عملیات والفجر مقدماتی با هدف تصرف شهر العماره عراق

تهران - ایرنا -عملیات والفجر مقدماتی باهدف تصرف پل غزیله و تصرف شهر استراتژیك« العماره» عراق در روز 17 بهمن ماه سال 1361 در منطقه عملیاتی فكه با حضور رزمندگان اسلام با استعداد نیروهای بسیج ، سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.

«فكه روایت سرزمینی است كه رمل‌های آن پیكرخونین بسیاری از عزیزان این سرزمین را كفن كرده است ، فكه حكایت آن وادی خشك و سوزان بقیع است؛ فكه، تجلی كربلا و صد ها تن صنوبر پرپر شده بوستان ولایت و تجلی گران حماسه “ارواح التی حلت بفناك” است؛ ولی عجبا كه چه زیبا عطش سربازان مطیع مطلق «مهدی موعود» فرو نشست و چه عاشقانه در میان رمل های داغ و سوزان فكه ، جام می از دست ساقی نوشیدند و سیراب شدند و بالهای خسته خویش را گشودند و رفتند و رفتند و رفتند تا اوج پركشیدند و صدای هلهله كروبیان آن هنگام كه بال در بال یكدیگر گشوده بودند و عروج بی قرارانه فرزندان زهرا را جشن می گرفتند ، در ملكوت اعلی طنین افكنده بود، به راستی كه مقام قرب الهی گوارای وجودشان باد».
*** منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی
منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی از شمال به میشداغ و برقازه از جنوب به هورالهویزه از شرق به چزابه و شهر بستان و از غرب به شهر العماره عراق و رودخانه دجله منتهی می شد.
در این منطقه ، رودخانه های متعددی وجود دارد، از جمله« رودخانه دویرج كه از كوه های شمالی منطقه سرچشمه گرفته و به هورالسناف می ریزد و رودخانه میمه كه سرچشمه آن ارتفاعات ایلام است و به طرف هور بن عمران (جنوب هورالسناف) منتهی می شود».
در حالی كه عدم موفقیت در عملیات رمضان، دورنمای پیشروی در شرق بصره را دور از دسترس نشان می داد، پیروزی در عملیات محرم و تسلط بر زمین های تخت استان میسان، دستیابی به شهر العماره عراق كه به عنوان تهدید هم زمان علیه دو شهر بصره و بغداد محسوب می شد را امكان پذیر كرده بود.
به همین منظور و نیز از آن جایی كه فرماندهان جنگ ناگزیر بودند در مقابل تجهیزات برتر عراق، زمین سخت را گزینش كرده و درگیری در وضعیت دشوار را به دشمن تحمل كنند، منطقه رملی غرب ارتفاعات میشداغ حدفاصل فكه تا چزابه برای انجام عملیات سرنوشت ساز والفجر انتخاب گردید.
*** طرح عملیات والفجر مقدماتی
در طراحی عملیات مقرر شد قوای دو قرارگاه كربلا و نجف به طرف العماره تك نمایند. در مرحله اول، قوای قرارگاه نجف در محور طاووسیه تا رشیده، حد فاصل خط تا كانال های آخر را تصرف كرده و در مرحله دوم و در ادامه تك، جناح راست تا حاشیه جنوبی دویرج(پشت جاده آسفالت فكه و در غرب بزرگراه و سرپل حلفائیه) را تصرف نمایند.
نیروهای قرارگاه كربلا نیز می بایست با استفاده از معابر وصولی جای پای تصرف شده توسط قرارگاه نجف را تا چزابه ادامه داده و در پشت كانال پدافند نمایند.
در مرحله دوم منطقه شرق غزیله و شمال هورالهویزه پاكسازی شده و سرپل غزیله تامین گردد. هم چنین با احداث خاكریز، جناح قوای كربلا می بایست تامین شود تا چنانچه ماموریت قوای نجف در رسیدن به جاده با مشكل مواجه شد، جناح قوای كربلا از تعرض و آسیب دشمن مصون بماند.
