۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷،‏ ۹:۲۰
کد خبر: 82904113
۰ نفر
حذف پله از پياد‌ه‌روهاي پايتخت

شايد از همان وقتي كه در كلاس درس خوش‌نويسي، براي روان‌نويسي از ما مي‌خواستند جمله عقل سالم در بدن سالم است را مشق كنيم، ذهنيتي وجود داشت كه آنهايي را كه تن سالمي ندارند، در خانه پنهان كنيم.

زور جمله‌هاي اين‌چنيني از جمله‌هاي كليشه‌اي شبيه به معلوليت محدوديت نيست، هميشه بيشتر بوده است؛ چون در پياده‌روي‌هاي روزانه و در مراكز تفريحي، خبري از حضور معلولان در سطح شهر نيست و البته دليل آن بودن عقل سالم در بدن سالم نيست، بلكه دليل اصلي آن، شهر بيمار و معلولي است كه از خدمت‌رساني به كم‌توان‌ها عاجز به نظر مي‌رسد و در واقع نمي‌تواند امكاناتي حداقلي براي عبورومرور و استفاده از فضاهاي شهري براي معلولان تهيه كند. به عبارتي ديگر، اين به دليل نقطه‌ضعف شهرسازي است كه بخشي از جامعه نمي‌توانند از آن استفاده كنند.

شهري كه براي عبورومرور ويلچر، براي بالارفتن از اتوبوس معلولان، براي پايين‌رفتن از پله‌هاي پرتعداد مترو و حتي براي رسيدن به يك خودپرداز براي گرفتن پول، توانايي پذيرش معلولان را ندارد، شهري معلول است. مناسب‌سازي فضاهاي شهري براي معلولان بحثي است كه تاكنون به آن توجه چنداني نشده است و مي‌توان گفت تا رسيدن به شرايط مناسب و استاندارد شهر براي معلولان، فاصله زيادي وجود دارد. اين در حالي‌ است كه مناسب‌سازي فضاي عمومي براي معلولان، يكي از شاخص‌هاي اصلي توسعه‌يافتگي محسوب مي‌شود.

در شرايطي كه در بيشتر كشورها بحث آماده‌سازي تمام شهر براي مادران شيرده، زنان باردار و معلولان جزء اصلي‌ترين مسائل شهري محسوب مي‌شود و با حضور در بخش‌هاي مختلف شهري، حضور اين دسته از اقشار جامعه به‌شدت ديده مي‌شود؛ اما در ايران هنوز كه هنوز است، حذف اين دسته از افراد راه‌حل بهتري به نظر مي‌رسد. اين مسئله تنها به مديريت شهري مربوط نمي‌شود، خيلي‌ها در رستوران‌ها از شنيدن صداي كودكان عصبي مي‌شوند يا حتي مديران مراكز خريد به حذف معلولان براي كم‌كردن زحمت ترجيح مي‌دهند تا دعوت آنها به مراكز خريد خود و همين باعث مي‌شود شهر خالي از معلولان و حتي مادران و كودكان آنها بشود و اين مسئله در ذهن تداعي شود كه چقدر خوب! تهران و ديگر كلان‌شهرهاي ايران اصلا معلول ندارند.

وضعيت كنوني شهرهاي ما حاكي از آن است كه در مديريت شهري و برنامه‌ريزي‌هاي مربوط به آن، چنين دغدغه‌هايي جايي نداشته‌اند. در بسياري از مناطق شهر، با دقت در چيدمان مبلمان شهري درمي‌يابيم اساسا به موضوع ايجاد امكانات براي معلولان حتي فكر هم نشده است. در حقيقت، گويا در تصور طراح مبلمان و فضاي شهر، اين بخش از مردم جامعه به‌كلي فراموش شده‌اند. در شهر بزرگي مثل تهران حتي ساده‌ترين و پيش‌پاافتاده‌ترين مكان‌ها مانند پياده‌روها، عاري از امكانات حركتي براي معلولان‌اند.

معلولان در پياده‌روها معمولا با پله يا موانع عبور موتورسيكلت‌ها مواجه مي‌شوند. همچنين عموما محل اتصال پياده‌روها به خيابان‌ها غيرهم‌سطح است و همين مسئله مانع عبور راحت معلولان از پياده‌رو به خيابان است. محل نشستن، جاي پارك ماشين، كاربري ساختمان‌ها، وسايل حمل‌ونقل عمومي و امكانات ديگر نيز كه جاي خود دارند. از طرفي، مسئله حقوق شهروندي معلوان نيز يكي از مسائل مهم در كشورهاي توسعه‌يافته محسوب مي‌شود. در قانون جامع حمايت از معلولان، راهكار عملي و اجرائي دقيقي براي اجراي مفاد قانون پيش‌بيني نشده است.

