۳ مرداد ۱۳۹۷،‏ ۱۰:۲۴
کد خبر: 82981144
۰ نفر
گره هايي كه با طالع بيني كورتر مي شوند

اهواز-ايرنا- سايت خبري قدس آنلاين روز چهارشنبه گزارشي به نام 'گره هايي كه با طالع بيني كورتر مي شوند' به قلم مريم كروشاوي منتشر كرد.

در قرآن از سحر و جادو به عنوان آلات شيطاني نام برده شده است اما رمال ها با بردن نام خدا صورت مسئله را در اين ميان پاك مي كنند تا جيب هاي مردم را در كيسه هاي خود خالي كنند. مردم گمان مي كنند رمال ها مي توانند گره از كارها بردارند و خيلي ها با گول زدن خود، به كلاس هاي اين نوع از آموزش رمالي مي روند. روز به روز پا گذاشتن اين فعاليت ها به تكنولوژي با شيوه در دست گرفتن فضاي مجازي در حال توسعه است كه در پي آن كلاهبرداري در اين امر نيز آمار تشكيل پرونده ها را بالا برده است.

به عقيده فلاسفه و مجتهدين،علم لدني را تنها خداوند و مقداري از آن را پيامبران الهي دارند اما علم فقه را مردم معمولي نيز با تحقيق و تفحص در آيات قرآني مي توانند به برخي موارد دست پيدا كنند، ولي عده اي از اين طريق، با آلات شيطاني قصد ضربه زدن به مردم را دارند كه از اين عمل به عنوان خباثت ياد شده است و مي توانند پايه اعتقادي مردم را نيز سست كنند. جادوگري يا همان رمالي از قرن هاي ديرين نيز همراه مردم بوده اما كمتر كسي فكر مي كرد امروزه به يك صنعت پولساز تبديل شود.

هرخيابان يك رمال

بنا بر خبرهاي حاصل شده از ميزان شكايت ها و دستگيري رمال ها و به همان ميزان سو استفاده از شهروندان، مي توان گفت خوزستان از رتبه داران اين موضوع در كشور است به طوري كه مردم در گفته هاي خود از هر خيابان در خوزستان يك رمال، ياد مي كنند. قصه هاي هزار و يك شب مردمي كه دل به تخيلات بستند تا اسب سفيد خوشبختي را با دود كردن چهار عود به دست بياورند، مرداني كه سرخورده مي شوند و دختراني كه در اين راه عفت خود را از دست مي دهند.

نوبرانه عصر جديد رمالي براي جلب اعتماد مخاطب

به بهانه اين گزارش سري به خانه چند فالگير و رمال زدم تا از نزديك شاهد معركه گرفتن آن ها براي مردمي باشم كه از همه جا مانده در حال خريدن آينده خود آن هم از فروشندگاني كه با به بازي گرفتن احساسات آن ها به فكر امرار معاش خود هستند. آن ها به شيوه هاي گذشته، دود و تعداد زيادي مهره و قيافه هاي عجيب و غريب نداشتند، انگار مدرنيته را براي جلب اعتماد مردم سرلوحه قرار دادند، يكي از آن ها مي گفت تو به دعاي من نياز داري تا مشكلاتت حل شود و هزينه اين دعا جداگانه حساب مي شود، كف دستم را نگاه مي كرد و بعد از زدن چند ضربه، انواع و اقسام نام ها را يكي پس از ديگري تلفظ مي كرد تا شايد به اسم مورد نظر خود برسد، كف دست من ثبت احوال بود و نمي دانستم؛ توصيه مي كرد حرف هايي كه به من گفته را به دوستانم كه همراه من آمده بودند نگويم، زيرا اين ترفندي است كه به شباهت صحبت هاي ميان مراجعان پي نبريم. از ديگر مشاهدات من در طي چند روز مي توان به فالگيري در قالب نصيحت اشاره كرد كه نوبرانه عصر جديد رمالي است جهت كسب اعتماد مخاطب.



