آب؛ تنها مرهم خودسوزي هورالعظيم است

اهواز -ايرنا- هورالعظيم دوباره به خودسوزي افتاده است. بيش از 10 روز است كه دود غليظ از نيزارهاي تشنه هور بلند مي شود. تا حالا حدود 17 هزار هكتار سوخته است؛ يك هزار و 800 هكتار در بخش ايراني و مابقي در بخش عراقي اين تالاب مرزي.

دود غليظ خودسوزي هور، مرزها را هم درنورديده و نفس مردم در شهرهاي غربي و مركزي خوزستان را بندآورده است. با احتمال بروز تنگي نفس براي شهروندان، ستاد بحران در شهرستان هويزه نيز به حالت آماده باش درآمد.
هورالعظيم، آخرين بازمانده تالاب هاي بين النهرين، در جنوب غربي كشور، در خوزستان قرار دارد. يك سوم اين تالاب با مساحت بيش از 100 هزار هكتار در ايران و دو سوم مساحت آن در عراق است. اين تالاب كه از نظر زيستگاهي و تنوع زيستي اهميت بسزايي دارد، همچون تالاب هاي ديگر خوزستان، روزگار سختي را مي گذراند و منابع تغذيه اين تالاب از رودخانه هاي كرخه و دجله به شدت كاهش يافته است. هورالعظيم از زمان خشك شدن مهمترين كانون توليد گرد و خاك در منطقه بوده است. مسئولان استاني وعده كرده اند كه براي خاموش كردن آتش هورالعظيم با مقامات عراقي مذاكره مي كنند تا بتوانند از بالگردهاي آبپاش استفاده كنند. در نشست اخير با استاندار بصره در آبادان نيز اين مساله مطرح شد اما راه به جايي نبرد زيرا هورالعظيم در استان ميسان عراق قرار دارد و نه استان بصره.
درباره خودسوزي ادامه دار هورالعظيم با معاون محيط زيست طبيعي حفاظت محيط زيست خوزستان به گفت وگو نشسته ايم. سيد عادل مولا كه پيش از اين نسبت به آتش سوزي و مرگ و مير آبزيان تالاب هشدار داده بود، معتقد است: «تامين آب مورد نياز هورالعظيم تنها راه پايان دادن به خودسوزي تالاب است.»

*ايرنا: اين نخستين بار نيست كه هورالعظيم به خودسوزي مي افتد. دليل اين آتش سوزي هاي سالانه در تالاب چيست؟
با توجه به دماي بالا و خشك شدن نيزارهاي تالاب، فقط يك شعله كافيست تا آتش سوزي به راه بيفتد. عامل اين آتش مي تواند افراد باشند و يا اشيائي كه در طبيعت رها مي شوند، مانند شيشه و يا حتي بطري هاي پلاستيكي. البته بيشتر آتش سوزي اخير (15 هزار هكتار) در بخش عراقي تالاب بوده كه كاملا خشك است و آتش سوزي در بخش ايراني به دليل مرطوب بودن قسمت هايي از هور اكنون خاموش شده است. حريق در بخش عراقي اگرچه كم شده اما هنوز ادامه دارد.

*ايرنا: آتش سوزي در بخش عراقي تالاب است. آيا خاموش كردن آن بر عهده ماست؟
خير، كشور عراق بايد آن را مديريت كند. اما ما مي توانيم كمك كنيم و بايد براي نجات تالاب كمك كنيم. زيرا در واقع هر دو بخش هورالعظيم، يك زيستگاه را تشكيل مي دهد. مثلا مي توانيم در قالب تفاهم نامه براي مديريت تالاب اقدام كنيم چون مشكل اصلي ما كمبود آب نيست، بلكه سوءمديريت آب است.

*ايرنا: مسئولان استاني از لزوم بكارگيري بالگردهاي آبپاش براي خاموش كردن آتش سخن گفته اند. به نظر شما اين بهترين راهكار خاموش كردن آتش سوزي هورالعظيم است؟
معتقدم بالگردهاي آبپاش دردي را دوا نمي كند. زيرا آب زيادي براي خاموش كردن آتش لازم است و از سوي ديگر اين آب ها به دليل دماي بالا، دوام نمي آورد و در عرض چند دقيقه تبخير مي شود. تنها راه خاموش كردن آتش و جلوگيري از آتش سوزي مجدد، دادن حقابه است. آب تالاب بايد به هر نحوي تامين شود.

