گذري به نواهاي روحبخش و در عين حال فراموش شده رمضان

ساري - ايرنا - هريك از آيين هاي مذهبي چه قبل و چه بعد از اسلام در كشور پهناور ما داراي نواهاي ويژه اي است كه دانستن و بهره گيري از آنها به طور قطع به اعتلاي جايگاه موسيقي اصيلمان مي افزايد.

از طرفي آيين ها، سنت ها و موسيقي هاي مربوط به آنها جزو جدايي ناپذير اقوام و نشانگر فرهنگ و اعتقادات مردم است و در درازاي تاريخ گاه با اندكي تغيير و گاه بي هيچ تحولي سينه به سينه به نسل هاي بعد انتقال يافته است.
سالخوردگان جامعه در هر دوره و زماني به آداب و سنن، آيين ها و مناسبت ها، قضاوت و واكنش تقريبا انتقادي و همراه با حسرت نسبت به گذشته داشته اند كه نسل جديد و جوان دركي از آن ندارند و جوانان نيز در ميان هزاران قطعات موسيقي داخلي و وارداتي گيج و متحير مانده و توان تفكيك سره از ناسره را ندارند.
تغيير ساختار اقتصادي و سياسي بي ترديد در فرهنگ و آداب و رسوم هر جامعه تاثير شگرفي دارد و آحاد جامعه اگر چه ممكن است در ابتدا نسبت به تغييرات واكنش داشته باشند اما پس از مدتي تحولات را مي پذيرند.
گسترش شهرها، مهاجرت، رشد و گسترش فناوري، دسترسي به اطلاعات، بالا رفتن سطح دانش و آگاهي هاي اجتماعي و بسياري از مسائل ديگر به اعتقاد برخي كارشناسان، عامل كم رنگ شدن بسياري از مراسم سنتي و آييني شده است.
مناسبت ها و آيين هاي مذهبي و ديني به دليل ريشه داشتن در اعتقادات مردم نسبت به ديگر آداب و رسوم از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار است و از اين رو تغييرات در هسته آن به سختي صورت مي گيرد، البته در پوسته و سطح آن به فراخور وضع اجتماعي و اقتصادي هر منطقه دچار تغيير مي شود.
'رمضان' از جمله ماه هاي خاص در جهان اسلام و ايران بوده كه آداب و سنن ويژه اي دارد و تاثير اين آداب در لايه هاي مختلف رفتاري، اجتماعي و فرهنگي مردم در اين ماه مشهود است.
هنر و هنرمند نيز در اين ماه تحت تاثير فرهنگ رمضان، كاركرد ويژه اي پيدا مي كند كه ساختار اجرايي آن نسبت به ديگر بخش ها قابل تشخيص و شناسايي است و موسيقي به عنوان يكي از شاخه هاي مهم هنري و حامل و ناقل بخشي از ميراث تاريخي و جامعه بشري، در اين ماه، در ايران داراي شناسنامه ويژه است.
بهروز وجداني نويسنده و پژوهشگر موسيقي در اين باره مي گويد: هر كشوري مدعي است كه در بخشي از تمدن جهاني سهيم بوده و به ميراث فرهنگي خود مي بالد و فرهنگ عامه و غير رسمي مهم ترين جزء اين ميراث گران بها را تشكيل مي دهد.
وي مي افزايد: اين ميراث منعكس كننده ويژگي هاي اصلي فرهنگ ملت ها و هويت فرهنگي و اجتماعي آن محسوب مي شود و در اين ميان بخش عظيمي از ميراث بشري را موسيقي به خود اختصاص مي دهد.
اين نويسنده تصريح كرد: ميراث آييني ايران زمين نيز مهم ترين و شاخص ترين بخش از موسيقي سنتي و عاميانه ما به شمار مي آيد كه متاسفانه با فراموش شدن برخي از مراسم و آيين ها نقش و كاربرد خود را از دست داده و به بوته فراموشي سپرده شده است.
