۲ اردیبهشت ۱۳۹۷،‏ ۱۰:۲۲
کد خبر: 82893288
۰ نفر
مسير سبز در حراست از انقلاب

ابوشريف، عضو نخستين شوراي فرماندهي سپاه در تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نقش داشت و در ارديبهشت 1358، از سوي شوراي انقلاب اسلامي به‌عنوان فرمانده عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تعيين شد.

عباس آقازماني معروف به ابوشريف به سال 1318 شمسي در محله مولوي تهران به‌دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در دبستان و دبيرستان تمدن به پايان رساند. در سال 1339 به دانشسراي تعليمات ديني رفت و ضمن تحصيل به تدريس در مدارس تهران، دماوند و لاريجان پرداخت. در لاريجان با عباس دوزدوزاني، يكي از مبارزان و فعالان سياسي آشنا شد و پس از قيام 15 خرداد، بواسطه او به حزب ملل اسلامي راه يافت و مسئوليت شاخه‏‌اي از حزب را به عهده گرفت. در مهر 1344 حزب ملل اسلامي كشف شد و رهبر و اعضاي آن دستگير شدند.

ابوشريف نيز بازداشت شد و 2 سال در زندان‏‌هاي موقت شهرباني، عشرت‏‌آباد، جمشيديه و قصر به سر برد. پس از آزادي از زندان، تحصيل در دانشگاه را آغاز كرد و موفق شد از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گواهينامه مترجمي در رشته زبان عربي و از دانشكده الهيات همان دانشگاه در رشته حقوق اسلامي مدرك كارشناسي بگيرد. در پاييز 1346 وي به همراه جواد منصوري، احمد و عليرضا سپاسي آشتياني گروه حزب‏‌الله را بنيان نهاد كه هدف آن مبارزه با حكومت پهلوي و برقراري نظام اسلامي بود و به‌صورت مخفي و با استراتژي آموزشي و مسلحانه عمل مي‌كرد.او براي زندگي مخفي در خارج از كشور بخصوص در ميان مسلمانان عرب، نام مستعار ابوشريف را براي خود برگزيد و به همين نام شهرت يافت.

ابوشريف در پاييز 1357 پس از مهاجرت امام خميني(ره) به فرانسه رفت و به گروه تأمين‌كنندگان امنيت خانه امام(ره) پيوست. او در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي به ايران بازگشت و به محل استقرار نيروهاي انقلابي در مدرسه رفاه رفت و به سازماندهي نظامي نيروها و تأمين امنيت و حراست آن‏جا پرداخت و از طرف كميته مركزي مسئول جمع‏‌آوري سلاح‌‏ها و سازماندهي افراد و گماردن آنها در مراكز حساس شد. ابوشريف در تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نقش داشت و در ارديبهشت 1358، از سوي شوراي انقلاب اسلامي به‌عنوان فرمانده عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تعيين شد. ابوشريف در 4خرداد 1359 به فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران منصوب و در كمتر از يك ماه در 27 خرداد 1359 استعفا داد.

** سپاه چگونه شكل گرفت و انتخاب فرماندهان در ابتدا به چه نحو بود؟
بعد از پيروزي انقلاب در يكي از روزها در نزديكي مدرسه رفاه با شهيد بهشتي مواجه شدم. ايشان پرسيدند: كجا هستيد و چه كار مي‏‌كنيد؟ گفتم تازه از پاكستان آمده‏‌ام و به سهم خودم فعال هستم. ايشان گفتند بياييد و در اين‏جا (مدرسه رفاه) فعال شويد و به جمع كردن اسلحه‌هايي كه ازپادگان‌ها بيرون آورده مي‌شود مشغول شويد. بنابراين آمدم مدرسه رفاه و تعدادي از دوستانم هم آمدند، كم‏كم به مراكزي كه لازم بود نيروهاي مسلح فرستاديم و اسلحه‏‌هايي را هم كه مردم گرفته بودند و مي‏‌خواستند تحويل بدهند، تحويل مي‏‌گرفتيم و انبار مي‌‏كرديم.

