رابطه دولت با اصلاح طلبان در وضعیت اتحاد - انتقاد است

تهران- ایرنا- یك فعال اصلاح طلب، رابطه دولت با اصلاح طلبان را در وضعیت «اتحاد - انتقاد» دانست و گفت: این اتحاد تا زمانی كه مصالح عمومی كشور تامین می شود باید حفظ شود.

«علی رضا علوی تبار» در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا درباره اظهارت برخی اصلاح طلبان برای عبور از روحانی، گفت: روحانی و تركیب غالب هیات وزیران از آغاز نیز مدعی اصلاح طلبی نبودند و با توجه به پیشینه، اندیشه و عملشان چنین چیزی قابل طرح نبوده است.
وی در توضیح چرایی دلیل دفاع اصلاح طلبان از روحانی افزود: كشور در بحران های خطرناكی گیر افتاده و فقط روحانی بود كه در مقایسه با سایر نامزدها می توانست كشور را از این بحران های خطرناك خارج كند؛ بنابراین از جریانی دفاع كردند كه گر چه متمایز از خودشان بود اما برای حل بحران ها در آن شرایط بهترین انتخاب ممكن بود؛ اقدامات بعدی دولت نیز نشان داد كه این تحلیل درست بوده است.
علوی تبار از «برجام» بعنوان دستاورد بسیار مهم و ارزشمند یادكرد و گفت: با برجام، عقلانیت به اداره امور كشور بازگشت؛ اگر یك دوره دیگر كشور به شكل دولت پیشین اداره می شد، به طور قطع جنگ حداقل نتیجه آن بود.
«اصلاح طلبان چه در سال 1392 و چه سال 1396 در دفاع از آقای روحانی اشتباه نكردند و تصمیمی گرفتند كه در محدوده امكانات بهترین بوده، اما این همراهی نمی تواند به معنای حمایت بی قید و شرط همیشگی باشد.»
وی تصریح كرد: «تركیب دولت منجر به نوعی محافظه كاری و به تاخیر افتادن اصلاحات ضروری شده است؛ گاه به نظر می رسد این محافظه كاری ناشی از ضعف هایی باشد كه به دلیل برخورداری از رانت ها در برخی از اطرافیان دولت شكل گرفته و به دولت تسری پیدا می كند.»
«برخی از حوزه های مهم و دیپماتیك توسط دولت رها شده است و در اختیار نهادهایی قرار گرفته كه نه تخصص دارند و نه پاسخگو هستند.»
علوی تبار با بیان اینكه در مجموع عملكرد دولت موجب نارضایتی در میان اصلاح طلبان شده است، افزود: «اصلاح طلبان برای خودشان از دولت چیزی نمی خواهند؛ به نظر می رسد بخشی از مشكلات با هسته مشاوران اصلی روحانی بازگردد؛ به هر حال باید وضعیت «اتحاد - انتقاد» را با دولت حفظ كرد؛ هرچند كه تمایز عقاید ایدئولوژیك اصلاح طلبان از رئیس جمهوری و هسته اصلی مشاورانشان روشن است.»
وی اظهار داشت: آنچه اهمیت دارد اینكه «انتقادهایی كه از دولت طرح می شود و انگیزه ای برای طرح ناكارآمدی یا استیضاح فراهم می كند، از چه موضعی مطرح می شود؟»
«بطور مثال اگر از موضع مشابه آمریكا یا رژیم صهیونیستی با برجام مخالفت می شود و وزیر خارجه به این دلیل مورد پرسش قرار می گیرد، روشن است كه این پرسش به نفع كیست؟ یا مثلا مشكلاتی كه ناشی از رفتارها و خط مشی های دولت نیست و از اقدامات نهادهای خارج از كنترل دولت سرچشمه می گیرد اگر دستاویزی برای نقد دولت باشد كاری ریاكارانه و خلاف مصالح ملی است.»
علوی تبار اظهار داشت: به گمانم نقد دولت از موضع «تنش زدایی از سیاست خارجی»، «اصلاح ساختار اقتصادی»، «كارآمدتر كردن تركیب دولت» و «شفاف كردن محدوده اختیارات و مسئولیت های دولت» به نفع كشور است.