يكي از رمال ها به قدري سرش شلوغ بود كه مجبور به سرپا ايستادن براي چند ساعت شدم، براي خود منشي و نگهبان داشت كه نوبت دهي توسط آن ها انجام مي شد و مردم از نواحي مختلف استان به ديدار با او مي آمدند كه جالبترين ادعاي او از بين بردن تومور مغزي يك جوان بود. پيشگويي نمي كرد و تمام اطلاعات را از فرد به زبان خودش مي پرسيد و دعاهايي با قيمتهاي سر سام آور به فروش مي رساند. سوال اينجاست كه آن دعا هاي از قبل بسته بندي شده چرا براي همه به يك شكل تجويز مي شود و مردم هيچ گاه اين موضوع براي آن ها سوال نشده بود؟

حالت نگاه كردن هركدام از آن ها براي من جالب بود، آن ها نگاه هاي متفاوتي نسبت به هم و نسبت به مردم دارند، منتظر يك سوتي از جانب مراجعه كننده مي مانند تا همان را سوژه فال خود كنند. خوزستان گرم است و طبق گفته هاي پزشكي بالاي 80 درصد از مردم آن مبتلا به نارحتي معده هستند، لذا رمال ها اين اطلاعات ريز را در گوشه اي از ذهن خود نگه مي دارند و در غالب پيشگويي حواله مراجعين مي كنند.

قبرها منبع درآمد رمال ها

احمدرضا پسري 34 ساله يكي از مال باختگان ساكن آبادان است كه به هواي ثروت و رفتن راه صد ساله در يك شب به فكر مراجعه به رمال ها جهت نوشتن دعا و به ثروت رسيدن خود مي افتد، بي خبر از اينكه اين تصميم او باعث عقب رفتن صد ساله احمد رضا در يك شب مي شود. او چنين واقعه را تعريف مي كند: از زماني كه ازدواج كردم، بدبياري ها لحظه اي من را رها نمي كردند، بعد از شش سال تصميم گرفتم از راه رمال ها وارد شوم شايد گشايش حاصل كردم، برخي ها به من گفتند خانم تو نحس است و او را بايد طلاق دهي كه من مخالف بودم اما رفته رفته مرا به اين نتيجه رساندند كه اين راه حل مناسبي است و تا پاي طلاق پيش رفتيم و چندماهي از خانم خود دور بودم.

اين مال باخته ادامه مي دهد: با خانم رمالي در يكي از چهارراه ها آشنا شدم، با كف بيني اعتماد مرا جلب كرد، از او درخواست كمك كردم، چون آن زمان حس مي كردم به شدت در حال غرق شدن هستم و به هر چيزي چنگ مي زدم غافل ازاينكه زير پايم را آنقدر سست كرده بودم كه راه نجاتي براي خودم باقي نگذاشتم، خانم رمال به من گفته بود به قبرستان برو و خاك مرده، كمي هم از كفن 40 روزه را براي من بياور كسي هم نبايد تو را ببيند، به خود ترديد دادم و بنا بر اعتقاداتم كه مي دانستم كار نادرستي است، تصميم گرفتم به او پول بدهم تا او اين كار را براي من انجام دهد؛ او نيز از خدا خواسته منتظر اين پيشنهاد من بود، 7 ميليون تومان از من در خواست كرد. من هم در آن سال ها وضعيت مالي بدي داشتم، تنها دارايي من كه يك موتور بود را فروختم و به هر ترفندي كه بود، مابقي پول ها را قرض كردم و به خانم رمال دادم تا او اين كار را انجام دهد، آن موقع فهميدم قبرها و جسدهاي داخل آن براي خيلي ها نان و آب شده است. مرده ها را در مي آورند و از آن ها به عنوان سحر و جادو استفاده مي كنند كه هيچكدام نتيجه اي نمي دهد و تنها آتش جهنم را براي خود مي خرند. از آن شب به تاريكي و حتي سكوت بيش از حد حساسيت روحي پيدا كردم، تعداد قرص هاي استرس و افسردگي من بعد از آن اتفاقات روز به روز بيشتر شده اند.