در همان ايام، يكي از آشنايان دو تا خانه بزرگ در اختيارمان گذاشت، چون مدرسه رفاه گنجايش لازم را نداشت، ساختمان‌ها را مركز قرار داديم واسلحه‌‏ها را برديم آن‏جا و آموزش را هم به همان‏ جا منتقل كرديم و آن‏جا شد مركزي براي فعاليت‌‏هاي نظامي ما.بعد از چند وقت ديديم آن‏جا هم كوچك و تنگ است و جاي اسلحه ومهمات نيست، افرادي هم كه براي آموزش ديدن مي‌آمدند در حال زياد شدن بودند، لذا با مشورت آيت‌الله موسوي اردبيلي پادگان جمشيديه را درنظر گرفتيم و رفتيم آن‏جا را مركز قرار داديم. البته در اين زمان از نظر آموزشي كادر خيلي خوبي داشتيم. بعد حفاظت از نقاط حساسي همچون؛ بيت‏‌امام، فرودگاه، راديو تلويزيون و... به‌عهده ما گذاشته شد.

** دايره فعاليت آن روزهاي شما شامل چه حوزه هايي مي شد ؟
آن موقع ضدانقلاب فعاليت خودش راشروع كرده بود و احزاب مختلف، مانند حزب دموكرات وسايرگروهك‌ها به تحريك مردم در كردستان مي‌پرداختند، در جنوب هم خلق عرب و آقاي شبيرخاقاني شروع به فعاليت كرده و در آبادان و مسجد سليمان حضورفعالي داشتند. بعد دامنه ناآرامي‌ها به بلوچستان و تركمن صحرا كشيده شد، حتي در تبريز هم حزب خلق مسلمان عده‌‏اي را تحريك كرده و به‌ جان انقلاب انداخته بودند. دراين گير و دار جنگ كردستان آغاز شد و حزب كومله و دموكرات خيلي سريع شهرها را اشغال كردند و پادگان‌‏ها را گرفتند.

** گروه هاي ديگر هم بودند؟
وقتي كه ما در اين فعاليت‏‌ها بوديم، يك عده ديگري هم در مدرسه رفاه به كارهاي نظامي اشتغال داشتند. آنها زير نظر دولت موقت وآقاي بازرگان بودند و در رأس‌شان آقاي ابراهيم يزدي بود، از طرف آقاي يزدي هم اشخاصي مثل آقاي دانش منفرد مشغول كاربودند. اينها از آن‏جا آمدند و يك كارهايي را شروع كردند. بعد آقاي غرضي، آقاي رفيق‏دوست و آقاي صباغيان كه در كميته كارشان توسعه پيدا كرد، آمدند و رفتند در مركز سلطنت‌‏آباد- پاسداران فعلي- در مركز ساواك سابق و آن‏جا را مركز قرار دادند و فعاليت خود را شروع كردند. ‏بعد ازمدتي كه ناآرامي‌ها در كردستان اوج گرفت، يك روز آقاي رفيق‏دوست آمد و به من گفت؛ اوضاع خراب است، شما در اين‏جا كار مي‏‌كنيد، ما هم آن‏جا كار مي‏‌كنيم. اوضاع مملكت هم به مرحله خطرناكي رسيده است، شما بياييد تا با هم سپاه‏‌ها را ادغام كنيم. ما هم موافقت كرديم، قرار شد بياييم، بنشينيم و با هم جلساتي را به منظورهماهنگي برگزار كنيم و فعاليت مشترك را شروع كنيم.

** مشورت ها و مشاوره هايتان بيشتر با چه كساني بود ؟
با افراد شوراي انقلاب يعني آقاي موسوي اردبيلي، شهيد بهشتي، آقاي خامنه‌‏اي و ساير افراد تماس گرفتيم و قرار شد جلساتي بگذاريم، در اين جلسات از طرف شوراي انقلاب، آقاي هاشمي رفسنجاني مأمور شدند كه بيايند و در جلسات شركت كنند، تا گروه‌‏هاي مسلح را به صورت يك سازمان واحد درآوريم و يك آيين‏‌نامه برايش بنويسيم و به آن رسميت بدهيم. چون تا آن زمان چنين چيزي درسيستم نظامي كشور نبود، فقط ارتش، ژاندارمري و پليس بود.قرار شد در اين جلسات پاسداران مختلف را هماهنگ و سازماندهي كنند و يك سازمان واحدي درست كنند و به آن رسميت و امكانات بدهند.جلسات در همان جمشيديه برقرار شد، آقاي‏ هاشمي آمدند و بر بحث‏‌ها و تدوين امور مربوطه، نظارت داشتند و اساسنامه‌اي هم نوشته شد. البته ناگفته نماند همزمان با ما شهيد محمد منتظري هم يك عده‌‏اي از افراد گارد سلطنتي را گردآورده و در ساختمان اداره گذرنامه در خيابان شهرآرا مستقر كرده بود، شهيد كلاهدوز هم با آقاي محمد منتظري آن‏جا بودند. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم در حال تشكيل بود، جلساتي داشتند كه ما هم بعضي اوقات در اين جلسات شركت مي‏‌كرديم. سه نفر از طرف گروه‏‌هايي كه عمليات مسلحانه داشتند مي‌آمدند و در اين جلسات شركت مي‌كردند. شهيد محمد منتظري به‌همراه آقاي شهيد يوسف كلاهدوز و آقاي محمد كاظم بجنوردي از طرف گروهي كه درساختمان گذرنامه بودند مي‌آمدند. از طرف ما هم بنده بودم، آقاي جواد منصوري و آقاي عباس دوزدوزاني شركت مي‌كرديم. از طرف سپاه سلطنت‌‏آباد هم آقاي رفيق‏دوست، آقاي بشارتي و بعضي اوقات آقاي دانش منفرد مي‌‏آمدند، بعضي وقت‏‌ها هم شخص ديگري را مي‌‏فرستادند، ولي آقاي بشارتي و آقاي رفيق‏دوست پاي ثابت جلسات بودند.