او ياد آور شد: بررسي موسيقي آييني هر قوم و ملتي در شناخت بيشتر و درست و عميق فرهنگ آن قوم است، از اين رو اسناد و مدارك موسيقايي از ارزش علمي بسياري برخوردارند.
وجداني اضافه كرد: در شرايط كنوني مستند سازي و پژوهش هاي علمي و دقيق و جامع در حوزه ميراث فرهنگي تا به حدي است كه اگر در آن كوتاهي كنيم، آيندگان را از تجربه، دانش، مهارت، فناوري، ذوق و خلاقيت نياكان و ميراث هزاران ساله بشري محروم ساخته ايم.
بهزاد مقوم، مدرس و پژوهشگر موسيقي مي گويد: پيش از اسلام نيز يكتا پرستي در كشور عزيزمان رايج بوده و به طور طبيعي هريك از آيين هاي مذهبي داراي موسيقي خاصي بود كه تفاوت و وجهه اشتراك اين نغمات با آنچه پس از ظهور اسلام شنيده شد بايد توسط پژوهشگران و صاحبنظران بررسي شود.
وي افزود: به درستي نمي دانيم نخستين زماني كه مردمان اين سرزمين آواهاي طبيعي را با نغمات ملكوتي هستي همراه ساختند كي بود و نخستين باري كه سروده هاي مذهبي خوانده شد در كدام معبد و يا كدام قسمت از كشور عزيزمان بوده است. اما در هرصورت 'ساز' و 'موسيقي' در زمانه اي كه هنوز ابزارهاي كنوني اطلاع رساني در جامعه بشري تولد نيافته بود، به عنوان يكي از هنرهاي نخستين بشري براي اعلام اوقات روز در خدمت مردم بوده است.
مقوم ياد آور شد: ماه رمضان و اعلام وقت سحر و شامگاه به مردم، از جمله اين اوقات بود كه براي مردم ايران اهميت والايي را در ميان ساير ماه هاي سال داشته است.
او اضافه كرد: مردم در اين روزگاران از ميان افراد جوامع كوچك خود اشخاصي را براي اطلاع رساني از هنگام سحر و شامگاهان انتخاب مي كردند و آنان نيز با استفاده از سازهاي مرسوم درآن مناطق با آيات و مناجات ها مردم را از وقت سحر آگاه مي كردند.
مدرس 62 ساله موسيقي افزود: اين كار تا دوران معاصر نيز ادامه يافت و در تهران افرادي از ميان 'آژان'ها به دستور نظميه انتخاب شده و با طبل و دهل وقت سحر را به مردم اعلام مي كردند.
وي از 'كرنا'،'نقاره'،'طبل' و 'دهل' به عنوان سازهايي نام برد كه نه تنها در ايام ماه رمضان بلكه در طول سال نيز استفاده مي شدند.
نويسنده كتاب 'موسيقي ترانه هستي' با اشاره به اينكه 'نقاره زني' از جمله آيين هاي كهن ايراني است كه هنگام طلوع خورشيد و رسيدن به هنگام سحر انجام مي شد، افزود: با آمدن اسلام به ايران هنر نقاره زني جلوه زيبايي يافت و در زمان سحر و افطار ماه رمضان در خدمت دين درآمده و به هنر آييني تبديل شد، تا جايي كه پاره اي از مناطق ايران، اين كار به شكلي وقفي در آمده است.
او ادامه داد: در اين دوران نيز در شهر طبس نقاره زني به صورت اوقافي انجام مي شود و علاوه برآن در آستان حرم مطهر رضوي نيز گونه اي ديگر از اين هنر ديرينه ديده مي شود.
مقوم افزود: نوعي اركستر كهن با تركيب سازهاي كوبه اي و بادي نيز وجود داشت كه داراي قوانين خاص خود، با عنوان 'نوبت'بود و نواختن آن بر اساس 'دور'اجرا مي شد و هنوز هم در بعضي از مناطق ايران مرسوم است.
