اولويت هاي توسعه فرهنگي

تهران- ايرنا- توسعه درعرصه هاي گوناگون بدون توسعه فرهنگي، مانا و پايدار نيست. از اين رو با ايجاد بستر مناسب فرهنگي مي توان تحقق توسعه در ابعاد مختلف را به نظاره نشست.

به گزارش گروه تحليل، تفسير و پژوهش هاي خبري ايرنا، امروز شنبه 23 ديماه، «سيد عباس صالحي» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در حاشيه اجلاس گفت و گوهاي فرهنگي آسيايي در جمع خبرنگاران توسعه فرهنگي را مقدمه توسعه اجتماعي، اقتصادي و سياسي دانست و گفت: اگر به فرهنگ به عنوان يك بستر روان ساز توسعه نگاه كنيم و نه تنها به عنوان يك ضلعي از زندگي اجتماعي، توسعه سياسي، اقتصادي و اجتماعي موثر نمي شود، مگر با توسعه فرهنگي.
به بهانه اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه اولويت توسعه فرهنگي به ذكر چند نكته مي پردازيم؛

1- ايران به علت داشتن تنوع قومي، زباني و حتي شرايط اقليمي گوناگون در هر منطقه سرزميني ويژه است اما به رغم وجود اين تنوع، مولفه هاي همگون و ناهمگون فرهنگي توانسته اند هويت و يكپارچگي خود را به شكل اندام وار در برابر تاخت و تاز بيگانگان حفظ كنند. اين مساله نشانگر آن است كه هويت مذهبي و فرهنگي ايران خود را در گستره تاريخ نه تنها حفظ بلكه به شكلي پويا بازآفريني كرده است. در واقع فرهنگ ما، فرهنگي متنوع و در عين تفاوت، داراي وحدت است.
بسياري معتقدند انقلاب اسلامي ايران انقلابي فرهنگي بود كه سياست در آن نيز بايد سياستي فرهنگي باشد. از همين رو به نظر مي رسد دايره فرهنگ گستره و اثرگذاري بيشتري بر ديگر حوزه ها، به ويژه عرصه سياسي دارد.
پربيراه نيست كه سياست را مي توان در قالب فرهنگ تعريف كرد چرا كه خيمه فرهنگ بزرگتر از چتر سياست است. از اين رو، توجه به گستره امر فرهنگي مساله اي حياتي و مهم براي جذب بيشينه و تقويت زمينه هاي مشروعيت نظام است.

2- توسعه از مهمترين مساله هايي است كه خوانش هاي متفاوتي از آن شده و در ايران نيز نگاه هاي متفاوتي نسبت به توسعه مطرح است.
در نگاه هاي توسعه گرا دسته بندي هاي مختلفي وجود دارد؛ گروهي معتقد به اولويت توسعه اقتصادي- صنعتي هستند و گروهي ديگر بر اين باورند كه در كنار اين زمينه توسعه اي، بايد به توسعه فرهنگي، سياسي و اجتماعي نيز توجه شود.
با اين حال به نظر مي رسد بدون ايجاد بستر مناسب فرهنگي نمي توان بدنبال تحقق توسعه در ابعاد ديگر جامعه بود. از اين روي طي سال هاي اخير مفهوم توسعه فرهنگي مورد توجه بسياري از مجامع جهاني از جمله يونسكو (سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد) قرار گرفته است.
براين اساس مفهوم توسعه فرهنگي توسط سازمان يونسكو در دهه 60 ميلادي در جهان رواج يافت. اين سازمان طي جلسات گوناگوني شرايط توسعه موزون و آگاهانه را به صورت برنامه ريزي آموزشي، سياست فرهنگي و سياست اطلاعاتي در دستور كار خود قرار داد. اين مفهوم تا آنجا براي يونسكو با اهميت بود كه دهه 1987 تا 1997 ميلادي توسط اين سازمان به عنوان دهه توسعه فرهنگي ناميده شد.

3- اكنون فقط هويت فردي، گروهي و اجتماعي انسان ها نيست كه ماهيت فرهنگي دارد، بلكه انواع فعاليت هاي اجتماعي، فراغتي، سياسي و حتي اقتصادي انسان ها نيز جنبه فرهنگي پيدا كرده است، به طوري كه به جرات مي توان گفت، سبك زندگي انسان ها و انواع فعاليت هاي آن ها فرهنگي هستند.
«تالكوت پارسونز» جامعه شناس آمريكايي، فرهنگ را با عنوان نيروي عمده اي تصور مي كرد كه عناصر گوناگون جهان اجتماعي يا به تعبير خودش نظام كنش را به هم متصل مي سازد. فرهنگ اين قابليت ويژه را دارد كه دست كم تا حدي به بخشي از نظام هاي ديگر تبديل شود.
به باور كارشناسان توسعه عرصه هاي گوناگون جامعه بدون توسعه فرهنگ نه مي تواند مدوام و پايدار باشد و نه مي تواند در جهت خودشكوفايي و تكامل انساني قرار گيرد.

4 - گفت وگوهاي فرهنگي مبناي توسعه فرهنگي است بخشي از سخنان وزير ارشاد بود. وي زمينه هاي توسعه فرهنگي را تفاهم، تعامل و گفت وگو دانست.
اين مساله نشانگر اهميت و جايگاه گفت و گو در بسط توسعه فرهنگي است. در واقع شكل گيري فرهنگ گفت وگو در جامعه ضرورت دارد و نهادينه شدن اين فرهنگ در نهاد خانواده ، مدارس و دانشگاه ها...، مي تواند به هموارسازي آن بيانجامد. بنابر اين رواج گفت و گو مي تواند به مثابه نقطه كانوني توسعه فرهنگي، مسير پيشرفت و ترقي را فراهم سازد.
تجربه ثابت كرده است كه بي توجهي به مقوله فرهنگ امر توسعه را به تاخير انداخته و مدلي ناقص و پر ايراداست. پس اگر كشوري در پي تحقق توسعه پايدار باشد، مسير آن از توسعه فرهنگي مي گذرد.

پژوهشم**458**1601** خبرنگار: محمد ستاري** انتشار: شهناز حسني
ايرنا پژوهش، كانالي براي انعكاس تازه ترين تحليل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشي ايران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شويد.