از طرف مجاهدين انقلاب هم آقاي محسن رضايي، آقاي الويري و آقاي فروتن مي‌آمدند كه بعضي وقت‏ها آقاي محسن رضايي و آقاي الويري نمي‌آمدند و فرد ديگري جاي ايشان مي‌‏آمد. شهيد محمد منتظري بعد از چند وقت، بيشتر در كارهاي سياسي فعال شد و اداره ساختمان گذرنامه را هم به ما تحويل داد. چون نيرو براي اداره آن‏جا نداشتند و بجز چند نفر از برادراني كه از گارد آورده بودند افراد جديدي را جذب نكرده بودند. اما افراد زيادي در اختيارداشتيم. لذا اداره ساختمان گذرنامه را به ما واگذاركردند كه ما اسلحه‏‌ها را آورديم و بعد از چند وقت هم، ساختمان گذرنامه را تحويل داديم.

** اين جلسات مقدماتي چقدر طول كشيد؟
تقريباً يك ماهي اين جلسات ادامه داشت تا اين‏كه آيين‌‏نامه سپاه پاسداران آماده شد. در اين آيين‏‌نامه طرحي ريخته شد كه تشكيلات سپاه داراي شوراي فرماندهي، متشكل از يك فرمانده كل، يك فرمانده عمليات، يك مسئول تداركات، يك مسئول روابط عمومي، يك مسئول اطلاعات و يك مسئول آموزش باشد. بعد آمدند سازماندهي كردند و قرار شد افراد با توجه به تجارب‌شان در اين موقعيت‌ها گمارده شوند. پس از آن آمدند وسابقه زندگي افراد را سؤال كردند. چون بنده تجربه‏‌ام از نظر نظامي از ديگران بيشتربود، من را به‌عنوان فرمانده عمليات انتخاب كردند و براي باقي پست‌ها هم افرادي را انتخاب و منصوب كردند. مثلاً آقاي رفيق‏دوست مسئول تداركات شدند، آقاي جواد منصوري فرماندهي كل، آقاي فروتن روابط عمومي، آقاي بشارتي اطلاعات و آقاي كلاهدوز هم آموزش.اساسنامه كه تدوين شد، شوراي انقلاب به رياست شهيد بهشتي حكمي را براي ما شش نفر به‌مدت 6 ماه صادر كردند. 6 ماه اين جريان ادامه داشت وما به فعاليت خود ادامه داديم. پس از انتقال به محل اصلي سپاه، مركز جمشيديه هم شد بخش خواهران و آن‏جا را تحويل داديم و آمديم به مركز سلطنت‏‌آباد- پاسداران فعلي- و ديگر سپاه‏‌ها در يكديگر ادغام شد و تبديل به يك سپاه واحد شد.بنابراين دفترها يكي شد و ديگر آن سيستم سابق به‌هم خورد. آقاي محمد منتظري كنار كشيد و مجاهدين انقلاب هم كه جا و مكان خاصي نداشتند، آمدند در تركيب سپاه تازه تأسيس و هركدام گوشه‌اي را گرفتند ومشغول به كار شدند. بدين نحو سپاه رسماً كار خود را آغاز كرد، حقوقي هم براي اعضاي آن در نظر گرفتند و لباس و آرم‏شان هم مشخص شد.

*منبع: روزنامه ايران؛ 1397،2،2
**گروه اطلاع رساني**1699**2002