سيد احمد وكيليان پژوهشگر و مدير مسوول فصلنامه 'فرهنگ مردم' مي گويد: تا زماني كه پاي راديو و تلويزيون به ايران باز نشده بود، مردم با پشتوانه فرهنگي نياكان خود، به روش هاي گوناگون، اطلاع رساني مي كردند از جمله در ماه رمضان از همان آغاز، رويت هلال ماه را با اذان و كوبيدن طبل و نقاره و نواختن شيپور، به آگاهي مردم مي رساندند.
وي مي افزايد: كودكان و نوجوانان نيز در اين شب ها با خواندن ترانه هاي شاد از قبيل 'هوم بابايي'، 'الله در رمضوني'، 'الم تراني' و'گره گشو'نويد آمدن ماه رمضان را مي دادند و از هداياي بزرگ ترها برخوردار مي شدند. بعضي وقت ها نيز با شيطنت خاص خود با ترانه هاي طنزآميز به روزه خواران هشدار مي دادند و بدين وسيله موجي از شادي در تمام شهرها و آبادي ها برپا مي شد.
او افزود: تلاوت قرآن كريم با صوت و آهنگ خوش و خواندن اشعار مذهبي و ترانه هاي شادي آفرين در اين ماه پر بركت، سبب شكل گيري نوعي موسيقي مذهبي و آييني شده بود كه در هر منطقه با توجه به فرهنگ و زبان همان منطقه جلوه خاصي داشت.
وكيليان ياد آور شد: در كرانه هاي خليج فارس، دم سحري با نواختن دمام و سرودن ترانه، در سيستان، سحري خواندن دهلك، در يزد با نواختن نقاره، در تهران با طبل و شيپور 'ورچين ورچين' و مجلس سخنوري و شعر خواني، در فارس به ويژه عشاير با كرنا و دهل، در آذربايجان عاشيق ها با نواختن تار و خواندن حماسه مذهبي، در بين كردها و لرها با تنبور و دوتار و در بسياري از روستا ها جارچيان با كوبيدن حلب و جاركشيدن و حمامي ها با به صدا درآوردن بوق حمام، روزه داران را براي انجام فرايض ديني فرا مي خواندند.
اين پژوهشگر ادامه داد: شب هاي قدر هم با ثنا و دعا و تلاوت قرآن و مراثي و نوحه در سوگ مولاي متقيان (ع) جذبه اي خاص داشت و شب هاي پاياني ماه مبارك با اشعار الوداعي، مراسم خدا حافظي و وداع برپا مي شد.
وي گفت: با رسيدن عيد فطر، روزه داران با برپايي جشن و سرور و نواختن دف و چنگ وبرپايي نماز شكرانه عيد در سماع رباني و ضيافت الهي حضور مي يافتند و پاداش خويش را از پروردگار عالميان دريافت مي كردند.
برخي از كارشناسان و پژوهشگران مي گويند كه با ظهور رسانه هاي مدرن، اين فرهنگ ديرپا از گردونه خارج شده و به تدريج به دست فراموشي سپرده شد، حاليا با تشكيل دهكده جهاني و فرهنگ يكنواخت معلوم نيست چه بر سر آداب و رسوم ملت ها مي آيد.
هوشنگ جاويد نويسنده و پژوهشگر موسيقي در مورد 'سحر خواني در رمضان'مي گويد:ايرانيان مسلمان بنا بر يك رسم كهن در هنگام سحر، يك ساعت به اذان مانده، به بام خانه خود رفته يا در بسياري از جاها در گلدسته مسجد، مناجات سحر را با آداب خاصي مي خواندند.
وي مي افزايد: مضموني كه در اشعار انتخابي آنان مي آمد، استقبال از رسيدن چنين ماه پر بركتي را مي رساند كه بسيار جذاب و دلنشين بود اما مهمتر از همه در شروع اين مناجات و دعوت مردم به فرستادن صلوات بود. در برخي از نقاط به اين افراد 'چاووش سحري' مي گفتند و همواره شعر شاعران ايران توسط آنان قرائت مي شد.