تنها رمال ها از يك تير، دو مشكل مي سازند

مژگان مال باخته ديگري كه سركارگر يك توليدي لباس بچه گانه در شهرستان دزفول است، تمام پس انداز حاصل از كار خود را روانه جيب رمال هايي كرده كه به اميد آن ها پس از سال ها بتواند به معشوق خود برسد. او داستان پشيماني خود كه منجر به در خطر افتادن موقعيت كاري اش نيز شده را چنين بيان مي كند: هميشه افرادي اسير اين خرافات و عواقب منفي آن مي شوند كه تا قبل از ورود به اين وادي هيچگونه اعتقادي نداشتند و همه آن ها را خرافه مي دانستند اما به محض اينكه كارخود را گير مي ديدند و مدت زمان بسياري در اين گرفتاري مي ماندند، خود را دست ناشيان مي دهند. 5سال با مخالفت هاي خانواده ام براي ازدواج با فرد مورد علاقه خود مواجه بودم، يكي از شاگردهاي توليدي فردي را به من معرفي كرد و به آن مراجعه كردم،انواع مخلوط هاي عجيب و غريب را به من مي داد تا به همراه خانواده ام استفاده كنم، من نيز بي سر و صدا كارها را انجام مي دادم كه بعد از مرور يك هفته مادرم به علت بيماري روده اي و مسموميت ناشي از آن بستري شد، من نيز دو سال است كه دچار بيماري هاي داخلي هستم و پاتوق من مطب دكترها شده؛ آنقدر درگير بيماري بوده ام و انواع تنبيه ها و مشاجره ها را با شاگردم كه اين فرد را به من معرفي كرد، داشتم كه كار به اخراج من رسيد. مي خواستم گره اي از مشكلاتم حل كنند اما بر مشكلاتم افزودند.

شكايتم به جايي نرسيد

ليلا دختر 21 ساله اهوازي كه به قصد بهبود و پايان دادن به سختگيري هاي پدرش نزد يكي از شياداني كه به دعا نويس معروف است مي رود، بلكه گره از مشكل پدر خود باز كند اما هيچوقت نمي دانست كه گره بزرگتري بر ريسمان بلند زندگي خود مي زند، شرح ماوقع حادثه از زبان او چنين است: فقط براي اينكه به ديدن آن دعا نويس بروم تا مشكل پدرم را بازگو كنم، 500 هزار تومان به منشي او دادم، بيرون منتظر رسيدن نوبتم بودم كه احساس سرگيجه كردم، بخورهايي را داخل اتاقش دود مي داد كه آدم را بيهوش مي كردند، علاوه بر آن از درون اتاق صداهاي عجيبي به گوش مي رسيد اما انگار براي زنان مراجعه كننده عادي بود و هيچگونه واكنشي نشان نمي دادند.

او در ادامه مي گويد: نوبتم رسيد و وارد اتاق شدم، به محض اينكه مرا ديد بدون هيچ سوالي شروع به تعريف و تمجيد از قيافه و تيپم كرد، مشكلم را كه بازگو كردم، چند صفت از پدرم را براي من عنوان كرد كه باعث شد به آن اعتماد كنم، دود داخل ظرف مخصوصش را سمت من گرفت و در صورتم فوت كرد، سردرد و سرگيجه ام بيشتر شد، از من خواست براي رهايي از مشكلم با او ازدواج كنم و رفتارهاي او به قدري عاشقانه بود كه انگار مرا سالهاست مي شناسد.

اين مالباخته بيان مي كند: در حالت بيهوشي بودم كه از من در خواست كرد تا دراز بكشم و دعاهايي در گوشم بخواند اما تا به خود آمدم و هرچه تقلا كردم و فرياد زدم كسي به داد من نرسيد، كار از كار گذشته بود و آن شياد مرا مورد تعرض قرار داد. حال يك سال است كه از اين ماجرا مي گذرد و من از آن شوك خارج نشده ام، نه رفتار پدرم درست شد و نه شكايتهاي من از رمال بي صفت پس از پيگيري هاي مداوم به جايي رسيد.