*ايرنا: قرار بود كه لااقل براي جلوگيري از ريزگردها نياز آبي (حقابه) هورالعظيم تامين شود.
همه مي دانند كه نياز آبي تالاب بايد تامين شود اما اين فقط روي كاغذ نوشته شده. حقابه مصوب تالاب 1.6 ميليارد مترمكعب است ولي اكنون هيچ آبي وارد تالاب نمي شود. از يك ماه پيش ميزان ورود آب به تالاب كم شده و اكنون به صفر رسيده و بخش وسيعي از تالاب خشك شده است. البته پارسال بارندگي در بالادست تالاب زياد بود و به همين دليل كشاورزان هم آب زيادي از رودخانه كرخه برداشت نكردند و شرايط آبي تالاب بهتر بود، اما اين نبايد ما را خوشحال كند زيرا بايد حقابه تالاب يك آب دائمي باشد تا خشك نشود.

*ايرنا: اينطور كه گفته شده كمبود آب در حوزه رودخانه كرخه شرايط را بحراني كرده است. با رهاسازي بيشتر آب از سد كرخه مشكل مرتفع مي شود؟
متاسفانه حتي اگر از سد كرخه هم آب رها كنند بازهم تالاب بي نصيب مي ماند. چون در بالادست اين حوزه مديريت خوبي روي منابع آبي صورت نمي گيرد. تنها در صورتي آب به هورالعظيم كه در پايين دست رودخانه است، مي رسد كه برداشت هاي بالادست را مديريت كنند. در تالاب شادگان هم كه در انتهاي حوزه رودخانه مارون- جراحي قرار دارد، با همين مشكل روبه رو هستيم. آبي كه از سد مارون رهاسازي مي شود، به شهرستان رامشير نرسيده تمام مي شود و هيچ آبي به شهرهاي پايين دست مثل شادگان و تالاب نمي رسد. بيشتر برداشت هاي آب در بالادست براي كشاورزي است، در صورتي كه اگر وام كم بهره يا بدون بهره به كشاورزان براي تغيير در روش آبياري و جايگزيني آبياري تحت فشار بدهند مي توان با صرفه جويي بخشي از سهميه تالاب را به دست آورد.

*ايرنا: تامين آب در زمان خشكسالي، به عنوان يكي از مزاياي سدسازي برشمرده مي شود. آيا سدهاي سيمره و كرخه در بالادست نتوانسته به هورالعظيم كمك كند؟
نه تنها كمكي نكرده، بلكه سدسازي در حوزه كرخه به ويژه سد كرخه از دلايل اصلي خشك شدن هورالعظيم است. از نظر آبگيري و ميزان حقابه، نه فقط هورالعظيم بلكه همه تالاب ها و جنگل ها و زيستگاه هاي استان، متاثر از سدهاي بالادست بوده اند. در سدهايي كه ساخته شده سهميه تالاب فقط روي كاغذ نوشته مي شود ولي در عمل هيچگاه محقق نمي شود. چون مديريت در بالادست ضعيف است. مديريت حوزه رودخانه كرخه قبل از رسيدن آب به تالاب، هنوز سنتي است و متوليان امر همچون سازمان هاي جهاد كشاورزي و آب و برق استان، به مديريت اين حوزه در بالادست توجهي نكرده اند. هنوز برداشت ها و آبياري مزارع سنتي و بي رويه است و الگوي كشت هم نامناسب است. براي اجراي روش هاي جديد آبياري مثل تحت فشار و قطره اي تا حالا كاري نشده است. با اين نوع مديريت، حتي در صورت رهاسازي آب بيشتر از سدها، نمي توان انتظار داشت كه آبي به تالاب برسد، زيرا كشاورزان مسير، قبل از رسيدن آب به تالاب آن را برداشت مي كنند و اين عامل نابودي تالاب ها شده است. تالاب جايي است كه به آب زنده است و بايد آب باشد تا به حيات خود ادامه دهد.

*ايرنا: از سال 87، بيش از هشت هزار هكتار از هورالعظيم به وزارت نفت واگذار شد. فعاليت صنعت نفت در اين ميان چقدر روي تالاب تاثير داشته است؟
فعاليت شركت هاي نفتي در هورالعظيم بدون توجه به محيط تالابي بوده و فشارهاي دولت ها روي توسعه و برداشت زودهنگام منابع نفتي از تالاب متمركز بوده است كه اين مساله آسيب جدي به هورالعظيم وارد كرده است. اين آسيب هم از نظر زيستگاهي و هم از نظر شكلي بوده است.