وی ادامه داد: به هرحال باید دید كه نقد از چه موضعی صورت می گیرد آنگاه در مورد فایده و ضرر آن حرف زد؛ اما اكنون با توجه به پیشینه و دیدگاه های جریان راست رادیكال كه پیشتاز نقد و نفی دولت است، متاسفانه این نوع نقد برای «بخش غیررسمی اقتصاد»، «مخالفان امنیت ملی ایران در خارج» و «متحجران» خواهد بود.
این فعال سیاسی درباره عملكرد اصلاح طلبان در مجلس و شورای شهر نیز گفت: «وضعیت مجلس با شوراها متفاوت است و به دلیل نظارت استصوابی نامزدهای انتخاباتی اصلاح طلبان در مجلس از تجربه و ظرفیت های سیاسی برخوردار نبودند؛ از همان آغاز نیز توقع ها و درخواست ها محدود و مشخص اما لازم بود اصلاح طلبان با تاسیس شوراها و نهادهایی بیرون از مجلس به نمایندگان خود یاری رسانند.»
«اینكار انجام نشد و كم كاری و سردرگمی اصلاح طلبان و ظرفیت محدود نمایندگان منتخب، موجب عملكردی بسیار كمتر از انتظار عمومی شد.»

** اصلاح طلبان شوراها را با مشكلات متعدد تحویل گرفتند
علوی تبار افزود: اما در زمینه شوراها در مواردی كه اصلاح طلبان پیروز انتخابات بوده اند، كیفیت نیروها در سطح قابل قبولی است؛ مشكل وضعیت شهرهایی است كه تحویل گرفته اند.
«در اغلب شهرهایی كه تحویل اصلاح طلبان شده، بدهی انباشته شده شهرداری، پیش فروش فضای عمومی شهرها، فساد اداری، اقتصاد غیررسمی و زیرزمینی بسیار تاثیرگذار و البته ناشناخته، وجود نهادهای موثر در مدیریت شهری كه به شوراها نیز پاسخگو نیستند و... ده ها مشكل ریز و درشت دیگر همراه مدیریت شهر وجود دارد.»
وی اظهار داشت: در شرایطی كه در سطح كلان نیز كشور با مسائل مختلف مواجه است حل كردن این مشكلات بسیار دشوار خواهد بود. اگر نگویم در كوتاه مدت غیرممكن است البته در مورد شوراها نیز اصلاح طلبان كم كار و بی اقدام بوده اند و یاری كافی از خارج شورا برای اعضا فراهم نكرده اند؛ در مجموع عملكرد شوراها تاكنون كمتر از عملكرد مجلس موجب نارضایتی بدنه اصلاح طلبان شده است.
علوی تبار در پاسخ به پرسشی درخصوص عوامل سلب اعتماد عمومی نیز گفت: بدون انجام تغییرات ملموس و قابل مشاهده در تركیب و رفتارهای حاكمیت نمی توان به بازگشت اعتماد امیدوار بود. می توان فهرستی از این تغییرات ضروری را ارائه كرد؛ من فقط به بخشی از آنها اشاره می كنم.
«نخست، تركیب دولت باید با كنار رفتن افراد ناتوان و در معرض اتهام جدی رانت خواری و افزودن افراد كاردان تر و بدون شائبه تغییر كند؛ به ویژه به نظر می رسد افزودن افرادی كه به داشتن دانش و توانایی كافی در اداره امور اقتصادی و داشتن برنامه ای برای تغییر ساختار اقتصادی مشهور هستند، ضروری باشد.»
«دوم، دولت در مذاكره جدی با سایر اركان حاكمیت، باید هدایت سیاست خارجی كشور را به ویژه در مناطق حساس برعهده گیرد؛ در این زمینه باید دولت پافشاری كرده و همه اجزا حاكمیت را قانع كند كه سیاست خارجی واحد و تحت هدایت دیپلمات ها ضروری است؛ به ویژه انجام فعالیت های گسترده دیپلماتیك برای بازگشت آرامش به جامعه ضروری است.»
«سوم، قوه قضائیه باید به گونه ای محسوس دگرگون شود. سیمای بیرونی قوه قضائیه باید نشان دهنده بیطرفی سیاسی و توانایی علمی باشد؛ مقابله با فساد در این قوه احتیاج به دگرگونی روش های نظارت و كنترل مدرن دارد.»