متافيزيك غير قابل انكار است

اين ها داستان هاي واقعي هستند كه در هر محفلي از محافل اهالي خوزستان به راحتي مي توانيد بشنويد زيرا اين روزها اكثريت مردم تجربه هاي مشابهي را داشته اند، كه امام جمعه موقت اهواز در اين باره بيان مي كند: تاثيري كه عالم ماورا ماده، عالم امر بر عالم خلق و متافيزيك بر عالم طبيعت دارد را نمي توان انكار كرد، اما در طول تاريخ افراد سودجويي وجود دارند كه به دنبال ضربه زدن به مردم هستند.

حجت الاسلام حسن زاده در پاسخ به اين سوال كه آيا مي توان تفاوتي ميان فعاليت دعا نويس ها و رمال ها قائل شد، بيان مي كند: دعاهايي كه از ائمه اطهار سينه به سينه به دست ما رسيده مشكلي جهت استفاده مردم ندارند. اما رمالي و ادعاي ارتباط با عالم غيب جهت رسيدن به منافع خود، به هيچ وجه قابل باور نيست. به افرادي بايد مراجعه كرد كه ادعيه را بفهمند، تاثير آنها را بشناسند و از نظر تعهد و تقوا مورد تاييد باشند.

او ادامه مي دهد: برخي از افراد سودجو افعالي را انجام مي دهند كه قابل پذيرش نيست، مانند نوشتن دعا بر بدن يك زن كه از نظر شرعي صحيح نيست و معلوم است كه شيادي است. تملك اجنه براي پيش برد اهداف رمالي هيچگونه اعتباري ندارد . به افرادي كه اين ادعا را دارند نمي توان اعتماد كرد.

با حضور مردم به شكايت هاي آن ها رسيدگي مي شود

معاون حوزه اطلاعات فرماندهي استان خوزستان كه بررسي پرونده هاي تشكيل شده از شكايت هاي مردمي است مي گويد: دوشنبه هر هفته با مردم نشستي در خصوص شكايت هاي آن ها از سودجويي رمال ها داريم و قطعا به درخواست هاي آن رسيدگي مي شود. اما به دليل امنيتي بودن حوزه ما، قادر به ارائه اطلاعات نيستيم.

سرهنگ حسن حيدري ادامه مي دهد: سودجويي رمال ها از مردم دسته بندي هاي مختلفي دارد كه همه آن ها به حوزه اطلاعات ارجاع داده نمي شوند بلكه سودجويي مالي، آسيب جاني و حتي سو استفاده جنسي هركدام حوزه خود را دارند كه شكايت هاي هم استاني ها به بخش مورد نظر خود ارجاع داده مي شود. لذا به طور دقيق نمي توان گفت در استان خوزستان آمار سودجويي هاي رمالان بيشتر يا كمتر شده است.

رواج خرافه پرستي

استاد دانشگاه و مشاور مراكز مشاوره با بيان اينكه خرافات به معني ايمان يا رفتاري كه ناشي از غفلت ،ترس از ناشناخته ،اعتقاد به جادو، شانس يا درك غلطي از عليت است، مي گويد: خرافات مفهومي نسبي وتابع وضع معرفت علمي در يك زمان معين است‌. اعتقاد به چشم زخم وتعويذ وطلسم در بيشتر دوره هاي تاريخ و در بيشتر قسمت هاي جهان تقريبا به يك شكل وجود داشته و هنوز باقي مانده اند. تحقيقات نشان مي دهند عقايد و مراسم خرافي بيشتر در موقعيت هايي رواج مي يابند كه احتمال خطر بسيار بالا ست يا شانس و اتفاق نقش مهمي را بازي مي كند. لذا زماني كه به نظر مي رسد وقايع فراتر از كنترل انسان هستند،خرافات رايج تر از مواقع عادي هستند.

محسن جرفي با توجه به گسترش خرافه پرستي در خوزستان، عنوان مي كند: استرس يا بحران هاي شخصي يا اجتماعي نقش مهمي را در دامن زدن به خرافات دارند. يكي ديگر از ويژگي هايي كه در رو آوردن به خرافات موثر است اين است كه آدميان عدم قطعيت را به آساني تحمل نمي كنند و به همين جهت ترجيح مي دهند با توسل به عقايدي هر چند بي پايه و خرافي هرچه زودتر به وضعيت عدم قطعيت پايان دهند. برخي از علائم بيماريهاي رواني مانند وسواس ، يا هذيان ها بيماران پسيكوتيك ( روان پريش يا مجنون) شباهت زيادي با افكار و اعمال خرافي پيدا مي كنند و بايد از آن تميز داده شوند. وجود خرافات باعث مي شود فرد در ابتدا افكار وسواسي را راحت تر تحمل كند و براي آن ها نوعي معني پيدا كند.