*ايرنا: منظورتان دكل هاي نفتي است؟
هم دكل هاي نفتي و جاده هاي متعددي كه ساخته شده و هم ورود ماشين آلات، به تالاب آسيب زده اند. جاده هايي كه در تالاب ساخته شده آنقدر عريض هستند كه اسم آنها را اتوبان گذاشته ام: «اتوبان همت»، «اتوبان سيد الشهدا» و...
از نظر زيستگاهي نيز تقسيم شدن تالاب به شمالي- جنوبي- شرقي و غربي و پنج حوضچه (مخزن) مجزا، از عواملي است كه روي تالاب تاثير منفي داشته است.

*ايرنا: هورالعظيم يك تالاب مرزي است. اين مساله چه تاثيري روي يكپارچگي تالاب گذاشته است؟
متاسفانه هميشه شاهد رويكردهاي يكجانبه و اغلب هم صرفا امنيتي در اين تالاب هستيم. نمونه آن ساخت دايك مرزي (كه يك سد بتني است) و جاده مرزي براي جداسازي بخش هاي ايراني و عراقي تالاب است، در حالي كه موقعيت زيستگاهي هور ناديده گرفته شده و زيرگذرهاي لازم رعايت نشده است. ما هم هر چه در اين زمينه تلاش كرديم موفق نشده ايم. به طور نمونه تنها در همين جاده مرزي (علاوه بر ساير جاده هايي كه در تالاب ساخته شده)، روزانه چندين لاك پشت فراتي (كه گونه منحصربفرد و در حال انقراض است) كشته مي شوند. اين لاك پشت ها اغلب از بخش عراقي هور كه الان خشك است براي رسيدن به زيستگاه مطلوب تر سعي مي كنند از دايك مرزي عبور كنند ولي يا توسط خودروهاي عبوري زيرگرفته مي شوند و يا بعد از تقلاي زياد مي ميرند.
*ايرنا: بعد از جنگ اغلب روستاهاي هورالعظيم متروكه شده. با توجه به اهميت مردم بومي در حفاظت از تالاب ها، نقش مردم بومي در هورالعظيم در سال هاي اخير چه بوده؟
جوامع محلي و مردم بومي ساكن هورالعظيم بهره بردار اصلي تالاب به شمار مي آيند، اما در شرايط فعلي اغلب آنها تالاب را عامل بازدارنده براي معيشت خود تصور مي كنند و براي حفاظت از آن همكاري نمي كنند. زيرا به دليل محدوديت هاي شديد و مقررات دشوارو دست و پاگير كه سازمان ها ايجاد كرده اند، از جمله نبود آب، مشكلات امنيتي و مجوزهاي صيد و شكار، مردم بومي رغبتي به همكاري در حفاظت از تالاب نشان نمي دهند. اين مساله نيز به تنش ها در هورالعظيم و تالاب هاي ديگر استان دامن زده است.
بسياري از بومي هاي هورالعظيم اكنون جذب مشاغل كاذب شده اند. حدود 80 درصد از جوانان روستايي ساكن در اطراف اين تالاب زمين و دام خود را فروخته و با پول آن خودروي پلاك اروندي خريده و در شركت هاي نفتي فعال در هور گذاشته اند كه كار كند.

*ايرنا: شايد مردم از روزي رساني تالاب قطع اميد كرده اند؟
درآمد خودروهايي كه به شركت هاي نفتي اجاره مي دهند موقت است اما در حال حاضر پولي كه از اين طريق درمي آورند، بيشتر از شكار، صيد، كشاورزي، ني بري، صنايع دستي و محصولات لبني است كه از تالاب كسب مي كنند، مخصوصا كه با خشك شدن هور، اين منابع به كلي تهديد مي شود. مردم با خودشان مي گويند كه با صيد روزي پنج ماهي، خرج زندگي شان درنمي آيد.
يكي از راه هاي مديريت زيستگاه ها برداشت از آن زيستگاه است. اما با وجود رشد زياد ني ها، مردم بومي جرات چيدن آنها را ندارد. مردم از سازمان محيط زيست و ارتش مي ترسند و از سوي ديگر خيلي از آنها دام هايشان را فروخته اند و ديگر نيازي به ني ندارند.

*ايرنا: آيا اين بدين معني است كه مزاياي تالاب براي بومي ها كم شده است؟
خيلي پايين آمده و اين به ضرر تالاب است. حالا 80 درصد از كساني كه دارند از تالاب استفاده مي كنند و به شكار و صيد مي پردازند شهري هايي هستند كه براي تفريح مي آيند، نه مردم بومي كه براي معيشت از آن استفاده مي كنند. فصل گذشته حدود چهار هزار پروانه صيد در هورالعظيم صادر كرديم كه تعدادشان به نسبت گذشته خيلي كم شده است. علاوه بر اين بسياري از اين صيادها از اهواز، خرمشهر و يا شادگان براي شكار به هورالعظيم مي آيند و تعداد كمي از آنها بومي ها هستند. پس اول بايد بيائيم باورها را درست كنيم.