در صورتی كه اهداف مراحل اول و دوم عملیات تحقق می یافت، چنین پیش بینی شده بود كه با بازسازی یگان ها و ایجاد شرایط مناسب و نیز با توجه به وضعیت دشمن، عملیات در مرحله سوم به سمت العماره ادامه یابد. همچنین مقرر شد در منطقه چیلات و طیب تك فریب انجام شود و لشكر 14 امام حسین علیه‌السلام نیز ماموریت داشت تا در منطقه فاو عملیات فریب انجام دهد.
***شرح عملیات
عملیات والفجر مقدماتی در ساعت 21و 30 دقیقه روز 17بهمن سال 1361 پس از اعلام رمز مبارك «یاالله، یاالله، یاالله» از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاك آغاز شد و نیروها در تاریكی مطلق شب به منظور پاكسازی میادین مین و شكستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی كردند. وسعت و عمق موانع و استحكامات دشمن و وجود كانال های متعدد كه دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شكسته شده بود، لیكن به دلیل عدم پاكسازی منطقه ( در حالی كه تاریكی شب رو به پایان بود ) طبیعی به نظر می رسید كه امكان استقرار كامل وجود نداشته باشد.
در واقع تاریكی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاكسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند كه به عدم تامین كامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.
به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی كه به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولان و نیز تبلیغات سو دشمن ، مرحله دوم عملیات در ساعت 21 روز 20 بهمن سال1361 به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز گردید. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل كننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه كارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان گردید.


*** استعداد قوای دشمن
مسئولیت پدافند از منطقه عملیاتی (از چیلات تا هورالعظیم) به عهده سپاه چهارم عراق بود. لشكرهای سازمانی این سپاه نیز عبارت بودند از:
الف ؛ لشكر 14 پیاده ؛ شامل: تیپ 421 پیاده ،تیپ 422 پیاده ،تیپ 18 پیاده كوهستانی
و تیپ گردان تانك سیف سعد ،
منطقه گسترش لشكر 14 عراق از شیب تا پاسگاه دویرج و مقر فرماندهی آن نیز در غرب تقاطع جاده چزابه - غزیله با جاده صفریه بود.
ب ؛ لشكر 1 مكانیزه؛ شامل:تیپ 108 پیاده ،تیپ 501 پیاده ؛تیپ 1 مكانیزه
تیپ های 92، 93 و 94 پیاده، 34 زرهی و 27 مكانیزه (به عنوان احتیاط) منطقه گسترش این لشكر از پاسگاه دویرج تا پاسگاه پیچ انگیزه و مقر فرماندهی آن نیز در جنوب منطقه بزرگان بود.
ج ؛ لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ 17 زرهی،تیپ 42 زرهی،تیپ 34 زرهی،تیپ 24 مكانیزه ،تیپ 412 پیاده
منطقه گسترش این لشكر از پیچ انگیزه (شیار به جلیه) تا جنوب غربی دهلران (چیلات) بود.
د ؛ نیروهای احتیاط؛ شامل:لشكر 3 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف جنوبی،تیپ 30 زرهی از لشكر 6 زرهی، در منطقه جنوب زبیدات،تیپ 16 زرهی از لشكر 6 زرهی، در منطقه العماره ،تیپ 25 مكانیزه از لشكر 6 زرهی، در منطقه شرق هورالسناف،تیپ 37 زرهی از لشكر 12 زرهی، در منطقه بزرگان،تیپ 101 پیاده گارد مرزی، در منطقه العماره،تیپ 10 زرهی وابسته به ستاد كل، احتمالا در شمال العماره،تیپ های 48 پیاده و 49 زرهی ار لشكر 11، در منطقه العماره،تیپ 51 زرهی مختلط، در منطقه فكه ،گارد ریاست جمهوری، در منطقه بزرگان و تیپ 704 پیاده در منطقه صفریه تا رشیده
*** استعداد رزمندگان بسیج، سپاه و ارتش
بعدازعملیات محرم، سپاه پاسداران درصدد گسترش سازمان رزم خودی برآمد، برهمین اساس لشكر فتح به سپاه 3 صاحب الزمان (عج) تبدیل شد و سازمان تمامی تیپ های تابع آن به جز تیپ 44 قمر بنی هاشم علیه‌السلام نیز به لشكر تغییر یافت.