حداقل حقوق يك فرد معلول، حق دسترسي به اماكن و فضاهاي شهري است؛ اما زيرساخت‌هاي شهري اين اجازه را نمي‌دهند؛ آنچه در تبصره 3 ماده 2 قانون پيش‌بيني شده و سازمان بهزيستي را مجاز دانسته تا از ساير دستگاه‌هاي اجرائي و عمومي گزارش اقدامات مناسب‌سازي ساختمان در اماكن دولتي و عمومي را درخواست كند. از طرفي، ساير دستگاه‌هاي اجرائي و عمومي خود را موظف و مسئول به گزارش‌دهي به سازمان بهزيستي نمي‌دانند. قانون جامع حمايت از حقوق معلولان در راستاي تحقق حقوق آنها در ســال 1382 تصويب شد و در سال 1383 به تأييد مجلس رسيد؛ اما هرگز نتوانست مثمرثمر براي آنها باشد.

با درنظرگرفتن مشكلات معلولان و فعاليت نهادهاي مردمي و دستگاه‌هاي اجرائي، فرهنگ حمايت از حقوق شهروندي معلولان نياز به بازنگري جدي دارد. مقوله‌اي كه در جامعه ما هنوز جانيفتاده و لازم است علاوه بر بررسي قانون جامع حمايت از معلولان در صحن علني مجلس، نحوه فرهنگ‌سازي در زمينه بهره‌مندي از توانمندي‌ها و حفظ حقوق شهروندي معلولان در كميسيون فرهنگي نيز بررسي شود، ولي اكنون اقدامات حوزه معلولان جزيره‌اي است.

بر اساس گزارشي كه هرساله در آمريكا درباره بهترين و بدترين شهرها براي افراد داراي معلوليت منتشر مي‌شود، در‌ سال ٢٠١٦ به ترتيب شهرهاي اورلند پارك، سكاتزديل، لينكلن، گيلبرت و پئوريا، رتبه نخست تا پنجم را به‌عنوان بهترين شهرها براي افراد معلول كسب كرده‌اند. در اين آمار، شاخص‌هاي مختلفي مدنظر قرار گرفته است، مثل تعداد سرانه پزشكان به تعداد افراد معلول يا ميزان دسترسي معلولان به پارك‌ها. همچنين بر اساس اين گزارش شهر‌هاي بركلي، كالامازو، نيويورك، لاكراس و لوئيزويل، پنج شهر نخست مناسب براي نابينايان معرفي شده‌اند. در اين گزارش، معيارهايي مانند وضع پياده‌روها، دردسترس‌بودن حمل‌ونقل عمومي، هزينه‌هاي زندگي و دردسترس‌بودن شغل براي افراد با توانايي‌هاي مختلف، در نظر گرفته شده است.

حالا شايد در مديريت شهري پايتخت ايران نيز آرام آرام مسئله اهميت وجود معلولان و افراد كم‌توان در شهر مدنظر قرار مي‌گيرد؛ مسئله‌اي كه شايد بتواند افرادي را كه مدت‌هاست اثري از آنها در شهر ديده نمي‌شود، دوباره به معابر بازگرداند و حقوق شهروندي آنها مورد توجه قرار بگيرد. ماجرا از اين قرار است كه مديركل معماري و ساختمان شهرداري تهران از اصلاح معابر شهري سخن گفت و با بيان اينكه در گذشته به دليل بي‌توجهي مهندسان ناظر و دستگاه‌هاي نظارتي شاهد احداث پله و اختلاف سطح در معابر بوديم، از اجراي طرح جديد مناسب‌سازي پياده‌روها خبر داد و گفت: قرار است در گام اول به‌صورت ضربتي معابر نامناسب را شناسايي و اصلاح كنيم، ضمن اينكه به مناطق ابلاغ كرديم تا با نظارت دقيق از ايجاد هرگونه پله يا رمپ داخل پياده‌روها جلوگيري كنند.

سيدحميد موسوي با اشاره به برنامه‌‌ريزي‌هاي مديريت شهري در راستاي مناسب‌سازي پياده‌روهاي پايتخت گفت: متأسفانه به دليل شيب طبيعي بيشتر معابر به‌ويژه در جهت شمال به جنوب و عدم توجه به كد ارتفاعي هر پلاك، در سال‌‌هاي گذشته شاهد احداث پله و اختلاف سطح در معابر بوديم. اين موضوع از يك طرف موجب اغتشاش در منظر شهري شده است و از طرف ديگر به دليل ايجاد اشكال براي تردد افراد ناتوان و جابه‌جايي وسايلي مانند كالسكه به هيچ عنوان با مباني مناسب‌سازي همخواني ندارد.