*ايرنا: مثلا چه كاري بايد انجام شود؟
مهمترين كاري كه بايد انجام شود اين است كه اعتماد مردم را جلب كنيم تا به اين باور برسند كه تالاب فقط براي سازمان محيط زيست و وزارت نيرو نيست و متعلق به مردم بومي است و آنها بهره بردار اصلي هستند. از سوي ديگر نبايد منابع درآمدي آنها از تالاب را محدود كنيم. مساله مهم ديگر اينكه آب مورد نياز تالاب (حقابه) را به هر طريقي تهيه و تامين كنيم. اگر آب به تالاب وارد شود مي تواند خود را از نو بازسازي كند و ني ها دوباره شروع به رشد مي كنند.

*ايرنا: فقط مردم نيستند، اكنون بسياري از مسئولان استان نيز هنوز به كاركردهاي تالاب باور ندارند.
اول مردم بايد ورود كنند و قبول كنند تا دام ها و زمين خود را براي يك شغل كاذب نفروشند و به حاشيه شهرها نروند، و بعد نوبت به مسئولان مي رسد. ما هميشه به اين مساله انتقاد داشتيم. متاسفانه مسئولان هنوز تصور مي كنند تالاب محل تخليه و ذخيره پساب است. هر جا نياز به تخليه زهاب ها باشد، و هر كجا كه زهكش ها مزاحم راه آهن و تاسيسات نظامي و يا شهري بشود و يا آب شور بشود، به سمت تالاب منحرفش مي كنند. اين در حاليست كه تالاب هاي ما اكوسيستم آب شيرين هستند. برخي ها هنوز باور ندارند كه تالاب براي ادامه حيات، آب شيرين و كافي لازم دارد. اگر آب داشته باشد معضل آتش سوزي و ريزگرد نخواهد داشت؛ به جاي آن درآمد، تنوع زيستي، گردشگري و از همه مهمتر اعتبار و شهرت جهاني در فهرست رامسر و يونسكو بوجود مي آيد. اما اگر آب نداشته باشد همه اينها را ندارد و مشكلات كماكان پابرجا خواهد بود.

*ايرنا: وضع در بخش عراقي هورالعظيم چگونه است؟
در بازديدي كه داشتيم مشاهده كرديم مشكلات هورالعظيم در عراق خيلي بيشتر است چون عنصر حياتي تالاب، يعني آب، در آنجا اصلا وجود ندارد و يا خيلي كم است. اما در مقابل وابستگي مردم محلي به تالاب خيلي بيشتر است. دو سال پيش كه آب خوبي وارد تالاب شده بود، اين مساله ملموس بود و امسال اگر چه تالاب آب ندارد اما هيچكدام زمين و گاوميش خود را براي خريد خودروي لوكس نفروخته اند. در بخش عراقي در زمينه صنعت نفت بهتر كار شده و تعداد چاه ها و جاده هايي كه احداث شده محدودتر است. مهم تر از همه اينكه هورالعظيم بخش عراق را ثبت بين المللي كرده اند. آنها براي احياي هور گام هاي خوبي برداشته اند. مثلا براي احياي تالاب هاي مركزي، آب فرات را در قسمت هايي مسدود كرده و سدخاكي زده اند تا آب رودخانه را به تالاب بازگرداند. عراقي ها معتقد هستند «چبايش» كه خانه هاي ساخته شده از ني، روي آب هستند، براي آنها اولويت دارد و مي خواهند اين خانه ها را حفظ كنند.

*ايرنا: اما سدسازي هاي تركيه آينده مبهمي را براي هورالعظيم رقم زده است.
چشم انداز خوبي نداريم. مطمئنا با آبگيري اين سدها وضعيت از شرايط فعلي به مراتب بدتر مي شود و همه چيز از بين مي رود؛ نه فقط هورالعظيم بلكه رودخانه ها و جنگل هاي كرخه و دز و حيات وحش منطقه؛ به طور كلي همه زيستگاه هايمان از بي آبي مي ميرند. وقت آن رسيده است كه در اين موارد وارد مذاكره با كشورهاي همسايه شويم. تركيه بايد حقابه رودهاي ما و سوريه و عراق را رعايت كند. دولت ها بايد براي حفظ تالاب ها سند همكاري امضا كنند.

/6002/9754
گفت وگو: نادره وائلي زاده