لشكر ظفر نیز سپاه 11 قدر را تشكیل داد و در نتیجه دو تیپ 27 و 31 آن به لشكر تبدیل شدند و سه تیپ جوادالائمه علیه‌السلام،امام رضا علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام نیز لشكر نصر5 را به وجود آوردند. همچنین، یك تیپ مستقل به نام تیپ 10 سید الشهدا علیه‌السلام تشكیل شده و تحت امر این سپاه در آمد.

لشكر فجر هم با تیپ های المهدی (عج)، امام سجاد علیه‌السلام و ثارالله به سپاه هفتم حدید تبدیل شد. در این میان لشكر فجر با همان سازمان لشكر باقی ماند، تیپ ثارالله نیز كه به لشكر تبدیل شده بود، به اتفاق لشكر قدس (شامل: لشكر 7 ولی عصر و تیپ 15 امام حسن) و لشكر 8 نجف تحت امر سپاه هفتم قرار گرفتند.
به این ترتیب با گسترش سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد سه سپاه عملیاتی، قرارگاه مركزی خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم جهت انجام این عملیات استعداد زیر را در نظر گرفت:
قرارگاه كربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 3 صاحب الزمان (عج)،لشكر 14 امام حسین علیه‌السلام با استعداد 8 گردان،لشكر 25 كربلا به استعداد 11 گردان،لشكر 17 علی بن ابی طالب علیه‌السلام با استعداد 14 گردان،تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه‌السلام با استعداد 5 گردان وسپاه 7 حدید
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر را عهده داشت:
لشكر 7 ولی عصر (عج) با استعداد12 گردان،تیپ 15 امام حسین علیه‌السلام با استعداد 10 گردان،لشكر 8 نجف اشرف با استعداد 14 گردان،لشكر 41 ثارالله علیه‌السلام با استعداد 11 گردان،لشكر 19 فجر با استعداد 24 گردان
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
سپاه 11قدر،لشكر 27 محمد رسول الله ص با استعداد 24 گردان،لشكر 31 عاشورا با استعداد 13 گردان،تیپ مستقل 10 سیدالشهدا علیه‌السلام با استعداد 7 گردان
یگان های ارتش جمهوری اسلامی نیز زیر تحت امر فرماندهی این عملیات بودند از جمله :،لشكر 16 زرهی با استعداد 6 گردان تانك و 6 گردان مكانیزه،تیپ 84 خرم آباد با استعداد 4 گردان پیاده و 1 گردان تانك،
توپخانه رزمندگان ایرانی نیز با استعداد ،ارتش 16 گردان وسپاه با 7 گردان فعال بودند.

***بررسی عملیات
از ابتدای پیشروی نیروهای خودی از نقطه رهایی تا رسیدن به خط دوم دشمن بیش از 16 نوع مانع از سوی دشمن تعبیه و ایجاد شده بود و یا به صورت عارضه طبیعی منطقه وجود داشت. دشمن با این اقدامات در واقع آن چه را به صورت تجربه از عملیات های گذشته به دست آورده بود، تقریبا به صورت كامل در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی اجرا كرد.
ارتش عراق سعی داشت با موانع یاد شده تا حد امكان در پیشروی نیروهای ایرانی تاخیر بیاندازد. از این رو، موانع مزبور به منزله زنگ خطر و عامل هشدار دهنده محسوب می شد. و از طرفی به طور طبیعی توان نیروها را جهت تامین اهداف در شب می گرفت، علاوه بر این، گرفتن جناح و به كارگیری نیروی احتیاط دو موضوع قابل توجه بود كه در تاكتیك های دشمن در عملیات والفجر مقدماتی مشاهده گردید.
موضوع دیگر اینكه در گذشته نیروهای هجومی و اصلی دشمن در خطوط حضور داشتند و به طور طبیعی در معرض آسیب پذیری نیروهای مهاجم بودند؛ لیكن در این عملیات نظر به این كه دشمن شكستن خط را برای خود مفروض می دانست، نیروهای هجومی اش را در احتیاط قرار داد و با گذاردن نیروهای پدافندی در خط و عمق بخشیدن به میادین مین و ایجاد موانع دیگر عملا سعی بر این داشت كه پس از گرفتن توان نیروهای مهاجم با وارد كردن نیروهای اصلی خود مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.
