پرداخت.

در ادامه اين يادداشت مي خوانيم :بحث درياي مازندران اين روزها نقل محافل است، از حساسيت نام گذاري اين درياچه درياوار كه در نوشته ديپلمات صاحب قلم آقاي دكتر فريدون مجلسي به نام خزر اشاره داشتند كه نگارنده را به ياد كتاب قبيله سيزدهم يا خزران آرتوركستلر مي‌اندازد و ابا دارم از نام بردن اين دريا به نام خزر و درياي مازندران كه آن را خوشتر دارم؛ بگذريم.

همه از سابقه تاريخي گفتند و از قرارداد مودت 1921 و قرارداد تجاري سال 1940 در بحبوحه جنگ جهاني دوم كه استالين مي‌خواست خيالش از درياي مازندران و حضور آلمان‌ها در ايران و راه آهن سراسري ما راحت شود، فروپاشي شوروي فرصت طلائي بود كه ما مي‌توانستيم به اراضي آن‌سوي اترك و ارس و مناطق جدا شده از پيكر فلات ايران نگاه تازه‌اي داشته باشيم كه نشد و عوامل اين نشد را بايد در نگاه‌هاي متفاوت جست‌وجو كرد اما مي‌شد از درياي مازندران بعد از فروپاشي سود مادي و مالي برد.

فروپاشي شوروي موهبتي بود براي اقوامي كه با زياده خواهي دولت تزاري طي قرون هفده و هجده و نوزده به تصرف روسيه درآمدند و به باور من سرفصل جدائي اين مناطق از همان روزي گذاشته شد كه دولت كمونيستي، با تشكيل جمهوري‌هاي مختلف موافقت نمود و هر منطقه داراي مجلس يا دوما و دولت محلي گرديد، اسباب جدائي از قبل فراهم آمده بود فقط چند جمهوري اختلافات مرزي پيدا كردند روسيه و گرجستان بر سرآبخاز، آذربايجان با ارمنستان بر سر قره‌باغ و نخجوان و تاجيكستان هم درگير جنگ‌هاي داخلي شد تا اين اواخر كه روسيه شبه جزيره كريمه را كه از سال 1956 به اكراين منضم شده بود را از آن خود ساخت، چهار دولتي كه در ساحل درياي مازندران شكل گرفتند روسيه كه از اول نظر به ژئوپلتيك نظامي درياي خزر داشت، آدربايجان و تركمنستان و قزاقستان، جمهوري‌هاي تازه استقلال يافته‌اي كه به دريا راه نداشتند و صاحب نفت و گاز شدند، ايران بهترين موقعيتي بود كه مي‌توانست از حسن همجواري با اين سه كشور و سواحل درياي آزاد خود در خليج فارس و درياي عمان سود ببرد و از سوآپ استفاده مالي بكند، كشورهائي كه به درياي آزاد راه ندارند و همسايه‌اي دارند كه به درياي آزاد راه دارد نفت و گاز خود را در مرز كشور مشرف به درياي آزاد تحويل مي‌دهند و همين ميزان نفت و گاز را در سواحل دريا دريافت مي‌كنند و از اين رهگذر سود سرشاري نصيب كشور خود مي‌كنند متأسفانه اين فرصت خدادادي طلائي را هم از دست داديم و با يكي دو شركت خصوصي هم كه به تجارت سوآپ مشغول شدند برخورد شد.

اين كشورها بايد راهي پيدا مي‌كردند، آذربايجان كه روزگاري در حوزه نفتي واقع در منطقه مشترك دريائي با ايران تا مرز درگيري پيش رفته بود از امكانات بين‌المللي سود برد و خط لوله باكو-جيهان را احداث نمود، خط لوله‌اي كه اوضاع آذربايجان را از هر نظر دگرگون كرد و صاحب اين امتياز شد كه بتواند نفت و گاز ديگر كشورهاي حاشيه درياي مازندران را هم از طريق اين خط لوله به بازارهاي جهاني برساند، مذاكرات حقوقي راجع به درياي مازندران با وقفه‌اي چند ساله رو‌به‌رو شد اما آذربايجان با سرعت در سواحل خود مشغول بهره‌برداري از حوزه نفتي شد تا جائي كه امروزه صحبت از حوزه‌هاي سرشار نفت و گاز مي‌رود.

تركمنستان و قزاقستان هم كف دريا را با خود و روسيه قسمت كردند و مشغول بهره‌برداري هستند. مانده بود نحوه انتقال نفت و گاز از چاه‌هاي منطقه به بازار آزاد كه مجوز نصب لوله در كف دريا را لازم داشتند، با امضاي اخير كنوانسيون درياي مازندران در واقع چهار كشور به مقصود خود رسيدند، نگاهي به سرفصل اين دو سه روز روزنامه‌هاي روسيه بيندازيد، گوئي در جبهه جنگ جهاني پيروز شده‌اند! روس‌ها با وصل درياي مازندران از طريق رود ولگا به درياي آزاد عملا بزرگترين درياچه جهان را به دريا تبديل كردند و جايگاه مناسبي براي ناوگان نيروي دريائي خود ايجاد نمودند.

روسيه همه داشته‌هاي خود را در جنگ سوريه در طبق اخلاص گذاشت تا مكان ناوگان نيروي دريائي خود را در بندر طرطوس حفظ كند و حالا با امضاي كنوانسسيون فعلي، محل استقرار امني براي ناوگان دريائي خود در آب‌هاي درياي مازندران دست و پا كرده است؛ پيروزي مشابه با پيروزي در جنگ جهاني دوم! دو كشور تركمنستان و قراقستان هم همه موانع نصب لوله در كف درياي مازندران را پشت سرگذاشتند و آذربايجان هم جايگاه خود را به عنوان عبور دهنده نفت و گاز دو كشور تركمنستان و قراقستان ارتقا داد و سوآپي كه ما مي‌توانستيم از زمانه فروپاشي شوروي و تشكيل جمهوري‌هاي شوروي از آن سود كلان ببريم اين كشور به راحتي به چنگ آورد و هم اكنون بر نفت درياي مازندران از هر نظر مسلط است و درآمد سرشاري از انتقال نفت و گاز دو كشور تركمنستان و قزاقستان به دست خواهد آورد.

ايران اما به يك دعواي قديمي تا مرحله‌اي پايان داده است ظاهرا با امضاي كنوانسيون فعلي درياي مازندران به 5 منطقه تقسيم شده است 1-آب‌هاي داخلي 2-درياي سرزميني 3-منطقه انحصاري صيد 4-منطقه مشترك كه در سطح درياي مازندران است و درنهايت پنجمين منطقه كه به بستر و زير بستر درياي مازندران بين كشورها تقسيم خواهد شد. آنچه كه جسته و گريخته از فوايد كنوانسيون به نفع ايران برمي‌آيد منطقه انحصاري صيد ماهي از 15 كيلومتر به 25 كيلومتر گسترش يافته است و در ديگر موارد گروه‌هاي كارشناسي بايد از طرف 5 كشور حاشيه دريا به گفت‌وگو بنشينند. همانطور كه گفتم، در اين كنوانسيون در واقع مسائل چهار كشور حل شد اما مسائل ايران به باور من حل نشده باقي ماند و امضاي كنوانسيون بردي بود براي چهار كشور حاشيه دريا كه هر يك به منافع مورد نظر خود رسيدند؛ ان‌شاءا... ما هم خواهيم رسيد.

*منبع:روزنامه آرمان،1397،5،24
**گروه اطلاع رساني**1893**9131