جاويد در مورد آيين آواها و نواهاي 'بيدار سازي' مي افزايد: ايرانيان براي به موقع بيدار كردن مومنين در گذشته تمهيدات گوناگون و زيبايي انديشيده بودند كه زيبا ترين شكل آن، بهره گيري از تنوع موسيقايي بود و هر منطقه بسته به باورهاي خاص قومي قبيله اي و عرفي، به شكلي زيبا آن را انجام مي دادند.
افراد خوش صدا به حسب وظيفه اي كه ميراث اجدادي شان بود به حسب تكليفي كه برخود واجب مي دانستند يك يا دو ساعت به اذان مانده مناجات زيبايي را كه اغلب منتخبي از اشعار پارسي بود، بر بام خانه هايشان با نواهاي خوش اجرا مي كردند، مردم با اين آوازها بيدار شده و به تدارك سفره سحري مي پرداختند.
اين نغمات در هر منطقه نام خاصي داشت كه 'مناجات خواني'،'مناجات سحري'،'شب خواني رمضان' ، 'سحرآوازي ' و غيره از آن جمله بود.
او گفت: حسن مصطفي پور نوازنده دوزله در مهاباد، عبدالله شريعتي نوازنده سرنا در سنندج، گنجعلي سلماني زاده نوازنده كرنا در ايل قشقايي، علي مهدي پور نوازنده كرنا وسرنا، كاكاخان در فارس و مرحوم شاهميرزاد مرادي نوازنده سرنا در درود لرستان، از استادان به نام كشورمان هستند كه نواي سحري را با مهارت به اجرا در مي آورند اما اكنون ردي و نشاني از نواي رمضان آنان به گوش نمي رسد.
نويسنده كتاب ' آشنايي با موسيقي مناطق و نواحي ايران' مي افزيد: دهل زني (نقاره زني) نيز از جمله برنامه هايي بوده است كه همه روز در دو نوبت سحر و افطار و هر بار به مدت ده دقيقه تا يك ربع ساعت اجرا مي شد. اين موسيقي كه با ضرباهنگ خاصي اجرا مي شد، زمان باقي مانده تا وقت دعا و اذان سحر را اعلام مي كرد و در انتها يك بخش كوتاه داشت كه ريتم آن به هم ريخته بود و مردم با شنيدن آن متوجه مي شدند كه زمان كوتاهي به اذان مانده است. اين موسيقي در مازندران 'پيشنمازي' و در كردستان 'آوروغان' نام داشت.
جاويد ياد آور شد: نواختن دهل و نقاره در زمان اذان صبح و اذان مغرب در نقاره خانه ها و يا مكان هاي خاصي صورت مي گرفت و پس از اجراي اين موسيقي، توپ خاصي به نام زنبورك (شمخال) به صدا در مي آمد.
نويسنده كتاب 'آخرين خنياگر' گفت: در شب نوزدهم تا بيست و سوم ماه رمضان، تغييرات زيبايي در نغمه ها و منظوم هاي شعري پديد مي آيد و حزن و اندوه و حالت تضرع در آن فزوني مي يابد.
وي از رواج مرثيه خواني ويژه مولا علي(ع) در اين شب ها خبرداد و افزود: به همين سبب از لحاظ تنوع نغمگي داراي اقسام خاصي مي شد كه امروز فقط در مناطقي چون يزد، اصفهان، خراسان، كرمانشاه، مركزي و شهرري مي توان شاهد نمونه هايي از آن بود.
او گفت: مقتل سرايي يا مقتل خواني از زمان شهادت امير مومنان حضرت علي (ع) آغاز شد و 'اصبغ ابن نباته' نخستين كسي بود كه بر اين امر اهتمام ورزيد گرچه كه بيش از آن در مرگ عثمان نيز مقتل سروده اند اما اوج رواج آن از زمان شهادت حضرت علي (ع) آغاز شده است.
نويسنده كتاب 'موسيقي-رسانه' افزود: در روز عيد فطر نيز مجالس شادي برپا مي شد و اغلب به صورت 'ريزه خواني' چند تن از خوش صدايان قوم يا خانواده، اشعاري را به شاديانه فرار رسيدن عيد فطر مي خواندند كه در اصطلاح به آن 'قطره خواني' مي گفتند.
7330** 1701** 1654