او، رمالان را داراي اختلالاتي مي داند و اضافه مي كند: در بين مشخصه هاي روان پريشي آنچه به خصوص در مقايسه با خرافات توجه مان را به خود جلب مي كند هذيان است.

جرفي هذيان را مانند خرافات يك باور تزلزل ناپذيركه داراي شواهد كافي نيست و تحت تاثير استدلال منطقي يا ارائه شواهد كافي نيست و تحت تاثير استدلال منطقي يا ارائه شواهد مخالف قرار نمي گيرد دانسته و توضيح مي دهد:مرز بين خرافات و روان پريشي آن چنان باريك است كه مي تواند مشكلاتي براي تشخيص آن ايجاد كند. شايع ترين هذيان ها ،هذيان هاي گزند و آسيب يا پارانوئيد هستند. پيشگوها معمولا ناظران تيزبين امور اجتماعي در منطقه هستند،بافت هاي خويشاوندي و دوستي را خوب مي شناسند و حسادت ها و انواع ناراحتي ها و مشكلات را زير نظر دارند.


پژوهشگر نمونه استان ادامه مي دهد: زير نقاب به اصطلاح خرد گرايي جامعه نوين اشتياق فوق العاده و گسترده اي نسبت به پديده هاي اسرار آميز و غيبي موج مي زند. اصولا آدمي و نحوه تفكر او طوري است كه براي خرافات از نوعي آمادگي هيجاني برخوردار است. خرافات مي تواند با ارائه كردن 'اطلاعات' و 'نوعي ابزار كنترل 'از اضطراب آدمي كم كند و لااقل به طور ذهني نوعي احساس پيش بيني پذيري وتسلط مي آفريند وبه همين ترتيب مي تواند نقش يك عامل كاهش دهنده اضطراب را ايفا كند.

او تصريح مي كند: اگر بدانيد كه رمال ها داستان هاي خودساخته ارائه مي كنند آن وقت ديگر حاضر نخواهيد شد تنها براي اين كه كمي آرامش پيدا كنيد به رمال ها مراجعه كنيد. تلقين باعث مي شود يك خرافه براي فرد سودمند باشد، بنابراين بايد توجه داشت در جامعه خرافات زده مشاغل كاذبي به وجود مي آيد و هميشه عده اي آماده اند تا از آب گل آلود ماهي بگيرند.

محسن جرفي در پايان متذكر مي شود: جذابيت سحر وجادو هميشه همين بوده و هست ، از همان تمدن هاي اوليه گرفته تا دوران درخشان رنسانس و فراتر از آن تا گروه و فرقه هاي غيب گويان كه امروزه در صحنه ي اينترنت پيوسته حضوري فعال دارند. مي تواند عجيب به نظر برسد كه اين طرز فكر در ارتباط با سحر وجادو در عصر ما نيز دوام آورده باشد، اما اگر به اطراف بنگريم اين طرز فكر،همه جا، حضوري موفق دارد.
بيخيالي مردم بازار رمال ها را كساد مي كند

نمي توان منكر هوش بالاي اين افراد در گول زدن مردم آن هم به شيوه اين چنيني شد، اما بي شك مردمي كه چندين بار تجربه مراجعه به اين افراد را دارند بايد با ترفندهاي زيركانه آن ها آشنايي پيدا كرده باشند. شايد كمتر افرادي را بتوان پيدا كرد كه از پس نقش بازي كردن و اداي عالمان غيب را درآوردن بربيايند. ريشه كن كردن اين معضل تنها توسط بيخيال شدن مردم از مراجعه به رمال ها است كه اين بيخيالي مي تواند به حفظ كرامت اجتماعي استان خود منجر شود.
9887/6002