او با تأكيد بر اينكه قرارگرفتن بخشي از رمپ پاركينگ داخل معابر از ديگر مشكلات پياده‌‌‌روهاي تهران است كه مي‌‌تواند در بسياري از موارد خطرآفرين باشد، اظهار كرد: براي جلوگيري از اين موارد در گذشته بخش‌نامه‌هايي به مناطق ابلاغ شد اما به دليل بي‌توجهي مهندس ناظر و البته دستگاه‌هاي نظارتي در برخي از موارد شاهد بروز بي‌‌‌قانوني بوده‌‌ايم.

مديركل معماري و ساختمان شهر تهران با اشاره به اقدامات شهرداري تهران در راستاي مناسب‌‌سازي پياده‌‌‌‌روهاي پايتخت تصريح كرد: قرار است در گام اول به صورت ضربتي به اين موضوع ورود پيدا كرده و بسياري از معابر را از اين حيث مناسب‌سازي كنيم، ضمن اينكه به مناطق ابلاغ كرديم تا با نظارت دقيق از ايجاد هرگونه پله يا رمپ داخل پياده‌‌روها جلوگيري كنند.

موسوي ادامه داد: در گام دوم از مهندسان ناظر خواستيم تا موارد رقوم ارتفاعي در زيرزمين و همكف را از مراحل اوليه تا پايان كار به طور كامل رصد و گزارش كنند تا در نهايت شهرداري در عمل انجام‌شده قرار نگيرد. در آخر نيز صدور پايان كار منوط است به تأييد ويژه مهندس ناظر مبني بر اينكه هيچ پله‌‌‌اي داخل گذر ايجاد نشود و هيچ رمپي داخل معبر امتداد پيدا نكند.

او در ادامه به اصلاح پياده‌روهاي برخي از معابر اصلي و پرتردد شهر توسط پيمانكاران شهرداري تهران پرداخت و خاطرنشان كرد: در اين خصوص از آنجا كه نگاه مناسب‌سازي حاكم نيست، در برخي از موارد نظر مديريت شهري تأمين نمي‌شود؛ به همين دليل بنا شد كميته‌اي با حضور نمايندگان معاونت فني و عمران، حمل‌ونقل و ترافيك و شهرسازي و معماري تشكيل شود تا در مرحله اول يك‌سري معابر شناسايي و در مرحله بعد پروفيل طولي و كدهاي ارتفاعي املاك اصلاح شوند.

مديركل معماري و ساختمان شهرداري تهران با اشاره به برنامه مديريت شهري براي برخورد با تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته است، ابراز كرد: در زمينه رمپ‌‌هايي كه داخل معابر امتداد پيدا مي‌‌كنند، متأسفانه در‌حال‌حاضر با يك عمل انجام‌شده روبه‌رو هستيم؛ به اين معنا كه با توجه به مشكل پاركينگ در تهران اگر دستور حذف رمپ‌ها را بدهيم، به نوعي مشكل موجود تشديد و ملك نيز دچار مشكل مي‌شود. به همين دليل به دنبال آن هستيم تا براي هر كدام از اين موارد دستورالعمل‌هاي اصلاحي خاص خود را تعريف كنيم؛ براي مثال در مواردي با نرده مي‌توان فضاي پياده‌رو را امن كرد.
به گفته موسوي با توجه به اينكه بخش‌نامه‌هاي لازم در گذشته صادر شده، تلاش ما اين است كه حساسيت‌‌هاي بين‌دستگاهي را افزايش دهيم و به‌طور مستمر بر اجراي قانون نظارت داشته باشيم تا در نهايت به اهداف شهر دوستدار كودك نزديك شويم.

براي سخت‌بودن حركت معلولان در سطح شهر، فقط كافي‌ است يك‌بار روي يك ويلچر بنشينيد و بدون كمك كسي سعي كنيد آن را روي آسفالت‌هاي ناهموار شهري حركت دهيد. يك معلول كه براي حركت نيازمند ويلچر است، نياز به يك دوره آموزشي و آماده‌كردن قدرت بدني براي حركت‌دادن ويلچر دارد. به‌جلوراندن ويلچر حتي در يك سطح صاف و صيقلي كار ساده‌اي نيست. معلولان به دليل راندن ويلچر دستاني هميشه زخم و البته عضلاتي بسيار قوي دارند. ويلچر شبيه ماشين نيست، حركت‌دادن چرخ‌هاي يك ويلچر به معناي حمل‌كردن كل بدن است، شايد اگر يك‌بار امتحانش كنيد، درك كنيد كه آنها براي حركت روي ويلچر آن هم در شهر چه مشقتي را تحمل مي‌كنند.

*منبع:روزنامه شرق،1397،2،13
**گروه اطلاع رساني**1893**1732**