***نتایج عملیات
در این عملیات علاوه بر انهدام قابل توجه تیپ های 905 و 704 و یك گردان از نیروهای سودانی، تعداد 113 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
دشمن در این عملیات 2500 كشته و زخمی و 113 اسیر برجای گذاشت.
بر اساس گزارش های متعدد مراكز نظامی و استراتژیك ، با این عملیات طراحان نظامی كشورمان دریافتند كه عملیات های بعدی باید در مناطق عاری از نقاط قوت دشمن (موانع، آتش توپخانه و...) انجام شود. از سوی دیگر، مناطق انتخابی باید به گونه ای باشند كه ضعف های خودی در آن كم تر بوده و جنگ متكی به نیروهای انسانی در آن مناطق عملی باشد. مضافا به اینكه فرماندهان سپاه پاسداران به این نتیجه رسیدند كه باید ضمن پرهیز از انتخاب مناطق با عمق زیاد، این انتخاب متناسب با قوای خودی باشد.
سردار قاسمی فرمانده وقت اطلاعات وعملیات لشگر حضرت رسول درعملیات والفجر مقدماتی درجمع دانشجویان با اشاره به هوشیاری دشمن قبل از انجام این عملیات، گفت: « سردار شهید حسن باقری قبل از عملیات و در جلسات گوناگون، مخالفت خود را با طرح این عملیات اعلام كرده بود.
پس از آگاهی عراق از انجام عملیات نیروهای جمهوری اسلامی در فكه و اطلاع از محورها و اهداف آن كه فتح شهر مهم و استراتژیك 'العماره' بود، در مدت كوتاهی تمام زمین رمل ( خاك نرم ) فكه به طور بی سابقه ای با همكاری كشورهای غربی مسلح شد.
این موانع عریض و طویل شامل ؛ میدانهای مین عظیم،كانالهای آب و خشك و حجم وسیعی از سیم خاردارهای حلقوی و حتی به توصیه كارشناسان نظامی غرب، خاكریزی در منطقه ایجاد نشد و استدلال آنها این بود كه اگر خاكریزی ایجاد شود، نیروهای ایران پس از تصرف آن، به عنوان جان پناه و سدی پدافندی در مقابل پاتك های سنگین عراق تبدیل خواهد شد و این تجربه ای بود كه در عملیات های گذشته ایران داشتند.
در چنین شرایطی،شهید حسن باقری فرمانده وقت عملیات سپاه، منطقه فكه را جهت انجام عملیات، بسته اعلام نمود و آن سردار متفكر و نابغه جنگ ، توجهش را جهت طراحی جدید، به سمت شمال فكه برد ولی متاسفانه در حین جمع آوری اطلاعات برای طراحی عملیات در شمال فكه، در یكی از محل دیدها در خطوط اول رزم،در روز نهم بهمن ماه 1361 به شهادت رسید.
سپس در شامگاه 17 بهمن ماه سال 61، علیرغم نظر آن شهید، عملیات والفجر مقدماتی در همان جبهه میانی فكه انجام شد و با وجود ایثار و از خودگذشتگی های بسیار و عبور از موانع متعددی قریب به شانزده رده دفاعی درنهایت، بدون دست آوردی برای جمهوری اسلامی به پایان رسید».
قاسمی افزود: در آخر باید یادی كنیم از پاسدار شهید محمد حسین حیدری،فرمانده یكی از گروهانهای گردان محبین تیپ 15 امام حسن مجتبی ع كه در آن شب عملیات مفقود شد و تاكنون پیكرمطهرش رخ ننمود و یاد و خاطره آن بسیجی های مظلوم و بی نام و نشان، كه غریبانه سربر كویر گرم فكه و هرجایی از جبهه نهادند،هماره در دل و جان و كردارمان، ماندگار و جاوید باد و شادی ارواح پاك شان، نجوا می كنیم فاتحه ای از سر اخلاص و ارادت كه كمترین حق شناسی است از نیك مردانی كه هرچه داریم و به آن مفتخریم، از بركت خونهای پاكشان است.
اجتمام / 1095 ** 1418
گزارش : رضا رضائی مجد ** ناشر: مریم برزآبادی