«چهارم، شورای نگهبان نیز از نظر بیرونی و برخورد باید به گونه ای محسوس دگرگون شود؛ شخصیت هایی كه در رای گیری ها از حمایت و اقبال مردم برخوردار نبوده اند، باید جای خود را به افرادی محبوب تر و پایبندتر به حقوق مردم بدهند؛ اعضای شورای نگهبان نباید مانند افراد وابسته به یك حزب و گروه خاص سخن گفته و عمل كنند؛ جهت گیری سیاسی داشتن یك چیز و آن را به رخ جامعه كشیدن چیز دیگر است.»
«پنجم، از صداوسیما نباید غافل شد؛ نقشی كه صداوسیما در ضربه زدن به اعتماد مردم بازی كرده است با هیچ نهاد دیگری قابل مقایسه نیست؛ خبررسانی پر از دروغ، عمل كردن به عنوان رسانه یك جناح خاص سیاسی و ناتوانی در تولید برنامه های كیفی باید پایان گیرد. به این صدا و سیما نمی توان به جلب اعتماد عمومی امیدوار بود.»
«ششم، بطور كلی باید برخی از نهادها را خارج از رقابت های طبیعی جناحی و سیاسی قرار داد؛ به طوری كه مردم باور كنند با نهادهای ملی مواجه اند؛ نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی حتما باید از رقابت های سیاسی و اقتصادی خارج شوند تا جامعه بتواند به بیطرفی آنها اعتماد كند.»
علوی تبار تاكید كرد: «به هر حال بازگرداندن اعتماد عمومی كار بسیار دشواری است كه نوعی تحول بنیادی در ساختار و رفتار حاكمیت را ایجاب می كند.»
وی در مورد ریشه های اجتماعی ناآرامی ها دی ماه 1396 گفت: این اعتراض ها را لزوما نمی توان به طبقات پایین جامعه نسبت داد؛ ویژگی غالب فعالان این اعتراض ها، جوان بودن آنهاست (ظاهرا 75 درصد آنها زیر 30 سال سن داشته اند.) پیام اصلی این اعتراض ها این است كه «ادراك و احساس تحقیر و یاس» در بخش قابل ملاحظه ای از جامعه «انباشته» شده و آماده است تا به «خشم، تهور و شورش» تبدیل شود.
«البته این «انباشت تحقیر و یاس» یك شبه و یك باره پدید نیامده است؛ زمینه ها و دلایل گوناگونی برای این انباشت وجود دارد؛ به هرحال پیام این اعتراض ها آمادگی جامعه برای بروز اقدامات خشم آلود است؛ نباید اشتباه كرد؛ جامعه ما در شرایط انقلابی قرار ندارد، بلكه در شرایط عصیانی و خشم قرار دارد؛ اگر این وضعیت به سوی توازن حركت نكند می تواند مستعد پیدایش خشونت های فراگیر باشد.»
علوی تبار تصریح كرد: «برای توضیح اعتراض های سال 96 كه می توان آن را نوعی «شورش جوانان بدون آینده و امید» نامید، زمینه های اختلاف باید مورد بحث قرار گیرد. من به برخی از آنها اشاره می كنم.
«به نظرم مهمترین عوامل تبیین كننده این وقایع عبارتند از«كاهش شدید حقانیت و اعتماد به حكومت در جامعه، نفی عملی امكان ایجاد تغییر از طریق انتخابات توسط كلیت حاكمیت، فساد، تبعیض و خاصه بخشی فراگیر، تشدید تعارضات درون حاكمیتی و ناتوانی حاكمیت در ایجاد همبستگی و اجماع درونی، تخریب هدفمند دولت و خط مشی هایش توسط مخالفان، ناتوانی بخش های مهمی از دولت در اجرای كارآمد و اقناع افكار عمومی، طراحی و زمینه سازی رقیبان منطقه ای و سلطه جویان جهانی و همراهی مخالفان خارج نشین با آنها و انفصال و ضعف سازمانی جریان های سیاسی داخلی.»
علوی تبار ادامه داد: «مخالفت جناح راست یكی از عوامل بسترسازی این انباشت تحقیر و یاس بوده است؛ دقت داشته باشید آنچه به رفتارهای انسانها شكل می دهد «واقعیت» نیست بلكه «ادراك و تصور از واقعیت» است. به هر حال تصور و ادراك مردم به ویژه بخش قائل ملاحظه ای از وضع موجود «بی آیندگی و ناامیدی» است.»
گفت و گو از : كوروش خدابخشی
سیام**3202